Batman Begins

Batman Begins

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

Batman Begins 2005 720p BrRip YIFY Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

bluray
Published on: 2026-08-16
Downloads: 1
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏ریچل، بذار ببینم.‏

‏- می‌شه ببینم؟‏ ‏- هر کی پیدا کرد، مال خودشه. منم پیداش کردم.‏

‏توی باغ خودم.‏

‏هر کی پیدا کرد، مال خودشه.‏

‏بروس؟‏

‏بروس؟‏

‏مامان! آقای آلفرد!‏

‏خواب دیدی؟‏

‏کابوس.‏

‏بدتر از اینجا؟‏

‏می‌خوان باهات درگیر بشن.‏

‏- دوباره؟‏ ‏- تا وقتی بکشنت.‏

‏می‌شه قبل صبحونه بکشنم؟‏

‏اینجا جهنمه، فسقلی.‏

‏و منم شیطانم.‏

‏تو شیطان نیستی.‏

‏فقط تمرینی.‏

‏انفرادی.‏

‏- چرا؟‏ ‏- برای محافظت.‏

‏- من محافظت نمی‌خوام.‏ ‏- برای محافظت از اوناست.‏

‏برو تو.‏

‏این‌قدر برای جنگیدن با جنایتکارها‏ ‏مستأصلی که...‏

‏...خودت رو زندانی می‌کنی تا‏ ‏یکی‌یکی باهاشون روبه‌رو بشی؟‏

‏راستش هفت نفر بودن.‏

‏من شش نفر شمردم، آقای وین.‏

‏اسم من رو از کجا می‌دونی؟‏

‏دنیا برای اینکه کسی مثل بروس وین‏ ‏ناپدید بشه زیادی کوچیکه...‏

‏...هرقدر هم بخواد خودش رو‏ ‏به اعماق بکشه.‏

‏تو کی هستی؟‏

‏اسم من دوکاره؛‏ ‏ولی از طرف رأس‌الغول حرف می‌زنم...‏

‏...مردی که دنیای زیرزمینیِ جرم‏ ‏ازش وحشت داره.‏

‏مردی که می‌تونه راهی نشونت بده.‏

‏از کجا فکر کردی من راه می‌خوام؟‏

‏کسی مثل تو فقط به انتخاب خودش‏ ‏اینجاست.‏

‏داشتی دنیای جنایتکارها رو‏ ‏از نزدیک می‌شناختی...‏

‏...ولی هدف اولت هر چی که بوده...‏

‏...واقعاً گم شدی.‏

‏و رأس‌الغول چه راهی می‌تونه نشونم بده؟‏

‏راه مردی که مثل تو از شر‏ ‏نفرت داره...‏

‏...و می‌خواد در خدمت عدالت واقعی باشه.‏

‏راه «انجمن سایه‌ها».‏

‏- شما عدالت‌جوی خودسرین.‏ ‏- نه، نه، نه.‏

‏عدالت‌جوی خودسر فقط کسیه که‏ ‏برای ارضای خودش دست‌وپا می‌زنه.‏

‏می‌شه نابودش کرد یا انداختش زندان.‏

‏اما اگه خودت رو به چیزی فراتر‏ ‏از یک آدم تبدیل کنی...‏

‏...اگه خودت رو وقف یک آرمان کنی...‏

‏...و نتونن متوقفت کنن...‏

‏...اون‌وقت به چیزی کاملاً متفاوت‏ ‏تبدیل می‌شی.‏

‏چی؟‏

‏یک افسانه، آقای وین.‏

‏فردا آزادت می‌کنن.‏

‏اگه از کتک‌کاری با دزدها خسته شدی‏ ‏و می‌خوای کاری از پیش ببری...‏

‏...گل آبیِ کمیابی روی دامنه‌های‏ ‏شرقی رشد می‌کنه.‏

‏یکی از اون گل‌ها رو بچین.‏

‏اگه بتونی برسونیش‏ ‏بالای کوه...‏

‏...شاید چیزی رو پیدا کنی که‏ ‏از اول دنبالش بودی.‏

‏و من دنبال چی بودم؟‏

