The first 198 lines.
ترجمه ساب تقدیم میکند
هماهنگ سازی تیم ساب
سفارش ترجمه فیلم و سریال یا درخواست همکاری
یک برخورد اتفاقی
میدونم بیشتر آدما میرن رم یا ونیز
من از اون آدما نیستم
فقط میگم نمیتونی
این همه راهو تا ایتالیا بری و کالوسیوم رو نبینی
هر جایی که برای اسکار وایلد و دی اچ لورنس خوب بوده
به اندازه ی کافی برای من خوبه
آره خوب من اینایی که گفتیو نمیشناسم
مهم نیست
وایسا ، اسکار وایلد مگه اون کتابه رو ننوشته ؟
نمایشنامه نویس مشهور - حالا هر چی -
فقط بهم قول بده حداقل یه سری به ونیز بزنی
فکر میکنم واقعا برات خوب میشه
خوب ، من ، فقط میخواستم بهت بگم
که تونستم - زود برگرد -
تو مغازه دارم دو برابر کار میکنم
اوه آره ، در مورد اون فکر میکنم
ممکنه تا ابد همینجا بمونم
پس طبق همون برنامه بچین
آره ، آره
هی هال ؟
واقعا بخاطر چیزی که نوشتی بهت افتخار میکنم
مردم هنوز دارن درباره ش حرف میزنن - هی الان قطار داره توقف میکنه -
استلارو ببوس باهات حرف میزنم باشه ؟
خیلی خوب ، مرد ، خب خوب باش یا اصلا محشر باش
حتما تا بعد
خداحافظ
اوکی آقای فلین ؟
اممم اتاق تک نفره ؟
اوه ، خب دوبله یا همچین چیزی دارین ؟
اما تنهایین - آره -
اما منظورم اینه چیز بزرگتری ندارین
مثلا بزرگتر یا ؟
شما دو نفرین ؟
...نه ، من ...فقط خودمم ، اما
پس اتاق تک نفره خوبه
اوکی ، عالیه ، اتاق تکیه ممنونم
پرفکت
پرفکت
خواهش میکنم
ها
واسه انعام که نمیزنم
فقط تفریحیه
خیلی عالی بود ، بنظر میرسید به آهنگ اصلی نزدیک بود
امیدوارم
درخواست قبول میکنی ؟
نه ، فقط آهنگای اصلی رو میزنم
..خوب ، آره ، اما
اوه واو
باشه ، آره احساس یه احمقو دارم
اینجا دارم به یه موزیسین مشهور پنج یورو میدم
زیادی شد من مشهور نیستم
واو تو جوزی دی هستی
اینجور فکر میکنم
... من هال هستم ، هال هال فلین ، واو
اینقدر نگو واو ،وایسا تو از اون ادمای کشتی کروز نیستی ، هستی ؟
جانم ؟ - چجوری اومدی اینجا ؟ -
هواپیما ، قطار ، ماشین میدونی به همین ترتیب
میدونی فصل توریستی رو از دست دادی
انگاری آخراشه
نه من توریست نیستم
قطعا محلی نیستی
خوب برای کارای توریستی نیومدم اینجا
پس واسه چی اومدی اینجا ؟
همم
بدم میاد مزاحم ساز زدنت بشم اما یه لطفی میکنی
ازم عکس بگیری ؟ مثل این باشه
لطف ؟ چرا ، بله ، قربان
قشنگه ، اون کیه ؟
بفرمایین
خوب بزار یه کار بهتر بکنم
قطعا این با گوشی آیفون گرفته نشده
و خیلی اتفاقی من مغازه ی یه مامان بابای مهربون
پایین خیابون میشناسم که هنوز از این کارا میکنن ،میتونم ؟
آره حتما ، اما بازم
اگه میشه یکی هم با گوشی بگیر اگه ناراحت نمیشی ؟
آره البته
فکر میکنم اونجا وایساد - اوکی -
اوکی
پس فکر میکنم قبلا اینجا بودی
تورمینا ؟
یکی دو بار
خوب چند ساعتیه تو سیسیلم
و چیز نخوردم هنوز اونجور که شنیدم
این گناه بزرگیه چه توصیه ای داری ؟
میخوای یه رازیو بدونی ؟ - البته -
همینجا ها بپلک
و بهترین پاستا و شرابو پیدا میکنی
که در تمام عمرت خوردی
همم
بفرما
فکر کنم یه چیزایی خوبی گرفتم
عالیه - وسایلت -
.....ممنونم، امم
...بابت ...عکس و آهنگ ممنون ، من
