The first 200 lines.
ميخواي بهم بگي اين چيه؟
كدوم؟- اين. اين اخطار افتادن درسا از طرف مدرسه ـت-
اگه خودت ميدوني چيه پس چرا از من ميپرسي؟
دوباره شروع نكن، جدي ميگم، كوين
تو توي خطر مردودي از همه ي كلاساتي
نه همه شون سخنرانيم عاليه
چي گفتي؟- گفتم سخنرانيم عاليه-
پدرت با ديدن اين سكته ميكنه
اونوقت تو هم ميتوني با اسفنج تميزش كني
باشه اينكارو ميكنم- مامان-
دست از سر خواهرت بردار- باشه، باشه، باشه-
نميتونم يه روزِ بدون اضطراب داشته باشم؟
ميخوام برم به راه آهن
نه، قرار نيست- چرا، ميرم-
فكر كردي ميتوني بدون انجام كارهايي كه مادرت ميگه
و پيروي نكردن از قوانينش، به زندگيت برسي
فقط هم به خاطر اينكه مادرت رو ديوونه كني؟
تو من رو كاملا ديوونه ميكني
اين چيزيه كه اتفاق ميفته
بابا اومد
در اين مورد يه كلمه هم به پدرت نميگيم
ميمونه براي بعد از عشاي رباني و وقتي كه غذاشو تمام و كمال خورد
باشه، تا وقتي كه گوزيدناش شروع شد، صبر ميكنم- صداتو بيار پايين-
لعنتي، ماشين هاي بدرد نخور آمريكايي
تعجبي نداره كه ژاپن داره شكستمون ميده
سلام، رفيق، لااقل يكي تو اين خونواده من رو به تخمشم حساب ميكنه
هي، بسه، گم شو اونور
گم شو اونور، لعنتي، ميجر
سلام، فرانك
برنامه ي خوبي براي آخرهفته داري؟
ميخوام قايقم رو ببرم به درياچه و موج سواري كنم
بهتره همراهم بياي و با هم يكم موج سواري كنيم
!قبوله پس
سلام عزيزم روزت چطور بود؟
روز سختي بود. بايد به بيوه ي اد كمك ميكردم كه قفسه هاي اد رو تميز كنه
زن بيچاره- ،براي يه دقيقه همه چيز خوبه-
اد داره با سرش كه روي بدنشه
مثل هميشه توي باند قدم ميزنه
...و بعد از اون
صندلي- ديكتاتور سخن گفت- هست Dictator املاي كلمه ي ديكتاتور بصورت اما كوين با لحن حرف زدنش همچين املايي ازش ساخت Dick-tator كه بخش اول به معناي كير هست
اه، سر به سرم نذار سمبل نااميدي
من امروز داشتم آب ميگرفتم به كله ي قطع شده ي يه مرد، ميفهمي؟
يه ذره آرامش ميخوام. تلويزيون
لعنتي، كلت
برادراي فانگ تو رو به تري ياكي تبديل ميكنن
اون تلاششونو ميكنن، خوشگلم- ما قراره چيكار كنيم؟-
گاهي اوقات يه مرد بايد كاري رو انجام بده كه يه مرد انجام ميده
اينو بگير
!تو واقا مرد بدي هستي، كرت روگر
!كونگ فو
شما دو تا پودينگ قراره كه خوب مغرپخت بشين
هيچ تعويضيم در كار نيست
اه، نه، من دارم زنده زنده ميسوزم
و يه بار ديگه، عدالت برقرار شد
چطور ميتوني همچين چيزي رو نگاه كني؟ وحشيانه ـس
اين هنر ـه. زيباست، هنر زيباييه
پوستم داره قل قل ميزنه
يه فكري دارم اگه از اين برنامه خوشت نمياد
برو توي اتاقت و هرچي كه دلت ميخواد رو توي تلويزيونت ببين
آها، يادم نبود، تو كه تلويزيون نداري
چونكه اينجا خونه ي وامونده ي منه
خيلي خنده دار بود، پدر ميدوني ديگه چي خنده داره؟
به جز مدل مو ـت؟ ديگه چي؟- اين-
بلا آبزوگ؟- نه-
!اين- اين ديگه چه كوفتيه؟-
!كوين- اون داره اخراج ميشه و تو هم در اين مورد ميدونستي؟-
ميخواستم غذات رو با آرامش بخوري- !باورنكردنيه، باورنكردنيه-
تو فقط يه وظيفه داري حواست رو جمع كني و كلاسات رو قبول شي
اين كه شد دو وظيفه- هيچكدوم از پسراي من نبايد اخراج بشن-
