The first 189 lines.
* مدرسه کرستویو، ما در ستایشت میخوانیم... *
مرد: (پشت رادیو) فارغالتحصیلان سال ۱۹۰۷ هاروارد
همانطور که وارد این فصل جدید از زندگیتان میشوید
میتوانید از دانش و مغزتان استفاده کنید
* مدرسه کرستویو، ما در ستایشت میخوانیم
* ای مادر معنوی واقعی
مرد: (پشت رادیو) آکادمی دخترانه کرستویو؟ بعد از
* راهنمای تمام روزهای نخبگی ما *
مرکز پیام: گزارشهایی از آتشسوزی و احتمال گروگانگیری داریم
در آکادمی کرستویو
زن: چارلی-۴-براوو
تمام واحدهای مستقر در منطقه، لطفاً پاسخ بدید. تمام
(خنده مرد)
هوو
مرد ۱: (پشت بیسیم) تیم یک، صدای من رو دارید؟ تیم یک، جواب بده
مرد ۲: (پشت بیسیم) مفهوم بود
وضعیت سبز اعلام میکنیم
تمام واحدها، احتمال کشته شدن یک نفر هست
دستها بالا
خودت میدونی باید چیکار کنی
اون تسلیم نمیشه
هیچ غلطی نمیتونی بکنی
مثل قبلی، خودت رو تسلیم میکنی
آروم
و شمرده
برو به جهنم
موتورت رو جلا بدم؟
چی؟
موتورت رو برق بندازم؟
آره حتماً بچه. حالش رو ببر
سوزی: کسی هست؟
الو؟
آهان، سوزی با یک "ایکس"
شاهزاده سرخپوست کوچولوی من چطوره؟
میشه بس کنی؟
هوم؟
آها، فهمیدم
خب، امروز چی بذارم تو سبد خریدت؟
چیزی که باید تا الان انجام میدادی، بن
ببخشید، تو قلمروی من باید بهم بگی "جادوگر لخت"
چی؟
خب آره دیگه
چون هیچی از جادوی من مخفی نمیمونه
درست مثل اون چیزی که زیر لباسات داری
پسر: (توی ویدیو) بدجوری تو کَفِشم
عادتهای کثیفت رو واسه خودت نگه دار
داریش یا نه؟
یه ویروس فوقخفن که هیچ کامپیوتری نمیتونه جلوش مقاومت کنه
فقط کافیه بذاریش توی کامپیوتر سالن کنفرانس
و منم رفتم توی لیست بازداشتیها
همین الان دارم ردیفش میکنم
جدی میگی؟
هر کاری گفتی کردم ولی هنوز اسمم توی لیست نیست؟
تا برسی اونجا، ردیف شده
پسر: (توی ویدیو) بیا بغلم عزیزم
خوبه. وقتی کارم تموم شد برات پول رو واریز میکنم
هی، فقط یه سوال برام پیش اومده
اگه واقعاً فکر میکنی قتل بوده، چرا نمیری پیش پلیس؟
سوزی: چون جادوگر لخت
وقتی مدرکم رو پیدا کنم، روزگارشون رو سیاه میکنم
پسر: (توی ویدیو) میدونی که دلت میخواد
لعنتی، این دختره دیوونهست
ولی من پایه سکس باهاشم
ممنون بچه
اون صدیِ ما چی شد؟
داری شوخی میکنی دیگه؟ بزن به چاک
این همه پول
خدایا، از این مدرسه متنفرم
هوم. مطمئنی امروز بازداشتی؟
نمیتونم لیست رو باز کنم
فکر کردی الکی این جایگاه رو به دست آوردم؟
دوشیزه هس
این اصلاً بخشی از
مراحل سوگواری مورد تأیید "کرستویو" نیست
از روی ماشین بیا پایین
شرمنده آقای نش، نمیشه
تیکههای جنازه خواهرم روی کل کاپوت ماشینت پاشیده بود
بابت اون متأسفم
دنیا باید حقیقت رو بدونه
نش: این کار به هیچکس کمکی نمیکنه
سوزی: اوه
لطفاً از رو ماشین بیا پایین
* تو عقلم رو دزدیدی
* و باعث شدی راه بیفتم
یعنی اول کاپوت، حالا سقف؟
آره. کنار ماشین هم هست
نه، اصلاً کار درستی نیست. کار درستی نیست
میخوام بعد از مدرسه برای بازداشت بیای پیش من
اوه، میام پیشت. واسه بازداشت
چون دختر بدی بودم. خیلی بد بودم. اوه
قبلاً از این صحنهها دیدم. باشه
برام سخته که تنبیهت کنم، ولی باید بازداشت بشی
درد داره ولی من دوستش دارم
نه، من از این کارها نمیکنم
بله، بله! نکن از این کارها. راه بیفت
تو شاهدی. اون هم شاهده. بچهها، برید سر کلاس
بله، خیلی بد و شیطون بودی
همهتون برید سر کلاس. مشکلی نیست