من طرفدارم - البته -
..اوه
هی هال ؟
اینجا که سوت و کوره
آره مردم اینجا تا دیروقت بیرون نمیرن
رستورانا عملا تا هفت باز نمیکنن
من که فورا افسرده میشم
کجا میمونی ؟
هتل ویکتوریا
هممم اسکار وایلد
دقیقا ، از کجا فهمیدی ؟
این اطراف برای توریستا علامت میذارن
هممم این واقعا عالیه
! اوه
پس نویسنده ای ؟ - ...اوه -
جهش خیلی بزرگیه
برای کارای توریستی که نیومدی
تو هتل ویکتوریا میمونی
این دفترچه م که همه جا دستته - اوکی ، اوکی ، حتما -
نویسنده که نه بیشتر مشتاق اینکارم
متواضعم که هستی
نه واقع بینانه لذت بردم
اما خیلیا اون بیرون هستن که
ممم این واقعا زندگی آدمو عوض میکنه ...این ، این
چی گرفتی ؟ - فکر میکنم پاستای تالیاتل بود -
نه منظورم دفتر یادداشتته یه چیزی برام بخون
چی ؟ الان ؟
نه یه 15 دقیقه تایمر میذارم
آره الان دیگه
محاله تو یه موزیسین مشهوری
وای خدا من یه موزیسین مشهور نیستم
من یه اهنگ نیمه شناخته شده دارم
بعد از اون دیگه هیچی
و هیچکی حتی نمیدونه من کی ام
ظاهرا غیر از تو
اوکی مردم میدونن تو کی هستی
هال ، داره حوصله م سر میره
...اوکی باشه ، اینو دارم این شعر روز
...یه چیز کوتاه احمقانه ست اما
بنظرم عالیه
معمولا اینارو برای کسی نمیخونم
خوب معمولا تو توی تورمینا نیستی
اوکی ، اما باید یه قولی بهم بدی
اوکی نمیتونی وقتی خوشت نیومده تظاهر کنی که
مثلا خوشت میاد اوکی ؟ میفهمم
چرا هیچی نمیگی ؟ اینجوری بیشتر عصبی و دستپاچه میشم
هال داری طفره میری
وای اوکی
..امم
"از میان این موج غریبه ها والس میزنم"
گفتگو های اونا
آنها روی همدیگه واژگون میشن و به نظر میرسه که
خوب شبیه بارون
حالا من گمشده و خوبم ،اشکالی نداره
میدونین وقتی گمشده ام خوشحال ترینم
چون یاد میگیرم که با خودم خوشحال باشم
با این حال یاد چیزی افتادم
زمانی که پدر و مادرم هم بچه بودن
در مورد بچه ها اونا همیشه هستن
چند تا بازی فوتبال تو میدون
دو صندلی رستوران بعنوان هدفشون
و فعلا همین کافیست
شهر بزرگه اما اونا کوچیکن
اون کوچیک میشه در حالی که اونا قد میکشن
و هی ، واقعا کوچک میشه حق با توئه
اینجا آفتاب متفاوت میتابه
"فوران درخشش"
هال نگام کن - نه -
همین الان
کارت خوبه - ...قول دادی الکی -
کارت خوبه
فقط داری ادب بخرج میدی - نه -
اما یه کم هولم
اون جت لگ قرار نیست خود به خود خوب بشه
باید یه کم بخوابی
البته درسته
میخوای همراهت بیام ؟
البته دوست دارم
میشه زیرلیوانیتو بدی ؟
حتما
تشکر
اسکار وایلد سال 1898 رسید تورمینا
خوب بفرمایین
امم فردا این عکسارو برات میارم ؟
وقت میخواد ممنونم
ساعت چهار کنار فواره همو ببینیم ؟
آره فکر کنم اون ساعت دیگه بیدارم
اوکی بیا
همم
خیلی خوب فکر کنم اینجا یه چیزی دارم
بگیر
"برای الان ، خاطره ای برای فردا"
هی خوب ما شماره مونو بهم بدیم ؟
محض احتیاط میدونی ...چیزی بشه یا
بیا به روش قدیمی انجامش بدیم آقای اسکار وایلد
یه زمان و یه مکان مشخص کردیم و منم میام اونجا
عصر بخیر - عصر بخیر -
توام همینطور - به سلامت -
هی بهتره پیدات بشه ها
میام
No comments yet. Be the first to leave one.