The first 200 lines.
تقريبا کارم ديگه تمومه، ري
ببين، يه بار ِ ديگه به اون چيزه دست بزني، خرابش مي کنيا
خب، هيچ وقت کار از محکم کاري عيب نمي کنه، ري
تو داري از يه مشت تخته سنگ مراقبت مي کني، فريزر
.اونا تخته سنگ نيستن، ري اونا نقابايي با قابليت تغيير شکلند
.دست سازن و جنسشون از سنگ بازالت ـه مال ِ بيشتر از يک هزار سال پيشن
مي دوني، مردم شيمشين از اينا تو مراسم زمستوني استفاده مي کنن
تا دعا کنن که خدايان در فصل بهار خورشيد رو بهشون برگردونن
آره، خب، باعث ميشن مور مورم بشه
خب، نبايستي بهشون نگاه کني - !اونا بهم نگاه مي کنن -
مي دوني، جالبه که اين حرفو مي زني
چونکه اونا براي ِ همين کار طراحي شدن
مي بيني، نقاب داخلي چشماش بازه
و نقاب بيروني چشماش بسته اس
و روي هم چفت ميشن، يکشون داخل اون يکي
يه جفت ِ هماهنگين که تا به حال لنگشون وجود نداشته
آره، خوبه، عاليه، حالا ميشه بريم؟
فريزر
دارم ميام
فريزر
دارم ميام
!فريزر - !بله -
در سال 1879 نقابا توسط کشيشي آنگليکن به نام "دانکن" توقيف شدن
کسي که براي تغيير مذهب ِ شيمشين ها فرستاده شده بود
...و طبق عرف رايج در اون روزگار
کشيش نمادهاي مذهبي اونا رو ازشون گرفت
بعدش هر کدوم از نقابا رو به دو کشور مختلف فروخت
و سرانجام اونا پس از گذشت بيش از صد سال مجددا به هم رسيدن
خب؟
اين يه لحظه ي تاريخي براي هر دو کشور کانادا و فرانسه اس
...علاوه بر اهميت سياسي، فرهنگي
و مذهبيي که وجودشون براي مردمان بومي ِ آمريکاي شمالي داره
و؟ - بيشتر از يک ميليون دلار مي ارزن -
اوه، بالاخره اصل ِ کاريو گفتي
ماشين اين طرفه
يه ترم رو در سوربون گذروندم
کم سن بودم و خيلي بي تجربه، متاسفانه
بله، عجب مدل ِ نقاشيي بودين، نه؟
هنوز طرحاي اوليه پيشتونه؟
قربان؟
آه. چي شده، فريزر؟
م.. من بازرسي از سيستم امنيتي اينجا رو تموم کردم
ردياب هاي حرکتي رو چک کردم
،سيستم برق اضطراري (ژنراتور) ،)صفحات حساس به وزن(انسان
و محوطه ي اطراف ساختمونم بازرسي کردم
اونم دو بار - خوبه. ادامه بده -
آه، مي خوام کاراگاه وکيو رو خدمتتون معرفي کنم
آقاي رابينسون متولي اين موزه هستن
و مطمئنم که بازرس تاچر رو مي شناسين
سلام، آقاي رابينسون
پليس
سرکار، اين موزه به خاطر ِ داشتن ايمني عالي شهره ي آفاقه
فکر کنم ديگه از همه لحاظ ايمنه
... بله، قربان. با اين حال - متشکرم، فريزر -
به نظرم بايستي اجازه بديم آقاي رابينسون برگردن منزل، پيش ِ خونواده اشون
خب، بايد راه درازي را (تا جنوب) رانندگي کنم، پدر و مادرم در پنساکولا (فلوريدا) زندگي مي کنن
راستي، من عاشق ِ پنساکولا هستم
دقيقا کجاي اون شهر؟
آه. خانمه اون يارو رو مي خواد - براي ِ چي؟ -
جاده ي رَگد اَس" با صداي تام کوچران"
اونا تا صبح همون تو مي مونن. بجنب
از خونه بزن بيرون تا بتوني درخشش رو دريابي
وقتي داري آهسته و يکنواخت به سمت پايين مسير ميري تغيير رو حس کن
