Smallville

Smallville

Download Farsi Persian Subtitle

Season 10

Release info

Smallville S10E12 Collateral 2HD
A Commentary by D.X

Tags

HD
Published on: 2011-03-14
Downloads: 31
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

. . آنچه در " اسمالويل " گذشت

پرسيدن يه سئوال ساده رو . واسه آدم خيلي سخت ميکني

باهام ازدواج ميکني ؟ - . بله -

داستان اين قانون ضد پارتيزان هاي خودسر واقعا چيه ؟

پارتيزان هاي خودسر واقعا نماينده ي . اراده ي جمعي مردم نيستن

به زودي هر ابَرقهرمان . خودش ميمونه و خودش

اونها شروع کردن به . اجراي خودسرانه ي قانون

وقتش رسيده اين قهرمان ها رو . به کنترل خودمون دربياريم

پارتيزان هاي خودسر کجان ؟

. بايد مخفي بشيم

. برج مراقبت " رو تعطيل ميکنم "

وقتش رسيده که اين تروريست ها . بهاي جناياتشونو بپردازن

گروه خودکُشي " ؛ " . توسط " ريک فلگ " رهبري ميشه

از نظر اون ؛ همگي شما . . مبارزين آزاديخواه هستيد

و اون ؛ به هرکسي که اين ايده رو تهديد کنه . حمله خواهد کرد

. سراغ همتون ميايم

. يکي رو از دست دادم . اون دختر ؛ همه ي دار و ندارم بود

خودشو تسليم کرد . تا من آزاد بشم

. نااميدش کردم

. جاي " اوليور " رو بهم نشون بده

کارتر " ؟ "

. اين معرکه ي جنگ ماست

. تماس شما براي ما مهمه

. لطفا پشت خط منتظر بمانيد

يا اينکه ميتونيد از طريق پايگاهِ اينترنتي ما . . به آدرس

. تمام دِيتابيس هامونو نگاه کردم

. . هيچ سابقه اي از آقاي " کِنت " ؛

يا آقاي " کوئين " ؛ در هيچکدام از ساختمانهاي . خودمون نداريم

از دادگستري سئوال کردين ؟ - ! بله -

. . از دادگستري سئوال کردم

. . همينطورم از وزارت امنيت داخلي . .

به اضافه ي وزارت کشور ؛ . . . . و وزارت دفاع

که اونا هم منو . . . به شما پاس دادن

. خانم ؛ عصباني نشين

. . نخير ؛ عصباني نميشم

. من دختر يه ژنرال ارتش هستم

حتي بلد نيستم چطوري عصباني بشم ؛ خوب ؟

. . خوشحاليو ميشناسم ؛ غم رو ميفهمم

و هر وقتيم که يکي بخواد سرکارم بذاره . . متوجه ميشم ؛ جنده

و حالا که اينطور شد ؛ . . . ميام سراغت

! " کلارک "

. نگرانت بودم حالت خوبه ؟

. آره

. دو روز پيش آزادم کردن

و منم از اون موقع تاحالا تلفن بدست . دنبالت ميگشتم

لوييس " ؛ از طرف گروه ضد خودسرها " . گرفته بودنمون

. توي مراسم خاکسپاري " کارتر " منتظرمون بودن

تمام مدت ؛ اونها هرنوع دخالتي رو . منکِر ميشدن

. فردا جواب سوال هامونو پيدا ميکنيم

فعلا ؛ بيا خوشحال باشيم . که آزادمون کردن

اسمالويل " ؛ حالت خوبه ؟ "

. آره

. باشه

. بذار يه چيزي واست بيارم که بخوري

. لوييس " ؛ ميل ندارم "

هيچ نظري درمورد اينکه واسه چي آزادت کردن نداري ؟

منظورم اينه که ؛ بجز نامزدت . . که

بدجوري مويِ دماغشون شده بود ؟ . .

. چرا ، دارم

. اين

. " اونا ؛ قدرتهامو ازم گرفتن " لوييس

. . نه ؛ " کلارک " ؛

چطور تونستن ؟

. يادم نمياد

تو چيزي يادت مياد ؟

. نه

. . همه چي

. خيلي مبهم و نامعلومه

کلارک " ؟ "

. برگردونيدش به آزمايش

کلارک " ؟ " ! کلارک " ؟ "

چي شده ؟

. " کلارک " کلارک " ؛ چي داره ميشه ؟ "

! " برگرد پيشم " کلارک

. منو ببين . يالا

. يالا عزيزم . عزيزم ؛ عزيزم

. . لوييس " ؛ من فقط "

. يه جور فلشبک به گذشته داشتم

. يکي داشت روم آزمايش ميکرد

چه کسي ؟

کي بود ؟

. " کلويي "

" اسمالويل " " فصل دهم ؛ قسمت دوازدهم " " تضمين "

" يکي نجاتم بده "

" نجاتم بده " " اجرا شده توسطِ : رِمي زيرو "

" بگذار تا دستاي گرمت منو درآغوش بگيرن "

" يکي نجاتم بده "

" برام مهم نيست که چطوري "

" فقط بمون "

" بمون "

" خواهش ميکنم "

" خيلي وقته منتظرت بودم "

" فقط پيشم بمون "

" کاري کردم تمام اين دنيا برات بدرخشه "

" فقط بمون "

" بمون "

" خواهش ميکنم "

ترجمه شده توسطِ -= D & X =-

. تکون نخور

داينا " ؟"

. منم

. . با اين چاقو نميتونم بيشتر از

. پاره کردن لباست انجام بدم . .

