The first 200 lines.
.برو، برو، برو
مظنون در حال تعقيب با پاي پياده وارد انبار شد
.برو
!ايست! همونجا وايسا !اسلحهت رو بنداز
.شما نميتونين جلوش رو بگيرين
.هيچکي نميتونه جلوش رو بگيره !بخواب رو زمين
.بخواب رو زمين !همين الان، بندازش
.هالورن .کاراگاه، هالورن
،اگه اون تا 17 دقيقه ديگه اينجا نباشه
.پنج نفر ميميرن
.به هالورن بگيد همين الان بياد اينجا
پس هالورن کدوم گوريه؟
.آدمها ميميرن، پسر
اينارو نميدونه؟
.همتون برگرديد عقب
هالورن؟ .اِدگار
ادگار، داري چه غلطي ميکني؟
.اون کنترل رو بنداز زمين .نميتونم
واسه چي؟ .بازي شروع شده
چه بازي؟ .بازيها و قوانين اون
.من بايد انتخاب کنم کي بميره .اونا يا من
،ادگار، نميخوام بهت شليک کنم .اما اينکارو ميکنم
.کنترل رو بنداز
تو تيررس منه، بهش شليک کنم؟ .نه، نه، نه
.کنترل رو هدف بگير .اگه ماشه رو فشار داد
تيربارونش کنيد
!وقت داره تموم ميشه
ديگه کي اونجاست؟ !ادگار
!بهمون بگو جريان چيه
کي تورو کنترل ميکنه؟
.من نميخوام بميرم
کدوم يکي از شما عوضيها شليک کرد تو سينهش؟
...بازي
.شروع شده
« جيگساو » « اَره مويي »
اين چيه؟
اين ديگه چيه؟ اين ديگه چيه؟
هي، اين ديگه چيه؟
اوه، لعنتي - اوه، خداي من -
چه خبره؟
...نه، نه، نه
!امکان نداره همچين اتفاقي بيفته
!يکي کمک کنه
...نه، نه، نه
!کمک !لطفاً يکي کمک کنه
!لطفاً، يکي کمک کنه
!کمک! کمک
!لطفاً کمکم کنيد
!گمشو عقب
مطمئنم همه شما کنجکاو شدين
.که چرا اينجايين
شما بدون شک خودتون رو
در موقعيتي که توش قرار گرفتيد .بيتقصير ميدونيد
ميتونيد خودتون رو نجات بدين
اگه خودتون رو از دروغهاي مداومي که
.شما رو به اينجا آورده، پاک کنيد
دروغهايي که به خودتون گفتيد
دروغهايي که بقيه رو باهاش آزار دادين
اعتراف کنيد با گفتن حقيقت آزاد ميشيد
اما هرگونه تلاشي در
،نقض قوانين من بکنيد کشته ميشيد
ميخوام يه بازي بکنم
!گائيدمت
ابتدا بايد مقداري خون پيشکش کنيد
مهم نيست چقدر کم باشه
با اينکار شما چراغ سبز ميگيريد
که با جون سالم از اين اتاق فرار کنيد
اگه بتونيد خودتون رو از شر شيطان درونتون آزاد کنيد
مي تونيد اون زنجيري
که باعث و بانيش شيطان .درونتون بوده رو باز کنيد
اون مقدار خون ناچيزي که ازتون خواستم رو بايد از دست بدين
.يا با عواقب شديدي روبرو ميشيد
.انتخاب با خودتونه
اينجا چه اتفاقي داره ميوفته؟
...نه، نه، نه - !نه، نه، نه -
!نه
!نه! نه
بايد چيکار کنيم؟ بايد چيکار کنيم؟
يکي يه کاري بکنه؟
!هي! بيدارشو
!بيدارشو
"...مقداري خون پيشکش کنيد"
"...مهم نيست چقدر کم باشه"
"...مقداري خون پيشکش کنيد"
"...مقداري خون پيشکش کنيد"
"...مقداري خون پيشکش کنيد"
!خودتو ببُر !بايد خودتو ببُري
!اون خون ميخواد، بعدش آزادت ميکنه
!خودتو ببُر، اون خون ميخواد
!خودتو ببُر
!لعنتي
!بجنب، بجنب، بجنب
...آره، لعنتي
!بايد خودتو ببُري
!بايد خودتو ببُري
...اين چيه
...نه
!خودتو ببُر
!بايد خودتو ببُري
!خودتو ببُر
ما کدوم گوري هستيم؟
