The first 91 lines.
اونی
اونو آوردی اینجا که من از خونه برم بیرون؟
تو کار اشتباهی نکردی چرا باید قایم بشی؟
هنوز دیر نشده میتونی عادی زندگی کنی
مثل بقیه؟
عادی بودن یعنی چی؟
چرا؟
چرا باید جوری زندگی کنم که بقیه میخوان؟
منظورم این نبود
اگر میخوای این کار و بکنی برو بیرون
تو روحی هستی که نمیتونی بری بهشت
پس تو زندگی من دخالت نکن
مین آه
اون تو رو مثل دختر خودش میدونه
پس من دخترشم؟
شما ها مامان و بابای من نیستین
ما حتی یه خانواده هم نیستیم
کاری به زندگیم نداشته باشین
اگر میخوایین مثل آدم ها رفتار کنید
برین بیرون
جلوی من این کار و نکن
بیا بریم
والم کجا داری میری؟
والم
اینجوری نرو بیرون
تو مجبورش کردی
می دونم
من فکر نمیکنم که بیگناهم
فقط میخواستم کمکش کنم
ببخشید، همش تقصیر من
اره تقصیر تو
همون اول که دیدمت بهت گفتم میفرستمت بهشت
گمشو
عصبانیتت رو سر اون خالی نکن
من مجبورش کردم بیاد
حتی الان هم طرف اونو می گیری؟
نقشه ات چیه؟
واقعا میخوای از اینجا بری؟
چه کار کنم؟
چیز بدی گفتم؟
دیگه کاری به کارم نداشته باش
برای دیروز معذرت میخوام
من و والم
از این ناراحتیم که کسی رو که دوستش داریم از دست دادیم
البته مین آه نمیدونه
اما ما باید ازش محافظت کنیم
به خاطر همین اینجوری باهات حرف زدم
میخواستم از مین آه محافظت کنم
میفهمم
که دوتاتون خیلی به مین آه اهمیت میدین
اون خیلی مهربون با حرف هاش خیلی فرق داره
فقط نمیخواد ضعیف به نظر برسه
خیلی ناراحت کننده است
من فکر میکردم اینجوری زندگی کردن بهتره
تا اینکه بخواد آسیب ببینه
اما این روزا
بهش فکر کن
چی برای اون بهتره
برای اینکه آسیب نبینه
باید بزاریم زندگیش نابود بشه
در هر صورت
ناراحت نباش تقصیر تو نیست
والم
الان حالت چطوره؟
میخوای بری تاب بازی؟
نه؟
بیا بریم خونه
مین آه، مشکلی پیش اومده؟
فقط از داستان هات خسته شده
مین آه
من همیشه پیشت میمونم
مین آه
بیدار شو
تو همیشه تنها بودی
هیچی فرق نکرده
هرچی بیشتر بهش فکر میکنم بیشتر عصبانی میشم
صورت قشنگش رو دیدن؟
دوباره داره زیاده روی میکنه
الان چه جوری داری غذا میخوری؟
میخوام همشون رو بگیرم و تنبیه کنم
نگران نباش
چرا داری وقتت رو تلف میکنی؟
مگه نه مین آه؟
مطمئنی که نمیری؟
مین آه بزرگ شده خوبه که تنها زندگی کنه
لازم نیست نگرانش باشم
اون بچه نیست
ضعیفم نیست
همه چیز رو شنیدی؟
باید برم
کجا داری میری؟
No comments yet. Be the first to leave one.