Schitt's Creek

Schitt's Creek

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Schitts Creek S03E04 HDTV x264-KILLERS CHI
Schitts Creek S03E04 480p HDTV x264-mSD
A Commentary by Stef@n
█☀️ تـرجمه از تورج پاکاری ☀️█

Tags

HDTV
hdtv
x264
480p
480
TS
HD
Published on: 2020-11-05
Downloads: 29
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫خب، نظرت راجع‌به ماشین جدید چیه؟

‫نظر صادقانه منو میخوای؟

‫یا...

‫کیف پولت همراهته؟

‫کارت بانکیم همراهمه

‫و گواهی‌نامه‌ت چی؟

‫خب چی؟

‫همراهته؟

‫ردیفه

‫یه سوال با جواب بله یا خیر بود

‫خیلی‌خب، بله، ردیفه

‫میخوایم بریم بالای همین خیابون، ‫نیازی به گواهی‌نامه‌ام ندارم

‫دیوید، تازه ماشین رو بیمه کردیم

‫و اگه گواهی‌نامه‌ت همراهت نباشه ‫نمیتونی بشینی پشتش

‫پس میشه لطفا بری بیاریش؟

‫تاریخش گذشته

‫کِی تاریخ گواهی‌نامه‌ت گذشت؟

‫نمیدونم! ‫حدوداً ماه پیش

‫پس تو رانندگی نمیکنی!

‫خب، دیروز که رانندگی میکردم!

‫- خب، این غیر قانونینه، دیوید! ‫- آه!

‫باید بری گواهی‌نامه‌ت رو تمدید کنی!

‫کارتون با ماشین تموم شده؟

‫نه، تازه داریم میریم

‫خیلی‌خب، چون به نظر میاد ‫دارین پیاده میشین

‫داریم جامون رو عوض میکنیم ‫چون گواهی‌نامه دیوید تاریخش گذشته

‫اوه، نه!

‫دفعه قبلی حدود 16 بار طول کشید ‫تا قبول بشه

‫اصلا 16 بار نبود!

‫امتحان کتبی رو دو بار رد شدم،

‫و بعد امتحان عملی رو دادم ‫و قبول شدم!

‫و بعد جواز مربیت تاریخش گذشت

‫و مجبور شدی دوباره امتحان کتبی رو بدی

‫که رد شدی

‫اوه، اینو یادمه!

‫مجبور شدی از اول شروع کنی

‫و امتحان عملی رو دو بار دیگه رد شدی

‫- خدایا! ‫- اوه، بیچاره سر امتحان دچار اضطراب فلج‌کننده میشه

‫همه‌مون اینو میدونیم

‫سوئیچ دست کیه؟ ‫ماشین رو لازم دارم

‫خب، ما الان ماشین رو لازم داریم، عزیزم

‫دیوید، میشه لطفا مامانت ‫رو ببری به شهرداری؟

‫اون نمیتونه رانندگی کنه، ‫گواهی‌نامه‌اش تاریخش گذشته

‫خیلی‌خب، من رانندگی میکنم

‫کیفت پولت همراهته؟

‫ردیفه

« Stef@n | تــرجمه از تـورج پاکاری » telegram: Tooraj_pk

‫- آه! ‫- اووه!

‫چقدر کارتن

‫و بیشترشون پر از کاغذبازیه ‫که باید بررسی‌شون کنم

‫پس امیدوارم قبل از اینکه ‫یه کارتن دیگه رو باز کنم

‫یه عفونت ریه‌ای کُشنده بگیرم

‫خب، من بودم نگرانش نمیشدم

‫من چندین گالری رو مدیریت کردم

‫و یه‌بارم به کاغذ بازی‌هش نگاه نکردم، پس

‫در نهایت یا همه‌چی جور میشه

‫یا نمیشه

‫حالا واقعا جور در اومد؟

‫فکر کنم داریم از اصل قضیه منحرف میشیم

‫نیمه پر لیوان اینه که ‫تو دیگه رئیس خودتی!