آنجايي که امواج سهمگين ساحل ديگر قدرت عرض اندام ندارن
جايي که خاطرات گذشته ديگه هي به ذهنت خطور نمي کنن و ديگه چيزي واسه ي ترسيدن وجود نداره
عزيزم، بيشتر از اين لجبازي نکن
اونا احتمالا نميذارن اين طوري زنده بموني
با بيرون زدن از خونه وزش باد رو تو موهات حس کن
جايي که تو شبش هم خورشيد مي تابه، من مي تونم ببرمت اونجا
به سرزمين ِ خورشيد ِ نيمه شب
يعني جاده ي رَگد اَس
اژدها خانم و آقاي موزه دار
اوه، خانمه حسابي زده به سيم ِ آخر - من تو رو مي برم، توام منو مي بري -
هيچي تو دست و بالمون نيست هيچ پُخي ام نميشيم
همه چيمونو بردن و معلوم نيست چيا رو برگردوندن
اصلا هيچ اهميتي واسم ندارن چونکه هر چي بخوايم اينجا هست
عزيزم، بيشتر از اين لجبازي نکن
باشه -
اونا ممکنه نذارن اين طوري آزاد بموني
با بيرون زدن از خونه وزش باد رو تو موهات حس کن
جايي که تو شبش هم خورشيد مي تابه، من مي تونم ببرمت اونجا
به سرزمين ِ خورشيد ِ نيمه شب
...منو بکش بالا، منو بکش بالا
يعني جاده ي رَگد اَس
!منو بکش بالا
يک مظنون مقلّد رويت شد
!زود باش، بجنب - ...اونا ممکنه -
منو بکش بالا - نخوان که بذارن تو متوجه بشي -
!منو اينجا ول نکن
خيلي خب، گرفتيمش
تکون نخور! دستاتو طوري بگير که ببينمشون - ...اونا نمي تونن منتظر بمونن -
ممکنه روحيه ات رو از دست بدي و دووم نياري
در حاليکه روحت در آرزوي رسيدن به خورشيد نيمه شب مي سوزه، کنار وايسا
در جاده ي رَگد اَس
...همه
همه وقت، پشت سر ِهم
اونا جاهايي هستن که ممکنه درخششون رو ببيني
...اوه، آيا خورشيد نيمه شب رو
تو جاده ي "رَگد اَس" پيدا کردي؟
اريک؟
!اريک
اون دختر خيلي شيک پوشه، آره تو بميري
در سرزمين ِ خورشيد ِ نيمه شب
تو جاده ي "رَگد اَس
به سوي جنوب فصل دوم - قسمت ششم
پس افتادي، هان؟
بله، افتادم پايين
تو سقوط کردي؟
بله ري، من سقوط کردم
نه نميشه، مي دوني اصلا با عقل جور در نمياد
...چونکه پليساي سوار الکي سقوط نمي کنن
،اونا جست و خيز مي کنن مثل رقاصه هاي باله رو هوا مي پرن
اما يه دفه اي سقوط نمي کنن
به گمونم مي شناختمش
کيو؟ دزده رو؟ - بله -
يعني وقتي که از اون جا آويزون بودي تونستي خوب قيافه اش رو ببيني؟
خب، نه ري، البته که نه
راستش خيلي از چيزي که ديدم مطمئن نيستم
عکستو واسه خبرگزاريها فرستاديم
دير يا زود اون عکس به همراه اسم و آدرست بدستمون مي رسه
و اين وسط فقط وقت ِ با ارزش من ِ کاراگاهه که تلف ميشه
و تو اين گيرودار منم که حسابي اعصابم خورد ميشه
پس بهتر نيست زحمت اين ماجراها رو به خودت ندي؟
قبلنم گفتم، اومده بودم بازي تيم "بلک هاوکز" رو ببينم
مي دوني، موزه جاي عجيبي واسه ي بازي کردنه
همدستت نقابا رو برداشت و تو رو آويزون ول کرد رفت
پس چرا داري ازش حمايت مي کني؟
من حرفي واسه ي گفتن ندارم
!ري
... بذار يه چيزيو بهت بگم - ري، ري، ري، ري -
راست ميگه، اون هيچ کاري نمي تونه براي ِ ما انجام بده
پس ما هم هيچ کاري نمي تونيم واسش بکنيم
