The Studio

The Studio

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Studio 2025 S01E01 WEB
A Commentary by HosseinTL
🆔 حسین رضایی | FILMKIO.COM 🆔

Tags

webdl
Published on: 2025-03-26
Downloads: 245
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ترجمه از حسین رضایی ‫ H o s s e i n T L

‫یالا. بمیر ببینم. آفرین

‫بمیر ببینم جیگر!

‫پس زیر سر توئه، ها؟

‫فکر کردی جنم رئیس بودن رو داری

‫دهنتو، این تاج انقدر سنگینه ‫که گردنت می‌شکنه

‫فقط بخاطر منه که تا الان ‫به فراموشی سپرده نشدیم

‫از پسش برمیای جوون

‫می‌دونی از کجا می‌دونم؟ ‫چون بهترین استاد ممکن رو داشتی

‫و بنگ

‫- کات ‫- کلاکت

‫ایول. آره، آره، آره. ‫عالی بود

‫- عالی بود رفیق. آفرین پال ‫- نمی‌دونم حاجی

‫زیادی تف نمی‌کنم؟ خیلی تفیه؟

‫نه. نه بابا. ‫تُفت عالیه

‫اون نگاه پر از ندامت آخرش چی؟

‫ابروهام رو یه جور دیگه کردم

‫مشخص هست؟

‫آره. کاملا دیدمش. واقعا...

