The first 165 lines.
...ار
ارتشو میذاری کنار؟
،یه نیروی تازه هست که کمبود نفرات دارن
،حس میکنم هر کمکی رو قبول میکنن
.تازهکاری مثل من هم باید به دردشون بخوره
.خب تو ارتش هم بهت نیازه
میخوام برم تو نیروی آتش ویژه تا کسی .بشم که از مردم محافظت میکنه
: قسمت ۱۹ خاندان اوزه
ستاد فرماندهی نیروهای مسلح حکومت توکیو
.ژنرال اوزه، از طرف نیروی آتش ویژه گزارش ماهانه گرفتیم
...که گزارش ماهانه
از طرف نیروی آتش ویژه؟
نیروهای مسلح حکومت توکیو عملیاتهای امنیتی همبسته ژنرال دانرو اوزه
.بـ بله
.قلبم وایساد
چیزی شده؟
،نه، خواستم گزارش ماهانه نیروی آتشو تحویل بدم
...اما اقتدار ژنرال اوزه
.آآ، پس اینطور
دخترش دوستداشتنی بود ها، نه؟
تو پایگاه یوکوتا مستقره دیگه؟
.نه، ارتشو گذاشته کنار
میگن مخالفت ژنرال اوزه رو زمین انداخت
.رفت تو بخش هشتم نیروی آتش ویژه
«عمارت اوزه»
اینقد هیکلی بودم؟
.برگشتم
.آرا، امروز چه زود اومدید
.امروز زود رفتم، ترخیصم هم زود اومد
.کتتون رو بدید به من
.ممنون
.تحقیقات جنایی هیچ راحت نیست
نیروهای مسلح حکومت توکیو واحد تحقیقات جنایی ستوان یکم تاکیگی اوزه
.بانو دارن شام رو حاضر میکنن
.خیلی وقته خانواده دور هم جمع نشده
.آره، واقعا
!وای، چه خوشمزه میزنن
!مامان، عجب میزی
...امروز قراره دور همی غذا بخوریم
!دانرو سان
!بابا
.خیلی وقته با ماکی چان غذا نخوردیم
.مامان سنگ تموم گذاشت همهش خورده میشه؟
،حتی ژنرال اوزه، نیو ـه حکومت هم
.جلوی دخترش مثل موم نرم میشه
تاکیگی، برگشتی؟
.آدم تو خونه هم بخواد ژنرال باشه خسته میشه
خب، تا از دهن نیفتاده لذت ببرید
!به به
.حرف نداره، مامان
.هیچی شام دورهمی نمیشه
فکر کنم تنها کسی که میتونه با .دستپخت مامان رقابت کنه ستوانه
ستوان؟ هیناوا بود اسمش؟
همون مردی که ماکی چان رو کشوند تو نیروی ویژه آتش به اون خطرناکی؟
.اشکالی نداره. الان دیگه نازکنارنجی نیستم
...کبرای دوقلو
بازم وزن اضافه کردی؟
.هیچم نکردم
.یه بار دیگه نشون بده ببینم ...به کلفتی دور کمر من
!هیچم نبود! حرف از خودت در نیار -
،تاکیگی - !هیچم نبود! حرف از خودت در نیار -
.با چنگال اشاره کردن کار زشتیه
بیراه نمیگه...ماکی چان، یهکم زیادی تمرین نمیکنی؟
.خواستگاراتو فراری میدی ها
!واقعا داداش نامردی ای
یه روز، یه شاهزاده پشت یه اسب سفید !از راه میرسه یه دل نه صد دل عاشقم میشه
،ماکی چان شاید خشن بزنه
!اما دلش قد یه گنجشک نازکه. چقد کاوایی
.پدر دختر دو شخصیته
.منمن کردن موقع خوردن غذا کار زشتیه
.رل امه
!تاکیگی چونم! اران دالم با مامان اینا شام میخولم
.خودت هم که دو شخصیته ای
.داداش تاکیگی، این بچهبچه حرف زدنت رو مخه -
،گل گفتن و گل شنیدن چیز خوبیه - .داداش تاکیگی، این بچهبچه حرف زدنت رو مخه -
،گل گفتن و گل شنیدن چیز خوبیه - !به کی میگی بچهبچه؟ -
،گل گفتن و گل شنیدن چیز خوبیه - .ماکی چان تا ابد عزیز دل باباس -