اگه ازش استفاده کني ، چاقوت . خيلي بيشتر از لباس لباسمو پاره ميکنه

. اونها قدرت هامو ازم گرفتن

قدرت هاي تو رو هم گرفتن ؟

. بايد بفهميم چه کسي اين بلا رو سرمون آورده

. . لوييس " تو دفتر " ديلي پلانت " رفته "

. و داره سعي ميکنه دراينمورد اطلاعاتي بدست بياره

از سه هفته ي گذشته ؛ چي يادت مياد ؟

از بعد از مراسم خاکسپاري " کارتر " ؛ . . چيزي يادم نمياد

. بجز يه چندتا فلشبک به گذشته . .

توي اون فلشبک ها ميبينم که . يه جايي ، توي يه آزمايشگاهي هستم

که زير يه پوشش شيشه اي به دام افتادي ؟

. و يکي بالاي سرم ايستاده

کي ؟

. " کلويي "

. منم ديدمش

شايد بخاطر اين تونستن . . قدرتهامونو بگيرن

. . که از همکاري يکي که . .

همه چيو درموردمون ميدونسته . . . استفاده کردن

بعد از اون همه ماجرا که باهمديگه داشتيم ؛

. کلويي " محاله همچين کاري بکنه " . .

با واقعيت روبرو شو ؛ . . نزديک شدن اون به " دومزدِي " ؛

. نزديک بود که " گروه " رو نابود کنه . .

. اون ؛ از اون ماجرا ؛ درس عبرت گرفته

. دوباره همچين اشتباهي رو تکرار نميکنه

. . ميدونم که ميخواي بهش ايمان داشته باشي " کلارک " ؛

اما هردو ميدونيم که توي اون فلشبک هايي . که به گذشته داشتيم ؛ چيا ديديم

الان ؛ " کلويي " ، تنها فرصتيه که ؛

. براي پس گرفتن قدرتهامون داريم . .

خب ؛ آخرين جايي که ديديمش . توي اون آزمايشگاه بوده

. بيا از اونجا شروع کنيم

کلارک " ؛ اگه بفهميم که " . . کلويي " بهمون خيانت کرده "

آيا براي انجام دادن کاري که بايد و لازمه آمادگي داري ؟

. اوليور " توي بيمارستان " متروپوليسِ"ـه "

. خوب نيست

. . اوليور " ؛ "

. منم . . .

. کلارک " ؛ اونا برنده ميشن "

. نه براي مدت طولاني . جلوشون مقاومت ميکنيم

چطوري ؟

. . اونا دوستا و

. . تمام اسلحه هامو ازم گرفتن . .

. . آرامشو ازم سلب کردن . .

. " و حالا هم توي سرم رفتن " کلارک . .

کاري کردن فکر کنم که . کلويي " پشت اين ماجراس "

. ديدمش

چيکار ميکرد ؟

. نميدونم

. . اون داشت

. روم آزمايش ميکرد . .

کلارک " ؛ تو هم ديديش ؟ "

هان ؟

. " تابلوئه که ديديش " کلارک . برام تعريف کن چي ديدي

چي ديدي ؟

. هنوز آمادگي اينکه ازش نااميد بشمو ندارم

! چي ديدي " کلارک " ؟

. . پيدا ميکنم که اين جا چه خبره و

. بعدشم تو رو از اينجا بيرون ميارم . .

. همه چي درست ميشه . قول ميدم

! " کلارک " ! داري کجا ميري ؟

! " بايد بهم بگي که چي ديدي " کلارک

! " بايد بهم بگي که . . " کلارک

! " اينجا تنهام نذار " کلارک

. " سلام " اوليور

. . مطمئن نيستم چه دارويي استفاده کردين

. اما بدون شک دارن اثر ميکنن . .

. . توهم برت نداشته " اوليور " ؛

. و ديوونه هم نيستي . . . بهم اطمينان کن

واقعا ؟

. . خب ؛ باورش سخته

اونم باتوجه به اينکه همين الان . . . از توي ديوار بيرون اومدي و جون گرفتي

. اومدم اينجا که نجاتِت بدم

براي نجات من اومدي ؟

واقعا ؟

توي فلشبک هايي که دارم هم . . داشتي همين کارو ميکردي ؟

داشتي نجاتم ميدادي ؟

. کلويي " ؛ ديدمت "

. داشتي مغزامونو دستکاري ميکردي

. ما رو شکنجه کردي

واقعا فکر ميکني که همچين کاري ميکنم ؟

خب . . پس اين چيه . . هان ؟

. تو برام توضيحش بده . گفتي توهم برم نداشته بوده

. کلارک " هم همين فلشبک ها رو ديده "

. . حکومت ؛ تو و "

بقيه ي گروه رو . . . تو مراسم خاکسپاري " کارتر " به دام انداخت

اونا ؛ همگي شما رو . . به يه جور پردازنده ي مرکزي پرقدرت وصل کردن

و ذهن هاي شما رو . . . توي يه دنيا مجازي ، به دام انداختن و زنداني کردن

پس ، تو ممکنه تصويري باشي . . که ساخته ي مغز خودمه

اما ؛ ميگي که حکومت ؛ همه ي ماها رو توي يه واقعيت مجازي به دام انداخته ؟

منظورت اينه ؟

درحال حاضر ؛ تو ؛ " کلارک " ؛ . . و بقيه ي گروه

. . روي تخت هاي آزمايشگاه ؛ در اغما بسر ميبرين

. . درحاليکه مغزهاتون

. به دنيايي مجازي ؛ مرتبط شده . .

مثل اين ميمونه که دارين يه بازي ويدئويي . خيلي بزرگي رو بازي ميکنين

. که توسط ناخودآگاهِتون داره کنترل ميشه

تو واقعي نيستي ؟

من تقريبا تجسم درخشاني . از " کلويي " هستم

More Farsi Persian subtitles for Smallville

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left