!اهميتي نميدم، از مدرسه متنفرم
خب، منم از زندگي متنفرم ولي به زندگي كردن ادامه ميدم
كلي رهن دارم، 4 تا نون خور دارم
و هرروز خدا هم بايد برم مركز شهر كه فرودگاه رو اداره كنم
بسه بابا، تو فقط يه چمدان حمل كني
همين الان چه گُهي در مورد من خوردي؟
فرانك، برو به كيسه بوكست مشت بزن كوين، اتاق
!اه، لعنتي
كدوم خري ماشين رو ميذاره تو گاراژ؟
ببخشيد، فكر ميكردم امشب خوشحال ميشي
!هيچوقت همچين فكري نكن
خ مثل خانواده فصل اول، قسمت دوم شنبه، شنبه ي خونين
اين عاليه، سو- اصلا يادت مياد آخرين باري كه-
كل يه، شنبه رو توي تخت گذرونديم، كي بوده؟
!بابا
نه
باز شروع شد
فرانك- چيه؟-
...به همون زيبايي اي كه هست- راست ميگي-
بابا. بيل سيريال ـشو سمت من پرت كرد
تمومش كن، بيل- اون اول شروع كرد-
خب، من تو رو شروع كردم(بهت زندگي بخشيدم)، و ميتونم تو رو هم تموم كنم با خواهرت مهربون باش
يه روزي مياد كه بعد از اولين طلاقت ميري روي كاناپه ي خواهرت ميخوابي
فرانك، ميدونم امروز كاراي زيادي براي انجام دادن داري، ولي خواهشا
يادت نره، امروز روز بزرگ منه كه سفارش ها رو سازمان بندي كنم
اه، باشه، حواسم هست
بچه ها، امروز مادرتون رو اذيت نكنين
،اون كار مهمي داره كه انجام بده بسته بندي كردن
اون آت آشغالايي كه به در و همسايه ميفروشه
بهشون ميگن پلاستور(شوخي با تاپرور)- درسته، پلاستِوِر-
خب وقتي كه مامان سرش گرم اون سرگرمي كوچيكشه
!شغل ـه- خب، باشه، شغل ـه-
از شما دو تا ميخوام كه خوب با هم تا كنين و خودتونو توي هيچ دردسري نندازين
و من امروز تو رو مسئول خواهرت ميكنم
فهميدي؟- آره-
خب، اگه هر اتفاق بدي براي خواهرت افتاد ازت ميخوام كه به محل كار من زنگ بزني
باشه، رفيق؟- حتما، پدر-
خوبه، چون بعدش ميام خونه
و ميچسبونمت به اون ديوار وامونده
روز خوبي داشته باشي، پرنسس
بابا من رو مسئول تو كرده- خوش به حالت-
پس تو بايد هركاري كه من ميگم رو انجام بدي- باشه-
ميتونم برم دفتر نقاشيم رو بيارم؟- آره، ميتوني-
ممنون
كار آسونيه
!مارين
!بعدا ميبينمت احمق جون
!اه، لعنتي
هي، بلند شو پسرم- اه، بيخيال-
داشتم خواب ميديدم كه عضوي از اين خونواده نيستم
عاليه. بلند شو. مسئله ي مهميه
كجا ميخواي ببريم؟
سلام، فرانك. اون نميرفت
برج جدي، درست نميگم؟- اه، اون يارو-
كجا داريم ميريم؟
من دست به مدل مو ـم نميزنما
ببين، شرمنده كه دارم اخراج ميشم ولي تاريخ كه تقصير من نيست
نميخواستم اين حرف رو بزنم ولي آقاي هاكت يه منحرف ـه
مثل يه منحرفي كه براي اينكارش اجازه داره اون همش منُ دسمالي ميكنه
مطمئنم كه من باعث ميشم اون شق كنه
ببين، من فهميدم كه هرچقدرم رو سر تو داد و هوار راه بندازم، تو تغيير نميكني
تو توي درس هاتم بهتر نميشي، و من و مادرت اين حقيقت رو قبول كرديم
ديگه نميخوام سر اين مسئله باهات دعوا راه بندازيم
پس منم بنظرم اومد كه تو ديگه كارت با مدرسه تمومه
و ميدوني چيه؟ مشكلي نيست
اه، خوبه- پس ما تصميم گرفتيم كه تو رو به ارتش بفروشيم-
چي؟- آره-
تو ميري به ويتنام- چي؟-
بهش "جوان هاي دردسر ساز به آسياي جنوبي" يا همچين چيزي، ميگن