،اون کنترل رو فشار داد .اما هيچ اتفاقي نيوفتاد
.تا جايي که اطلاع دارم
فکر ميکني که اين بازي واقعيه؟
.نميدونم
و فکر ميکني که چرا اون تورو ميخواست؟
.ما دوستاي خوبي بوديم
.دوبار توي زندان انداختمش
.ادگار مانسن يه معتاد جامعه ستيزه
به جرم ضرب و شتم، سرقت مسلحانه
.فروش مواد داخل زندان بوده
.آدم خوبيه
دکتر ما اونو بهوش لازم داريم که ازش سوال بپرسيم
.متاسفم، کاراگاه
گلوله ها کنار قلبش خورده
تا وقتيکه وضعيتش ثابت بشه .اونو به "کماي باربيتوراتي" بردم اين نوع کما براي بيماراني که در وضعيت ] [ بحراني جسمي هستن انجام ميشه
تا کي؟ .اول بايد ورمش بخوابه
.دوساعت. دو هفته .دقيق نميتونم بگم
.معذرت ميخوام
شروع کن به درست کردن ليست مظنونيني .که با مانسن مرتبط هستن
.اين قضيه آخر و عاقبت خوشي نداره
گرسنهاي؟
!کمک
!لطفاً يکي کمکمون کنه
!کمک
...لطفاً! نکن
.تکون نخور
از جون ما چي ميخواي؟
...اون صدائه
گفت ميتونيم خودمون رو نجات بديم اگه
روح خودمون رو از دروغهايي .که گفتيم پاک کنيم
اين يه جور اعتراف گيريه؟
.با گفتن حقيقت آزاد ميشيم
.عزيزم، روح من پاکه
.اسمم آناست
.و چرت ميگي
.منم ميتچم
اسم تو چيه؟
.کارلي
.بهم دست نزن
اين يجور مسخره بازي يه آدم مريضه؟
.اون گفت اين يه بازيه
خب اميدوارم بخاطر .خودمون هم که شده اين يه بازي باشه
اوه، واقعاً؟ اونوقت چرا عزيزم؟
.چون تو بازي ميشه برنده شد
ديوونه کنندهست
اين ديگه چيه؟
کسي به پليس زنگ زده؟ .آره
!پرتاب از زير
!واوو !پرتاب از بالا
.خيله خب، يه خورده محکم پرتش کردي
.دليل داشت که تلفنمو خاموش کردم، هالورن
خب، چي فکر ميکني، اِل؟
.نميدونم، بنظر مياد يه خورده رنگش پريده
.بزار اينو از رو سرش در بياريم
.اوه .آه
هووم
هوووم
انگار يکي داشته روي کاراي .جان کريمر" تحقيق ميکرده"
يه آدم مقلد؟
.اميدوارم که اينطور نباشه .کريمر ده سال پيش مُرده
!کيث چه خبر، دکتر؟
هي، پسر، چطوري؟ .خوبم
.خوشحالم ميبينمت .منم همينطور، پسر
الان ديگه تو اين بخش کار ميکني؟
.اوه، آره، ماه گذشته اومدم تو بخش جنايي
يا مسيح، واسه اين يارو چه اتفاقي افتاده؟
شما دوتا همديگرو ميشناسين؟
.لوگان تو فلوجه پزشک ما بود .اوه
هي، از شنيدن اتفاقي .براي کريستين افتاد، ناراحت شدم
حالت چطوره، مرد؟
.اوه، خوبم، کيث
.آره، حالم خوبه
.خيلهخب
.الينور
اين چيه؟
.باشه پس
"...و چهار نفر ديگه هم هستن"
اينجا کامپيوتر داريد که بتونيم اينو بهش وصل کنيم؟
بازيها دوباره شروع شده
و تا زماني که گناهکارها
در برابر بيگناهها تقاص پس ندن اين بازي متوقف نميشه
من حواسم به اون چهار نفر هست
شما هم حواستون به بقيه باشه
بايد به بخش تشخيص هويت صدا ببرمش
.اين اون نيست
.نميتونه باشه
درسته؟
.اوه، لعنتي
اين ديگه چيه؟
اين ديگه چيه؟
.نه، اصلاً هم ترسناک نيست
!نه، نه
...نه، نه، نه
!کمک
!لطفاً يکي کمکمون کنه
اين عوضي داره مارو کجا ميبره؟
کسي چيزي ميبينه؟
.نه. هيچي !منو چيز خور کردن
."اون گفت بايد "اعتراف کنيم
No comments yet. Be the first to leave one.