‫راضیم. دیدمش. حرف نداره

‫- ممنون ‫- دوباره همینو میریم

‫سعی کن یکم حس کناره‌گیری ‫به بازیت اضافه کنی

‫- اوه، اینم قشنگه ‫- دوباره می‌گیریم

‫پس، از ندامت به کناره‌گیری

‫خیلی‌خب. آماده باشید که دوباره بگیریم بچه‌ها

‫- حاضر ‫- آره. فهمیدی؟

‫- ایول. بریم ‫- ردیفی؟

‫بچه‌ها، شاید چند دقیقه طول بکشه

‫خون الکیه کاملا رسیده به شرتم

‫شرت خونی؟ ‫نذار منابع انسانی خبردار بشه

‫تامی، حالت چطوره رفیق؟

‫- مت هستم. خوشحالم می‌بینمت. آره ‫- آها، مت

‫این مت‌ـه، مسئول استودیویی‌مون

‫آره. من تهیه‌کننده اجرایی فیلمم، ‫مت رمیک

‫- خیلی‌خب. مرسی ‫- از طرفدارهای پروپاقرصتم پال

‫اتفاقا عاشق کارگردانیتم

‫بیشتر کارگردانی کن

‫- فیلم منو دیدی؟ ‫- دیدمش. عاشق «حیات وحش»ام

‫معرکه بود. فیلمبرداری فیلم... زیبا بود

‫هی... ببخشید. یه لحظه. ‫اگه از ندامت برسم

‫به کناره‌گیری و بعدش پذیرش؟

‫پذیرش. عالیه. نشونم بده

‫آره. آره، باشه. ردیفی؟

‫- بریم ‫- خیلی‌خب. دوباره بگیریم. عالیه

‫- خیلی‌خب رفیق. مرسی که سر زدی ‫- خواهش می‌کنم

‫اتفاقا برای این صحنه یه ایده داشتم

‫که می‌خواستم بهت بگم

‫رفیق، ایده‌هامون کافیه

‫ولی مرسی. تو مهمونی شارلیز می‌بینمت دیگه؟

‫آره. البته. اونجا می‌بینمت. ‫چرا نیام؟

‫خوشحال شدم دیدمت پال. ‫با قدرت برو جلو

‫آره. خیلی‌خب

‫هی، کویین، من این آخر هفته

‫به مهمونی شارلیز ترون دعوت بودم؟

‫چی؟ نه. چرا شارلیز ترون باید ‫تو رو به مهمونیش دعوت کنه؟

‫همیشه می‌پرسی به مهمونی ‫فلان سلبریتی دعوت شدی یا نه

‫و جوابش هم همیشه منفیه

‫عالی. ممنون. ‫الان چی کار باید بکنم؟

‫- با بچه‌های جنگا جلسه داری ‫- سگ توش. راست میگی

‫دیروز مکعب روبیک بود، الان جنگا؟

‫پتی رئیس استودیوـه

‫بالاسری‌هاش تو شرکت می‌خوان

‫بیشتر بر اساس برندهای شناخته‌شده ‫فیلم درست کنیم

‫برای همینم باید این جلسه‌های تخمی رو برم

‫حالا چیکار می‌کنی؟ ‫درباره جنگا فیلم درست می‌کنی؟

‫نه. جلسه رو میری

‫بعد فیلمه رو درست نمی‌کنی

‫و تمرکز می‌کنی روی ساختن یه فیلم درست حسابی

‫وای خدا. چقدر افسرده‌کننده‌ست

‫سی سال دیر رسیدم به این صنعت تخمی

‫می‌دونم. باور کن، اگه به من بود

‫تمرکز می‌کردیم روی درست کردنِ

‫«کودک رزماری» یا «انی هال» بعدی یا...

‫یه فیلم درست حسابی

‫که کارگردانش از این منحرف‌ها نباشه

‫- اتفاقا منحرف‌ها فیلم‌های خوبی می‌سازن ‫- آره واقعا

‫ساختمون توسط فرانک لوید رایت ‫در سال 1927 طراحی شده

‫به سبک احیای مایایی که امضای خودشه

‫ساخته شده بود که ‫به معنای واقعی معبد سینما باشه

‫معبد سینما

‫اونوقت می‌خوان با چهارتا تیکه چوب فیلم بسازم

‫- هی ‫- سلام، چه خبر؟

‫بو میدم؟ ‫دیشب نرفتم خونه

‫آره. واقعا بوی ودکا میدی

‫فقط ودکا؟ اشکال نداره. ‫با پدرو پاسکال حسابی مست کردیم

‫راضیش کردم بازفیلمبرداریِ ‫«مهمونیِ مامان» رو تایید کنه

‫ولی باید تمرکز کنم. چون گریفین میل اومده ‫و پتی هم مفقوده

‫وقتی مدیرعامل بی‌خبر پیداش بشه، ‫یعنی یه خبراییه مت

‫یه خبراییه

‫وایسا. گریفین میل اومده ‫و کسی نمی‌دونه پتی کجاست؟

‫آره. فکر کنم وقتشه

‫پتی با‌ی داده. مطمئنم

‫ده بار پشت هم رید. به همه ‫دوستای اسکلش کار داد

‫سی میلیون برای مرمت این ساختمون خرج کرد

‫کارش تمومه

‫و یه جورایی حس می‌کنم ‫قراره جانشینش من باشم

‫راستش منم یه جورایی حس می‌کنم ‫که می‌تونم جانشینش بشم

‫آره. حتما. هیچوقت معلوم نمی‌کنه

‫هر چی هم بشه، ‫نباید روی رفاقتمون تاثیر بذاره

‫- معلومه. آره ‫- هر چی هم بشه، من هواتو دارم رفیق

‫دوستت دارم

‫استر چنگ، همین الان. ممنون

‫کویین. باورت نمیشه سال الان چی گفت

‫پتی اخراج شده. ‫الان با دستیارش حرف زدم. اخراج شده

‫- وای خدا ‫- خبرش قراره تو ددلاین کار بشه

‫ظاهرا با یه وضع خرابی اومده دفتر

‫بعدشم سریع گذاشته رفته

‫آره! ایول! می‌دونستم اینجوری میشه!

