The Essex Serpent

The Essex Serpent

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Essex Serpent S01E05 WEB XviD-RMX
The Essex Serpent S01E05 WEBRip x264-ION10
The Essex Serpent S01E05 720p WEB x265-MiNX
The Essex Serpent S01E05 720p WEB H264-CAKES
The Essex Serpent S01E05 1080p WEB H264-CAKES
The Essex Serpent S01E05 720p HEVC x265-MeGusta
The Essex Serpent S01E05 WEB x264-TORRENTGALAXY
The Essex Serpent S01E05 I Break Things WEB-DL XviD-RMX
The Essex Serpent S01E05 I Break Things 720p ATVP WEB-DL DDP5 1 H264-NTb
The Essex Serpent S01E05 I Break Things 1080p ATVP WEB-DL DDP5 1 H264-NTb
A Commentary by Bahador18B
🔴 𝟑𝟎𝐧𝐚𝐦𝐚 | بــهــادر 🔴

Tags

web
XviD
x264
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
1080
x265
webrip
BRip
Published on: 2022-06-03
Downloads: 50
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫نائومی! نائومی!

‫نائومی! نائو‌‌می!

‫نائومی!

‫نا‌‌ئومی! نائومی!

‫نائومی هم تو گل‌ولای پیدا می‌شه، ‫درست مثل خواهرش.

‫افعی به‌خاطر گناهاش گرفتش.

‫نائومی!

‫اثری ازش نیست. ‫هنوز داریم می‌‌گردیم.

‫متأسفم.

‫برمی‌گرده خونه، هنری. مطمئنم.

‫در‌‌مور‌‌د گریسی هم همین ر‌‌و گفتی.

‫هنری...

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@

‫«کاری از بـهـادر» ‫«Bahador_Sub@»

‫اثری ازش پیدا نکردین؟

‫جو.

‫چه خبره؟

‫باید بریم لندن.

‫- چرا؟ ‫- دکتر گرت.

‫گفت بدون وقت قبلی معاینه‌م می‌کنه.

‫معاینه؟ واسه چی؟

‫من مریضم، ویل.

‫آنفولانزا؟

‫جدی‌تره.

‫خب، من...

‫چند وقته هوا خیلی...

‫سرد و مرطوبه.

‫- طبیعیه که... ‫- ضعیف شدم.

‫و دارم ضعیف‌تر می‌شم.

‫سعی می‌کردم مخفیش کنم.

‫چرا، استلا؟

‫چرا؟ من هر کاری...

‫- طوری نیست. ‫- نه، استلا.

‫به دکتر گرت اعتماد دارم.

‫درسته.

‫تو.‌.‌‌‌.

‫می‌خوای بری ملاقات دکتر گرت؟

‫در لندن؟

‫می‌تونیم بچه‌‌ها رو هم ببریم.

‫سفرمون رو تفریحی کنیم.

‫تفریح؟

‫چرا که نه؟

‫می‌تونیم کورا رو ببینیم.

‫نه. من...

‫- نمی‌‌خوام... ‫- یه جا واسه موندن لازم داریم.

‫خونۀ چارلز می‌مونیم.

‫صبح راه می‌افتیم.

‫«بر اساس رمانی از سارا پری»

‫«افعی اسکس»

‫نمی‌خورم.

‫کی از اتاقش میاد بیرون؟

‫به زودی.

‫خانم سیبورن، ‫لندن، وست‌مینستر، خیابان فولیس، پلاک 2.

‫امیدوارم خیلی زود بیاد.

‫امروز چطوری؟

‫خوبم.

‫می‌خوان من رو ملاقات کنن... ‫استخوون پلسیوسوری که پیدا کردم رو ببینن.

‫پس دیگه باید بلند شی.

‫ولی اون‌ها چه‌جوری...

‫من نمی‌‌ذارم یه دهکده که خرافات ‫اون رو فرا گرفته، جلوت رو بگیره.

