The King Dae Joyoung

The King Dae Joyoung (대조영)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

DAE JO YOUNG E126 KOR HDTV XViD
A Commentary by SubMatrix
►► Parsa | ارائه شده توسط وبسایتِ ۳۰نما ◄◄

Tags

HDTV
hdtv
XviD
HD
Published on: 2019-06-23
Downloads: 48
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 195 lines.

«:: [مــتـرجـم: [پارسا ::» |^| |^|

.ژنرال، تیم اکتشافی از ماموریت برگشت- .گزارش بدین-

‫پناهنده ها به دامنه چون مول یونگ رسیدن.

‫امشب حرکت میکنیم. ‫سربازا رو آماده کنید!

‫بله ژنرال. ‫بیاین بریم.

خبری از ژنرال ایی هوگو نرسیده؟

‫شب و روز در حرکتن، بزودی میرسن.

‫از اون چیزی که انتظار داشتیم ته جویونگ سریعتر رسید.

‫باید جلوی راهشونو بگیریم.

~اردوگاه ته جویونگ~

‫یجورایی میتونیم سواره نظام رو متوقف کنیم.

‫ولی مشکل ارتش اصلی تانگه که بزودی میرسه.

‫وقتی مردم رو مستقر کردیم میتونیم از چون مول یونگ به عنوان سپر استفاده کنیم.

‫متوقف کردن کافی نیست.

‫برای برپایی کشور جدید باید اونارو نابود کنیم.

بجای فراری دادن، بکشیمشون؟

‫کل ارتش تانگ الان بدنبال ماست تا جلوی مارو بگیره.

‫اگه نابودشون کنیم میتونیم تا چندین دهه از تجاوزشون در امان باشیم.

‫و این فرصت مناسبیه خودمونو قوی کنیم.

‫ولی با منابع محدودمون اینکار غیر ممکنه.

‫به هرحال باید انجام بشه.

‫برای کشوندنشون به چون مول یونگ فداکاری های بزرگی کردیم.

خب باید چکار کنیم؟

‫در حین راه یه استراتژی طراحی کردم.

‫درسته ارتش دشمن چندین برابر ماست، ولی ما قلعه غیرقابل نفوذی داریم.

‫از همین استفاده میکنیم.

‫بیشتر توضیح بده.

‫چندین سال پیش شما در کوهستان "کیو" به پیروزی ارزشمندی رسیدید که تقریبا کسی نتونست زنده فرار کنه.

کوهستان کیو؟

‫درست طبق کاری که تو اون منطقه کردیم، همینجا هم میکنیم.

‫در حین مسیر زمین میکنیم و تله جاساز میکنیم.

‫درسته، هرگز فراموش نمیکنم در "کیو" چه پیروزی کسب کردیم.

‫زندانیان مناطق مختلف باهم متحد شدن.

‫ارتش ما شامل سربازانی از تمام مناطق هست.

‫سازنده های کاربلدی هم بینشون هست.

‫اگه ازشون کمک بگیریم، کار سختی نیست.

‫ولی یه مشکلی وجود داره.

‫برای آماده کردن کوهستان به زمان نیاز داریم.

‫اگه حین کار حمله کنن، عواقب بدتری در انتظارمونه.

‫درسته، بزرگترین مشکل ما همینه.

‫یه راهی پیدا میکنیم.

‫پدر، از شما میخوام مردم رو به چون مول یونگ هدایت کنید.

‫حتما.

مردم؟

‫منتظر دستور شما هستن.

‫تا غروب آفتاب صبرمیکنیم. ‫قبلش یکاری باید انجام بدیم.

‫به مهندس و صنعت گر و نجار و هرکسی که مهارتی در ساخت و ساز داره نیاز داریم.

‫بله قربان. ‫میتونم بپرسم چرا؟

فکر میکنید میتونیم با استفاده از اونا جلوی دشمن رو بگیریم؟

‫اگه ارتش ایی هوگو برسه خیلی شرایط بد میشه.

‫جویونگ گفت یه راهی پیدا میکنه باید بهش اعتماد کنیم.

‫فقط یه راه هست.

‫ادامه بده.

‫باید یه گروه سیار دیگه تشکیل بدیم و دسترسی دشمن رو به منطقه قطع کنیم.

‫ژنرال هوک‌سودول و گپیلسمن در همین راه مُردن.

‫به لطف اونا مردم درحال رسیدن به چون مول یونگ هستن.

‫گروه سیار کافی نیست.

