Friends

Friends

Download Farsi Persian Subtitle

Season 8

Release info

Friends S08E17 720p HDTV x264-TVCENTER
A Commentary by kamiwolf

Tags

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
Published on: 2012-11-04
Downloads: 68
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 145 lines.

جويي ؟ اونجايي ؟

. ريچل پشت دره - . جويي ، بايد باهاش حرف بزني -

بعداز ماجراي اونشب ، ديگه نميتونم باهاش . روبرو بشم ، حس عجيب و غريبي برام داره

. بهش نگين من اينجام

! اونو نخورينا

! سلام - . سلام ، ريچل -

جويي اينجاست ؟

من که نديدمش ، تو ديديش ؟ - . نه ، نديدمش -

. شايد توي شکردون باشه . جويي ؟ نوچ اونجا نيست

. لااقل همديگه رو به خنده ميندازين

چه خبرا ؟ - . . از شبي که بهم گفت . . -

. . که چقدر . .

. . نميدونم چي بگم . . . فکر کنم داره از دستم فرار ميکنه

اون بيگل روي زمين چيکار ميکنه ؟

. داشتيم باهاش بازي ميکرديم - توي اون بازي ، چندلر لخت بود ؟ -

توي اون بازي ، " حلقه " رو بايد توي " ميله " مينداختين ؟

! حتما - ! چي ؟ نه ! نه -

خيلي خوب ، اگه جويي رو ديدين . . ميشه بهش بگين که

. بهش بگين ، دلم براش تنگ شده

خيلي خوب ، شنيدي چي گفت ؟ - آره ، اون بازي لختي که با بيگل ميکردينو ؟ -

پسر ، نميدونم چي بگم ، ولي اين نون ! سوراخ خيلي کوچيکي داره

. بايد باهاش حرف بزني - . نميتونم -

شماها نميدونم چه حسي داره که به يکي بگين دوستش دارين . و بعدش دست رد به سينتون بزنن

من نميدونم چه حسي داره ؟

تا 25 سالگي ، تنها جوابي که دربرابر جمله دوستت دارم " ؛ از دخترا ميگرفتم جمله " اه چه مزخرف " بود "

فکر کردي تا حالا کسي منو پس نزده ؟

. توي اردوگاه آدم-چاقا يکي ردم کرد

پسر ، وقتي بچه ها گرسنه ان ! بدجوري بي ادب ميشن

حالا چيکار کنم ؟

. داريم درمورد ريچل حرف ميزنيم يعني ديگه هيچوقت نميخواي باهاش حرف بزني ؟

درسته که عجيب غريب و ناراحت کننده است . ولي بايد سعيتو بکني

. آره ، باشه

. . يادم رفته بود که اين نونو کرده بودي توي

! ما اون بازي رو انجام نداديم

The One With the Tea Leaves

تمام حقوق ترجمه متعلق به سايت WwW . Free - Offline . CoM . ميباشد

ترجمه " وروجـک "

وقتي چايي هاتونو خوردين بدين به من تا از روي ! تفاله چايي طالعتونو ببينم

نميدونستم که فال چايي هم ميگيري ؟ - . چندين ساله که فال چايي ميگيرم -

به خاطر اينکه خيلي کارم درست بود و . . دقيق آينده رو ميديدم گذاشتمش کنار

. . آخه يکي از لذت بخش ترين جنبه هاي زندگي . .

اينه که ندوني چي ميخواد بشه ، متوجهي ؟ . .

! و بعلاوه که وقتي چايي ميخورم اسهال ميگيرم

. من چاييمو خوردم . فال منو بگير - . باشه -

. يه نردبون ميبينم

که ميتونه به معني ارتقاي درجه توي شغل يا ! يک مرگ خشن و دردناک باشه

. من خودم سرآشپزم . پس موضوع ارتقاي درجه منتفيه

نفر بعدي ؟

. چاييمو خوردم . فالمو بگير

. باشه

. خيلي خوب ؛ يه حلقه ميبينم

. . که هم به معني بچه دار شدن و هم

! به معني اينه که يه کشف علمي ميکني . .

من وقت زيادي رو توي آزمايشگاه گذروندم

فال خودت چيه فيبز ؟ - . خيلي خوب -

! چه باحال

! با يه مَردي آشنا ميشم ! و خيلي زود اين اتفاق برام ميفته

. اون مَرد ، مَرد روياهامه

احتمالا اون مردي نيست که ! ديشب توي خوابم بود

کسي پيرهنمو ديده ؟

يه پيرهن دوگمه دار به رنگ ماهي قزل آلاي کمرنگ ؟

منظورت اون پيرهن-صورتيه است ؟

به رنگ ماهي قزل آلاي کمرنگ ؟

. نه ، من که پيرهن صورتيَتو نديدم

. بايد تو خونه مونا جا گذاشته باشمش ! ميدونستم

مطمئنم ميتوني يکي ديگه از ! فروشگاه لباس زنونه " آن تيلور " بخري

. اون لباس مورد علاقمه . عاشقشم

. به مونا بگو بهت پسش بده

. نميدونم ، ميتونم اينکارو بکنم

. جدايي چندان دلچسبي از همديگه نداشتيم

اگه برم اونجا ، بايد يه چيزي که . . ازم خواسته بود براش انجام بدمو نديد بگيرم

! که ازم خواسته بود سرمو بذارم زمين و بميرم . .

