Rifkin's Festival

Rifkin's Festival

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Rifkin's Festival 720p Blueray Yify
A Commentary by SoulCreator
Just Resynced

Tags

720p
720
Published on: 2022-05-13
Downloads: 48
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

جشنوارۀ ریفکین

راستش نمیدونم باید از کجا شروع کنم

ناگهان مجبور شدم کارم روی

رمانی که داشتم می نوشتم رو متوقف کنم و همسرم رو

تو جشنواره فیلم سن سباستین همراهی کنم

خوب

سو باید می رفت واسه اون قضیۀ شغلش بود

نماینده چند تا مشتری بود که اونجا بودن

و باید راهنماییشون میکرد

طنز ماجرا اینجا بود که سالها قبل

وقتی من سینما درس می دادم

ایده رفتن به هر جشنواره ای

خیلی واسم هیجان انگیز بود

اما ... جشنواره های فیلم دیگه اون چیزی نیستند که قبلا بودن

حتی وقتی تدریس می کردم هم نبودن

من سینما رو به عنوان هنر تدریس می کردم استادان بزرگ اروپایی

من فقط رفتم چون نمیتونستم این شک رو کنار بزارم

شک به اینکه سو جذب یه کارگردان مزخرف شده بود

که قبلا واسش کار تبلیغاتی انجام داده بود

تو فیلم جدیدم ، درباره دادگاه آیشمن

واسه نقش هانا آرنت خیلی عالی میشی

امروز ساعت هشت شب

یه نمایش خصوصی واسه نسخه تدوین کارگردان فیلم 3 کله پوک برگزار میشه

توی فیلم، تمام ارگاسم های شما جلوه های ویژه بودند؟

ببین ، فیلیپ اینجاست

خیلی از تیپش خوشم میاد خیلی باکلاسه

ایده خودم

و گاهی عموم بهت ایده ای میده

که متفاوت از ایده خودته

یادت باشه شما تو اون نمایش تو یونیورسال ملاقات کردین

یه بحث احمقانه درباره بزرگ کردن بچه کردین

اون دوست داشت و تو نداشتی

اون عاشق "بعضیا داغشو دوست دارن بود" و تو نبودی

اون مثل بقیه دنیا "چه زندگی شگفت انگیزی " رو دوست داشت و تو نداشتی

بعدش یه شوخی کردی و اون تو رو گرینچ صدا زد

شوخی رو یادم میاد

تمام اروپا فیلم جدید شما رو دوست دارن

که تو نمایش امروز صبح خیلی سر و صدا کرد

شما اومدین و گفتین که جنگ جهنمه

میدونید، بعضی جنگ ها خوب هستن، بعضی جنگ ها بد

و حتی گاهی اوقات جنگ ها موجه هستن

میشه موضوع فیلم بعدیتونو بگین؟

فیلم بعدی من درباره درگیری های موجود در خاورمیانه خواهد بود

و امیدوارم راه حلی ارائه دهم

برای صلح بین اعراب و اسرائیل

آیا این شایعه که با همسر یک وزیر فرانسوی رابطه داشتین صحت داره؟

من هم این شایعه رو شنیدم

میگن که ایشون رو حامله کردین

میتونین در اینباره نظری بدین؟

خوب کافیه،عالیه

فردا تمام روز میتونین باهاش صحبت کنین

سه روز کامل مصاحبه

به موقع رسیدی- خیلی متاسفم-

مورت رو یادته ، درسته؟- اوه، آره-

گرینچ

فیلم جدیدت رو تبریک میگم به نظر همه عاشقش شدن

آره، اما این روزا هر فیلمی که به حقیقت بپردازه

منتقدا شروع میکنن غر زدن درباره هنر

