What's Love Got to Do with It

What's Love Got to Do with It

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

What s Love Got to Do with It 1993 1080p BrRip RARBG fa
A Commentary by msamini

Tags

bluray
Published on: 2026-08-15
Downloads: 0
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏نیلوفر آبی گلی است که در گل‌ولای می‌روید.‏ ‏هرچه گل‌ولای غلیظ‌تر و عمیق‌تر باشد،‏ ‏نیلوفر زیباتر شکوفا می‌شود.‏

‏این اندیشه در ذکر بوداییِ زیر بیان می‌شود:‏ ‏«نام میوهو رِنگه کیو»‏ ‏یعنی: «دل‌سپردن به آموزهٔ بوداییِ نیلوفر».‏

‏(صدای ارگ کلیسا)‏

‏گروه کُر: (در حال خواندن)‏ ‏این نورِ کوچکِ من‏

‏می‌ذارم بتابه‏

‏این نورِ کوچکِ من‏

‏- دختر: می‌دونی‏ ‏- می‌ذارم بتابه‏

‏- دختر: اوه‏ ‏- این نورِ کوچکِ من‏

‏می‌ذارم بتابه‏

‏بذار بتابه، بذار بتابه‏

‏- بذار بتابه‏ ‏- اوه، آره‏

‏- مسیح بهم گفت‏ ‏- می‌دونی مسیحِ من بهم گفت‏

‏- گفت وقتشه بذارم...‏ ‏- بذارم مهتابم بتابه‏

‏- اوه‏ ‏- مسیح بهم گفت‏

‏- اوه!‏ ‏- دخترِ جوان، چت شده؟‏

‏همین الان این تکون‌خوردن‌های وحشیانه‏ ‏و دادزدن‌های بلوز رو اینجا تموم می‌کنی.‏

‏اینجا پیک‌نیکِ چهارمِ‏ ‏ژوئیه نیست، و تو هم نداری‏

‏با آقای بوتسی وایت‌لا و ترومبونش می‌خونی.‏

‏یکم بیشتر به پروردگار احترام بذار.‏

‏حرفم رو می‌فهمی؟‏

‏از همون جای «نور درخشان» بخون.‏

‏(در حال خواندن) نور درخشان، نورِ کوچکِ من‏

‏- می‌ذارم بتابه‏ ‏- اوه‏

‏نور درخشان، نورِ کوچکِ من‏

‏می‌ذارم بتابه‏

‏- نورِ کوچکِ زیبایِ من‏ ‏- نورِ درخشانِ من‏

‏می‌ذارم بتابه‏

‏بذار بتابه، بذار بتابه‏

‏- بذار بتابه‏ ‏- اوه، آره‏

‏اوه‏

‏- این نورِ کوچکِ من‏ ‏- اوه، آره‏

‏می‌ذارم بتابه‏

‏- آره، آره، آره، آره، آره‏ ‏- این نورِ کوچکِ من‏

‏- آره، آره‏ ‏- می‌ذارم بتابه‏

‏- اوه‏ ‏- این نورِ کوچکِ من‏

‏- اوه، آره‏ ‏- می‌ذارم بتابه‏

‏- بذار بتابه، بذار بتابه‏ ‏- بتابه‏

‏بذار بتابه‏

‏(صدای باز شدن در)‏

‏زن: (با فریاد)‏ ‏نمی‌تونم اینجا بمونم و بذارم اون‌جوری کتکم بزنه.‏

‏می‌فهمی چی بهت می‌گم؟ از اون مرد خسته شدم!‏

‏- دیگه نمی‌ذارم کتکم بزنه.‏ ‏- بهتره برگردی اینجا!‏

‏تو مراقب آنا مِی باش، می‌فهمی؟‏

‏- این کارو نمی‌کنم!‏ ‏- مراقبش باش!‏

‏نگهداری از جفتشون خیلی دردسره.‏

‏نمی‌تونی آنا مِی رو اینجا ول کنی!‏

‏(ادامهٔ جروبحث نامفهوم)‏

‏(کوبیده‌شدن درِ وانت)‏

‏- نمی‌تونی آنا مِی رو ول کنی!‏ ‏- مراقب بچه‌م باش!‏

‏زنیکهٔ لعنتی!‏

‏دختر: آلین رو برد ولی منو نه. چطور تونست؟‏

‏مادربزرگ: نگران هیچی نباش.‏

‏تو پیش مادربزرگ می‌مونی، شنیدی؟‏

‏دختر: کِی برمی‌گرده دنبالم؟‏

‏مادربزرگ: برنمی‌گرده عزیزم، برنمی‌گرده.‏

‏خدایا، با یه نوجوونِ دیگه چی‌کار کنم؟‏

‏خب، اشتباهِ من که نبوده.‏

