Fackham Hall

Fackham Hall

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Fackham Hall 2025 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-BYNDR persian
A Commentary by Suby
ترجمه هوش مصنوعی |‌ suby.be

Tags

webdl
Published on: 2025-12-31
Downloads: 38
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

۱۹۳۱.

انگلستان و امپراتوری

گرفتار رکود بزرگ هستند،

اما اشراف بریتانیا آرامش خود را حفظ می‌کند و به کارش ادامه می‌دهد.

هیچ کس بیشتر از خانواده داونپورت،

اربابان فاکهام هال برای بیش از ۴۰۰ سال.

شکوه محض فاکهام هال

گواهی بر شکوه بود،

و میراث خانوادگی ماندگاری.

اتاق‌های مقدسش شاهد چیزهای زیادی بوده‌اند.

زندگی و مرگ، خنده و تراژدی،

دلشکستگی و عشق.

اما انگلستان ملتی بود که طبقات اجتماعی آن را تقسیم کرده بودند.

خدمه زیر پله‌ها با اطاعت به اربابان خود خدمت می‌کردند،

و ضیافت‌های مجلل آماده می‌کردند.

قرقاول، خاویار، گوشت گوزن.

هر آنچه مهمانی می‌خواست، آن‌ها فراهم می‌کردند.

و در حالی که این زمستان به خصوص دلگیر از آب در می‌آمد،

کار بی‌وقفه آن خدمه زیر پله‌ها

تضمین می‌کرد که لرد و لیدی داونپورت چیزی کم نداشتند.

آن‌ها زندگی پرتجملی را با تجملات غیرقابل تصور می‌گذراندند،

و به سختی لازم بود انگشتی تکان دهند.

خب، بالاخره، یکی از فرزندانمان قرار است ازدواج کند

و به زودی خانه را ترک خواهد کرد.

واقعاً خوشحالم

که خانه عزیزمان در خانواده باقی خواهد ماند.

واقعاً خوشحالم که بعد از سال‌ها خواستگاری،

او بالاخره پسرعموی مناسب را پیدا کرده است.

حداقل پاپی منافع ما را در دل دارد، برخلاف رز.

رز شاید هنوز ازدواج کند.

اوه، بیخیال، هامفری. کی رز پیر رو می‌خواد؟

۲۳ سالشه. یه پوسته خشکیده از یه زن.

نازا، خشکیده.

یه دختر ترشیده مثل یه گردوی پیر و چروکیده.

رز، عزیزم، ممکنه شیر رو رد کنی؟

ماما، آرچیبالد افتضاحه.

ناعادلانه است که پاپی رو اینقدر مجبور کنیم.

چرا نمی‌تونه صرفاً از روی عشق ازدواج کنه؟

اوه، چطور می‌تونی اینقدر ساده‌لوح باشی، فرزندم؟

فکر می‌کنی من از روی عشق با پدرت ازدواج کردم؟

چون اون رو جذاب دیدم؟

شخصیتش رو دوست داشتم؟ آلت تناسلی کوچکیش رو؟

نه، من از روی وظیفه باهاش ازدواج کردم.

و ما نمی‌تونستیم از این خوشحال‌تر باشیم.

اما ماما حق داره، عزیزم.

این درباره آینده فاکهام هاله.

خانواده ما.

فکر می‌کردیم، با داشتن چهار پسر،

که خط جانشینی داونپورت تضمین شده بود.

چه بدشانسی‌ای که هر چهار نفرشون رو از دست بدیم.

و در چهار حادثه کاملاً جداگانه.

خودم رو با این دانش تسکین می‌دم

که حداقل در حین انجام کاری که دوست داشتن مردند.

اما آیا این باعث نمی‌شود متوجه شوید

که چنین سیستم جانشینی کهنه‌ای،

که فقط وارثان مذکر رو به رسمیت می‌شناسه ببخشید رک می‌گم،

یه مشت مزخرفات؟

رز، ما باید واقع‌بین باشیم.

پدرتون تا ابد زنده نمیمونه.