يه برنامه ي پيش القايي ـه- داري در مورد چي حرف ميزني؟-
خوبه. خوبه. عاليه. همه ي اين رفتارات رو الان بروز بده
چون احتمالا افسر فرمانده ـت تحمل اين رفتارات رو نداره
تو نميتوني اينكارو با من بكني. اين غيرقانونيه
آره، همينطوره. يه برنامه ي جديد ـه خيلي از پدرمادرا نسبت بهش واكنش نشون دادن
يه وضعيته دو سر برد ـه تو ديگه مدرسه نميري
و ما هم ممكنه به خاطر اينكار يه پرچم آمريكا گيرمون بياد
اه، ميشه يه نگاهي به اون بندازي؟ هي، بايد عجله كنيم
هواپيمات به سايگون يه ساعت ديگه پرواز ميكنه
!اين مزخرفه داري كجا ميبريم؟
داري كجا ميبريم؟
!برو كه رفتيم
!نميتوني اينكارو با من بكني وايسا، من پسر خوبي ميشم
!پدر، خواهش ميكنم- و اگه يه بچه ي شيش ساله رو ديدي كه-
داره از دستت فرار ميكنه، اون ميخواد موقعيتت رو كشف رمز كنه
پس كاري كه تو ميخواي انجام بدي اينه كه يه گلوله درست بخوابوني پشت كله ـش
يه ضربه به ساقه ي مغز، باشه؟ و نگران نباش، نگران نباش
همه چيز اونجا يه بازيه عادلانه ـست- !نه-
بچه هه رو ميگيري ميزني سر نيزه ـت تا بقيه هم ببيننش
همه چيز درمورد فرستادن يه پيامه- !من ميخوام برم خونه، بابايي-
همه مون ميخوايم بريم خونه، كوين
ولي گاهي اوقات تو بايد اول يه فرهنگِ كامل رو نابود كني
قبل اينكه براي بقيه كشورها هم ممكن باشه ،و همين الان يه چيزي رو بهت ميگم
اگه ويتنامي ها يه رفتارشون مثل كره اي ها باشه
اونم تعصبشون روي كندن پوست آدما قبل از پختنشونه- !نه، خواهش ميكنم! متاسفم-
!من اصلا نميدونم ضربه به ساقه ي مغز يعني چي
!تلاشم رو تو مدرسه بيشتر ميكنم پسر خوبي ميشم، باشه؟
!م..م..من رو نفرست به ويتنام
خداي بزرگ، كوين، تو نميري به ويتنام
چي؟ نميرم؟
تو واقعا فكر كردي اونا يه بچه 14 ساله ي بي مهارت رو قبول ميكنن؟
اونا فقط 18 ساله هاي بي مهارت رو قبول ميكنن
جدي؟ خيلي مزخرفه
تو قراره امروز رو با من بگذروني
تا ببيني من براي بدست آوردن غذاي خونواده چه كاري رو انجام ميدم
بعدش شايد ياد بگيري كه احترام بيشتري به پدر
"فقط چمدان حمل كن" ـت بذاري
!آشغال! لعنتي
خب، شما دو تا موهيكان پرواز امرزوتون به كجاست؟
سيراكيوس- !سيراكيوس، نيويورك-
!جواهر دره ي هادسون بفرماييد، خانم جوان، گيت دوازده ـم
ممنونم- من از شما ممنونم-
مادرجنده هاي خسيس سيراكيوسي
اميدوارم تو هواپيماتون، دزدي اتفاق بيفته
سلام، چي داري ميگي، رزي؟- سلام، فرانك-
پسرم كوين رو يادت مياد؛ آره؟- سلام، پسر. بزرگ شدي-
كلاس چندي الان؟ هفت، هشت؟
دارم نهم رو ميگذرونم- كير-
وقتي سالي 51 هفته كار كني زمان مطمئنا از دستت در ميره
شما خانماي خوشگل كجا ميخواين برين؟
بيا بريم. نابغه- سنديوسكي-
سنديوسكي، اوه- ريشخند هاي احمقانه ي پدر-
!قراره كل روز رو با اون باشم. افتضاحه
!مارين!مارين
كجايي؟
خوب بود! بيا اين كسكش بزرگ رو امتحان كنيم
!اونو پرت نكن
،اگه مارين آسيب ببينه !پدرم من رو ميكشه
من آسيب نميبينم- مشكلي نيست. ما خودمون رو عايق بندي كرديم-
فكر كنم من به فيبر صورتي حساسيت دارم- اين احمقانه ـست-
بياين فقط يه بازي اي رو انجام بديم كه مارين آسيب نبينه
باشه
No comments yet. Be the first to leave one.