The first 200 lines.
جونا نمیخواست گریوز رو بکشه
فقط میخواست محافظاشو حذف کنه
تا بتونه بهش نزدیک بشه
یه دختر داریم که فکر میکنه با هم بودنمون
عجیبه قبلاً بود
ولی شاید تغییر کردیم
اگه 9.4 به شبکه جهانی رینینگ فایر دسترسی پیدا کنه
میتونه همهی سلاحهاشونو کنترل کنه
نسخهی 9.4 رو برگردون
یا نابودش کن ولی نذار جونا بهش برسه
باید بهم اعتماد کنی
دارم اینو تموم میکنم
تونی رفته دنبال جونا
نمیشه ردش کرد، پیداش میکنیم
باید موقعیت جونا رو پیدا کنم
تونی نباید خیلی عقب مونده باشه
دوربینهای ترافیکی نشون میدن
جونا و گریوز رفتن فرودگاه
ولی توی لیست پرواز چیزی پیدا نمیشه
مطمئنم تونی یه سرنخ برامون گذاشته
یه چیزی بود که قبلاً استفاده میکردیم
سالهاست امتحانش نکردم، بذار ببینم
آره
وقتی مهمه همیشه با هم هماهنگیم
زیوا، تونی، حالت خوبه؟
میدونستم مجبور کردنت به دیدن
تفسیر صوتی فارست گامپ
یه روزی به درد میخوره
ببخشید که اونطوری توی نمایشگاه گذاشتم رفتم
خوبی؟، خوبم
هنوز داری جونا رو دنبال میکنی؟
آره، دنبالش کردم با گریوز تا... ایسلا زفیرا
ایسلا زفیرا، اسپانیا؟
گریوز اینجا توی جزیره یه ملک داره
گوش کن
اون فیلمی که از پهپاد پیدا کردیم منو به فکر انداخت
اگه 9.4 یه هوش مصنوعیه که یاد میگیره و بهتر میشه
از تجربههاش، پس یه تاریخچه نگه میداره درسته؟
اگه بتونیم به اون دست پیدا کنیم
میتونیم همهچیو به جونا ربط بدیم
چون جونا 9.4 رو ساخته که گریوز رو نابود کنه
پس باید خودش داشته باشه
من اطراف ملک رو بررسی میکنم
ببینم میتونم راهی برای ورود به ملک گریوز پیدا کنم
باشه
داریم میایم، ایسلا زفیرا
منم یه جای امن پیدا میکنم که اونجا همدیگه رو ببینیم
زود میبینمت؟
زود میبینمت
باشه، دارم با اسم مستعار بلیت میگیرم
هی، بوریس سوار پرواز ماهعسلش نشد
امیدوارم بعد از نمایشگاه دستگیر نشده باشه
چون توی سیستم محلی ثبت نشده
یا توی اینترپل
الان وقت نداریم نگران بوریس باشیم
مطمئنم خودش از پس خودش برمیاد
امیدوارم همینطور باشه
... مثل یه انجیر خاردار میمونه
بیرونش تیغهداره ولی توش واقعاً نرمه
میدونستم هنوز منو دوست داری
ادامه بده انگار اصلاً اینجا نیستم
انگار دارم از مراسم خاکسپاریم دزدکی گوش میدم
راحت باش، ادامه بده و ازم تعریف کن
اوه خدا
ماهعسل کوتاه، میدونی براش قرص هست
ها ها ها
فروزشی توی آشیونهی عشق نشسته داره تخما رو گرم میکنه
شانس آوردی که هنوز اینجام
واقعاً؟، واقعاً
... چرا اینجایی؟، چون
من و عشق کبوترم واقعا در امان نیستیم
تا وقتی جونا مارتین و 9.4 افشا نشن
باید همهشون رو رو کنیم
باشه کارینیو
توضیح میدم
میدونه من اسپانیایی بلد نیستم، درسته؟
درسته
پس اگه اینترپل میدونست نمایشگاه من هدفه
چرا هیچ کاری نکردی جلوشو بگیری؟
اولویتمون حفظ سلامت تحقیقات جاری بود
تحقیقات هنوز ادامه داره
دینوزو و دیوید تروریستهای شناختهشدهان
نمیتونستیم ریسک کنیم بترسونیمشون
خب، خیلی جالبه
تا کی میخواین اجازه بدین اینا
همهچیو نابود کنن توی لعنتیِ...