‫از طرف من به انجمن جغرافیا نامه نوشتی؟

‫فرنکی خیلی سراغت رو می‌گیره.

‫سر هر وعدۀ غذا که می‌شینیم.

‫می‌تونه باهام بیاد. ‫با قطار زیرزمینی می‌‌ریم.

‫نامۀ دیگه‌‌ای برام نیومده؟

‫نه.

‫از آلدوینتر چیزی نیومده؟

‫بازم نه.

‫ببین.

‫ ‫

‫می‌‌‌شه بریم ببینیمش؟

‫امروز نه.

‫قرار ملاقات دارم.

‫این‌‌جا افعی‌ای هست؟

‫فعلاً نیست. ولی شاید یه روز باشه، ‫اگه بقایایی که پیدا کردم برای یه افعی باشه.

‫پروفسور مارشان.

‫کورا سیبورن هستم.

‫سلام.

‫بفرمایین.

‫بفرمایین.

‫به خودم اجازه نمی‌دم که طبقه‌بندیش کنم...

‫ولی با این حال، فکر می‌‌کنم ‫می‌تونه نوعی پلسیوسور باشه.

‫تا حالا چیزی شبیه این ندیدم، ‫و تما‌‌م مطالب منتشر‌شده رو هم بررسی کردم.

‫همین‌طوری تصادفی پیداش کردین؟

‫نه، یه مدت در ساحل اسکس حفاری می‌کردم.

‫تحت‌‌تأثیر قرار گرفتم.

‫بازم دارین؟

‫نه، در حال حاضر فقط همینه.

‫حیف شد.

‫تنها با این قطعه، کاری نمی‌تونم بکنم.

‫کارتون رو خوب بلدین.

‫باید برگردین و دنبال بقایای بیشتری بگردین.

‫بابت وقتی که گذاشتین ممنونم.

‫به اسکس برگردین، خانم سیبورن.

‫می‌خوایم افعی رو پیدا کنیم.

‫انگار یه نفر مشتاقه.

‫چرا نمی‌تونیم برگردیم آلدوینتر؟

‫نمی‌‌شه، فرنکی.

‫می‌خوای من بیارم؟

‫نه، خودم می‌‌تونم.

‫- فرنکی، خوبی؟ ‫- دارم یخ می‌‌زنم.

‫برو بالا و لباست رو عوض کن.

‫کورا، ایشون دوست من، سلی‌ـه.

‫خانم کورا سیبورن.

‫سلام.

‫از آشنایی‌تون خوشحالم.

‫امیدوارم که هفتۀ آینده بیاین؟

‫با آقای امبروز؟ میاین خونۀ من؟

‫مارتا بهم گفت حرف شما براش اهمیت داره.

‫آهان، بله.

‫ببخشید، من خیلی خسته‌ام.

‫اگه چتر لازم دارین، خواهش می‌کنم ببرین.

‫چیزی که پیدا کردم ارزشی نداره.

‫چی؟

‫مگه اینکه برگردم و بقایای بیشتری پیدا کنم.

‫نمی‌تونی.

‫نه، قطعاً نمی‌شه.

‫باید اسکس رو فراموش کنی.

‫نباید من رو می‌فرستادی ملاقات اون پروفسور.

‫قصدم کمک بود.

‫چرا؟

‫می‌خوام به زندگی برگردی.

‫و دارم سعیم رو می‌کنم.

‫واقعاً؟

‫با تمام روز تو تختخواب بودن و غذا نخورن؟

‫دل‌‌شکسته سر یه مرد متأهل؟

‫باید به روال عادی برگردیم.

‫باید محیط خونه رو برای فرنکی مناسب کنیم.

‫- جدی؟ ‫- آره.

‫باید خونه رو سرو‌سامون بدیم...

‫و بعد باید به تحصیلش فکر کنیم.

‫- ما باید سعی کنیم و... ‫- «ما، ما.»

