Lucifer

Lucifer

Download Farsi Persian Subtitle

Season 6

Release info

Lucifer S06E01 1080p WEB H264-CAKES
Lucifer S06E01 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-AGLET
Lucifer S06E01 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-CAKES
Lucifer S06E01 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-AGLET
Lucifer S06E01 WEBRip x264-ION10
Lucifer S06E01 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Lucifer S06E01 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Lucifer S06E01 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Lucifer S06E01 1080p NF WEBRip x265 10bit HDR DDP5 1-AGLET
Lucifer S06E01 Nothing Ever Changes Around Here 720p NF WEB
A Commentary by hitm@n
██► سیروس فخری و تورج پاکاری | Bia2Movies.bid ◄◄

Tags

web
1080
webrip
x264
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
HD
Published on: 2021-09-10
Downloads: 55
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫اوه

‫- چه کمکی برات از دستم برمیاد، سرکار؟ ‫- میدونی چرا گفتم بزنی کنار؟

‫بله، به اندازه کافی به جاده توجه نمیکردم

‫و معذرت میخوام. ‫ذهنم خیلی درگیره

‫این...

‫آخرین شبم تو لس آنجلس هستش

‫صبر کن

‫من میشناسمت

‫احتمال داره. ‫قبلا واسه اداره پلیس لس آنجلس کار میکردم

‫واقعا؟

‫اوه، بله. شیطان جنایت حل کن. ‫خیلی حال میداد، ولی دیگه تموم شده

‫- از زمان جنگ ‫- تو جعبه‌شنی بودی؟ ‫ به معنی تو تعطیلات بودی

‫بیشتر یه استادیوم فوتبال بود. ‫یه ماه پیش

‫با برادرم و و لشکر فرشتگانش ‫واسه تخت پادشاهی بهشت جنگیدم

‫- همش خیلی مقدسانه بود ‫- برنده شدی؟

‫خب، من بُردم، ولی نه بدون اینکه مجبور نشم ‫به شهر نقره‏ای پرواز کنم

‫تا دوست دخترم رو نجات بدم، ‫بسوزم

‫ثابت کنم که ارزشش رو دارم، ‫دیگه نسوزم و...

‫آره بگذریم، خلاصه اینکه ‫الان من اصل کاری‌ام

‫پس، یعنی من الان گفتم ‫خدا بزنه کنار؟

‫خب، نه دقیقا. هنوزم باید به شهر نقره‏‎ای برم ‫و روی تخت پادشاهی بشینم

‫فردا این کارو میکنم

‫یه دقیقه صبر کن

‫تو رو میشناسم. تو افسری هستی که دوست داره ‫با آژیر روشن با سرعت رانندگی کنه

‫آره، میترسیدم که یه‏وقت منو نشناسی

‫هوهوهو! مَرد، خیلی خوشحالم که دوباره بهت برخورد کردم! ‫باید ازت تشکر کنم

‫خب، امیدوارم با پولی که بهت دادم ‫چیزه خوشگلی واسه خودت خریده باشی

‫اوه، معلومه که خریدم

‫اون دم روباهه جیگر رو واسه آنتن موتورم گرفتم

‫اونو گرفتم و کلی کوکائین

‫اوه

‫آره. اوه مَرد، رهایی بخشه

‫اونطوری دنبال کردن آرزوهام ‫زندگیم رو عوض کرده

‫خیلی هم عالی. ‫خب، اینجور خصوصیت‏هاست...

‫که امیدوارم به عنوان فرمانروای عالم ‫بالا ببرمش

‫آره

‫خب، اونقدرهام خوب بود

‫میدونی، سر کار خیلی تو دردسر افتادم

‫پس تا آخر دوره شغلیم ‫قراره اون موتور رو برونم

‫و زنم منو ترک کرد

‫خونه رو ازم گرفت

‫میدونی؟ ‫ولی خونه جدیدم یه قایقه! آره

‫محوطه بندری کلی آدم‌های عالی‏ای داره. ‫هـو!

‫مَرد، خیلی مشروب‏خورن

‫واقعا؟

‫بگذریم، خیلی خوشحالم که ‫تونستم ازت تشکر کنم

‫خب، قابلت رو نداشت

‫هی

‫مثل دفعه قبل، بازم از اون پول‏ها داری؟

« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:

« تـرجمه از تورج پاکاری و سیروس فخری » HITM@N & Stef@n

‫خب... ‫سلام، کلویی

‫هنوزم عادت ندارم ‫اینطوری صدام کنی

‫- خب، خوشت نمیاد؟ ‫- نه، دوست دارم

‫بریم؟

‫آره

‫بدجور مشتاقم اینو نشونت بدم

‫منم بدجور مشتاقم ببینمش

‫باورت بشه یا نه، این تنها کلاب خصوصی ‫واسه شعبده بازهاست

‫به جزء اونی که با راسپوتین شروعش کردم

‫رومانوف‌ها بدجور عصبانی بودن

‫آره، دای ورنون ‫

‫- میدونی دای ورنون کیه؟ ‫- اوهوم

‫- پروفسور. مهم نیست ‫- هوم

‫دای ورنون یه دیوید کاپرفیلد جوون ‫رو به مشروب‏ خوردن...