‫خیلی غم‌انگیزه، منم پتی رو دوست دارم، ‫ولی ممکنه دوران من شروع شه

‫گریفین میل ازت خوشش میاد؟

‫راستش نمی‌دونم

‫از وقتی رئیس شده کلا ‫دو سه بار دیدمش

‫نمیشه فهمید چی تو سرشه

‫دفتر مت رمیک. بله. بله. البته

‫گریفین میل می‌خواد همین الان ببیندت

‫تو سالن نقاشی مناظر منتظرته

‫یا قراره ترفیع بگیرم یا اخراج بشم

‫ولی اگه ترفیع بگیرم، ‫تو رو می‌کنم مدیر اجرایی هنری

‫پشمام. فکر می‌کردم اینو میگی ‫که استعفا ندم

‫درسته، ولی از ته دلم هم بود

‫آب‌سبزیجاتی چیزی می‌خواین؟

‫نیازی نیست. ممنون

‫می‌تونین وارد شین

‫خوش اومدی

‫ممنون

‫شرمنده بابت این محیط عجیب

‫باید ترتیب یه کاری رو می‌دادم

‫و گفتم شاید یه محیط خلوت‌تر بهتر باشه

‫البته. حریم خصوصی خیلی مهمه

‫بله. دقیقا

‫چون هیچکس نمی‌خواد گریه ‫و جیغ و دادِ

‫کسی که داره اخراج میشه رو بشنوه

‫می‌دونی؟ ‫بیا، بشین

‫متیو، می‌خوام از روی احترام ‫یه راست برم سراغ اصل مطلب

‫دوران پتی به پایان رسیده

‫و دارم بطور جدی به تو برای جانشینیش فکر می‌کنم

‫وای خدا. آره، آره. ‫کار خودمه. این کار کار منه

‫چرا... بگو ببینم. ‫چرا کار خودته؟

‫خب، من 22 ساله تو کانتیننتال کار می‌کنم

‫نسخه اولیه فیلمنامه ام‌کی اولترا رو خریدم

‫که حتما می‌دونید که نتیجه‌ش شد ‫فرانچایزی که

‫بیشتر از سه میلیارد دلار برامون درآمد داشته

‫هی، رنی. آب‌سبزیجاتم کدوم گوریه؟

‫- تو هم می‌خوای؟ ‫- آره. عالی میشه

‫دو تا آب‌سبزیجات. همین الان

‫- بله قربان ‫- شرمنده. ادامه بده

‫فیلم زندگی منه. ‫از همون بچگی که اومدم

‫تو این استودیو و تورش رو شرکت کردم

‫همیشه فقط می‌خواستم رئیس کانتیننتال بشم

‫چقدر ناز

‫خیلی‌خب. گوش کن. ‫واقعا فقط...

‫سر یه چیز خیلی شک دارم

‫شنیدم خیلی تو فاز فیلم‌های ‫‌تیریپ چس‌هنری هستی

‫و اینکه دوست داری بازیگرها ‫و کارگردان‌ها ازت خوششون بیاد

‫جای اینکه دوست داشته باشی

‫برای این استودیو تا جای ممکن پول دربیاری

‫- من؟ ‫- آره

‫اصلا حقیقت نداره

‫من سودمحورترین آدم این شهرم

‫- باور می‌کنم ‫- عالی

‫- خوبه ‫- خوبه

‫چون ما تو کانتیننتال فیلم درست نمی‌کنیم

‫«مووی» درست می‌کنیم ‫(اصطلاح آمریکایی‌ها)

‫مووی‌هاییه که مردم بخوان ‫برای دیدنش پول بدن

‫بله

‫بیا اینجا. یه رازی رو بهت بگم

‫نمی‌خوام کس دیگه‌ای اینو بشنوه

‫ولی خیلی به گرفتن امتیاز

‫فیلم کول‌اید نزدیکم

‫از یه فیلم گنده حرف می‌زنم ‫برای همه‌جور مخاطب

‫- کول‌اید؟ ‫- کول‌اید

‫- همون نوشیدنی قرمزه؟ ‫- آره

‫همونی که از دیوار رد میشه ‫و میگه «اوه آره»؟

‫بله

‫- خیلی خفنه بابا ‫- بله

‫دقیقا باید همین کارو بکنیم آقای میل

‫- بالاخره یه نفر درکم کرد ‫- بله. خوبم درک می‌کنم

‫- خدای من. عالیه. ایول ‫- بله

‫خب نگاه کن

‫اگه وارنر برادرز می‌تونه ‫یه میلیارد دلار به جیب بزنه

‫اونم با ممه‌های پلاستیکی یه عروسک بی‌کص

‫ما باید با برند اصیل کول‌اید

‫دو میلیارد دربیاریم

‫می‌تونی عملیش کنی؟

‫اوه آره

‫- بلدم بابا ‫- آره، بلدی انگار

‫حالا بریم سراغش

‫بریم سراغش. خیلی‌خب

‫خیلی‌خب

‫حالا پست رو بهم میدین؟

‫اوه آره!

‫« استودیو »

‫« ترفیع رتبه »

‫مت. همه دارن تو اتاق کنفرانس جمع میشن

‫عالیه. ممنون پترا

‫یه سوال. پتی تلفن‌هام رو جواب نداده؟

‫- پتی؟ ‫- پتی لی

‫- همون خانومی که الان جاش نشستم ‫- ببخشید

‫- همون پتی که مدیر سابق استودیو بود ‫- پتی، بله

‫- آره ‫- یعنی... نه، نه

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left