The first 200 lines.
تــــــرجـــــمـــــه و زيـــــــرنويــــــس: علي
مادر قحبه ديوس حرومزادهي لاشي
دارم چي کار ميکنم؟ دارم چي کار ميکنم؟
نميدونم دارم چيکار ميکنم دارم بهترين چيزي که توي توانمه رو انجام ميدم
ميدونم همش همينه ميتونم اين رو از خودم بپرسم
اصلا به انداره کافي خوب هست؟ اصلا کارم فايده اي هم داره؟
کسي به من اهميت ميده؟ اگه بخوام تلاش کنم و همه چيز رو تغيير بدم بي فايده است؟
آفريقاييه يه نشونه هست،درسته؟ چون اگه نباشه
اونوقت هيچ چيز توي دنيا با عقلم جور در نمياد
دهنم سرويس شده. شايد بايد استعفا بدم. استعفا نده
شايد فقط بايد از اين لعنتي استعفا بدم از اين لعنتي استعفا نده
ديگه نميدونم بايد چه غلطي بکنم
ديوس. لعنتي، لعنتي
خوش حالم که يه قسمت از اين باتلاق رو نجات داديم
ميدونم کوچيکه ولي بازم چيزي هستش
تلاشتون رو ادامه بديد
قراره چيزاي بيشتري از اين منطقه رو نجات بديم
براي جشن گرفتن، ميخوام يک شعر رو براتون بخونم
هيچ کس اينطور که اين سنگ اينجا ميمونه پايدار نيست
تو عالي هستي تخته سنگ اين سنگ هميشه اينجا هست و ميمونه
تو به ما نشون ميدي که چجوري اينجا بشينيم و اين چيزيه که لازمش داريم
آره، تونستيم
از اخبار کسي اومده؟ - آره از روزنامه هاي محلي اينجا هستن، چيزي شده؟
هيچي، فقط يه جا قرار دارم که بايد به اون آفرقاييه سر بزنم
کدوم آفريقاييه؟ - دقيقا، کدوم آفريقاييه؟ -
بيا
سلام، آلبرت مارکووسکي هستم يه قرار براي ساعت يک دارم
ببخشيد دير کردم، اتاق هاي اينجا خيلي تودرهمه
بفرماييد بنشينيد تا نوبت بهتون برسه
چرا نميگي که مشکلت چيه؟
ببينيد،من دقيقا نميدونم شما اين جا چي کار ميکنيد
خب، ما.... ما راجع به شما ميکنيم و مشکلاتتون رو حل ميکنيم
چطوري؟- اگر که قرارداد رو امضا کنيد، ما کاراتون رو زير نظر ميگيريم
يعني جاسوسي من رو ميکنيد؟ - بله -
من رو؟ - بله -
توي حموم هم من رو زير نظر دارين؟ - بله -
حتي توي حموم؟ - بله -
چرا؟ - هيچ چيزي بي ارزش نيست -
رو پيدا ميکنه و پرونده ميسازه؟ DNA مثلا وقتي يه پليس يه قسمتي از
اگه ما ببينيم که تو داري دندونات رو نخ ميکني يا جلق ميزني
اين ميتوني کليدي براي کل زندگيت باشه
پس من دارم شما رو استخدام ميکنم که جاسوسي خودم رو بکنين؟- درسته-
اينجوري ميتونيم بفهميم وضعيتت چه جوريه و مشکلت رو حل کنيم
به علاوه، دستيارم هم پروندت رو از يه زاويهي ديگه ميبينه
منظورت چيه زاويهي ديگه؟ يني چي؟
اون قراره راجع به درکت از هستي باهات صحبت کنه
کي تو رو اينجا فرستاده؟ - هيچ کس، کارتتون رو پيدا کردم -
از کجا؟ - از يه رستوران تجملاتي که تا اون موقع اصن اونجا نرفته بودم -
زياد لباس درست حسابي نداشتم واسه همين يه کت بهم قرض دادن
دستم رو توي جيبم کردم که کارت شمارو ديدم
نکته عجيبش اينکه من هميشه کت ميپوشم.