جونا
مارکام، اصلاً گوش میدی به من؟
هاوک امجیال
درسته، خوب دیدی
خاصه، از موردای موردعلاقهمه
ظرفیت شش نارنجک
برد مؤثر تا ۴۰۰ متر
کشندهترین نارنجکانداز بازار
اونا رو توی بالکان استفاده کردی
کاملاً، بیجایگزین بودن
همهچی اینجا یه سابقهی جنگی داره
و از تخت مدیتیشن من
میتونم هنر جنگو توی خالصترین حالتش تحسین کنم
آره
برای گرفتن دینوزو و دیوید
بهت دسترسی به منابعم میدم
و اینو بدون
انتظار دارم نتیجه بیاری
قول میدم دقیقاً همین کاریه که قصد دارم انجام بدم
شناسایی شد
زیرنویس : Mr.bahman
سوفی
همهچی خوبه؟، آره
ما خوبیم، فقط مشاورای املاک باگ رو پیدا کردن
و خونه رو دوباره گذاشتن روی سایت
واسه همین امروز یه بازدید غافلگیرانه داشتیم
ولی تونستیم یواشکی در بریم بدون اینکه دیده بشیم
باشه
فکر کنم وقتشه از ایتالیا بری
تو خونهای، میشه فقط بیای پاریس ببینیمت؟
متأسفم عزیزم، اون جواب نمیده
سوفی، نظرت چیه خونهی پدر و مادرت تو باربادوس؟
تا جایی که یادمه، یه جای دورافتادهست؟
آره، مطمئنم خوشحال میشن
باشه عزیزم، این میشه یه تعطیلات کوچولو
همیشه میخواستی
از نارگیل بنوشی، درسته؟ میای اونجا ببینیمت؟
من و بابات چندتا کار داریم
که باید انجامش بدیم
ولی تو و بابا توافق کردین که امنترین کار اینه
با هم بمونیم، چی شد پس؟
من و بابات همیشه گفتیم
... این یه برنامهست نه یه قول
از شنیدن این حرف خسته شدم
اون یه قول بود، قولی که راحت میشد بهش عمل کرد
تالی، از لحنت خوشم نمیاد، مهم نیست
قول دادی و زیرش زدی
و حالا دوباره داری تنهام میذاری
لعنتی
طوفان بلانکا داره در و پنجرهها رو میکنه
سقف خونهها رو هم برداشته
توی جنوب شرق کارائیب
این زودترین طوفان درجه ۴ه
که افتاده... دقیقاً چقدر تأخیر داریم؟
آقای دینوزو، میخواستم برنامه رو مرور کنم
که مطمئن بشیم هماهنگیها برای مراسم درست پیش میره
باشه، آره، ببین، باید پدرمو بیارم اینجا
برای یه مراسم ازدواج، درواقع مراسم خودمه ... پس
اسکایویِنتو همهی پروازهای ورودی رو لغو کرده
...آره، باشه، نه، من
من میدونم طوفان چیه
گوش کن، اگه شرطبند بودی
احتمال لغو شدن پرواز پدرمو چقدر میدادی؟
...تونی، تونی
منتظر میمونم
آره، من رسیدگی میکنم، برو آماده شدنتو تموم کن
باشه
ماساژ شاید استرستو کم کنه
...خوشحال میشم هماهنگ کنم، خب
دختر گلبهدستت میخواست لباس خوشگلشو نشون بده
خیلی خوشگلی
ببخشید که وسط حرفتون اومدم، همین الان شنیدم
از فروشندهی یاس بنفشم که مزرعهش زیر آب رفته
یعنی یاس بنفش نداریم؟
خیلی کم، متأسفم
و میدونم اون گلای موردعلاقهی زیوان
اوه، شکلات
میشه یه کم بخورم؟ لطفاً، به مامان نمیگم
آره، میتونی شکلات بخوری
فقط نریزیش رو لباست
چون اونوقت منو میکشه
باشه، ببین چی کار میکنیم
... اون یاس بنفشایی که داریم بذار توی دستهگل عروس
اونوقت زیوا میتونه ببینتشون
باشه، فقط یه چیز دیگه
کیک پا درآورد و با یاس بنفشا فرار کرد؟
فقط میرم یه سر به زیوا بزنم
ببینم چیزی لازم داره یا نه، باشه
همونطور که احتمالاً میدونی پیشبینی هوا نشون میده
احتمال بارون هست امروز عصر، آره
میدونم
آره، گرفتم، ممنون
هنوز منتظرم و خبری نشده
ولی یه ابزار وباسکریپ دارم که شاید راحتتر کنه
که بتونم براش یه ایرلاین دیگه رزرو کنم
چی داشتی میگفتی؟، ما الان
لبهی جنوبی کمربند طوفانیم
ببخشید
هی، ببخشید، چشمامو میپوشونم
میدونم خلاف رسمه
خرافاته
فهمیدم، حالت خوبه؟
خب... میدونی که اولش فقط یه طوفان گرمسیری بود؟
الان ممکنه تبدیل به طوفان بشه
واسه همین همهی پروازا لغو شدن
پدرت
آره، بهش گفتم روز مراسم پرواز نکنه
ولی خب، معلومه که نتونست
یه ذره انعطاف نشون بده
ولی واقعاً واسه این نیومدم حرف بزنم، پس
نظرت چیه اگه مجبور شدیم
امروز انجامش ندیم و فردا برگزارش کنیم؟
ولی من هنوز میخوام امروز انجامش بدیم
میدونم پدرت چقدر برات مهمه
No comments yet. Be the first to leave one.