يه لحظه ، بچه ها ؟

دو هفته است که هرجا ميرم ! اون يارو هم اونجاست

هردومون سوار يه اتوبوس ميشيم . به يه فروشگاه ميريم

. شايد اون ، همونيه که فال چايي بهم گفت پيداش ميکنم

فيبز ، ديدي ؟

! اساسي وراندازت کرد ! و خيلي مرد بانمک و تيکه ايه

توي چايي من عکس آدمهاي دهاتي افتاده ، اين يعني چي ؟

. سلام

. سلام

. سلام - . سلام -

! چايي ، فيبي رو به اسهال ميندازه

. . فکر ميکردم مشکلي تو رابطه من و جويي پيش نمياد

. ولي ديگه نميتونيم درست و حسابي باهمديگه خوش بگذرونيم . .

. الان يه مقدار سخته ، ولي بالاخره همه چي درست ميشه - تو از کجا ميدوني ؟ -

. . اگه بدتر و بدتر بشه چي

تا جايي که به روزي برسيم که . . ما دونفر نتونيم توي يه اتاق باهمديگه باشيم ؟

. من توي نصيحت کردن مهارت ندارم

ميشه يه توصيه خنده دار بهت بکنم ؟

يه مقدار پنير ميخواي ؟

عزيزم ، سي دي هاي بروس اسپيرينگتين ؛ توي جعبه سي دي هاي کت استيونس چيکار ميکنه ؟

معمولا اگه جعبه درست رو براي هرسي دي پيدا نکنم . ميذارمش توي نزديکترين جعبه اي که پيدا ميکنم

سي دي هاي کت استيونس کجان ؟ - . تو جعبه مخصوص جيمز تيلور -

حالا ، سي دي هاي جيمز تيلور کوشن ؟ - . بذار راحتت کنم -

اينجا 200 تا سي دي داريم که ! هيچکدوم تو جعبه مخصوص خودشون نيستن

. خيلي خوب ، نيازي نيست ترس برتون داره . همگي يه نفس عميق بکشين

. بايد هر سي دي رو تو جعبه مخصوصش بذاريم

اگه بخوايم اينکارو بکنيم اولش بايد چندتا قانون براي . مرتب کردن بذاريم ، مثلا براساس نوع يا حروف الفبا

. نميدونم . بايد خوب درموردش حرف بزنيم

! اي خدا ! شمادوتا چه مشکلات بزرگي دارين ! بدجوري براتون ناراحتم

. باشه ، خيلي خوب ، معذرت ميخوام

موضوع اينه که تو و جويي هردو روي . قسمت ناراحت کننده ماجرا تمرکز کردين

. بايد موضوعو عوض کنين

دفعه بعد که ديديش . سعي کن درمورد يه چيز ديگه حرف بزني

. آره ، منطقيه

مثلا شايد ازش بخواي درمورد يه مشکلي که . . توي کار برات پيش اومده بهت مشاوره بده

. ميتونم اونکارو بکنم - . خوبه -

عزيزم ، رفتي آهنگهاي متن فيلم " ميامي وايس " رو خريدي ؟ واقعا ؟

توي فروشگاه که بوديم . اينا رو به همه ميدادن

! البته در برابر پول

. سلام

. نميدونم چي بهت بگم ريچ

شايد جويي بتونه تو مشکل بزرگي که برات پيش اومده . بهت کمک کنه

چي ؟ - . . آره ، جويي -

. يه مشکل خيلي بزرگي سر کار براي ريچل پيش اومده . خيلي پيچيده است و بدجوري فکرشو مشغول کرده

ميدوني چيه ؟ اگه بخوايم شام درست کنيم . بايد بريم

پس ، يه مشکل خيلي بزرگي توي کار برات پيش اومده ؟

. . آره ، مشکل اينه که

. . آره ، اينه که

. ميدوني ، چيزي نيست

. باشه

. پس ، من ديگه ميرم

. . نه ، وايسا ، جويي ، موضوع اينه که . . چيزيه که

. موضوع ؛ رئيسمه

راستي ؟ - . . آره ، و -

. و ؛ بچه ام

! رئيسم ، ميخواد بچه ام رو بخره

! چي ؟ ! خداي من

! بهت گفتم که مشکل خيلي بزرگيه

ميخواد بچه اتو بخره ؟ - باورت ميشه ؟ -

! ديوونه کننده است - ! منم همين حرفو بهش زدم -

اصلا چطور شد که همچين اتفاقي افتاد ؟ - . خوب ، بهت ميگم -

ببين ، رئيسم و همسرش . . بچه دار نميشن ، پس

. . و بعدش يه شب که توي مهموني کيريسمس بوديم

مست کرد و بهم گفت که . . . " ريچل ، ميخوام بچه اتو بخرم "

وقتي بهم گفتي که مشکلت . . به رئيست و بچه ات مربوط ميشه

. فکر کردم مشکلت درمورد مرخصي زايمانه . .

. آره

آره ، اون مشکل ، خيلي ساده تري ميشد

. سلام - . شما اين ، هرجايي که ميرم شمارو ميبينم -

. جيم هستم ، جيم نلسون

. سلام جيم-جيم نلسون . من فيبي - فيبي بوفِي هستم

. اين اواخر خيلي همديگه رو ديديم - . آره -

شايد فردا شب حدود ساعت 8 همديگه رو سرشام ببينيم ؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left