بابا. پدر بنیه‌ی گاو رو داره.

تا وقتی که حواسمون بهش باشه،

- همینجوری میمونه. - چطور میتونی انقدر کور باشی

نسبت به اوضاع؟

مگر اینکه خواهرتون با آرچیبالد ازدواج کنه، ما رو اخراج میکنن.

مجبوریم تو سنترال لندن زندگی کنیم.

اون وقت من برای خودم شغلی پیدا میکنم.

یه داونپورت برای پول کار کنه؟

داری سعی میکنی پدرتون رو دق بدی؟

تمام چیزی که من بهش فکر میکنم سلامتی پدره.

خب، تو آشکارا کمتر اهمیت میدی به این خانواده

تا خواهر زیبات.

هامفری! وقتی سرفه میکنی دهنت رو بگیر.

صمیمانه عذر میخوام، پرودنس.

سرورم، خانم‌ها.

زنگ آماده شدن به صدا دراومده.

نوشیدنی‌ها به زودی تو اتاق نشیمن سرو میشه.

- ممنونم، سیریل. - واقعاً امیدوارم

برای عروسی آفتابی باشه. هی، سیری.

- اوم. - هوای فردا چطوره؟

آسمان فردا در فکهام نیمه‌ابری خواهد بود،

با ۴۰ درصد احتمال بارش برف.

هیچوقت نگران نیستی که سیری

همیشه به حرفامون گوش میده؟

اوه، بس کن دیگه. بازم این حرفا نیست، عزیزم.

ما قبلاً مجبور شدیم از شر الکسای بیچاره خلاص بشیم.

درسته.

لندن، زادگاه آمفیزم،

استثمار کودکان،

و یه جیب‌بر جوانِ جذاب به اسم اریک.

کمبود سراسری جوهر!

همه چیز رو بخونید! کمبود سراسری جوهر!

- هی تو. بیا اینجا. - کمبود سراسری جوهر!

لعنتی!

ببخشید آقا. کیفتون افتاد.

- آه. - اریک نمیتونست از این متفاوت‌تر باشه

از داونپورت‌ها تو فکهام هال.

اون هیچ زمین، لقب، لباس زیر،

یا ویتامین D نداره.

اما چیزی که اون در تراکم استخوان کم داره،

بیشتر از اون رو در زیرکی جبران میکنه...

بفرمایید، عزیزم.

- جذابیت... - ممنونم.

- ساعتم رو برداشته! - و خوش‌قیافگی پسرانه.

- بیا اینجا - من ندزدیدمش.

به خدا، آقا، من نکردم.

اریک یکی از هزاران پسر جوان یتیم شده بعد از جنگ بود.

- صبح بخیر. - فقط با زیرکی‌اش،

تجربه‌ی خیابونی،

و نظارت خواهران رحمت

نمیذاشت به فقر بیفته.

صبح بخیر، خواهر جود.

امروز چه کاری میتونم براتون انجام بدم؟

هیچی برای من نیست. اما این آقا می‌خوان با شما صحبت کنن.

و البته، درِ ما همیشه به روی غریبه‌ها بازه

با علاقه به بچه‌های خاص.

بله. به نظر میاد دقیقاً همون پسر مناسب برای این کاره.

من باید یک نامه اینجا تحویل بدم.

به عمارت متعلق به خانواده‌ی داونپورت.

یک خانواده‌ی اشرافیِ فوق‌العاده ثروتمند.

لعنت به همشون.

درسته.

فکهام هال.

مجلوسترین عمارت در سراسر شراپ‌سیسترهرشایر.

خب، من این کار رو با کمتر از پنج شیلینگ انجام نمیدم.

من بهت یک پوند میدم.

خوشحال شدم باهاتون معامله کردم، آقا.

موفق باشی.

اریک.

تو باهوش‌ترین بچه‌ای هستی که تا به حال تو این یتیم‌خونه داشتیم.

اگه فقط استعدادت رو به مسیر درست جهت می‌دادی،

واقعاً میتونستی برای خودت کسی بشی.

