Peacemaker

Peacemaker

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Peacemaker 2022 S01E04 XviD-AFG
Peacemaker 2022 S01E04 WEBRip x264-ION10
Peacemaker 2022 S01E04 1080p WEB H264-CAKES
Peacemaker 2022 S01E04 720 WEB H264-CAKES
Peacemaker 2022 S01E04 720p WEB x265-MiNX[TGx]
Peacemaker 2022 S01E04 720p/1080p HEVC x265-MeGusta
Peacemaker 2022 S01E04 WEB x264-TORRENTGALAXY
Peacemaker 2022 S01E04 720p WEB H264-PECULATE
Peacemaker 2022 S01E04 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Peacemaker 2022 S01E04 1080p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by Stef@n
🅱️2️⃣ تورج پاکاری | Bia2Movies.bid ◄Ⓜ️

Tags

web
x264
720p
720
x265
webrip
BRip
HEVC
2CH
1080
Published on: 2022-01-20
Downloads: 87
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫خب بعد از اینکه پروانه ‫از سر گاف رفت بیرون،

‫چی به سرش اومد؟

‫من با تیر زدمش. ‫ترکید رفت

‫اگه می‎گرفتیش عالی میشد ‫ولی به گمونم خوبه که نذاشتی فرار کنه

‫مطمئن نیستم دوباره بتونم راه برم

‫چرا؟

‫حرومی نصفِ انگشت کوچیکه‌ی پام رو کَند

‫این مهم‎ترین انگشت پاست

‫- فکر نکنم ‫- خیلی‎خب، این حقیقت نداره

‫چرا، حقیقت داره! ‫بدون اون نمی‎تونی راه بری!

‫بدون انگشت کوچیکه پا ‫هم میشه درست راه رفت

‫همیشه خدا عین احمق‎ها می‎خوری زمین، ‫و همه بهت می‎خندن

‫کی آخه سر اینکه بخاطر نداشتن یه انگشت پا افتادی ‫بهت می‎خنده؟

‫فقط داشتم تصورش می‎کردم. ‫شرمنده

‫اگه استخوون‎های کف پات رو از دست بدی ‫نمی‌تونی راه بری

‫که میشه بند انگشت کوچیکه

‫ولی اگه فقط انگشت کوچیکه‎ پات رو از دست بدی، ‫جدی نیست

‫اونو چیکارش کنیم؟

‫- هی، نه! ‫- نه!

« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:

مترجم: تورج پاکاری

‫- الان می‌تونی رانندگی کنی؟ ‫- آره

‫هارکورت و آدبایو، ‫جعبه‎های خونه گاف رو بگردین

‫ببینین چیزی توشون هست که ‫بتونن ما رو به بقیه پروانه‎ها برسونن

‫من؟ چرا به جان نمیگی؟

‫اون باید جودومستر رو زنده نگه داره!

‫صلح‌طلب، بیا تو دفترم

‫مطمئنی که حواست جَمعه؟

‫- چی؟ ‫- دیشب خراب کردی

‫شوخیت گرفته؟ ‫شاید اگه یه کبوتر صلح کوفتی...

‫روی تفنگ‎ تک‎تیرانداز می‌‎ذاشتی ‫اینطوری نمیشد

‫یکی از مهم‎ترین مسائل سر کشتن یه نفر ‫واسه من،

‫یه کبوتر صلح کوفتی روی اسلحه‎ست

‫داری چرت میگی ‫و خودتم اینو میدونی

‫همینطورم بهم گفتی بچه بکشم. ‫دلیلش رو نگفتی!

‫آره باشه، یکی‌شون زشت بود

‫ولی کار رو راحت‎تر نکرد ‫سخت‏‎‏ترش کرد

‫کم کم دلم براش سوخت

‫آره، ممکنه سر اون قضیه ‫زیادی بهت فشار آوردم

‫من عهدی بستم که به هر قیمتی که شده ‫صلح برقرار کنم

‫مهمم نیست واسه رسیدن بهش ‫چندتا مَرد، زن و بچه رو باید بکشم

‫ولی فقط بخاطر اینکه تو میگی ‫بچه‎ای رو نمی‎کُشم!

