The first 200 lines.
تقديم به تمام عاشقان سينما
تورلس جوان
بر اساس رماني از روبرت موزيل
: کارگردان فولکر اشلوندورف
، باينهبرگ عزيز . لطفا مراقب پسرم باش
. ميتونين روي من حساب کنين، آقا
. اين باعث دلگرميه . بهت اعتماد دارم
. از اين اعتماد به نفست فورا خوشم اومد سيگار ميکشي؟
. ممنون، آقا
کاشکي پسر منم هر چه بيشتر . شبيه به تو بشه
، انگار يه بيثباتي تو وجودشه . خيلي متزلزله
. نميدونم با اين وضع، چي ازش دربياد
. از آشنايي با همتون خوشحال شدم
و از اين بابت که ميدونم پسرم پيش شماهاست . با خيال راحتتري باهاش خداحافظي ميکنم
به خصوص که همچين . دوستان خوبي هم پيدا کرده
آقايون، لطفا هر اتفاقي که واسه پسرم افتاد . فورا به ما اطلاع بدين
آخه چه اتفاقي ميتونه بيفته، بابا؟
متوجه شدين، آقاي باينهبرگ؟
. البته، آقا
. پسرم
ديگه چيکار ميتونم بکنم؟
با دختره ميخوابه و فردا صبحش . دختره اونو ميبره ساحل
، بعد از يه مدتي ... ديگه نميتونست ماهي بخوره
! حواست کجاست احمق - . منو به حال خودم بذار -
شما ولگردها اينجا چي ميخواين؟
. زودباشين برين . يکي بردار
! پسر، خيلي داغن - . بيا اينجا، عزيزم -
. بگير، پسرم - . ممنون، خانم مهربون -
. خدا به همراهت، پسرم
! اينقدر ول نچرخين
! چطوري خوشکله
بچه کوچولو، دلت برا خونه تنگ شده؟
. اه، آقايون محترم . بياين کنار ما بنشينين
نوشيدني چي بيارم؟ - . شراب، چهار ليوان -
. نه، هشت تا بيار . اين دور به حساب من
. ممنونم
، آقايون بازي ميکنين يا اينکه از باختن ميترسين؟
. بفرما . من 20 تا ميذارم
. باختي - . کم شانسيه. زندگي همينه -
روزهاي خدمت
يه روزي بايد اينو واسه نوههامون . تعريف کنيم
چي گفتي، تورلس؟
خب؟
گفتم امروز هم . يه روز خاطرهانگيز ديگه داشتيم
پس واسه اينکه هيجانش ... رو برات بيشتر کنم
فردا از روي قصيدهي ششم ... . هوراس مينويسي و مياري
رايتينگ، قرار بود امروز ... ، پولتو پس بدم
ولي ميتوني چند روز ديگه ... بهم مهلت بدي؟
. متاسفم . چون الان اون پولو لازم دارم
مگه برات پول نفرستادن؟
. فرستادن، ولي چندتا بدهي ديگه هم دارم
از ماهه گذشته به باينهبرگ . و چوش بدهکارم
. خب برو به اونا التماس کن . من يکي که منتظر نميشم
. البته که نميرم . تو رفيقمي
. نبايستي پولتو قمار ميکردي
! ميخواستم دوبرابرش کنم
: اين حرف آخر منه
... يا فردا پولمو پس ميدي يا هم
يا چي؟
يا هم اينکه تابع . شرايط من ميشي
چه شرايطي؟
توي هر کاري که انجام ميدم . از من پيروي ميکني
، اگه همهش همينه . با خوشحالي ميپذيرم
. حمايت ميکنم
. ولي نه فقط زماني که خوشت بياد
. هر چي بگم بايد انجام بدي
. منظورم اطاعت کورکورانهست
خب؟
. فردا پولو برات ميارم
. ساکت، لطفا
. هشت سال زندان براي قتل"
ويلهلمينا تا سن 19 سالگي در قهوهخانهاي . در گراتس پيشخدمت بود
سپس با يک ارتشي فراري ... ، به نام گونتر ملاقات کرد
کسي که که وي را با فحشا ... ... آشنا ساخت
و او را مجبور کرد ... . تا براي خودش کار کند
قاضي از او پرسيد که ... ، چرا اينکار را کرده است
: و او پاسخ داد ... . چون تحت سلطهي او بودم "
شبي که گونتر مرا براي کار به ... ، وينر اشتراسه برد
: به او گفتم . امروز حس کار کردن ندارم
: که گونتر در جواب من گفت ... ". پس با خودم بخواب"
. ولي من آن را هم نميخواستم
مقاومت کردم، سپس گونتر . مثل هميشه مرا کتک زد و بسيار عصباني شد
بعد مجبور شدم در ... ، در مقابلش زانو بزنم
و مانند يک خدا او را پرستش کنم ... . تا آرام شود
". همان شب، او را در رختخواب کشتم
: گروس سنت فلورين
، يکي از قديميترين اهالي ... ، فرانتس براوناکر بازنشسته
به طور غيرمنتظرهاي در ... ". سن 91 سالگي دار فاني را وداع گفت
، خانم ... دوتا سفارش گوشت گوزن برامون بيارين
به همراه ... . دو تا گوگلوپف و دو تا هم اسليوويتس
چقدر ديگه وقت داريم؟
. دو ساعت و نيم
امشب، شام چيه؟
. نميدونم . يکشنبهها زود ميخورن، مطمئنم
: خب باينهبرگ قصد داري چي بشي؟
. نميدونم
ولي مطمئنم که نميخوام کارمند . يا افسر بشم