‫یا صاحب یه کسب و کار خیلی غمگینانه

‫با یه کارگر کم‌عملکردم

‫خیلی‌خب، وقتی من زیاد بهم فشار میاد

‫15 دقیقه تا یه ساعت

‫یا هم تا دو ساعت

‫از کاری که میکردم دست میکشم

‫و به بقیه کمک میکنم

‫حس میکنم میخوای ازم درخواستی بکنی

‫نمیشه اسمش رو درخواست گذاشت

‫بیشتر یه فرصته

‫من دنبال یه فرد خیلی خوش شانس میگردم

‫تا منو ببره امتحان رانندگیم رو بدم

‫اوه آره، الان از این خبرا نیست

‫به گمونم حق با توئه

‫احتمالا من باید به تو کمک کنم

‫خیلی دوست دارم اگه کار داری برم انجام بدم

‫یا میدونی، خواستی برم چیزی رو بیارم

‫فقط یه گواهی‌نامه معتبر نیاز دارم

‫امتحان امروز عصره

‫و خیلی بخاطرش استرس دارم

‫و نیاز دارم یکی منو برسونه

‫میدونی چیه؟

‫فکر نکنم الان وقت خوبی باشه ‫که ازت بخوام

‫هوم، چه باهوش

‫میرم یکی رو پیدا کنم که یکم...

‫- وقت بیشتری داشته باشه ‫- باشه

‫خیلی‌خب

‫نمیدونم چرا از اول از من نخواستی، دیوید

‫من تو هفت کشور مختلف گواهی‌نامه دارم

‫و پایه دو هم دارم

‫مگه اون واسه ماشین‌های حمل و نقل نیست؟

‫آره خب، کلی آدم واسه جابه‌جا کردن داشتم

‫بگذریم، چیزه خاصی نیست

‫فقط سوار میشی، ‫کاری که بهت میگن رو انجام میدی

‫و بعد پیاده میشی

‫و بهترین عطر مویی که داری رو میزنی

‫خیلی‌خب، من عطر مو ندارم

‫و همه‌ ما که نمیتونیم با لاس زدن

‫گواهی‌نامه رانندگی بگیریم!

‫خیلی‌خب، تو سعی کن با پوشیدن برقع ‫بری پارک دوبل بزنی، دیوید

‫هرچقدرم لاس بزنی بازم به جایی نمیزنی

‫باور کن!

‫خیلی‌خب، فرق بزرگمون اینه که...

‫به نظر میاد هیچی تو رو مضطرب نمیکنه

‫که یه‌جورایی نگران کننده‌ست

‫اوه، این یادم انداخت

‫میشه یه لحظه فرمون رو دست بگیری

‫- باید یه نگاهی به گوشیم بندازم ‫- اوه، خدای من!

‫بهت میگم الان چی بهم کمک نمیکنه!

‫- این! ‫- هی، آروم باش دیوید

‫یه‌بار تو بمبئی یه بچه 7 ساله ‫داشت منو با ماشین اینور و اونور میبرد

‫پس مطمئنم مشکلی نیست که ‫یه لحظه فرمون دست تو باشه

‫- آه! ‫- خیلی‌خب

‫خیلی‌خب!

‫نفس بکش!

‫نفس بکش!

‫اوه استیوی، نمیخوام مزاحمت بشم

‫ولی شیر آب...

‫دستشویی دیوید و الکسیس نشتی داره

‫و این واسه شما مشکلیه؟

‫خب، مشکل اینجاست که ‫وقتی تو دستشویی ماییم

‫صداش خیلی واضح میاد

‫یعنی، انگار داره...

‫تو دستشویی خودمون صداش میاد

‫ولی اینطور نیست

‫پس اول اینو تموم میکنم

‫- سلام ‫- و...

‫استیوی، تلفنت رو لازم دارم، لطفا

‫- حتما ‫- همینطورم شماره یه لوله‌کش

‫شیر آب اتاق دیوید و الکسیس داره چکه میکنه

‫دل‌خراشه

‫صدای مداوم تب، تب، تب...

‫اوه، خیلی آزار دهنده‌ست، استیوی...

‫ولی شاید الان...