فردا یه ماشین دیگه رو آتیش میزنیم. برگردید سر کلاس
همگی بازداشت، چون بچههای بدی بودید
بدی بودید، بدی بودید، بدی بودید
علیرغم کارهات
بیشتر از ۱۰۰ هزار تا بازدید توی یوتیوب خورده
درسته، ولی مدیر نش معمولاً تنبیهات آخر هفته رو
فقط واسه دانشآموزهای خاصی نگه میداره
اوه، منظورت همون بچهپولداراست؟
اوه، نه، نه، نه، نه
دوست ندارم از کلمه "پ" استفاده کنم
بسیار خب دکتر نایت، آقای نـ
مدیر نش بهم گفت امروز بیام اینجا
نمیدونم. حتماً یه مشکلی
توی اون کامپیوترِ لکنتیت هست
سوزی، قوانین آقای نش کاملاً روشنه
و اون عاشق اینه که لیستهاش رو دقیق آپدیت کنه
اما اگه اصرار داری که اسمت رو گذاشته تو لیست، میتونم بهش زنگ بزنم
نه، نه، مشکلی نیست
کدوم بچهای آخه شنبه خودش داوطلبانه میاد بازداشت؟ مگه نه؟
آره خب، روال کاره
نایت: اگه اسمت توی لیست نباشه، شنبهها حتی
اجازه نداری توی محیط مدرسه باشی
مخصوصاً بعد از اون اتفاق وحشتناکی که افتاد
فقط یه لحظه صبر کن
اوه
نایت: بفرما. هوم
همین الان ظاهر شد
چقدر عالی
نایت: خب، بریم که برای بازداشتِ مخصوصت آمادهت کنیم، چطوره؟
هورا
باید مکس رو پیدا کنیم
همون یارو عجیبه؟
خب سوزی، رمز عبور دست اونه
فکر کنم ازش خوشت بیاد
چون هر دوتون اصالت سرخپوستی دارید
تنها شباهت من و اون یارو اینه که
هر دومون از تمیزکاری گندِ سفیدپوستها متنفریم
اوه، خدای من
سوزی، اصلاً بهت گفتم که بابت خواهرت چقدر متأسفم؟
نه
هیچکس نگفته
اون نوری در این مدرسه و یک روزنامهنگار فوقالعاده بود
آره
کاش میدونستم که افسردگی داره
من کلی داروی مختلف دارم
اون افسرده نبود
اوه، البته. بله
اصلاً حرف درستی نبود
عذرخواهی من مثل یه توپ نوره که تقدیمت میکنم
واو. ممنون
اوه، خودش اومد
نایت: مکس
مکس
دکتر نایت
امروز چطوری؟ نایت: عالی
توی این روز باشکوه مگه میشه بد بود؟
امروز روزِ خوبیه واسه تی کشیدن
بله، البته
مکس، میتونی درِ کتابخونه رو برامون باز کنی؟
ولی بقیه بچههای بد
هنوز اینجا نیستن
اوه مکس، چیزی به اسم بچه بد وجود نداره
اونها فقط از راه به در شدن
آقای مارکز: اگه مادرت زنده بود، حتماً
خجالت میکشید. راحت بگو بابا
وگرنه ما گیها که به این جوجهکشها محل نمیذاریم
گی بودنت آخرین مشکلِ من با توئه
اوه، چه عالی
مصرف و خرید و فروش مواد
مچگیری در حال سکس توی دستشویی؛ اینها اولویتهای منه
بابا، همه میدونن باید بری جایی که گوشت لذیذ هست
بلین: مادر، من اصلاً چرا اینجام؟
تو یک سناتوری
بله، کسی که میخواد کاندیدای ریاستجمهوری بشه
پس باید کاملاً بینقص و پاک به نظر برسیم
و بعد از اون پارتیای که راه انداختی
بازداشت کمترین جریمهای بود که میتونستی بشی
من اصلاً اونجا نبودم. "کمترین کاری که میتونستی بکنی."
بله مادر
فیث: اگه نفوذ واقعی داشتی، لازم نبود من اینجا باشم
عزیزم، نمیتونی همینطوری دخترهای سفیدپوست رو
بدون هیچ دلیلی بندازی توی استخر
یا عیسی مسیح، بابا آخه کی این روزها واقعاً سفیدپوسته؟
یک نفر مُرده، فیث
و ما نام پروردگار رو بیهوده به زبون نمیاریم
اینجوری بهش نگاه کن
بعد از امروز دیگه میتونیم این قضیه لعنتی رو تموم شده فرض کنیم
خداوندگارا، مامان دوزِ داروهات رو عوض کن
نایت: اوه مکس
بچهها مثل یه رسالت میمونن
ولی تو جوری رفتار میکنی انگار معجزهست
No comments yet. Be the first to leave one.