The first 200 lines.
🔷 RezaAm 🔷
آقای ویلر .وکیلتون اومده
.پاشو .بیا بریم
!به من دست نزن
داستان دنی
.دو کلمه
. ۴۵ امتیاز
.نه. اون یه کلمه نیست
.اون یه اسم خاصه
.کلینیکس.این یه کلمه اس
.اون یه برنده
.میتونه هر دوتاش باشه
.خیلی متقلبی
.آره خب نمیخوام امتیازامو از دست بدم
.همم... بذار ببینم .تخته رو بده من
بفرما - بده من -
.داری تمومش میکنی
.آره،تقریبا
.داشتم فکر میکردم که ما چهارتامونیم
میبینی اون باباته و من
و تو و متیو
متیو اون شاخه کوچیکه اس - ...همم -
...خیلی دلم میخواست این صبح تمومش کنم ولی
.این عالیه،مامان
.تمومش میکنی
...همم
.هشدار ورود
ششش - اوه،سلام،کوچولو -
.خب نگران من نباش
.دنی،گفتم شاید توام دلت اسنک بخواد
.کلوچه درست کردم .با خرده های شکلات و گردو
.چستر،ششش
اوه،میدونی چیه؟
.این ماه دارم از یه حیوون نجات یافته پرستاری میکنم
.احتمالا بوی اونو از روی من تشخیص میده
.خیلی شرمنده ام
هی،هنوز دارید بازی میکنید؟
آه برادرت پایینه.گفت قرار بود برید بولینگ بازی کنین؟
...اوه من
.تصمیم جدی ای نبود .میتونم... میتونم بمونم
.نه،نه،نه، باید بری
،راستش .منم باید استراحت کنم
.باشه
.باشه
.دوست دارم - .دوست دارم -
اینجا زیادی روشنه؟ - اوه،میدونی چیه؟بذار اینو ببندم -
.اوه نه، بذار همونطور بمونه،لطفا
.واقعا از این منظره خوشم میاد
.آره،البته
.هر چیزی که تو بخوای
.میگم که،هر چقدر که بخوای میتونی ازش متنفر باشی ولی این کلوچه ها خیلی خوبن
.دارم بهت میگم،همش دروغه
چی دروغه؟
.همه چیزش
.منظورم اینه که اون همیشه میخواد بگه که یه فرشته اس که از آسمون اومده
حالا ناجی حیوونا شده؟
...شاید فقط یه آدم خوبه؟
.پسر،بیا بریم
...سلام
.دنی
.سلام،بریتانی
چخبر؟ چیکارا میکنی؟
.درباره مادرت شنیدم
هنوز...توی بیمارستانه؟
.آوردیمش خونه
.اوه چه خوب
پس بیماریش سطح ۴ بود؟
یعنی وقتی تشخیص داده شد؟
.حتما خیلی بهم ریختی
.نمیتونم تصورشم بکنم
...اگه خواستی دربارش حرف بزنی یا
.اون نمرده
.اوه - و تو و من -
دوست نیستیم،فهمیدی؟
.فقط میخواستم خوب رفتار کنم
واقعا؟
هی،آه میشه یه چیزی بخوریم؟
پسر،بیخیالش مهم نیست باشه؟
سفارشتون چیه؟ - .من میرم دستشویی -
.یه چیزبرگر بدون پیاز باشه.خب
.چیزبرگر بدون پیاز و تو ؟
...ببخشید.آم
آره،من... حالا هر چی منم همونو میخوام
.حالا با هر چیزی که همراهشه
.حتما با خودت فکر میکنی دخترای باحال جاهای باحال تری برای رفتن دارن
.بهم اعتماد کن،اینطور نیست
تازه به اسپلدینگ منتقل شدی آره؟
.ماه پیش
درباره چی داشت اذیتت میکرد؟
.ببخشید،مجبور نیستی جواب بدی
.نه،مشکلی نیست
.مامانم مریضه
.واقعا مریض
.و بریتانی داشت همش سوال میپرسید
.و قسم میخورم از سال هفتم تا الان باهام حرف نزده بود
.توریست مرگ - توریست مرگ؟ -
آره،کسایی که زندگی خیلی راحتی دارن تو موقعیت های ناراحت کننده بقیه دخالت میکنن
.و ادای ابراز همدردی در میارن
...زیاد برام اتفاق افتاده آم
.وقتی پدرم و مادرم مردن اومدم اینجا تا با خاله ام زندگی کنم
.رانندگی هنگام مستی .توی بزرگراه چپ کرد
...این
.خیلی ناراحت کننده اس
.آره
.راستی من دنی ام
.منم لینام
سیب زمینی سرخ کرده هم میخوای؟