- اما آداب رو رعایت کنیم، باشه؟ - .ماکی چان تا ابد عزیز دل باباس -
...آخه آدم با دوستدخترش اینطوری
!هُش! مث آدم غذاتونو کوفت کنین
نیروهای مسلح حکومت توکیو واحد تحقیقات جنایی همسر ژنرال، مادوکا اوزه
.به به، عجب رنگ و بویی
.بله - .این گوشته حرف نداره -
«ماکی چان قدیم»
...ماکی چان قدیم
.مرسی
.ماکی. گفتی یه بار زیرزمین بودی
همون یارو ای که دنبالشی؟
.یه جایی هست که چند نفر توش مفقود شدن
الان هم گزارش رسیده همون حوالی .از زیرزمین بوهای عجیب میاد
.زیرزمین ترسناکه
شنیدم بخش هشت یه بار .اونجا درگیر یه جنگ گسترده شد
.شایعات تو ارتش هم نفوذ کرده
.بعنوان سرباز آتش، تحقیق درموردشون جزو وظایف اجتنابناپذیرمونه
روبراهی؟
.بخش هشت وحشتناک قویه
،البته کاپیتان و ستوان که حسابشون روشنه
.اما تازهکارهامون گل سرسبدن
.بهترین مهندس دنیا رو هم داریم
از اینجا میشه رفت تو زیرزمین دیگه؟
.فکر نمیکردم مجوز کاوش بگیرم
موضوع روحانی تا این حد برای حکومت مهمه؟
دیروز سر زدی خونه؟
.بعد عمری یه شام دورهمی خوردیم
ماکی چان هم بود دیگه؟ راجب زیرزمین چیزی نگفت؟
.چرا
.که دلش نمیخواد دوباره بره
خداوکیلی؟
.بپا
.حسابی پوسده
.گزارشات میگفت از زیرزمین بوهای عجیب میاد
از قبل آتشسوزی عظیم کلی .تاسیسات زیرزمینی تو حکومت هست
.اُاُاُ، زدم تو زیرزمین
.ننهی مرحومم چقد عصبانی بشه
.منشاء بوی تو گزارش از اونوره
.اینقد پیچ داره آدم یاد هزارتو میفته
.بنظرم قیدشو بزنیم برگردیم بهتره تا گم بشیم
.آره
.واسا
.انگار یه چیزیو رو زمین کشوندن
.هنوز تازهس
.اونسمتی ادامه داره
«انبار»
.انبار
اینجائه؟
.یه صدایی میاد
اینا چین؟
اینجا چیه؟
یه جور آزمایشگاهه؟
.نمیدونم
.مثل خود تو، ارتش هم کوچکترین اطلاعاتی نداره
.اونو نگا
حشره؟
...خودم یه سری تحقیقات کرده بودم، اما از نزدیک دیدنش
اینطور که بوش میاد سفیدپوشها با این .حشرات دوزخیها رو مصنوعی درست میکنن
پس اینجا همون مال سفیدپوشهاس؟
.به احتمال زیاد
.ببینیم دیگه چی هست
!کیه؟
.یکی هست. حواستو جمع کن
جسد سوخته؟
.نه، دوزخیه
.یعنی چی؟ بدون اینکه هستهش از بین بره مرده
!بیا بیرون! میدونیم اونجایی
...بمـ
!عقب
...او...زه
!اوزه
،سوختگی دست راست، شکستگی دست چپ
.پارگی صورت و کوفتگی از سر تا پا
،تا بهبودی کامل سه ماه وقت میبره
.اما همین که زنده موندی جای شکر داره
خودت سالم موندی؟
.به لطف تو فقط خراش برداشتم
وضعیت الان صحنه جرم؟
.انتحاریه زد همهچیو فرستاد هوا
.پس سفیدپوشها اونان
،تا حد انتحار هم پیش میرن .از اونی که انتظار داشتم جماعت خطرناکترین
ماکی چان با همچین جماعت خطرناکی طرفه؟
این یارو ستوان هیناوا، حاضر شد ماکی رو تو ماجرای به این خطرناکی بکشونه؟
.که اینطور
.پسرم سلامته
ولی دقیقا چی تو زیرزمینه؟
تا الان مسائل مربوط به سفیدپوشها .از حوزه ارتش خارج نگه داشته شده
،ولی
No comments yet. Be the first to leave one.