اول دلم ميخواد دنيا رو بگردم ... و پول دربيارم
البته نه اينکه خودمو ... . به يه حرفه متعهد کنم
بعدش شايد به . هند يا آسيا يا يه جاي ديگه برم
. يه فکرايي کردم
. من که نميدونم چيکار کنم
نه به کاري علاقه دارم . و نه از کاري لذت ميبرم
هر روز احساس ميکنم که خودم . و دنيا رو کمتر ميشناسم
! خب چون خُلي ديگه
. گاهي دلم ميخواد فرار کنم
. ولي هيچوقت اينکار رو نميکني
با سرعت در ميري، ها؟
. هيچوقت همچين اتفاقي نميفته
. يکنواختي اينجا داره منو ميکشه
تمام اون کارهايي که توي مدرسه انجام ميديم، چه فايدهاي دارن؟
چي گيرمون مياد؟
ما اينجاييم تا ذهنمون رو پرورش بديم . و خودمون رو آماده کنيم
. بعدا زندگي ميکنيم
آماده شدن؟ پرورش دادن؟ بخاطر چي؟
. بفرماييد
از کجا پول آوردي؟
. قرض گرفتم
کدوم احمقي به تو پول قرض داده؟
. هوفماير
، ببين، بسيني واسه چي دروغ ميگي؟
شايد بتوني سر بقيه رو شيره بمالي . ولي من يکي رو نميتوني
خود هوفماير امروز صبح . ازم درخواست پول کرد
ولي باينهبرگ داشت . ميگفت که پولش دزديده شده
خلاصه بگم، تو اين پولو ديشب . از کشوي باينهبرگ کش رفتي
! چطور جرات ميکني اين حرفو بزني
! چه حرف زنندهاي ! چرا تهمت ميزني؟
الان داري منو به بازي ميگيري . چون من ضعيفترم
تو عصباني هستي چون . حرفتو قبول نکردم
... ، ميخواي از من آتو بگيري
! ولي عوضي گرفتي ...
به کل کلاس ميگم ! چه تهمتي به من زدي
. ميرم پيش مدير و بهش ميگم
. پاشو بريم . من حساب ميکنم
ممنون. به خصوص اينکه . ديشب پولمو دزديدن
واقعا؟ به کسي هم مظنوني؟
. نه، هنوز نه . ولي اگه گيرش بيارم بيچارهش ميکنم
اينکارو کردم . چون لازم داشتم
. اين پولو ميبرم ميذارم سر جاش
لطفا به کسي نگو که . من اين پولو دزديدم
. بدون اينکه خودش بدونه ازش قرض گرفتم ... من
. هر کاري بگي ميکنم . فقط نذار بچههاي کلاس بفهمن
. چيزي بهشون نگي
پس شرايط منو ميپذيري؟
. آره . هر کاري بگي ميکنم
. خوبه . در موردش فکر ميکنم
حالا کجا بريم؟ بوژنا؟
. آره، قرارمون همين بود
نميخواي پول بدي، ها؟
، گورتو از اينجا گم کن ... ، خوک کثيف
! يا اينکه يه درس حسابي بهت ميدم ! پاره پارهت ميکنم
اين اراذل کثيف ميخوان خوش بگذرونن ! ولي نميخوان پولشو بدن
اينجا چه خبره؟
. عصر بخير
! چه پسرهاي شيريني واسه ديدن من اومدين؟
. آروم باش
. بشينين
. خوب شد شما به ديدنم اومدين
يا اينکه اون مردي که داخله شما رو آورد اينجا؟
. اه، نگران نباش
. چه جوونهاي خوبي هستين شما
. خجالت نکش، پسر
. درست نگاه کن
دوستت جوري رفتار ميکنه که انگار . هيچوقت زني تو زندگيش نديده
. مادرش، زن بسيار زيبائيه
چند وقت پيش . توي ايستگاه قطار ديدمش
مطمئنم روزهاي جوونيش . خيلي مغرور بوده
هنوزم اسليوويتس داري؟
. خودت ديگه ميدوني هر چيزي کجاست
. ممنون
. اون قيافه رو اينجوري نگير
. پيش خودش فکر ميکنه ترسيدي - . بذار فکر کنه -
. در هر حال، توي حس و حالش نيستم
خوشت نمياد در مورد مادرت صحبت کنم؟
شما آدما هميشه بهتر از . ما فکر ميکنين
فکر نميکني که مادرت و من يکسان باشيم، هاه؟
فکر ميکني بهتر از اوني؟
. در اشتباهي
. يه اشتباه بزرگ
. من خانوادهت رو ميشناسم
. به اندازه کافي توي وين بودم . ميدونم اونجا چه خبره
، بوژناي عزيزم" اينجا" . بوژناي عزيزم" اونجا"
هميشه باهام . خوب رفتار کردن
تا زماني که فهميدن . باردار شدم
. بايستي حرفهاشون رو ميشنيدي
... ، البته نه تو روي خودم
اما بين خودشون ... . صحبت چيز ديگهاي نبود
... و خانم
اون يه چهرهي اخمو ... . و ناراضي به خودش ميگرفت
ولي بعد از يه مدتي يه دفعهاي . شکم دخترعموش باد کرد
ولي آيا کسي ميدونست پدر بچه کيه؟
. نه
. به همين سادگي
. به خاطر اون، من اونجارو ترک کردم
. دلم نميخواد برگردم . ترجيح ميدم بميرم تا اينکه اونجا دوباره کار کنم
اين مال توئه؟
. ممنون . اين خوبي تورو ميرسونه
گاهي از خودم تعجب ميکنم . که چرا ميذارم شما به اينجا بياين
. مطمئنا بخاطر اون پول نيست
. تو و اين و اون يکي ديگه
No comments yet. Be the first to leave one.