The Scent of Green Papaya

The Scent of Green Papaya (Mùi đu đủ xanh)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Scent of Green Papaya 1993 1080p BluRay x264-HD4U
A Commentary by mehdi68
گروه ترجمه IMDB-TOP

Tags

BluRay
x264
1080
HD
Published on: 2013-04-13
Downloads: 67
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 169 lines.

IMDB-TOPگروه ترجمه تقديم ميکند

مترجم GALLANT2008

کيه؟

منم مويي

...آه، مويي

الان در رو باز ميکنم

ميتوني بياي تو

دنبالم بيا

رايــــــــــــحـــــــــه پــــــــاپــــــايــــــــاي ســــــبــــز

مويي کوچولو بود خدمتکار جديدمون

بيچاره، يه روز تموم راه رفته تا به اينجا برسه

اگه تو هنوز زنده بود هم سن و سال اون بود

... بيا دوباره دراين مورد حرف نزنيم

احتمالا جايي که الان هست بهتر از اينجاست

الان حکومت نظامي ميشه ولي هنوز ترانگ برنگشته

مادر رفته که بخوابه

ميرم بالا تا کمکش کنم

... آه، ترانگ

هنوز نخوابيديد، پدر؟

برو بخواب خانوم اين طور گفته

براي روشن کردن آتيش صدات ميزنم

يادت باشه براي اين غذا روغن بايد داغ باشه

سبزيجات را سرخ ميکنيم

براي طعم اين کار رو ميکنيم

خيلي نبايد سرخ بشه والا نرم ميشه

بعد ميزاريش کنار

با گوشت هم همين کار رو ميکني

اونو بزار تو آب

روغن باعث ميشه سبريجات برق بزنن قشنگ تر به نظر ميرسه

براي ما فرقي نميکنه قشنگ باشه يا نباشه

اما براي ارباب فرق ميکنه

... وقتي اين پخت

اونو تو دو تا بشقاب ميريزيم

يادت نره يه کم براي خودمون کنار بزاري

خب، مادربزرگ عبادتش رو تموم کرده

سبزيجات رو بزار تو آب

مادر کي هست؟

مادر آقا. دستات رو بشور

وقتي آقا به دنيا اومد اون شوهرش رو از دست داد

الان، اون کل وقتش رو صرف عبادت ميکنه

سريع باش، يه کم برنج بزار تو کاسه

همه چي آماده اس؟

بله، آماده اس

مويي، غذاي مادر بزرگ رو ببر

خيلي خب، من ميبرم

پس اين يکي رو ببر

پدر، من بيرون با خوين غذا ميخورم

مثل هميشه يه چرتي بزنيد

براي چايي برميگرديم

منم ميتونم؟

نه، تو خيلي کوچيکي

مويي، برو و يه کم سوپ بيار

مادر ميخواد موقع غذا کنارش باشي

!منم ميام بالا

اينو ببر بالا

بخور، داره دير ميشه

کلاس نداريم، مادربزرگ الان تعطيلات تابستونه

...آه آره، درسته

ما داريم ميريم، مامان

من و خوين براي چايي برميگرديم

باشه، من کيک ميخرم

خداحافظ، خانوم

خداحافظ

مويي، الان ميتوني غذا بخوري

لام ، بخور عزيزم

از غذا لذت ببر، مامان

اينم کاسه تو. بخور

سوپ ديگه نمونده چه بد

بالا و پايين اونو پخش کرديم و ديگه چيزي ازش نموند

بعد، ظرف ها رو بشور

اون مرده با آقاي ترانگ کي بود؟

آقاي خوين بود دوست آقاي ترانگ. حالا بخور

!تين

ممنون. خداحافظ

خداحافظ

مويي، دستات رو بشور و برو 10 تا کيک بخر

سه ماه ديگه ميتوني بري خونه و مادرت رو ببيني

ممنون، خانم

مويي، بجنب، الان وقت روشن کردن چراغ هاس

... دختر کوچولو

اسمت چيه؟

اسم موييه

... خيلي خب ... تو مويي هستي

اسم من تانه

الان وقت عبادته

مادربزرگ خوبه؟

بله، اون خوبه

! خيلي خويه

! خيلي خوب

ممنون، مويي کوچولو ... خداحافظ

خداحافظ، آقاي تان

داري کجا ميري؟

ميرم يه هوايي بخورم

آره، تو اين هواي گرم خوابيدن سخته

مراقب حکومت نظامي باش

... چقدر گرمه

خداي من، چقدر گرمه

... درسته

ميتوني فردا وسايلت رو باز کني

امروز به اندازه کافي کار کردي

يه کم استراحت کن

والدينت کجان؟

خواهر يا برادري داري؟

پدرم سه سال پيش مرد

مادرم و خواهرم هنوز تو ده زندگي ميکنن

زود براي ديدنشون ميري؟

خانوم گفت سه ماه ديگه ميتونم برم و مادرم رو ببينم

خوبه. خانم خيلي مهربونه

قبلا ، کي روي اين تخت ميخوابيده؟

يه خدمتکار مثل من و تو؟

اون رفت خونه تا عروسي کنه

عکس روي محارب شوهر مادربزرگه؟

آره

وقتي مرد خيلي جوون بود

اون دختر کوچولو کيه؟

داستانش غم انگيزه

اون دختر ارباب بود

اسمش "تو" بود

هفت سال پيش مرد

اگه الان زنده بود هم سن و سال تو بود

چطور مرد؟

مريض شد

اما ارباب فکر ميکنه تقصير اون بوده

چرا؟

هفت سال پيش

ارباب همه پول ها رو برداشت و رفت

اين سومين باري بود که اين کار رو ميکرد

قبلا، وقتي همه پولا رو خرج ميکرد برميگشت

اما اون دفعه ديرتر از هميشه برگشت

دفعه هاي ديگه که اون برميشگت

خانوم چيزي نميگفت؟

هيچي دريغ از يه کلمه

خانوم خوشحال بود از شادي گريه ميکرد

خب، " تو"چي شد؟

... حکومت نظامي

يه کم همواي تازه الان بايد ارباب برگرده

سه هفته بعد از اين که ارباب رفت

تو مريض شد

و يه روز قبل از اين که ارباب بياد اون مرد

اون حتما فکر ميکرد ...دخترش به خاطر

گناهاني که اون مزتکب شده مرده

به همين دليل اون ديگه هرگز خونه رو ترک نکرد

خيلي خب، حالا بخواب

فردا بايد زود بيدار بشيم

... مامان

... مامان

... مامان

بلند شو. صبح شده

تو خوش شانسي

تو سن وسال تو آدم هنوز خواب هاي شيرين ميبينه

خوب چي ميديدي؟

... نميدونم

... خداي من منم ميخوام خواب ببينم

اما الان چند ساله خواب نديدم بريم و صورتمون رو بشوريم

بعضي صبح ها

با تصوير يه پيرزن تو ذهنم از خواب پا ميشم

شايد شب خوابش رو ديدم

...اما نميدونم اون پير زن مادرمه

يا خودم

خداي من، کي صبح به اين زودي تو آشپرخونه اس؟

خانم، حالتون خوبه؟

برنج مونده؟

فقط براي 4 يا 5 روز

اينو بگير

مطمئن شو براي چند روز غذا داريم

اين گوشواره ها رو ببين؟

ارباب دوباره تمام پول ها رو برداشته و رفته. خداي من

بريم و دندونمون رو بشوريم

صورت و دستات و پاهات رو بشور

More Farsi Persian subtitles for The Scent of Green Papaya

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left