‫مطمئنی دلیلش فقط همینه؟

‫- آره ‫- خوبه

‫چون الان دنیا به یه حرومزاده نیاز داره، ‫و تو تنها حرومی‎ای هستی که دارم

‫- لعنت! لعنتی! لعنتی! ‫- خب، به گمونم اونو هم دارم

‫ریدم توش، روش که راه میرم ‫درد می‌کنه

‫- مطمئنی؟ ‫- آره

‫چرا؟

‫شورشی یکمی...

‫به نظرت متوجهش نشدم؟

‫آره. ‫آره، درسته

‫از موقعی که مجبور شدم ‫با مَرد ماده‎خوار هم‎تیمی بشم

‫حس‎ام از اینکه چی عادیه و چی نیست ‫بهم ریخته

‫باید شورشی رو نزدیکت نگه داری

‫اگه اون دهن باز کنه ‫ممکنه همه‎چی رو خراب کنه

‫یه بار دیدم که یه رستوران وندیز کامل رو خورد

‫شورشی یه رستوران خورده؟

‫نه، مَرد ماده‎خوار. ‫قدرتش اینه، می‎تونه هرچیزی رو بخوره

‫سیب‎زمینی سرخ‎شده‎هاش رو دیر حاضر کردن یا همچین چیزی. ‫یارو روانیه

‫اسمش مرد ماده‎خواره؟

‫آره، با تمام این جریانات ‫چرا اینقدر پیگیر اونی؟

‫الان وقتش نیست که حواست پرت بشه، مورن

‫باشه

‫هی، این پروانه‎ها...

‫عین حشرات فضایی می‎مونن که وارد مغز انسان‎ها میشن ‫و اونا رو کنترل می‎کنن؟

‫یکم استراحت کن، ‫امشب برگرد

‫کل قضیه رو توضیح میدیم

‫باشه

‫گوش کن، دوباره بخاطر دیشب معذرت می‎خوام

‫من تا به حال کسی رو نکشتم

‫گفته بودی

‫تا حالا به کسی شلیک نکردم

‫تا حالا سمت کسی هم شلیک نکردم

‫اصلا من یه پسکتاریان‎ام ‫«کسانی که گوشت نمی‎خورن اما ماهی می‎خورند»

‫پس مشکلی نداری که آخرین دقیقه ‫جونِ اون بیچاره رو...

‫بدترین زجر قابل تصور بکنی ‫چون زیادی ترسویی که...

‫اونو خَلاصش کنی

‫ولی حاضر نیستی ‫یه ماهی بخوری؟

‫فهمیدم

‫من ماهی می‎خورم. ‫پسکتاریان‌ها، ما انواع گوشت...

‫- رو نمی‎خوریم... ‫- به یه ورمم نیست، آدبایو

‫حقیقت اینه که اگه می‎خوای این شغل رو انجام بدی، ‫دیگه هیچوقت نمی‌‎‎تونی جا بزنی

‫وقتی لازم بود ‫باید انتخاب دشوار رو بگیری

‫من باید برم دستشویی

‫هی! ‫می‎خوای همینجا نگهش داری؟

‫دیگه باید باهاش چیکار کنیم خب؟

‫نمی‎دونم، بیمارستان ببریمش؟

‫چی، تا دهن‌لقی کنه؟

‫خدایا، چقدر راز هست

‫آره، عملیات محرمانه یعنی همین، رفیق

‫و هارکورت رو جدی نگیر

‫اون اصلا از هیچکس خوشش نمیاد

‫آره، به گمونم باید به اون و مورن ‫نشون بدم که تواناییش رو دارم

‫خب، من که تواناییش رو دارم. ‫دهن اونو سرویس کردم

‫آها

‫با جان اکونوموس در نیوفت، مادر به خطا!

‫هی، تو راه خونه ‫یه سر تا خونه بابام برو

‫اون یه کلاه‎خودی داره که ‫به نظرم تو این اوضاع به کارم میاد

‫گوش کن، می‎خواستم بخاطر اینکه بهم اجازه دادی ‫دیشب شکنجه بشم ازت تشکر کنم

‫قابلت رو نداشت؟

‫میدونی، واسه یه دقیقه ‫یه جورایی عصبی شدم

‫یعنی، اهمیت ندادی که من...