"شاید قبل از مرگم کاری مفید انجام دهم."

این از توماس هاردیه.

اینم یه نقل قول دیگه برات.

"دزدی نکن."

آه.

ساعتتون، آقا.

اوه.

و شلوارتون.

ولی شلوارم تنمه...

و اینگونه ماجراجویی اریک آغاز می‌شود،

همینطور که راهی میشه برای تحویل دادن اون نامه‌ی باارزش به لرد داونپورت.

فرصتی برای تغییر آینده‌اش.

و هیچ چیزی قرار نبود مانعش بشه.

وُآو.

به افتخار راخمانینف. کارش حرف نداره.

آهنگ جدید از کارل راول و ارکسترش تازه منتشر شد.

واقعاً ترکونده. گوش کن.

اوه.

حالت خوبه؟

هیچوقت بهتر از این نبودم.

ببخشید که روی ماشینتون خش انداختم.

نگران نباشید. قبلش همینطوری بود.

متاسفم بابت دوچرخه‌تون.

نگران نباشید. قبلش همینطوری بود.

نمی‌دونم چی شد. فکر کنم من...

لحظه‌ای حواسم پرت شد.

بله. من فقط برای یه لحظه چشمامو از جاده برداشتم.

فکر کنم مسحور منظره‌ی...

یک زن فوق‌العاده زیبا شدم

با اون ذات بی‌خیالی که باعث میشه یه مرد از زنده بودنش خوشحال باشه!

خب، از آشنایی باهاتون خوشحال شدم.

اریک.

اسمم رُزه، در واقع.

خیلی خوشحال شدم باهاتون آشنا شدم.

و از حالا به بعد، بیشتر به جایی که میرم دقت می‌کنم.

خانم داونپورت! خانم داونپورت!

لرد و لیدی دارن میپرسن شما کجایید.

- چی بهشون گفتی؟ - آبروتون رو حفظ کردم، عالیجناب.

گفتم که داشتید کلنجار می‌رفتید با یه مشکل دفع سخت.

آه، ممنون پاتریشیا. فقط نیاز داشتم هوایی به کله‌ام بخوره.

قبل از اینکه ببینم خواهر عزیزم، پاپی، با اون آرچی نفرت‌انگیز ازدواج می‌کنه.

بفرما. مثل روز اول.

دیدن شما عالیه، وایکنت وُلسِی.

افتخار دادید که به ما ملحق شدید، لرد لوکان.

به خانه ما خوش آمدید، لیدی گاگا.

کجا بودی؟!

لطفاً نگو کتاب می‌خوندی یا فکر می‌کردی.

همانطور که خودت می‌دونی، این کار مرداست.

هامپتی!

آه! نگاه کن کی اینجاست، جی. آر. آر. تالکین، نویسنده.

پاپی، جان، دوست قدیمی و عزیزم از آکسفورد.

لطفاً. منو جی. آر. آر. تالکین، نویسنده صدا کن.

از ملاقات شما خوشبختم.

چیزی از نوشته‌های شما رو می‌شناسم؟

بعید می‌دونم. اون چیزی منتشر نکرده.

خب، هنوز نه.

اما من ۱۵ سال گذشته رو

صرف ساختن یه الفبا برای اورک‌ها کردم.

امیدوارم نخست‌زاده‌ات رشد کنه

یا به دست سارون بمیره.

چه زبان دلنشینی.

یادت باشه، فیفی،

خانواده داون‌پورت یکی از سرشناس‌ترین خانواده‌ها در سراسر انگلستان هستند.

پس لطفاً سعی کن خیلی آمریکایی نباشی.

اووه، لطفاً عزیزم. اصلاً متوجه نمیشن.

- لرد داون‌پورت. - برت رو یادت میاد؟

- ساقدوش آرچیبالد. - از دیدنتون خوشحالم.

ممنون که دعوتم کردید.

چه کلبه کوچیک و دلنشینی.

More Farsi Persian subtitles for Fackham Hall

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left