‏- آلین، با من گستاخی نکن.‏ ‏- گستاخی نمی‌کنم، مامان.‏

‏موندم الان چه شکلی شده.‏

‏احتمالاً شبیه اون بابای‏ ‏لعنتیِ به‌دردنخورشه.‏

‏خودت گفتی امروز نمی‌خوای شروع کنی.‏ ‏مامان، خواهش می‌کنم.‏

‏چیه، فامیلِ خودتون رو نمی‌شناسین؟‏

‏- آنا مِی!‏ ‏- آلین!‏

‏خدای من، خودشه؟‏

‏- آنا مِی!‏ ‏- آنا مِی؟‏

‏- مامان، نگاش کن.‏ ‏- سلام عزیزم، خوبی؟‏

‏- سلام، مامان.‏ ‏- ببین خودتو،‏

‏هیچی جز پوست و استخون نیستی.‏

‏بیا اینجا.‏

‏خیلی خب، خیلی خب. تو راه اذیت نشدی، عزیزم؟‏

‏بله، خانم.‏

‏خب عزیزم، با خودت چی آوردی؟‏ ‏چمدونی چیزی داری؟‏

‏همون قهوه‌ایِ بزرگه، همون‌جا.‏

‏- آلین: من می‌آرمش.‏ ‏- خیلی خب، بیا.‏

‏- خیلی خب، بیا.‏ ‏- چطور این‌قدر قد کشیدی؟‏

‏می‌دونی؟‏ ‏من همهٔ نامه‌هات رو نگه داشتم، آلین.‏

‏مامان: متأسفم که به مراسم‏ ‏خاکسپاریِ مادربزرگ نرسیدیم.‏

‏می‌دونی، تا وقتی خبردار شدیم،‏ ‏آنا مِی، دیگه...‏

‏آره، می‌دونم.‏

‏آلین: مامان،‏ ‏می‌تونم یکم از عطرِ جدیدت بزنم؟‏

‏برو بزن، دختر.‏

‏(خنده)‏

‏اون پای سیب‌زمینی‌شیرین خیلی خوشمزه بود،‏ ‏عزیزم.‏

‏- مادربزرگت آشپزی یادت داده؟‏ ‏- پس کی؟‏

‏حالا صبر کن ببینم، صبر کن.‏ ‏آنا مِی، بشین. بشین.‏

‏آنا مِی، می‌دونم که پیشت نبودم...‏

‏اما باور کن عزیزم، تو خیلی‏ ‏کوچیک بودی که بفهمی‏

‏بین من و بابات چه خبر بود.‏

‏آلین می‌فهمید؟‏ ‏اون‌قدرها هم از من بزرگ‌تر نیست.‏

‏فکر نکن می‌تونی بیای تو خونهٔ من‏ ‏زندگی کنی و بهم عذاب‌وجدان بدی.‏

‏باید به سهم خودت کار کنی، دختر.‏

‏اینجا همه‌ش بزن‌وبرقص نیست، شنیدی؟‏

‏بله، خانم.‏

‏ما همه اینجا کار می‌کنیم.‏ ‏از فردا تو هم می‌گردی دنبالِ کار.‏

‏(صدای به‌هم‌خوردنِ ظرف‌ها)‏

‏داری می‌ری کلوب، آلین؟‏

‏اوهوم. رِجی اونجا می‌آد پیشم و منتظر‏ ‏می‌مونه تا کارم تموم شه.‏

‏- می‌خوام آنا رو هم ببری.‏ ‏- مامان، من باید کار کنم.‏

‏- رجی کسی رو نمی‌خواد...‏ ‏- خب، من قرار دارم.‏

‏برو آنا مِی، یه لباس بپوش.‏

‏به یکم حریمِ خصوصی نیاز دارم.‏

‏و آنا مِی، ببین.‏

‏هیچ فکر و خیالی به سرت نزنه، دخترکم.‏

‏من تنها گناهکارِ این خونه‌ام. باشه؟‏

‏(پخش موسیقی جز)‏

‏(همهمهٔ نامفهوم)‏

‏مرد: (در حال خواندن)‏ ‏خب، یه دختری رو می‌شناسم، بالای تپه زندگی می‌کنه‏

‏- آلین!‏ ‏- بیا دیگه، آنا مِی.‏

‏ببخشید!‏

‏خیلی فرزه خدایا، اما هنوزم دوسش دارم‏

‏اوه، پسر‏

‏می‌خوام از خوشحالی بپرم‏

‏آره، پسر‏

‏بچه‌تو داشتی، پسر‏

‏عزیزم برام یه قطار اسباب‌بازیِ نو خریده‏

‏ایناهاشی.‏

‏آنا مِی، این فراسِ، اینم اسپایدر.‏ ‏رجی رو هم که می‌شناسی.‏

‏اسپایدر؟‏

‏آره،‏ ‏اسپایدر. برای گروهِ ریویو پیانو می‌زنم.‏

‏آنا مِی بولاک.‏

‏آنا. اسمِ قشنگیه، دختر کوچولو.‏

‏گوینده: اون برگشته!‏

‏درسته، آیک ترنر و گروه کینگز آف ریتم.‏

‏(تشویق و هورا)‏

‏ایول!‏

‏(پخش آهنگ راکت ۸۸)‏