يه ليوان آب مي خواي؟
اين چيچي بود گفتي؟
يه جور زبون ِ زرگري ِ کانادايي که فقط بين خودتون رايجه
زبون ِ شيمشيني ـه
اوه، اين قرار بود حدس بعديم باشه
يه ذره مهارتم تو تلفظش کم بود ولي به نظر متوجه شد چي گفتم
...اوه، بفرمايين. حق با شماس
...اون کاناداييه. آم
يه تخلف جزيي داشته، که تبرئه شده
،اسمش ديويد... کيتيکميات ـه صادره از "نکينا"؟
نکينا
.اون يه جايي تو کاناداس، الين يه جاي ِ سردو يخ زده يا شايدم يه توندرا
خيلي ممنونم، الين
وايسين ببينم
،ولش باهاتون کار داره چند نفر اومدن.. ملاقاتتون
خانم دوشامپ از طرف دولت فرانسه اينجا هستن
خانم کِلي هم نماينده ي دولت کانادا هستن
چه خبر از نقابا؟
چيز قابل عرضي وجود نداره، قربان
تو اِه.. نتونستي سارق رو دستگير کني؟
نه قربان، متاسفانه نتونستم
اين به قدر کافي خوب نيست، نه؟ - نه، قربان، نيست -
ببينين. اون از ارتفاع پونزده متريِ ...پشت بوم ِ اونجا افتاده پايين
.چونکه سعي کرده اون يارو رو گير بندازه شانس اُورده که زنده مونده
البته
پيرهن ِ قشنگيه
..بله، خب، شما اِه بابت لباس مُچم رو گرفتين
مطمئنم که هردومون مُچ گيراي قهاري هستيم
ما در حال حاضر مشغول ِ بازجويي از يه مظنونيم
يه شهروند کانادايي که داخل موزه دستگيرش کرديم
اجازه هست؟
همه ي کاناداييها انقدر مودبن؟
اون سرخ پوسته - بله، همين طوره -
با عقل جور در مياد
ستوان، دولت متبوع من بسيار نگرانه
...ببينين، ما تقاضاهايي از طرف
...مردمان بومي کانادا دريافت کرده ايم
که خواستار بازگرداندن نيمي از نقابا که پيش ِ ماست، شدند
و همينطور دولت ِ ما
منظورتون چيه؟
اون يک جور نمادِ مذهبي ِ شيمشيني ـه، قربان
و ظاهرا اونها خواستار بازگرداندن اون شدن
اين قابل درکه
ولي بي ربطه، اونا اونو به ما فروختن - همين طور به ما -
خب، ظاهرا اين ماجرا داره به يک موضوع ِ بسيار مناقشه برانگيز مبدل ميشه
راستي؟
...نيازي به گفتن نيست که اگه نقابا
تا روز يکشنبه يعني زمان برگزاري ... جشن ِ بازگشايي موزه پيدا نشن
بهتون اجازه ميدم کليه ي پرونده هاي بازتون رو موقتا بذارين کنار
و همه ي توجهتون رو به طور کامل بذارين روي اين يکي پرونده
بدون شک اين کارو مي کنيم، قربان - اميدوارم -
بابت همکاريتون متشکرم، ستوان
خواهش مي کنم
بعدا در اين باره صحبت مي کنيم - مطمئنا همين طوره، قربان -
ستوان - ستوان -
کاراگاه وکيو
اطمينان دارم که شما با حسن نيت دولت فرانسه رو هم در جريان امور قرار ميدين
همانطوري که کانادايي ها رو در جريان قرار ميدين
البته - متشکرم -
- Au revoir. - Au revoir.
صدو يک نکته درباره زنان. حداقل يک کلمه از هر زبان خارجي رو ياد بگير
فهميدم - !وکيو -
واسه اين يکي؟ Vamanos.
!تکون نخور، کاراگاه
... ري، ميشه - بُزدل -
!لوييز
بهت گفته بودم که چقدر رنگ سبز بهت مي آد؟
نکنه اين بابت ِ قرار ِ ... عاشقونه ي ِ شنبه شبمونه
No comments yet. Be the first to leave one.