.چون همراه چیزبرگر نیست
.آره
.سیب زمینی سرخ کرده خوبه .باشه
ایزابل،صدامو میشنوی؟
ایزابل،صدامو میشنوی؟
درباره این حرف زده بودیم؟
...ششش - چی شده؟ -
دنی لطفا بیرون وایسا - چیکار داری میکنی؟ -
.دارم میزان مورفینشو تنظیم میکنم
!خب،میبینی که جواب نمیده !باید بیشتر بهش مورفین بدی
.دنی.لطفا .بیرون وایسا
.ششش.ششش
.چیزی نیست ...چیزی نیست
.ششش،ششش،ششش
...ششش،ششش
...ششش،ششش
.چیزی نیست.چیزی نیست
.پدرتون میخواد بیاید تو
داره اتفاق میفته؟
داره میمیره؟
.اگه چیزی هست که میخواید بهش بگید،الان وقتشه
.باشه
.چیزی نیست،عزیزم
.چیزی نیست
خودت گذاشتی بمیره مگه نه؟
.از این خونه به اون خونه
.تماشای مرگ آدما
...تو یجورایی توریست مرگی
...خدا
...لطفا
تمومش کردم،میبینی؟
.از اینترنت یاد گرفتم چطور انجامش بدم
.باشد که پروردگار تو را نگهدارد و تو را بی آمرزد
.باشد که فرشتگان تو را به ناجی ات راهنمایی کنند
.تو نشانی از حضور او در اینجایی
ما امروز اینجا هستیم تا آسودگی را پیدا کنیم
. و آن را بپذیریم
.ما گرد هم آمدیم تا درد از دست دادن فرزند خداوند را شریک شویم
.باشد که او در آرامش باشد
...باشد که خداوند چهره اش را
خودت گذاشتی بمیره مگه نه؟
...تو یجورایی .توریست مرگی
اون باباته، و من
.و تو، و متیو
.دوست دارم
سلام،دنی
.خوب شد دیدمت .بیا بشین اینجا
اون کیه؟
.ایشون دکتر گری ویز هستن .اون یه روانپزشکه
،قبلا هم بهت گفتم .من اینو انجام نمیدم
.فقط میخوایم حرف بزنیم
...ازت چنتا سوال میپرسه
.آره بعدشم اون جوابارو علیه من استفاده میکنه
.تا بعدش بتونید منو بندازید توی... توی یه تیمارستان.من دیوونه نیستم
...چند بار باید اینو بهتون بگم؟ من
...گوش کن.به عنوان وکیلت بهت توصیه
!نه.دیگه بسمه.زود باش
.هی،زودباش.درو باز کن
.دنی،بهت قول میدم من قصد غرضی ندارم
.من حرفی ندارم - .بیا فقط حرف بزنیم -
.به من دست نزن
!بس کن .مایک،یکم کمک اینجا نیاز داریم
متهم
،در حال حاضر اون توی سه درس مردود شده
.که برای قبول نشدنش کافیه
.خب،اون یه ماه از مدرسه رو از دست داده
اگه بتونه درس هایی که مردود شده رو توی تابستون بخونه و قبول شه چی؟
.منظورم اینه که باید یه چشم پوشی به خاطر اتفاقاتی که براش افتاده باشه
.بله،البته،ولی مسئله فقط درس هاش نیست
،مشکلات اساسی دیگه ای هم وجود داره
.مشکلاتی که قبل از بیماری مادرش وجود داشتن
منظورتون چیه؟
.آه،دنی،بیا بشین
.ببخشید،آغای بریر بعد کلاس نگهم داشت
...داشتم به پدرت توضیح میدادم که
چه مشکلاتی؟
تو سال گذشت تعدادی از معلم ها
مشکل تمرکز مکرر رو گزارش دادن و همینطور
،کج خلقی مداوم و گاهی اوقات فوران عصبانیت
و حالا دارید اینو بهم بگید؟
.چند بار با همسرتون دربارش حرف زدم
پیشنهاداتمون رو به همسرتون توضیح دادم که
.دنی با یه متخصص روان ملاقات کنه
.کسی که دانش زیادی داره
.همسرتون اصرار میکرد که نیازی نیست
...اوه متاسفم،فکر میکردم خبر دارید
...نه،نه البته،آم
ببینین آه، واقعیت اینه که آم
.مادر دنی راجع به اون خیلی وسواس به خرج میداد
.اون به آینده فکر نمیکرد
.بله،متوجهم
متاسفانه فاجعه هایی مثل این
گاهی اوقات ممکنه
No comments yet. Be the first to leave one.