‫تو اون بار به چالش کشید

‫سال 1971. ‫من داوریش کردم

‫واقعا؟ کی بُرد؟

‫خب، معلومه دیگه من. ‫دست خودم نبود

‫اوه، خدای من. ‫باورم نمیشه

‫- ببین، اونجا سر کنج ‫- هوم

‫اون جان آرمسترانگه، یکی از بزرگ‏ترین ‫شعبده‏بازهای ورق در دنیا

‫- اوه ‫- از این طرف

‫اوه! دنبال گذرگاه‏های مخفی بگرد

‫هیس!

‫میدونی، همیشه میخواستم بیام اینجا

‫- و تو هم معرکه شدی ‫- مرسی

‫میدونی، جادو واسه شب آخرمون؟

‫خب، چی میتونه از خود جادو ‫جادویی‏تر باشه؟

‫نمیدونم. ‫مگه شعبده یکم مسخره نیست؟

‫مسخره؟ مهارته، حیله‌گری و فریب بدون اینکه دروغ بگی. ‫چیش رو نمیشه دوست نداشت؟

‫- دارم رد میشم ‫- اوه، سلام

‫پس هرجا که نگاه میکنی، ‫معمایی واسه حل کردن هست

‫- نه، ما چیزی رو حل نمیکنیم ‫- اوه!

‫وقتی بدونی حقه‏ها چطور کار میکنن، ‫همه‏چی خراب میشه. ممنون، اسکلت

‫وزن کم کردی؟

‫- بریم؟ ‫- آره

‫یعنی لوسیفر، واقعا ازم انتظار داری...

‫کل شب رو اینجا بگذرونم ‫که دور تا دورم رو معماها گرفته

‫و سعی نکنم بفهمم همه‏چی ‫چطور کار میکنه؟

‫کلویی، تو یه حقیقت‌جویی. ‫همینم تو رو یه کارآگاه عالی کرد

‫ولی من، یه شگفت‏جو ام

‫دنبال شگفتی؟

‫خب، همینطورم مواد، عیاشی و الان ‫بعضی از ویسکی‏هایی که دیگه وجود ندارن ولی بله،

‫پس امشب فقط باید همراه من ‫از شگفتی لذت ببری. به سلامتی

‫هوم. اوه

‫- خب اینطور که فهمیدم، فردا... ‫- هوم

‫تو خدا میشی و بعد میدونی ‫همه‏چی چطور کار میکنه، درسته؟

‫نه، به نظرم خیلی حرکت شیرینیه...

‫که میخوای آخرین شبت از شگفتی ‫رو با من بگذرونی

‫درسته، بله. ‫در اون مورد

‫تو راه اینجا داشتم فکر میکردم،

‫واقعا باید از فردا شروع کنیم؟

‫یعنی، خیلی داره بهمون خوش میگذره

‫از وقتی مامان‌بزرگ پنلوپه با تریکسی ‫وقت میگذرونه...

‫قلبش سه‎برابر شده

‫چطوره تعطیلات‏مون رو یکم طولانی‏ترش کنیم؟

‫خب یعنی، آره ‫داره بهمون خوش میگذره و عالی بوده

‫ولی تو همین الانشم تاج گذاری ‫رو یه دفعه عقب انداختی

‫و یعنی، نباید بریم اون بالا؟

‫خب، بالاخره که آره. آسمون که قرار نیست خود به خود ‫سقوط کنه یا همچین چیزی

‫مطمئنی؟

‫- چون حس میکنم اگه ما... ‫- هوم! اوهوم

‫فعلا بیخیال شو. ‫داره شروع میشه

‫بیا

‫ما واسه این امشب اومدیم اینجا

‫آخرین نمایش مگناره باشکوه

‫این یارو. ‫نمایشش انگار واسه صد سال پیشه

‫اگه بخوایم دقیق بگیم، ‫صد و بیست سال پیش

‫اولین مگنار یکی از بی‌‍‌نقص‎ترین اجراهای ‫کل دوران شعبده رو بوجود آورد

‫بعد شنل رو به شاگردش داد

‫و از موقع داره دست به دست میشه، ‫و امشب تو یه نمایش خیلی انحصاری...

‫قراره دوباره دست به دست بشه

‫اصلا دست خودت نیست، نه؟

‫آقای مورنینگ‌استار!

‫از این طرف

‫اوه. بدجور مشتاقم

‫مرسی

‫و واسه این...