خوب ، جنگ یه جورایی جهنمه حداقل تا جایی که من شنیدم

خوب، بهتره بریم وسایلمون رو مرتب کنیم

خیلی ممنون میشم اگه بیشتر ملاحظه کنی

خیلی با خصومت رفتار میکنی

خوب ، نمیتونم خوشحال باشم

وقتی منو گرینچ صدا میزنه

تو به همه چیز به عنوان مبتذل نگاه میکنی

من نمیگم کارای اون مبتذلن

اون خیلی میانه روئه

به نظر من اون یه فعال سیاسیه

نشنیدی درباره فیلم بعدیش چی گفت؟

داره سعی میکنه بین اعراب و اسرائیل صلح برقرار کنه

خیلی خوشحالم که میخواد کار علمی تخیلی بسازه

فیلیپ کارش عالیه

سیاست اصلا چی هست؟ سیاست یه چیز کاملا زود گذره

اصلا با سوالای بزرگتر سر و کار نداره کدوم سوالای بزرگتر؟-

سوالات بزرگ- مثل؟-

هدف از همه چیز چیه؟

آیا این تنها واقعیت موجوده؟ یا چیزی فراتر از این هست؟

اینا سوالاتی هستن که واقعا اهمیت دارن

موضوعاتی که اون باهاشون سر و کار داره خیلی پیش پا افتاده ان

گرچه اون فکر میکنه عمیق هستن، اما واقعا نیستن

ما می تونستیم توی یه جهان ایده آل از نظر سیاسی زندگی کنیم

اما باز هم باید با همین سوالات وحشتناک روبرو می شدیم

قلبم داره درد می گیره تحویل بگیر-

میدونم، به نظر تو اینا همه فکر و خیاله

قرار نیست حمله قلبی کنی مورت

توی هواپیما خیلی ساندویچ خوردی

راستش بیشتر شبیه دمبل بودن

وقتی اون شب به خواب رفتم

خواب عجیبی دیدم

رز بادنیک

کی؟

رز بادنیک، فوت کرد- اوه خدای من، چطوری؟-

خودکشی کرد- وای،نه-

زن فوق العاده ای بود

یه روشنفکر یه بازمانده هولوکاست

یه یادداشت گذاشته بود به نظرش ادامه زندگی منطقی نبوده

دیگه هیچ دلیلی واسه ادامه زندگی نداشته

خیلی احمقانه اس که بگیم زندگی بی معناست

خوب اگر فکر کنی ، مکس ، چه معنایی داره؟

شبیه یکی از دانش آموزای من صحبت میکنی- ما همه اینجا چیکار می کنیم؟-

نوسانات کیهانی. ما از هیچ به وجود اومدیم

باور کن اگه دست من بود جور دیگه ای انجامش میدادم

جلوی مورت از این بحث ها نکن

مورت

بیا تو خیلی سرده

دیشب خواب عجیبی دیدم

الان وقت ندارم بشنوم داره دیرم میشه

خوب ، واسه ناهار می بینمت؟

نه من ناهار رو با فیلیپ و یه روزنامه نگار از مجله پاریس می خورم

یه ناهار تجاری

امروز دیوانه وار سرمون شلوغه پشت سر هم مصاحبه داریم

تو باید تو همه اونا حاضر باشی؟

البته ، واسه همین اینجام این شغلمه

نمی تونم بگم احساس نا امنی نمیکردم

از اینکه سو تمام روز رو با فیلیپ و مزخرفات خودستایانه اش بگذرونه

سو فکر میکرد اون یه نابغه اس

تمام زندگیش جذب مردای موفق و درخشان شده

حتی فکر میکرد من یه روشنفکر بزرگ هستم

تو اولین ملاقاتمون

خیلی تحت تأثیر مقالات من قرار گرفت

همچنین افکارم

فکر میکرد یه رمان از زندگیم بیرون میاد

وقتی اولین صفحاتم رو بهش نشون دادم

گفت خیلی پرمدعا بودم

حالا روشن بود

که روی اسب بازنده شرط بسته بود

نمیدونستم کجا دارم میرم تمام صبح راه می رفتم