‫اگه بمیرن یه گروه سیار دیگه میفرستیم اگه اوناهم مُردن یکی دیگه میفرستیم.

‫باید به هر طریقی زمان بخریم.

‫بدون فداکاری نمیتونیم به هدفمون برسیم. ‫این تنها راه کاهش تعداد تلفات هست.

مخالف نیستم، ولی ایندفعه کی قراره بمیره؟

‫من میمونم.

‫ارباب من مُرده.

‫ژنرال،

‫اجازه بدید انتقام بگیرم.

اگه بمیری ترگلها رو کی هدایت میکنه؟

‫من از دشمن‌بزرگ خودم فرار نمیکنم.

‫من میمونم.

‫یه گروه 5 هزار نفره به من بدید دشمن رو تا حد امکان عقب نگه میدارم.

‫الان در حیاتی‌ترین لحظه ممکن هستیم.

‫فقط ژنرال گلسابیو توانایی انجام اینکارو داره.

‫همونطور که مهمه، خطرناکم هست.

‫اگه برای مُردن آماده نبودم الان اینجا نبودم.

‫منم میمونم.

‫منم میمونم و به ژنرال گلسابیو کمک میکنم.

‫نه.

‫یه گروه سیار شامل سربازای ویژه ای هست که برای مرگ وارد میدان جنگ میشن. ‫نیازی به دوتا ژنرال نیست.

‫من و ژنرال گلسابیو قبلا هم با موفقیت ماموریت خودمونو تموم کردیم.

‫نه! تو نباید با من بیای.

‫شما فقط باید به پیروزی فکر کنید.

...ِپیروزی و نجات یافتن تنها راه- !هرگز-

‫جویونگ، من تنهایی میمونم.

میموسا، نظرت چیه؟

‫گلسابیو و گوملان تیم خوبی هستن.

‫ایده خوبیه دوباره باهم کار کنن.

‫ژنرال، تصمیم به عهده شماست.

.باید از این ماموریت بری بیرون- .ژنرال دستور خودشو داد-

‫بهتری مبارزانمون یکی پس از دیگری مردن. ‫تو هم میخوای بمیری؟

...شماهم تو موقعیت مشابهی هستید- ...چیزی نگو-

‫شماهم از خطر در امان نیستید.

‫این ماموریت فرق داره. ‫این یه ماموریت انتحاریه.

‫من آماده‌ام!

چون خطرناکه باید فرار کنم؟

.ژنرال گوملان- .تصمیمیه که گرفته شده-

‫انرژی خودتونو برای مبارزه با دشمن ذخیره کنید نه بحث با من.

‫مادر باید آماده‌شین، داریم به سمت چون مول یونگ حرکت میکنیم.

‫به نظر نمیاد حال خوبی داشته باشین. ‫مشکلی هست؟

‫دیشب اصلا نخوابیدن.

‫من حالم خوبه فقط یکم سردرد دارم.

‫مارو تنها بذارید.

.بله اعلی حضرت

‫بزودی پدر با ارتش عظیمش میرسه.

‫یکی موظفه این جنگو ببازه و یکی موظفه بمیره. ‫ترستون از همینه؟

‫منم به میدان جنگ میرم.

...مادر- .زمانش فرا رسیده-

‫وقتی ژنرال ته جویونگ کشورشو تاسیس کنه، ماهم میتونیم کران رو احیا کنیم.

‫و برای همین تا پای مرگ میجنگیم.

.تقریبا همه دارن آماده رفتن میشن- .میدونم ولی ما بدون نوشیدنی نمیتونیم از هم جدا شیم-

‫بیا، بنوش.

‫از وقتی یه دختر نوجوان بودی هرگز از کنار من تکون نمیخوردی.

‫ولی برای این ماموریت خطرناک داوطلب شدی که ممکنه آخرین ماموریتت باشه.

‫احساس کردم با پیروزی در این جنگ آخرین عمل وفادارنه من هست.

‫اشتباه نمیکنی.

‫اگه رویایی که داریم به حقیقت بپیونده،

‫مرگت خیلی با ارزشه. ‫ولی چشمات...

‫این چشمان مبارزی نیست که میشناسم.

.اون چشمان یک زنه- منظورتون چیه؟-

‫چشمان مبارزی که قراره بجنگه نرم و آروم نیست. ‫این چشمان یک فرد عاشقه.

.دارید اشتباه میکنید قربان- عاشق گلسابیو هستی؟-

استاد؟

گلسابیو تورو تبدیل به یک زن کرد؟- .قربان من زنیم که قراره به جنگ بره-

‫اگه عشق باعث میشه قوی باشی اشکالی نداره.

