The first 200 lines.
نیلوفر آبی گلی است که در گلولای میروید. هرچه گلولای غلیظتر و عمیقتر باشد، نیلوفر زیباتر شکوفا میشود.
این اندیشه در ذکر بوداییِ زیر بیان میشود: «نام میوهو رِنگه کیو» یعنی: «دلسپردن به آموزهٔ بوداییِ نیلوفر».
(صدای ارگ کلیسا)
گروه کُر: (در حال خواندن) این نورِ کوچکِ من
میذارم بتابه
این نورِ کوچکِ من
- دختر: میدونی - میذارم بتابه
- دختر: اوه - این نورِ کوچکِ من
میذارم بتابه
بذار بتابه، بذار بتابه
- بذار بتابه - اوه، آره
- مسیح بهم گفت - میدونی مسیحِ من بهم گفت
- گفت وقتشه بذارم... - بذارم مهتابم بتابه
- اوه - مسیح بهم گفت
- اوه! - دخترِ جوان، چت شده؟
همین الان این تکونخوردنهای وحشیانه و دادزدنهای بلوز رو اینجا تموم میکنی.
اینجا پیکنیکِ چهارمِ ژوئیه نیست، و تو هم نداری
با آقای بوتسی وایتلا و ترومبونش میخونی.
یکم بیشتر به پروردگار احترام بذار.
حرفم رو میفهمی؟
از همون جای «نور درخشان» بخون.
(در حال خواندن) نور درخشان، نورِ کوچکِ من
- میذارم بتابه - اوه
نور درخشان، نورِ کوچکِ من
میذارم بتابه
- نورِ کوچکِ زیبایِ من - نورِ درخشانِ من
میذارم بتابه
بذار بتابه، بذار بتابه
- بذار بتابه - اوه، آره
اوه
- این نورِ کوچکِ من - اوه، آره
میذارم بتابه
- آره، آره، آره، آره، آره - این نورِ کوچکِ من
- آره، آره - میذارم بتابه
- اوه - این نورِ کوچکِ من
- اوه، آره - میذارم بتابه
- بذار بتابه، بذار بتابه - بتابه
بذار بتابه
(صدای باز شدن در)
زن: (با فریاد) نمیتونم اینجا بمونم و بذارم اونجوری کتکم بزنه.
میفهمی چی بهت میگم؟ از اون مرد خسته شدم!
- دیگه نمیذارم کتکم بزنه. - بهتره برگردی اینجا!
تو مراقب آنا مِی باش، میفهمی؟
- این کارو نمیکنم! - مراقبش باش!
نگهداری از جفتشون خیلی دردسره.
نمیتونی آنا مِی رو اینجا ول کنی!
(ادامهٔ جروبحث نامفهوم)
(کوبیدهشدن درِ وانت)
- نمیتونی آنا مِی رو ول کنی! - مراقب بچهم باش!
زنیکهٔ لعنتی!
دختر: آلین رو برد ولی منو نه. چطور تونست؟
مادربزرگ: نگران هیچی نباش.
تو پیش مادربزرگ میمونی، شنیدی؟
دختر: کِی برمیگرده دنبالم؟
مادربزرگ: برنمیگرده عزیزم، برنمیگرده.
خدایا، با یه نوجوونِ دیگه چیکار کنم؟
خب، اشتباهِ من که نبوده.
- آلین، با من گستاخی نکن. - گستاخی نمیکنم، مامان.
موندم الان چه شکلی شده.
احتمالاً شبیه اون بابای لعنتیِ بهدردنخورشه.
خودت گفتی امروز نمیخوای شروع کنی. مامان، خواهش میکنم.
چیه، فامیلِ خودتون رو نمیشناسین؟
- آنا مِی! - آلین!
خدای من، خودشه؟
- آنا مِی! - آنا مِی؟
- مامان، نگاش کن. - سلام عزیزم، خوبی؟
- سلام، مامان. - ببین خودتو،
هیچی جز پوست و استخون نیستی.
بیا اینجا.
خیلی خب، خیلی خب. تو راه اذیت نشدی، عزیزم؟
بله، خانم.
خب عزیزم، با خودت چی آوردی؟ چمدونی چیزی داری؟
همون قهوهایِ بزرگه، همونجا.
- آلین: من میآرمش. - خیلی خب، بیا.
- خیلی خب، بیا. - چطور اینقدر قد کشیدی؟
میدونی؟ من همهٔ نامههات رو نگه داشتم، آلین.
مامان: متأسفم که به مراسم خاکسپاریِ مادربزرگ نرسیدیم.
میدونی، تا وقتی خبردار شدیم، آنا مِی، دیگه...
آره، میدونم.
آلین: مامان، میتونم یکم از عطرِ جدیدت بزنم؟
برو بزن، دختر.
(خنده)
اون پای سیبزمینیشیرین خیلی خوشمزه بود، عزیزم.
- مادربزرگت آشپزی یادت داده؟ - پس کی؟
حالا صبر کن ببینم، صبر کن. آنا مِی، بشین. بشین.
آنا مِی، میدونم که پیشت نبودم...
اما باور کن عزیزم، تو خیلی کوچیک بودی که بفهمی
بین من و بابات چه خبر بود.
آلین میفهمید؟ اونقدرها هم از من بزرگتر نیست.
فکر نکن میتونی بیای تو خونهٔ من زندگی کنی و بهم عذابوجدان بدی.
باید به سهم خودت کار کنی، دختر.
اینجا همهش بزنوبرقص نیست، شنیدی؟
بله، خانم.