‫یه‌جوری درمورد ما حرف می‌زنی که انگار یه زوجیم.

‫- منظورم اینه که... ‫- من صرفاً خدمتکارتم.

‫نه، دوست منی.

‫در ازای دوستی که حقوق نمی‌‌دن.

‫چی؟

‫- کجا می‌ری؟ ‫- اوه، ببخشید.

‫ایرادی نداره نصف روز رو برم مرخصی، خانم؟

‫چی؟

‫مارتا؟

‫- مارتا کجا می‌‌ره؟ ‫- نمی‌دونم.

‫- کی برمی‌‌گرده؟ ‫- نمی‌دونم.

‫-‌ می‌ره اسکس؟ ‫- نه!

‫ببخشید.

‫اصلاً چطوره بریم نهنگ رو ببینیم؟

‫کی؟

‫فردا.

‫باید وانمود کنم که حرفم جدی نبوده.

‫- باهاش آشتی کنم. ‫- چرا؟

‫- راه دیگه‌ای ندارم. ‫- همیشه یه راهی هست.

‫- مارتا. ‫- نه.

‫تو نمی‌تونی بفهمی چه حسی داره که آدم ‫واسه خودش قدرت و اختیار نداشته باشه.

‫از نظر من تو بی‌اندازه قدرتمندی.

‫مطئمناً برات احترام قائله ‫که قبول کرد باهامون بیاد.

‫ولی قبلاً هر روزمون رو با هم می‌گذروندیم. ‫صحبت می‌کردیم، درددل می‌کردیم.

‫فکر می‌کردم اونم حس من رو داره.

‫به‌‌‌نظر میاد عاشقشی.

‫بقیه که همه هستن.

‫جان، داریم می‌ریم.

‫قایق‌ها خونی‌ان!

‫کی این کار رو کرده؟

‫اونزفورد.

‫چرا؟

‫فکر می‌کنه ازمون محافظت می‌کنه.

‫پس ما در خطریم؟

‫نه.

‫- واسه همین داریم می‌‌ریم لندن؟ ‫- نه.

‫نائومی ‌برمی‌گرده خونه.

‫نباید ایمان‌مون رو از دست بدیم.

‫چی می‌کشی، جان؟

‫نهنگ رو.

‫وقتی رسیدیم می‌تونی به چارلز نشونش بدی.

‫چرا نمی‌شه مستقیم بریم موزه؟

‫من و پدرت امروز صبح در شهر کار داریم.

‫- می‌شه بریم کورا رو ببینیم؟ ‫- نه.

‫به زودی می‌بینیمش، مطمئنم.

‫و یه‌کم ‌عمیق‌تر.

‫این‌‌جوری نگران نباش.

‫حالم خوبه.

‫‌می‌‌شه یه بار دیگه‌ سرفه کنین ‫و بعد در این ظرف تف کنین؟

‫حالا چی؟

‫باکتری رو رنگ‌دار می‌کنم ‫تا بتونم زیر میکروسکوپ ببینمش.

‫‌می‌شه منم ببینم؟

‫البته.

‫شبیه دونه‌های برنجه.

‫خیلی آبیه.

‫خیلی زیباست.

‫متأسفانه، بیماری سل دارین.

‫- نه. ‫- خیلی متأسفم.

‫- دکترمون در آلدوینتر گفت... ‫- دکتری که در آلدوینتره یه احمقه.

‫لوک.

‫- از این‌جا می‌‌ریم. بیا بریم. ‫- لطفاً وایستین.

‫راه درمان داره.

‫یه پنوموتوراکس درمانی.

‫افراطیه، ولی اگه نظر من رو بخواین، ‫بهترین و تنها امیدشون همینه.

‫دقیقاً چیه؟

‫من ریه‌ای که دچار عفونت شده رو جراحی می‌کنم...

‫تا شانس بهبودیش تا حد ممکن بالا بره.

More Farsi Persian subtitles for The Essex Serpent

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left