و به زندگیم فکر می کردم، به پدرم

ناامیدش کرده بودم

برادرم زندگی موفقی داشت

به کتابم فکر می کردم و اینکه چقدر سخته

بخوای یه کتاب واقعا بزرگ بنویسی

نه یه رمان ساده ، بلکه یه شاهکار

شکسپیر شاهکار خلق میکرد

میکل آنژ ، جویس ، چاپلین

فلینی

من یک دوره در مورد فلینی درس میدادم

خیلی با فیلمهاش همذات پنداری می کردم

مورت کتابت کی قراره تموم بشه؟

دارم روش کار می کنم

مورت ریفکین؟

خدای من

زنده و سرحال

خدای من ، خانم وینستین ، معلم انگلیسیم

به عنوان نویسنده آینده روشنی داشتی- رفتم سمت تدریس سینما-

باید امرار معاش میکردم، اما دارم رمان می نویسم

فقط سعی کن پرمدعا نشه

بهم بگو مورت، هنوز هم همون سوالای بزرگ رو میپرسی؟

خدا ، مرگ ، معنای زندگی؟

خاخام مینتز! بله

اونا تنها سوالاتی هستن که ارزش پرسیدن دارن

بقیه چیزهای بی اهمیت ان

بعضی وقتا شک میکنم به اینکه تو واقعا یهودی باشی

به روز سبت(شنبه) احترام نمیزاری دینت رو به سخره می گیری

هرگز هم به اسرائیل نرفتی

اگه با خدا روبرو بشی بهت چی میگه؟

بعد از کاری که خدا کرده من هیچ حرفی باهاش ندارم

بزار با وکیلم صحبت کنه

چه کسی به جز یه یهودی به فکر شکایت از خدا میوفته؟

چه کسی جز یه یهودی از دادگاه برنده بیرون میاد؟

سلام مورت

واسه جشنواره اومدی؟- مارشیا کوهن

تو اون دختر همسایه بودی که دلمو بردی

و تو تنها پسری بودی که از کتاب های روسی و مارسل پروست می خوندی

و منو به دیدن نمایش های یونسکو و بکت میبردی

پدر و مادرم عاشقت شدن اما من نه

احتمالا ناامیدشون می کردم من هنوز خودمو پیدا نکردم

به گشتن ادامه بده

راستی....تولدت مبارک

بهم یادآوری نکن زمان به سرعت داره میگذره

مامان و بابا؟

تو سن سباستین چیکار میکنین؟

اومدیم بهت یه توصیه ای بکنیم

خواستم بنویسمش روی قبرم اما به نظر مادرت کار عبثی بود

و این توصیه هست؟؟؟؟

به جز پول همه چیز مزخرفه

مورت! مورت ریفکین

توماس

چطوری دوست من؟

خیلی از دیدنت خوشحالم- عالیه-

چه خبرا؟

جشنواره چطور پیش میره؟

جشنواره اینجا همیشه لذت بخشه

شرکت فیلمسازی من امسال تو رقابت شرکت کرده

به نظر میاد گم شدی- نه نه-

هنوز خستگی راه تو تنمه

باشه متوجه شدم

امسال خیلی خوبه بزا بهت بگم

من عاشق این جشنواره ام

مثل یک وقفه در دنیای واقعیه

ده روز من تو این شهر جادویی هستم ببینش

جایی که سینما پادشاهه

حسش میکنم وقتی از هواپیما پیاده شدم حسش کردم

امروز صبح سو رو دیدم

سو این روزا خیلی مشغول کاره- راستش اینطوری به نظر نمیومد-

داشت تو ساحل قدم میزد

با اون کارگردان فرانسوی ، فیلیپ ژرمن

میشناسیش؟ - تو ساحل با اون؟ -

آره آره

بهم گفت یکی از مصاحبه ها لغو شده

More Farsi Persian subtitles for Rifkin's Festival

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left