ولي اون روز نپوشيدي؟- نه-
برد استند هستم - هي-
چه اتفاقي- - آره دقيقا، کل پروندم اتفاقي بوده
منظورت راجع به رستوران و کت؟- .......نه،نه، اون-
منظورم راجع به يه تصادف بزرگه که شامل يه مردهاي ميشه
سه قسمتيه اوکي؟ آمادهاي؟
قسمت اول
:به يه مکاني رفتم که اسمش بود کالکشن عکس هاي اشکاتينگر
داشتم دنبال آخرين کاراي باب ديلان ميگشتم
که يه دفعه يه مرد بلندي که حدودا ميخورد 18سال داشته باشه اومد تو
ميدوني،داشت عکساي موريس چستنات رو ميگرفت
شکيل او نيل, جيم کري
اون تو کار شکار عکساي بازيگرايه
از اون آدمايي که مجله هاي راجع به آدماي معروف رو ميگيرن و ازشون امضا ميگيرن
دو هفته بعد، دوباره همون آدم رو ديدم
که نگهبان ساختمون خونه ي دوستم بود
اوه،خداي من
اسم دوستت چيه؟ - جي وندورف. ولي خونهي خودش نبود-
خونهي دوست دخترش بود- اسم اون چيه؟ -
آها، کلي،کلي کالتر،خب، اوکي اينم قسمت دوم
يه بار توي گالري اشکاتينگر
دفعه دوم، به عنوان نگهبان
دفعه سوم، توي يک ون جاي فروشگاه
توي فروشگاه چيکار ميکردي؟ - اون جا کار ميکنم -
واسه فضاهاي باز سخنراني ميکنم
آره برگشته مرتيکه ديوونه حرومزاده
نبايد توي اين پارکينگ درخت بکاري
باز بايد اون درخت رو وردارم ببرم جاي ديگه تا ترافيک درست شه.
فقط بلدي مشغله من رو بيشتر کني
هر اتفاقي بيفته که معني نداره - معلومه که داره -
چه پيامي داره؟ - خب اين چيزيه که ازت ميخوام پيداش کني -
راجع به زندگيت؟ - آره، راجع به زندگيم -
و راجع به همه چيز، کل جهان، ميدوني؟ کلش
منظورم اينکه بايد کاري که انجام ميدم رو ادامه بدم؟ بي فايده هست يا نه؟
آقاي مارکووسکي، ما اينجا با آدماي زيادي روبه رو ميشيم
که ادعا دارن ميخوان همه چيز رو راجع به هستي بدونن
مي خوان ته توي همه چيز رو در بيارن
ولي اين پرسه ميتونه خيلي دردناکه باشه و سورپرايزاي زيادي داشته باشه
ميتونه اثات کل جهاني که ميشناسيش رو بهم بريزه
براي همين بيشتر مردم ترجيح ميدن که زياد از اين مسائل سر در نيارن
شايد بهتر باشه بري خونه بيخيال اين قضيه شي
سخت نگيري، نظرت چيه؟
ازت ميخوام که درخواستم رو رد نکني،خواهشا
ميخوام بدونم، اين خيلي مهمه
تا حالا شده به مافوق زمان و مکان برسي؟- آره،نه-
زمان آره ولي مکان نه، نه، اصن ميدونم منظورت چيه
به نظر مياد حقوق زيادي نداريد،آقاي مارکووسکي
مشکليه؟ قيمتتون زياده؟
ما از هر کسي طبق حقوقش ازش پول ميگيريم بعضي از موکلامون هفته اي 30 دلار ميدن
بعضي از پولدارامون هم هفته اي چند هزار دلار ميپردازن
اصن باورم نميشه آدمي با شغل شما وجود داره چند وقته توي اينکار هستين؟
هفده سال، با 352 پرونده - اين ديونگيه
بايد ازتون خواهش کنم که توي دفترم سرک نکشين
چون وضعيت کاريم يه خورده بيثباته
ميخواي که به شغلت کاري نداشته باشيم؟
آره، اگه دور و ور دفترم همش سرک بکشين
باعث ميشه که سست به نظر برسم و اين ميتونه بهم آسيب بزنه
ازت ميخوام که با همکارم آشنا بشي
برنارد؟ - آه ،هاه-
ايشون آقاي مارکووسکي هستن - سلام-
پرونده ايشون قراره پرو بونو انجام بشه- باشه، به نظر خوب مياد
خيلي ممنون که پرونده ي منو به عهده ميگيريد
اوه، خواهش ميکنم، خواهش ميکنم - وايسا -
هنوز قرارداد رو امضا نکرده - بزار اول اينکارو انجام بديم، به قرارداد هم ميرسيم
هنوز خيلي زوده واسه اين - هميشه خيلي زوده، اين طبيعت زندگيه
تقرب، صبر، دقت- ميشه بس کني؟-
بيخيال- اول بايد با خصوصياتش شروع کنيم،برنارد-
ولي بايد از منطق هم بگذريم بيخيال، بيا بريم
يه بوس بده، زودباش- اوکي-
بم ميگي امشب شام کجا بريم؟
