Oz

Oz

Download Farsi Persian Subtitle

Season 5

Release info

Oz S05E01 Visitation 1080p HULU WEB-DL AAC2 0 H 264-pawel2006
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 1 Oz زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-21
Downloads: 17
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آز، همون اسمی که تو خیابون می‌شناسن

برای ندامتگاه ایالتی ازوالد

سطح چهار

آز پره از قاتل، متجاوز، نژادپرست، قاچاقچی مواد

با عادی‌ترین مجرم‌ها

اما چی یه مرد رو عادی می‌کنه؟

بهترش اینه که چی اون رو خاص می‌کنه؟

پیروزی تو جنگ‌ها؟ گرفتن جایزه‌ها؟

نه.

چی یه مرد رو از حالت عادی بیرون میاره...

اینه که کی رو دوست داره...

و کی اون رو دوست داره.

امروز، این ایالت بزرگ ما...

دوباره می‌تونه سر بلند باشه.

ما بهترین‌ها رو داریم،

مدرن‌ترین ندامتگاه‌ها رو...

تو کل کشور.

بذارید این پیام به دوست و دشمن، یکسان برسه...

که ما از هیچ هزینه، وقت و تلاشی دریغ نمی‌کنیم...

تو نگهداری و تنبیه کردن.

ته مانده‌های جامعه ما

خب، میشه لطفاً توجه کنید؟

می‌خوام به همگی شما به کلیسای بانوی ما فاطمه خوش‌آمد بگم.

خب، می‌دونم که به خاطر بازسازی‌های اخیر

که در نتیجه انفجار گاز پیش اومد

دید و بازدیدها از اوز به شدت محدود شده بود

و این قراره اولین فرصت باشه

که خیلی‌هاتون برای دیدار با اعضای خانواده‌تون پیدا کردید.

وقتی اسمتون صدا شد، اینجا صف ببندید.

تک‌تک به سمت شهر زمرد برمی‌گردید.

همونطور که می‌دونید، امروز اولین روز ملاقات بعد از چند ماهه.

خیلی از شماها مشتاقید که با خونواده‌تون باشید.

پس هرچی سریع‌تر از دستورات پیروی کنید

همون قدر زودتر می‌تونید پیش هم باشید.

افسر مورفی

شماره ۹۶A214 آدامز، فیلیپ.

کری شیلینگر.

سلام، کری، حالت چطوره؟

جول امروز حالش چطوره؟

حالش خوبه، ممنون.

اوژنیا هیل.

حالتون چطوره، پدر؟

من خوبم، خانم هیل. شما امروز چطورین؟

بی‌تاب دیدن پسرمم. خیلی، خیلی وقته.

معلومه

سانسیریه عارف

خوش اومدی

السلام علیکم

‐ آنت اوسوریو

‐ همینجا

‐ دارم میام

‐ دارم میام

بانمکی

‐ بریم.

‐ رایان، ببین. ‐ وای!

‐ خوبه. این رو ببین.

‐ لعنتی

‐ اوه

‐ بزرگ‌تره. ‐ اما لزوماً بهتر نیست.

رنگ جدیدو دوست دارم

همون رنگه

دلم برای جای قبلی تنگ شده

اوسکول نباش

خب، حالا افسر مورفی نوبت

سلولاتونو اعلام می‌کنه

یه اتاق با منظره می‌خوام

و خدمتکار هم داشته باشه

شماره نود و شش A دویست و چهارده

آدامز، فیلیپ، سلول شماره شش

در طول تاریخ خیلی از آدمای مشهور

کنار بدنام‌ها توی زندان افتادن

انسان‌های فوق‌العاده با شخصیت‌های والا

که به هر دلیلی

به دام قانون افتادن

مثلاً

توماس پین

به جرم خیانت به کشور برای تحریک به شورش دستگیر شد

اما بدون نوشته‌های آتشینش

آمریکا شاید هرگز آزاد نمی‌شد

یا توماس مور

دولتمرد، دانشمند و قدیس

که به برج لندن فرستاده شد

به خاطر صداقتش با پادشاهش

و پاداش مور، بریده شدن سرش بود.

‐ کمک!

کمکم کنید!

کمکم کنید!

کمک!

کمک!

‐ "و سامسون به برادرانش می‌گوید

"'اکنون بی‌گناه خواهم بود

وقتی به فلسطینی‌ها آسیب بزنم.'"

دوستان من،

گاهی اوقات برای کارهایمان گناهکاریم

و باید بر همین اساس مجازات شویم.

اما گاهی اوقات اعمال ما،

هر چقدر هم بی‌رحمانه باشد، ما را بی‌گناه می‌گذارد،

چون مقصران را مجازات کرده‌ایم!

همگی: آمین

‐ حالا بیایید دعا کنیم.

خدای مهربان

از تو می‌خواهیم که به بهبودی ادامه دهی

کشیش ارمیا کلوتیر،

که از انفجار گاز جان سالم به در برد.