‫میدونی، داشتم درد زیادی می‎کشیدم!

‫خیلی‎خب

‫آره، ولی بعد فهمیدم که ‫تو فقط داشتی ازم حمایت می‏‎کردی

‫و کمکم می‎کردی تا به بهترین ‫نسخه‎ای از خودم تبدیل بشم

‫یکی که وقتی دارن بهش شوکه برقی میدن ‫و نصف انگشت پاش رو قطع می‌کنن...

‫همه‌‌چی رو لو نده

‫- به نظر که راه رفتنت مشکلی نداره ‫- خب، احتمالا دیگه نتونم به خوبیه قبل راه برم

‫ولی ارزشش رو داره، میدونی ‫که انسان تکامل‎یافته‎تری باشم، پس...

‫ممنون!

‫تا حالا دوستی مثل تو نداشتم

‫- چیه؟ ‫- فقط به نظر میاد که از درون،

‫- یه جورایی بخاطرش عصبانی‎ای ‫- عصبانی نیستم

‫- به نظر که عصبانی‎ای ‫- خب، اصلا عصبانی نیستم، پسر

‫خیلی‏‎خب، اینطوری که الان گفتی "پسر"

‫- چیه؟ ‫- به نظر ناراحتی

‫نه، مثل همیشه گفتم

‫میدونی چیه؟ ‫اصلا تو باید خدا رو شاکر باشی،

‫چون اگه به یارو اطلاعات میدادم ‫بدجور احساس گناه می‎کردی

‫اونم بخاطر اینکه تو اونقدر بی‎عرضه‎ بودی ‫که نمی‎تونستی یکم شکنجه رو تحمل کنی

‫اوه آره، بد جورم احساس گناه می‎کردم!

‫دیدی، همین. ‫همین طرز حرف زدنت عصبانی‎وار بود

‫نه، نبود! ‫عادی بود

‫داشتم باهات موافقت می‎کردم

‫چرا پدرت روی چمن خونه‌اش ‫یه پرچم آمریکای برعکس آویزون کرده؟

‫نمی‌دونم، پسر. ‫به دولت پنهان و اینا مربوط میشه

‫یا بابات یه نژاد پسرت دیوونه‎‌ست

‫اوه، آره؟ ‫بابای تو بخاطر یه مَرد دیگه، مامانت رو ول کرد

‫- هی! ‫- درست میگم

‫آره و بدجورم عاشق همدیگه‎ان

‫شک دارم. میدونی، به نظرم بابات داره وانمود می‎کنه ‫که همجنس‎گراست تا از تو دور باشه

‫خیلی‎خب، شاید! ‫ولی این چه ربطی داره آخه؟

‫نمی‎دونم. ‫فکر می‎کردم داریم درمورد باباها حرف میزنیم

‫همینجا بمون، برمی‎‏گردم

‫گور باباش

‫اوه هی، تویی!

‫ ما کی‎دابلیویوای هستیم، ‫ اخبار ظهرگاهی شما

‫ امروز صبح در باغ‌وحش اورگرین هرج و مرج شده، ‫ به گزارش نگهبانان باغ وحش...

‫ چارلی، گوریل پشت نقره‌ای ‫ گم شده

‫ باغ‌وحش تعطیل شده و تیم‌های جرم شناسی ‫ درحال برسی منطقه می‌باشند

‫ مسئولین باغ‌وحش می‎گویند که اصلا نمی‌دانند ‫ گوریل چطور دزدیده شده

‫ و منم امیدوارم چارلی برگرده. ‫ عاشق اون گوریل‌ام!

‫تو زره شکاف‌هایی وجود داره

‫- چی؟ ‫- لباس اژدهای سفید بابات، خب؟

‫جاهایی که پارچه‏ست ‫نقاط ضعف داره

‫فکر می‎کردم بهت گفتم که ‫تو ماشین منتظر بمونی!