باربيکيو کره اي- جدا؟-
خب، بيا شروع کنيم
اينم قسمتي از تحقيقمه؟
آره،فرض کن اين پتو همه ي انرژي ها و موجودات جهانه اوکي؟
من،تو،همه
همه چيز توي اين هستن باشه؟ همه ي موجودات، همه چي
بيرون اين پتو چيه؟- پتوهاي ديگه، موضوع همينه -
پتو همه چيزه- دقيقا،همه چيزه-
فرض کن اين منم،اوکي؟
و من شصت و خورده اي سنمه، کت شلوار خاکستري پوشيدم
و بقيه ي چيزا، حالا فرض کن اينور تويي
و تو ام، چميدونم، 21 سالته، موهاي مشکي داري و غيره
و اين طرف، اين ويويانه، همسرم و همکارم
حالا اونور،اين برج ايفل هستش اوکي؟پاريسه
اين جنگه، اينم،آه، موزه هستش
و اينم بيماريه، اينم ارگاسمه
اين يه همبرگره
همه چيز يکسانه حتي اگه با هم فرق کنن- دقيقا-
ولي مغز ما اينو فراموش ميکنه فک ميکنيم همه چيز از هم جداست
محدوده، من اينجام، تو اونجايي، که البته درسته
ولي کل قضيه اين نيست، ما با هم ارتباط داريم
چون که .....ما به هم مربوطيم
حتما،حتما،حتما- اوکي؟-
بله- خب،حالا،بايد ياد بگيريم،
چطوري حقيقت پتو رو ببينيم
درست توي زندگي روزمرمون. و همه ي اينا به خاطر اين بوده
چرا؟- چرا چي؟-
چرا بايد همه ي چيزهاي توي پتو رو توي زندگي روزمرم ببينم؟
تو که نميخواي از اين تصوير بزرگ بيرون باشي درسته؟
آه،هاه،- دليل اينکه اينجا اومدي همينه ديگه؟-
خب اينم همونه، که دارم راجع بهش صحبت ميکنم
يه کم طول ميکشه تا درست درکش کني،ميدوني؟
ولي.......به دردت ميخوره
چطوري؟- وقتي که مفهوم اين پتو رو بگيري، ديگه راحتي
چون هر چيزي و هرکسي که ميخواستي داشته باشي و باشي، اون موقع ديگه به دست آوردي
به نظرت خوبه؟- خيلي خوبه-
بسيار خوب،برو تو- ميخواي برم تو؟-
پس برم اين تو؟- آره-
وقتي اونجام چه اتفاقي ميفته؟- خودت ميبيني-
خودت ميفهمي
آقاي کووسکي، هدف از اين لباس، اينکه
اينکه مغزتون رو از تمام اتفاقات روزانه تخليه کنين و شناسه ي معموليتون رو
که فک ميکنين شما رو از همه چيز متفاوت قرار داده، فراموش کنين
اين اتاق،اين خيابون
......اين شهر، اين کشور، اين اقتصاد
اين تاريخ، اين سياره
بدنتون، احساستون، شغلتون
هر چيزي که بوسيلهي اون شناخته ميشيد
هي مرد،حالت چطوره؟ تو عوضيي
ما تورو بگا ميديم ،عزيزم
عکساي شکيل اونيل رو گرفتم،عاشق شکيلم
هي
برد استند- هي،چطوري؟-
خب فضاهاي باز قراره در اين مورد چيکار بکنه؟
خب، به نظر من شما قطعا ميتونين تو جاهايي که
قبلا ساختمونا خراب شدن ساخت و ساز کنين به جاي اينکه يه سرزمين جديد رو از بين ببرين
زمين جديد،زمين جديد- ببين ما با اين مخالفتي نداريم-
اين نظرمون راجع به فضاهاي بازه، نبايد اونو از بين ببريم
ما که نميخوايم اونو از بين ببريم ببين،نميخوام بهت برينم باشه؟
قسمتي از اينکه ما ميخوايم از اين توي اخبار دفاع کنيم براي منافعمونه
توي زمان کوتاه مغازه هاي زيادي باز بشه
پس اگه قرار باشه با تو و نظريه ات راجع به فضا هاي باز کار کنيم
آيا اين به جلوهي هاکابيز کمک ميکنه؟
آره، واسه من فايده اي داره؟ معلومه که داره
آيا از هاکابيز سودي ميبرم؟ کاملا
ولي آيا به نجات فضاي سبز اهميت ميدم؟ بله اهميت ميدم
بهم زل نزن چه مرگته؟
بزن به چاک، ترسوي کوچولو
چه مرگته تو؟- ترسو- تو عوضيي-
چطوري؟خوبي؟حالت خوبه؟
تو که گفتي اين کار باعث ميشه ريلکس باشم
بعدا، ولي بايد توي خونه تمرين کني، اوکي؟
توي خونه استراحت زياد ميکني،نه؟ هاه؟ درسته؟
آره- اوکي-
چطوري ميتونم توي خونه تمرين کنم؟ منکه از اينا ندارم
مهم نيست، براي اون کار ميتوني
از چشم بند استفاده کني يا چشماتو ببندي
اوه
اوه
No comments yet. Be the first to leave one.