همان انفجاری که او را از دیواری آزاد کرد

که داخل آن زندانی شده بود.

خداوندا، از تو می‌خواهیم که سفر امروز کشیش را برکت دهی،

هنگامی که او از بخش سوختگی

بیمارستان مموریال بنچلی به اوز بازمی‌گردد.

خداوندا، همچنین از تو می‌خواهیم که جاز هویت را برکت دهی،

که تمام مسئولیت را بر عهده گرفت

برای زندانی کردن کشیش کلوتیر در دیوار.

جاز مرد خوبی است، خداوندا،

که بیهوده در انفرادی رنج می‌برد.

به او نظر کن، خداوندا، و او را قوی نگه دار.

گلوریا، کلوتیر رسید؟

آره.

خب، باید ببینمش.

ببینید، هوی مسئول بازسازی اون دیوار آشپزخونه بود.

واسه همین انداختمش انفرادی.

اما نمی‌گه دیگه کی درگیره.

پس لازم دارم کلوتیر بهم بگه.

خب، نمی‌تونه. هنوز نه.

گلوش موقع آتیش‌سوزی آسیب دیده.

به زور می‌تونه صدایی دربیاره.

هوشیاره؟ - گهگاهی.

پس می‌تونه اون سر لعنتیشو به نشونه آره یا نه تکون بده،

وقتی لیست اسامی رو براش می‌خونم.

کجاست؟

تو اتاق خصوصی.

تیم، وایسا.

موقع انفجار خیلی بد سوخت.

یعنی اینکه اصلاً زنده موند، خودش معجزه‌ست.

هله‌لویا.

فقط می‌خوام برای چیزی که قرار ببینی آماده‌ت کنم.

امروز ملاقاتی داری؟

آره، خواهرم، آنت.

چه خوب.

آره، دختر عالیه. عاشقشم.

هر وقت بهش نیاز داشتم، همیشه کنارم بوده.

و یه خورده هم قاطی داره.

آتیش داری؟

اوه، نه، سیگار کشیدن ممنوعه.

اوه.

جا باز کن.

می‌خوام بشینم.

امیدوارم وقتی سوار اتوبوس شدم، ناراحت نشده باشی.

از اینکه باهات لاس زدم.

نه، من...

می‌دونی، چون می‌دونم شما کشیش‌ها...

با دخترا کاری ندارید.

خب، در واقع ما...

اوه، نه، معذرت می‌خوام.

بد منظور شد.

یعنی...

شما قسم می‌خورید که هرگز سکس نکنید.

خب، بله، اما... - برادر منو می‌شناسی؟

حتماً، هر یکشنبه میاد کلیسا.

انریکه کلیسا میاد؟

عیسی، حتماً از سر و کولش کسالت می‌ریزه.

اوه، نه، من...

بد منظور شد.

مطمئنم شما مراسم خیلی شادابی برگزار می‌کنید، پدر.

فقط برادر من از اون مدلایی نیست که، می‌دونی،

کلیسا رو قبول داشته باشه.

آره، خب، باید اعتراف کنم بیشتر بچه‌ها فقط میان

چون می‌خوان از یکنواختی در بیان.

سه ساله انریکه رو ندیدم.

من تو ساوث بیچ بودم.

اونجا چیکار می‌کردی؟

بیشتر بارتندر بودم.

می‌دونی، سعی کردم واسه کارهای مدلینگ برم.

چون اندام خوبی دارم.

اما، می‌دونی، حاضر نبودم بازی‌ها رو انجام بدم.

متوجه منظورم هستی؟

آره، فکر کنم فهمیدم.

پسرا سعی می‌کنن سوءاستفاده کنن، ها؟

دقیقاً، واسه همین باید با انریکه حرف بزنم.

چون یه مرد مشخصی زیادی سوءاستفاده کرد.

شوهر لعنتی من.

بهت آسیب زد؟

اون کوسکش کوبایی رو با تمام وجودم دوست داشتم.

و اون یه تیکه از وجود منو برید.

لازم دارم انریکه با خاویر حرف بزنه.

از اوز باهاش تماس بگیره؟

خب، صدای برادرم خیلی دور می‌ره.

اگه می‌دونی چی می‌گم، نیازی به تلفن نداره.

نه، لطفاً بیشتر از این چیزی نگو.

تو کشیشی.

نمی‌تونی به کسی چیزی بگی.

نه، این فقط موقع اعترافه.

ما تو اتاق اعتراف نیستیم.

ما تو اتوبوسیم.

اوه، انقدر دقیق نشو.

آه، آنت،

چیزی که می‌خوای از برادرت بخوای، اشتباهه.

چرت و پرت! به دستم نگاه کن.

من نگفتم کاری که شوهرت کرده درست بوده.

من فقط میگم که این مشکل رو حل نمی‌کنه.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left