‏فقط خودت می‌تونی بدونی.‏

‏برگرد. برگرد عقب.‏

‏رأس‌الغول؟‏

‏صبر کن.‏

‏دنبال چی هستی؟‏

‏دنبال...‏

‏...راهی برای مبارزه با بی‌عدالتی.‏

‏تا ترس رو...‏

‏...علیه کسانی به کار بگیرم‏ ‏که از آدم‌های ترسیده سوءاستفاده می‌کنن.‏

‏برای دست‌کاری ترس دیگران...‏

‏...اول باید بر ترس خودت مسلط بشی.‏

‏آماده‌ای شروع کنیم؟‏

‏من... به‌زور می‌تونم سر پا وایسم.‏

‏مرگ منتظر نمی‌مونه‏ ‏تا تو آماده بشی!‏

‏مرگ ملاحظه‌کار یا منصف نیست!‏

‏و اشتباه نکن؛‏ ‏اینجا با مرگ روبه‌رویی.‏

‏ببر.‏

‏جوجیتسو.‏

‏پلنگ.‏

‏ماهر هستی. ولی این رقص نیست.‏

‏و تو می‌ترسی.‏

‏اما نه از من.‏

‏بگو، آقای وین...‏

‏...از چی می‌ترسی؟‏

‏بروس؟‏

‏چیزی نیست. چیزی نیست.‏

‏خوب می‌شی.‏

‏آمبولانس لازم داریم، ارباب وین؟‏

‏نه، استخون رو جا می‌اندازم‏ ‏و بعداً می‌برمش عکس بگیره.‏

‏بسیار خوب، قربان.‏

‏- خیلی متأسفم، قربان. گفته بودم...‏ ‏- نگران نباش. اشکالی نداره.‏

‏بدجور افتادیم، مگه نه ارباب بروس؟‏

‏و چرا زمین می‌خوریم، بروس؟‏

‏تا یاد بگیریم دوباره بلند بشیم.‏

‏فقط یه افتادن بود.‏ ‏یه شکستگی کوچیکه.‏

‏باز هم خفاش‌ها؟‏

‏می‌دونی چرا بهت حمله کردن، نه؟‏

‏- ازت ترسیده بودن.‏ ‏- از من؟‏

‏همهٔ موجودات ترس رو حس می‌کنن.‏

‏حتی اونایی که ترسناکن؟‏

‏مخصوصاً همون‌ها.‏

‏یه چیزی دارم نشونت بدم.‏

‏- فکر می‌کنی مادرت خوشش بیاد؟‏ ‏- آره.‏

‏- فکر کنم وقتشه بلند شی.‏ ‏- شاید.‏

‏دیگه برنگرد توی تخت.‏

‏این قطار رو تو ساختی، بابا؟‏

‏گاتهام با خانوادهٔ ما خوب بوده،‏ ‏اما خود شهر سختی کشیده.‏

‏آدم‌هایی که به اندازهٔ ما خوش‌شانس نیستن‏ ‏روزهای خیلی سختی داشتن.‏

‏برای همین یک سیستم حمل‌ونقل عمومیِ‏ ‏ارزون ساختیم تا شهر رو به هم وصل کنه.‏

‏و درست در مرکز اون...‏

‏...برج وین.‏

‏- اونجا کار می‌کنی؟‏ ‏- نه، من بیمارستان کار می‌کنم.‏

‏ادارهٔ شرکتمون رو سپردم‏ ‏به مردهایی خیلی بهتر از خودم.‏

‏- بهتر؟‏ ‏- خب...‏

‏...مردهایی که بیشتر علاقه دارن.‏

‏می‌تونیم بریم؟‏

‏خواهش می‌کنم.‏

‏باشه. بریم.‏

‏- چی شده، بروس؟‏ ‏- نه، نه. تقصیر من بود.‏

‏فقط یکم هوای تازه لازم داشتم.‏

‏کمی اپرا برای آدم کافیه.‏ ‏مگه نه، بروس؟‏

‏بیا. بریم.‏

‏کیف پول، جواهرات. زود باش، سریع.‏

‏- باشه.‏ ‏- سریع.‏

‏آروم باش.‏

‏آروم باش.‏

‏بفرما.‏

‏اشکالی نداره. اشکالی نداره.‏

‏فقط بگیرش و برو.‏

‏- گفتم جواهرات.‏ ‏- هی...‏

‏توماس!‏

‏بروس.‏

‏چیزی نیست.‏

‏نترس.‏

‏این مال پدرت بود؟‏

‏چیزی نیست.‏

‏بیا اینجا.‏

‏بفرما.‏

‏چیزی نیست.‏

‏چیزی نیست.‏