‏از ماشین‌های قراضه و سروصداشون شنیدین‏

‏بذارین راکت ۸۸ خودم رو معرفی کنم‏

‏آره، عالیه، فقط یه بال داره‏

‏همه راکت ۸۸ منو دوست دارن‏

‏می‌خوایم باکلاس برونیم و بریم جلو‏

‏یه موتور وی۸ داره با طراحیِ مدرن‏

‏سقف کروکی، دخترا هم بدشون نمی‌آد‏

‏با من می‌چرخن، واسه تفریح دورِ شهر می‌گردن‏

‏بنوازش.‏

‏(تکنوازیِ پیانو)‏

‏یالا، سوار راکتِ من شین، دیر نکنین‏

‏عزیزم، ما حدود هشت‌ونیم راه می‌افتیم‏

‏می‌ریم سر کوچه و یه بطری می‌گیریم‏

‏همه تو ماشین من یه جرعه می‌خورن‏

‏راه می‌افتیم، می‌نوشیم و می‌گردیم‏

‏(تشویق و هورا)‏

‏عزیزم می‌دونم دوستم داری‏

‏آره!‏

‏اما هیچ‌وقت بهم نمی‌گی‏

‏- آره، اینجا!‏ ‏- این‌ور، آیک!‏

‏عزیزم می‌دونم دوستم داری‏

‏اما هیچ‌وقت بهم نمی‌گی‏

‏اگه نگی دوستم داری‏

‏اوه، آره، بلرزونش.‏

‏وسایلمو جمع می‌کنم و می‌رم‏

‏خیلی خب، کی می‌خواد الان کمکم کنه، هان؟‏

‏آیک!‏

‏(نویز میکروفون)‏

‏من روبه‌روی اون دستگاه‏ ‏موسیقی زندگی می‌کنم، عزیزم‏

‏من...‏

‏هر بار که اون صفحه رو پخش می‌کنن، عزیزم‏

‏آلین، اینا خیلی افتضاحن. چطوری می‌رن بالا؟‏

‏باعث می‌شه یادت بیفتم‏

‏بی‌خیال دختر.‏ ‏همهٔ زن‌های اینجا می‌خوان با گروهِ آیک بخونن.‏

‏واسه خودش اسم‌ورسمی داره.‏

‏اوه، مخصوصاً یه آهنگِ خاص، عزیزم‏

‏نه، نه به‌خاطر قیافه‌ش.‏

‏همیشه باعث می‌شه یادت بیفتم‏

‏خب، اون تقریباً با همهٔ زن‌های اینجا بوده.‏

‏اون یه چیزِ دیگه‌ست.‏

‏مخصوصاً یه آهنگِ خاص، عزیزم‏

‏همیشه تو ذهنم می‌مونه‏

‏(صدای جیغ)‏

‏مخصوصاً یه آهنگِ خاص هست، عزیزم‏

‏همیشه تو ذهنم می‌مونه‏

‏(جیغ می‌کشد)‏

‏هر بار که پخشش می‌کنی، عزیزم‏

‏فقط می‌شکنم و گریه می‌کنم‏

‏(صدای جیغ)‏

‏نه، نه، نه، آقای ترنر، خرابش می‌کنم.‏

‏(زمزمه کردن و خندیدن)‏

‏آنا مِی: (در حال خواندن)‏ ‏اوه، فقط یه آهنگِ کوچیکِ خاص، عزیزم‏

‏آنا مِی اون توئه؟‏

‏همیشه تو ذهنم می‌مونه‏

‏آره، یه آهنگِ کوچیک‏

‏- می‌دونستم! تو هم آلوده شدی.‏ ‏- اَه!‏

‏به ویروسِ آیک ترنر آلوده شدی!‏ ‏آنفولانزاشو گرفتی.‏

‏- (خنده)‏ ‏- خفه شو، آلین!‏

‏- آنا مِی: (به در می‌کوبد) خفه شو!‏ ‏- بیا دیگه. ولش کن.‏

‏شب‌های خیلی خیلی تنهایی بوده‏

‏آره عزیزم، از وقتی رفتی‏

‏سرم رو روی بالش می‌ذارم‏

‏چقدر تمامِ شب رو گریه کردم‏

‏خدایا، آنا مِی،‏ ‏بهت گفتم لباس‌سفیدم رو برندار!‏

‏- اوه، خدای من!‏ ‏- کسی اینجا نشسته؟‏

‏همین دوروبر باش، آنا مِی،‏

‏چون می‌خوام بعد از اجرای آخر ببرمت بیرون.‏

‏صبحونه. واسه صبحونه؟‏

‏باشه.‏

‏که این‌طور.‏

‏پس حالا دیگه واسه خودت خانومی شدی، هان؟‏ ‏خب...‏

‏امیدوارم بدونی این چیزا چه‏ ‏دردسرهایی به همراه داره.‏

‏می‌تونم براتون نوشیدنی بیارم؟‏

‏- کوکاکولا، لطفاً.‏ ‏- چرا که نه، خانم.‏

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left