‫همه ایستگاه‌‎های رادیویی ‫دارن آگهی پخش می‎کنن...

‫اینجا چطور اینقدر بزرگه؟

‫یه انباری هستش که بصورت ‫کوانتومی بوجود میاد

‫به یه ناحیه بُعد دیگه ‫در خارج از فضای عادی ختم میشه

‫خب، به گمونم بابات به عنوان یه نژادپرست ‫خیلی باهوشه که همچین جایی رو ساخته

‫و اگه بابات نژادپرسته، ‫و تو هم باهاش کار می‎کنی

‫من باهاش کار نمی‌کنم! ‫اون برام چیز میز درست می‎کنه

‫اگه مثل اردک راه بره، ‫کل حرفم همینه

‫منظورت چیه؟

‫اگه مثل اردک راه بره، ‫یا اردکه

‫یا اردکیه که یه جور لباس انسانی پوشیده

‫چه میدونم! ‫نمی‏تونه طرز راه رفتن خاصش رو پنهون کنه!

‫این اصلا چطور ممکنه؟

‫چی چطور ممکنه؟

‫اردکی که لباس انسان بپوشه؟

‫اندازه‎ها اصلا باهم نمی‎خونن!

‫نمی‎دونم. ‫به گمونم اردک‎ها ناقلان

‫به گمونم منظور کل جمله هم همینه

‫این و اینکه هیچ اهمیتی ‫به انگشت کوچیکه‌ی بهترین دوستشون نمیدن!

‫برو بیرون ببینم. ‫جای تو اینجا نیست!

‫هلم نده!

‫بتمن یه گروه از ابر شرورها داره

‫- جوکر، ریدلر، کلاهدوز دیوانه... ‫- خب که چی؟

‫تو گفتی که یه ابرقهرمانی، ‫مثل بتمن

‫تو گروهی از ابر شرورها داری؟

‫نه، نداره

‫پس شایدم ابرقهرمان نباشی

‫می‌‍‌خوای بدونی چرا من گروهی ‫از ابر شرورها ندارم؟

‫چرا؟

‫گروه ابر شرورهای من ‫همه‌شون زیر زمین خاکن!

‫بفرما، دیدی؟ ‫بتمن آدم نمی‎کشه!

‫- چون یارو بی‌خایه‌‎ست! ‫- اون موجود تاریکی شبه!

‫یارو کوسخوله!

‫که مثل دلقک لباس می‎پوشه و با قاتل‎ها ‫کشتی می‎گیره و اونا میندازه گوشه زندان

‫تا بتونن از زندان فرار کنن ‫و بازم آدم بکشن

‫اینو بهم بگو، به نظرت بتمن ‫چند نفر رو غیر مستقیم به قتل رسونده

‫بخاطر اینکه زیادی بی‌عرضه بوده که ‫بزنه احمق‎ها رو بکشه

‫کسایی که مشخصه یکبار برای همیشه ‫باید سرشون زیر آب بشه

‫مرتیکه آلزایمریِ چروکیده ‫شار پی‎شکل کیری؟ ‫

‫یا خدا! ‫فقط می‎خواستم باهات گپ بزنم

‫به درک

‫با همچین رفتاری که تو داری، ‫تو به بدون شک یه ابر شروری

‫به زودی میری بغل بابات تو زندان!

‫چی داری میگی؟

‫- صلح‎طلب ‫- چه وضعشه، مورن؟

‫تنها راه واسه اینکه پلیس‎ها ولم کنن این بود که ‫بخاطر کاری که کردم واسه بابام پاپوش بدوزیم؟

‫نقشه این نبود. ‫یه تصمیم بی‎فکرانه بود

‫اون بابامه، مَرد! خدایا! ‫تو اصلا بابا داری؟

‫داشتم. ‫تو آزمایشگاه که ساخته نشدم

‫اگه می‎خوای برگردی، ‫می‌تونیم مثل آدمای بالغ راجع‌بهش حرف بزنیم

‫نه! نه! ‫بابام تو زندانه، میرم دیدنش

‫اسمیت، فکر نکنم این کار عاقلانه باشه

More Farsi Persian subtitles for Peacemaker

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left