ولی به هر قیمتی که شده باید جلوی دشمن رو بگیری، مشکلی نیست؟

‫جواب بده. ‫مشکلی نیست؟

‫بله قربان.

‫بدون شکست دستور شمارو اجرا میکنم.

‫اگه قراره اینطور از کنارم بری...حداقل دستورمو با موفقیت اجرا کن.

شما مردی هستید که از قاعده جهان اگاهید، چطور نمیتونید منو درک کنید؟

‫خیلی بی رحمی...

‫بی عاطفه و سرد....

اینجا چیکار میکنی؟

‫ژنرال ته آماده شده. ‫باید بریم.

.فراموش نکنید که دقیقا پشت ما حرکت میکنید- .حواسمون هست، دیگه باید حرکت کنید-

‫نگران نباشید

‫وقتی ماموریت تموم شد گوملان رو با سلامتی کامل میفرستم پیش شما.

‫وقتی ایی مون ببینه ما داریم از کوه بالا میریم سریعا حمله میکنه.

.افرادت رو سازماندهی کن

‫اگه میخوای بقیه جنگا آسون باشه باید در جنگ اول پیروز بشی.

‫فهمیدم.

‫میموسا صبرکن.

‫مرسی برای راهنمایی.

‫یه چیزی داشت یادم میرفت...

‫از الان گوملان به تو تعلق داره. ‫تو فرماندشی.

‫ژنرال باید بریم.

‫بریم.

‫ژنرال!

‫ژنرال، سریع بیاین!

چی شده؟

‫ته جویونگ داره از کوه بالا میره.

چی؟

‫از بیرون میتونید نور زیادی ببینید که مثل یک مار داره از کوه بالا میره.

‫خودتون بیاید ببینید.

‫سربازا رو آماده حمله کنید!

‫بله قربان!

‫ته جویونگ، دارم میام...

‫قبل از رسیدن ایی هوگو ضربه مرگباری بهت میزنم.

این سرو صدای چیه؟

.میرم سر در میارم- .نیازی نیست-

‫ارتش ایی مون توسط ژنرال گلسابیو فریب خوردن.

‫نباید از مسیر منحرف بشیم.

‫ادامه بدید!

‫موفق شدید. ‫دیشب صدای جنگ شنیدیم.

‫گلسابیو در اولین نبرد مقابل ایی مون پیروز شد.

‫خیلی خوبه.

مردم کجان؟

.در راه کوهستان دونگ مو هستن- .خوبه که مردم در امانن-

‫اگه نتونیم دشمن رو متوقف کنیم ممکنه جونشون به خطر بیفته.

.میدونم- .ژنرال-

‫این افراد تمایل دارن به ما کمک کنن.

‫آقایون، قراره اینجا اردوگاه برپا کنیم و سرتاسر این کوهستان تله گذاری کنیم.

‫یادتون باشه.

‫کار هرکدوم از شما ممکنه از 1000 تا سرباز ارزشمندتر باشه.

.ژنرال فقط بگید چیکار کنیم- .از هیچ تلاش برای شما دریغ نمیکنیم-

‫دستور بدید!

‫متشکرم!

‫ارباب چانگ، این افراد رو هدایت کنید.

‫حتما.

.باید با خانوما راهی مسیر بشی- .نه ما تصمیم گرفتیم همراه شما باشیم-

.اینجا خطرناکه- .همه‌جا خطرناکه-

‫عقب میمونیم و از افراد مراقبت میکنیم.

‫نگران ما نباشید.

‫برای جنگ با دشمن راه‌های بیشتری وجود داره.

‫من با مردم و سربازای کران به شما کمک میکنم.

...ولی فرمانده ارتش تانگ- .مهم نیست دشمن کیه-

‫من از مردم محافظت میکنم.

‫بالاخره به چون مول یونگ رسیدیم.

‫دیگه راه برگشتی وجود نداره.

‫میجنگیم و پیروز میشیم.

‫تاریخ ما از همینجا در چون مول یونگ آغاز میشه.

~چانگان، تانگ~

‫حضور مارو به اعلی حضرت اعلام کنید.

‫اعلی حضرت، وزرای عالی رتبه اومدن به دیدن شما.

.بفرستشون داخل- .بفرمایین-

‫اعلی حضرت، برخلاف تمام اقداماتمون، ته جویونگ با پناهنده ها به چون مول یونگ رسیده.

چی گفتی؟

The King Dae Joyoung subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The King Dae Joyoung

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left