ما همه اینجا کار میکنیم. از فردا تو هم میگردی دنبالِ کار.
(صدای بههمخوردنِ ظرفها)
داری میری کلوب، آلین؟
اوهوم. رِجی اونجا میآد پیشم و منتظر میمونه تا کارم تموم شه.
- میخوام آنا رو هم ببری. - مامان، من باید کار کنم.
- رجی کسی رو نمیخواد... - خب، من قرار دارم.
برو آنا مِی، یه لباس بپوش.
به یکم حریمِ خصوصی نیاز دارم.
و آنا مِی، ببین.
هیچ فکر و خیالی به سرت نزنه، دخترکم.
من تنها گناهکارِ این خونهام. باشه؟
(پخش موسیقی جز)
(همهمهٔ نامفهوم)
مرد: (در حال خواندن) خب، یه دختری رو میشناسم، بالای تپه زندگی میکنه
- آلین! - بیا دیگه، آنا مِی.
ببخشید!
خیلی فرزه خدایا، اما هنوزم دوسش دارم
اوه، پسر
میخوام از خوشحالی بپرم
آره، پسر
بچهتو داشتی، پسر
عزیزم برام یه قطار اسباببازیِ نو خریده
ایناهاشی.
آنا مِی، این فراسِ، اینم اسپایدر. رجی رو هم که میشناسی.
اسپایدر؟
آره، اسپایدر. برای گروهِ ریویو پیانو میزنم.
آنا مِی بولاک.
آنا. اسمِ قشنگیه، دختر کوچولو.
گوینده: اون برگشته!
درسته، آیک ترنر و گروه کینگز آف ریتم.
(تشویق و هورا)
ایول!
(پخش آهنگ راکت ۸۸)
از ماشینهای قراضه و سروصداشون شنیدین
بذارین راکت ۸۸ خودم رو معرفی کنم
آره، عالیه، فقط یه بال داره
همه راکت ۸۸ منو دوست دارن
میخوایم باکلاس برونیم و بریم جلو
یه موتور وی۸ داره با طراحیِ مدرن
سقف کروکی، دخترا هم بدشون نمیآد
با من میچرخن، واسه تفریح دورِ شهر میگردن
بنوازش.
(تکنوازیِ پیانو)
یالا، سوار راکتِ من شین، دیر نکنین
عزیزم، ما حدود هشتونیم راه میافتیم
میریم سر کوچه و یه بطری میگیریم
همه تو ماشین من یه جرعه میخورن
راه میافتیم، مینوشیم و میگردیم
(تشویق و هورا)
عزیزم میدونم دوستم داری
آره!
اما هیچوقت بهم نمیگی
- آره، اینجا! - اینور، آیک!
عزیزم میدونم دوستم داری
اما هیچوقت بهم نمیگی
اگه نگی دوستم داری
اوه، آره، بلرزونش.
وسایلمو جمع میکنم و میرم
خیلی خب، کی میخواد الان کمکم کنه، هان؟
آیک!
(نویز میکروفون)
من روبهروی اون دستگاه موسیقی زندگی میکنم، عزیزم
من...
هر بار که اون صفحه رو پخش میکنن، عزیزم
آلین، اینا خیلی افتضاحن. چطوری میرن بالا؟
باعث میشه یادت بیفتم
بیخیال دختر. همهٔ زنهای اینجا میخوان با گروهِ آیک بخونن.
واسه خودش اسمورسمی داره.
اوه، مخصوصاً یه آهنگِ خاص، عزیزم
نه، نه بهخاطر قیافهش.
همیشه باعث میشه یادت بیفتم
خب، اون تقریباً با همهٔ زنهای اینجا بوده.
اون یه چیزِ دیگهست.
مخصوصاً یه آهنگِ خاص، عزیزم
همیشه تو ذهنم میمونه
(صدای جیغ)
مخصوصاً یه آهنگِ خاص هست، عزیزم
همیشه تو ذهنم میمونه
(جیغ میکشد)
هر بار که پخشش میکنی، عزیزم
فقط میشکنم و گریه میکنم
(صدای جیغ)
نه، نه، نه، آقای ترنر، خرابش میکنم.
(زمزمه کردن و خندیدن)
آنا مِی: (در حال خواندن) اوه، فقط یه آهنگِ کوچیکِ خاص، عزیزم
آنا مِی اون توئه؟
همیشه تو ذهنم میمونه
آره، یه آهنگِ کوچیک
- میدونستم! تو هم آلوده شدی. - اَه!
به ویروسِ آیک ترنر آلوده شدی! آنفولانزاشو گرفتی.
- (خنده) - خفه شو، آلین!
- آنا مِی: (به در میکوبد) خفه شو! - بیا دیگه. ولش کن.
شبهای خیلی خیلی تنهایی بوده
آره عزیزم، از وقتی رفتی
سرم رو روی بالش میذارم
چقدر تمامِ شب رو گریه کردم
خدایا، آنا مِی، بهت گفتم لباسسفیدم رو برندار!
- اوه، خدای من! - کسی اینجا نشسته؟
همین دوروبر باش، آنا مِی،
چون میخوام بعد از اجرای آخر ببرمت بیرون.
صبحونه. واسه صبحونه؟
باشه.
که اینطور.
پس حالا دیگه واسه خودت خانومی شدی، هان؟ خب...
امیدوارم بدونی این چیزا چه دردسرهایی به همراه داره.
میتونم براتون نوشیدنی بیارم؟
- کوکاکولا، لطفاً. - چرا که نه، خانم.
No comments yet. Be the first to leave one.