‏گوردون.‏

‏هی.‏

‏خبر خوب.‏

‏گرفتیمش، پسرم.‏

‏دست آدم‌های خیلی خوبی هستی.‏

‏ما هم حواسمون به امپراتوری هست.‏

‏وقتی بزرگ بشی،‏ ‏منتظرت می‌مونه.‏

‏گفتم شاید یه شام مختصر آماده کنم.‏

‏- بسیار خوب.‏ ‏- آلفرد؟‏

‏- بله، ارباب بروس؟‏ ‏- تقصیر من بود، آلفرد.‏

‏- من باعث شدم از تئاتر بریم.‏ ‏- نه.‏

‏- اگه نمی‌ترسیدم...‏ ‏- هیچ‌کدوم تقصیر تو نبود.‏

‏فقط تقصیر خودش بود.‏

‏فهمیدی؟‏

‏دلم براشون تنگ شده، آلفرد.‏ ‏خیلی زیاد.‏

‏من هم همین‌طور، ارباب بروس.‏

‏من هم همین‌طور.‏

‏هنوز خودت رو مسئول مرگ پدر و مادرت‏ ‏می‌دونی؟‏

‏خشمم از عذاب وجدانم بیشتره.‏

‏بیا.‏

‏یاد گرفتی عذاب وجدانت رو‏ ‏زیر خشمت دفن کنی.‏

‏بهت یاد می‌دم باهاش روبه‌رو بشی‏ ‏و حقیقت رو ببینی.‏

‏بلدی با شش نفر بجنگی.‏ ‏ما یادت می‌دیم با ششصد نفر درگیر بشی.‏

‏بلدی ناپدید بشی.‏

‏ما می‌تونیم یادت بدیم‏ ‏واقعاً نامرئی بشی.‏

‏نامرئی؟‏

‏نینجا می‌دونه نامرئی‌شدن‏ ‏به صبر و چابکی بستگی داره.‏

‏همیشه حواست به اطرافت باشه.‏

‏نینجوتسو از پودرهای انفجاری استفاده می‌کنه.‏

‏- به‌عنوان سلاح؟‏ ‏- یا برای پرت‌کردن حواس.‏

‏نمایش و فریب ابزارهای قدرتمندی‌ان.‏

‏باید در ذهن حریفت‏ ‏بیشتر از یک آدم باشی.‏

‏- اون کیه؟‏ ‏- کشاورز بود.‏

‏بعد خواست زمین همسایه‌اش رو بگیره‏ ‏و قاتل شد.‏

‏- حالا زندانیه.‏ ‏- چه بلایی سرش میاد؟‏

‏عدالت. جرم قابل‌تحمل نیست.‏

‏جنایتکارها از مدارا و درکِ‏ ‏جامعه سوءاستفاده می‌کنن.‏

‏مرگ پدر و مادرت تقصیر تو نبود.‏

‏تقصیر پدرت بود.‏

‏خشم این واقعیت رو عوض نمی‌کنه‏ ‏که پدرت نتونست عمل کنه.‏

‏- اون مرد اسلحه داشت.‏ ‏- تو رو متوقف می‌کرد؟‏

‏من آموزش دیدم.‏

‏آموزش هیچ‌چیز نیست!‏

‏اراده همه‌چیزه!‏

‏اراده برای عمل‌کردن.‏

‏تسلیم شو.‏

‏هنوز منو نبردی.‏

‏برای یک ضربهٔ کشنده،‏ ‏جای پای محکمت رو قربانی کردی.‏

‏سینه‌ات رو ماساژ بده.‏

‏دست‌هات خودشون خوب می‌شن.‏

‏تو از پدرت قوی‌تری.‏

‏تو پدرم رو نمی‌شناختی.‏

‏ولی خشمی رو که بهت نیرو می‌ده می‌شناسم.‏

‏اون خشمِ مهارنشدنی که‏ ‏غم رو خفه می‌کنه...‏

‏...تا خاطرهٔ کسی که دوستش داشتی‏ ‏فقط تبدیل بشه به...‏

‏...سمی توی رگ‌هات.‏

‏و یک روز می‌بینی آرزو می‌کنی‏ ‏کاش کسی که دوستش داشتی هرگز نبود...‏

‏...تا از این درد نجات پیدا کنی.‏

‏من همیشه اینجا، توی کوه‌ها نبودم.‏

‏یه زمانی همسر داشتم.‏

‏عشق بزرگ زندگیم.‏

‏ازم گرفتنش.‏

More Farsi/persian subtitles for Batman Begins

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left