‫وقت خوبی نباشه

‫اوه، بدون شک با پسر مشکل داره

‫نمیخوایم مزاحم بشیم، عزیز جان

‫فقط هر موقع تونستی، ‫لطفا زنگ بزن لوله‌کش

‫یا بگو یکی دیگه انجامش بده، استیوی

‫چون الان تو دیگه صاحب اینجایی

‫آره!

‫و نمیدونم دارم چیکار میکنم!

‫اوه! هیچ کدوم ما نمیدونیم، عزیز جان!

‫همه‌مون همینطوری بدون برنامه ‫داریم کارهامون رو میکنیم، مگه نه؟

‫یعنی، جان رو ببین

‫چرا منو ببینه؟

‫دارم میگم، حتی یه نفر با گذشته...

‫خیلی موفقیت آمیز ممکنه هر از گاهی ‫دچار افت بشه

‫خب، متوجه نشدم که دچار افت شدم، مویرا

‫فقط نمیدونم چیکار کنم

‫مسافرخونه رو بفروشم؟

‫مسافرخونه رو بفروشی؟ ‫نه، نه!

‫نه، نه، نباید به همچین چیزی فکر کنی

‫- هوم! ‫- یعنی، نمیتونم نگهش دارم!

‫خیلی‌خب، استیوی ‫بذار یه قرص برات بیارم

‫باعث میشه تا حداقل دو روز...

‫همه این افکار نامعقولانه رو فراموش کنی!

‫بله و استیوی، ‫اگه یه وقت کمکی لازم داشتی

‫لطفا، راحت باش و بیا در اتاق ما

‫خب، من که سر کارم

‫ولی جان هست

‫درحال پیاده سازی و استراتژی کردن

‫و راستش رو بخوای، ‫چکه کردن شیر آب میدونی...

‫یه پروژه دل بخواهیه، ‫اصلا اولویت نداره

‫فقط یه دقیقه وقت میخوام، ‫و بعد انجامش میدم

‫- حتما، بله، البته ‫- اوه، استیوی

‫شجاع باش!

‫- واه! ‫- جان، واقعا که فکر نمیکنی اینجا رو بفروشه، نه؟

‫اگه این‌کارو بکنه اصلا به نفع‌مون نیست

‫خیلی‌خب، ازت میخوام 20 دقیقه...

‫بری بیرون ماشین وایسی، ‫تا قبل از اینکه این امتحان رو رد بشم

‫مدیتیشن متعالیم رو انجام بدم

‫خیلی‌خب، الان دیگه داری ‫همه‌جور دیوونه‌بازی در میاری

‫واقعا این مهم نیست

‫هیچکس اهمیت نمیده

‫آدما اهمیت میدن

‫من اهمیت میدم، کسی که ‫امتحان رو میگیره اهمیت میده

‫نه، اهمیت نمیده

‫باور کن، آدما اونطوری که...

‫تو درمورد خودت فکر میکنی ‫راجع‌بهت فکر نمیکنن

‫این یعنی چی؟

‫تو همیشه زیاد به همه‌چی فکر میکنی

‫و واسه همینه که همیشه موفق نمیشی

‫ممنون، الکسیس

‫خب، حقیقت همینه!

‫خیلی‌خب، فقط چون همه‌چی ‫میوفته جلو پات

‫دلیل نمیشه فکر کنی ‫واسه بقیه هم همینطوره

‫چی میوفته؟

‫- چی؟ ‫- چی میوفته جلوی پام؟

‫چیز میزا! ‫فرصت‌ها

‫چیزها همینطوری نمیوفتن جلوی پام!

‫خیلی‌خب، فقط دارم میگم

‫تو همیشه همینطوری ‫به یه سری چیزها رسیدی

‫بدون اینکه بفهمی بقیه آدما ‫مثل تو...

‫اسکیت‌وارانه تو زندگی پیش نمیرن

‫من تو زندگی اسکیت‌وارانه جلو نمیرم، دیوید

‫قدم‌‌زنان زندگی جلو میرم

‫با کفش‌های خیلی قشنگ

‫و ببخشید اگه این طرز اشتباهی ‫رو به نظرت میرسونه

‫ولی شاید اگه بتونی ‫یه لحظه آروم بگیری

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left