‫آخرین اجرام بروی صحنه...

‫بع معنای واقعی مرگ رو شکست میدم...

‫و دوباره زنده میشم!

‫- درش رو قفل کرد ‫- هوم

‫اوه!

‫پس مشخصا، باید مکانیزمی ‫تو جعبه باشه تا...

‫کلویی، لطفا! ‫امشب قرار نیست معمایی حل کنیم

‫اوه!

‫رستاخیز!

‫اوه!

‫کارش خوبه، مگه نه؟

‫خیلی‏خب، همگی ‫فقط آروم باشین و به چیزی دست نزنین

‫این یه صحنه جرم فعاله. ‫ما همه‏چی رو تحت کنترل داریم

‫مگنار بیچاره

‫بازم، حداقل با این دانش مُرد که ‫وهم اون هیچوقت فاش نشد

‫صدا رو میشنوی؟

‫صدا داره از داخل جعبه میاد؟

‫تو گفتی به چیزی دست نزنیم

‫چی؟ ‫نه، بازش کن

‫قضیه چیه؟

‫مگنار! اون دوباره انجامش داد!

‫اریکا، چطور تونستی به موقع ‫کارت رو انجام ندی؟

‫ولی اگه اون اونجا زنده‏ست، ‫پس اون کیه؟

‫اوه، خدایا

‫جارد هالبروک

‫شاگردم

‫پس، حقه اینطوری اجراء میشه؟

‫تو توی جعبه قایم میشی، ‫و بعد اون با لباس تو پدید میاد...

‫و جلوی حضار تعظیم میکنه؟

‫بله، اون کل مدت اونجا مخفی شده

‫ما به حضار نشون میدیم که خالیه

‫فضای داخلی درواقع طوری رنگ شده ‫تا حس عُمقیِ دروغینی بوجود بیاره

‫حالت خوبه، پسرم؟

‫اون فقط دوست نداره بشنوه که ‫حقه‏ها چطور اجراء میشن

‫نه، اصلا دوست ندارم بشنوم

‫ولی مطئنم بازم جزئیاتی هست که ‫خوشبختانه ازشون بی‏خبر می‌مونم

‫- نه، تقریباً همینه ‫- اوه

‫پس کسی رو میشناسی که ‫بخواد به جارد صدمه بزنه

‫- یا کسی که از دستش عصبانی بوده؟ ‫- اوه!

‫چیزه دیگه‌ای نگو، بابا

‫من یه وکلیم. پدرم مجبور نیست ‫به این سوال‏ها جواب بده

‫آلن، تو یه وکیل سرگرمی هستی

‫الان نه، بابا

‫خب، جای نگرانی‏ای نیست ‫چون ما درواقع پلیس نیستیم، درسته کلویی؟

‫نه. درحال حاضر نه، نیستیم

‫خب، پس ممنون میشم ‫تا وقتی که پلیس‏‎ها میان...

‫پدرم رو با این سوالات اذیت نکنین

‫باورم نمیشه!

‫6 هفته بدون لوسیفر و کلویی...

‫رفتم سر صحنه‌های جنایت ‫و حالا، بوم!

‫شماها شاهدین. اوه، این حرف نداره! ‫یعنی، هوم...

‫قرارتون ناجور تموم شده و میدونین...

‫واسه خدا بیامرز هم ناجوره، ‫ولی واسه من که ناجور نیست

‫یا حرفم خیلی ناجوره؟

‫ازت دیدنت خوشحالم، خانوم لوپز

‫آخی، حتما خیلی عجیبه که واسه یه‏بارم شده ‫اون طرف وضعیت باشین، ها؟

‫- هوم ‫- یکم طول میکشه تا بهش عادت کنیم

‫آره، شکی درش نیست

‫پس اوضاع با کارول چطوره؟

‫خوبه. یعنی، شما نمیشه ولی...

‫خانوم دکر، آقای مورنینگ‏استار، ‫جالبه که شما رو اینجا می‌بینم

‫منم از دیدنت خوشحالم ‫و نیازی نیست اینقدر رسمی باشی

‫هر کدوم از دوست‏های دن...

‫میدونی

‫خوشحالم که تونستی به اینجا منتقل بشی. ‫اداره دست خوب آدمیه

‫آره، یعنی باید جای آدم‏های بزرگی رو پر کنم، ‫دن و تو

‫ولی ممنون که صحنه جرم رو ایمن کردین، ‫همه رو آروم نگه داشتین

‫مطمئن نیستم که باید روی این پرونده کار کنم یا نه، ‫حالا که تو و الا باهم اینجایین

‫از شانش خوب ما باید روش کار کنی

‫که یعنی کلویی دیگه نیازی نیست ‫کارآگاه باشه

More Farsi Persian subtitles for Lucifer

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left