The first 200 lines.
هوم.
شاید اگه فقط... من...
-صبر کن. چطور؟ -من فقط نمیتونم...
-این بهتره؟ نه؟ -نه، واقعاً بهتر نیست.
-قرار نیست... -آره.
-ببخشید. شاید باید بس کنی. -باید...
فقط... ببخشید، حواسم اینجا نیست.
خب...
احتمالاً باید هر دو همینجا بخوابیم، ها؟
چون ما خیلی مستیم و...
فکر کنم دیگه باید بری خونه.
اوه.
آه...
اوه، باشه.
میدونی، فقط... من... چون امشب لازم نیست کاری بکنیم.
-میدونم. -آره.
میتوانیم دفعهی دیگری دوباره امتحانش کنیم.
این واقعاً با برنامههای آینده من جور در نمیآید
-چون من واقعاً اینجام که کار کنم، پس... -آره. خب، من هم.
مطمئنم که تو را این اطراف خواهم دید.
اوه، خاموش یا روشن؟
-ها؟ -چراغها.
بله. بله، بله، بله.
من قراره کار کنم، همینطور ادامه میدم.
صبح بخیر، کوآکلی.
صبح بخیر، روسکو.
امروز حالت چطوره؟
من خوبم. تو چطور خوابیدی؟
عالیه.
دیشب برای چی بیدار شدی؟
واقعاً هیچی. فقط داشتم فکر میکردم.
اوه، عالیه.
هی، رفیق، چند تا عدد و رقم رو مشخص کن، میشه؟
چیز خاصی؟
آیا ما هنوز آنجا هستیم؟
بیایید ببینیم.
۲۱۰ سال گذشته است،
بنابراین ما باید در عرض ۱۲۶ سال به کپلر ۱۶ب برسیم.
خوب نمیشه، نه؟
ام-هوم.
فقط من و تو هستیم، رفیق.
باشه، شروع میکنیم.
به کف دست چپش نگاه کرد...
کاملاً مطمئن نیستم که اینجا چه داریم.
شاید چیزی در دست دارد؟
فقط کار کردن.
آره.
خوبه که.
امم، یه جورایی خیلی جدیده، اما به نظر خوب میان.
ای لعنت. ای لعنت.
چی؟ امم... امم، نه.
اوه، نه، اون... فقط منم.
این... این... کل نکته همینه،
این است که من کسی هستم که mtDNA را استخراج و توالییابی میکند،
دنبال دخول میگردم، اه، تعیین سن.
تحقیقات من یه جورایی خیلی مهمه.
مثلاً، میتوانم یک مقاله منتشر کنم.
هنوز نمیدانم. برای همین هیجانانگیز است.
ما میتوانیم، امم... ما میتوانیم بیشتر زندگی کنیم.
ما توانستیم سرطان را درمان کنیم.
میتوانستیم بفهمیم از کجا آمدهایم.
پرینستون به سختی به پای نیوجرسی میرسد.
گوش کن مامان، من باید برم.
باشه. منم دوستت دارم.
اوه.
لعنت.
هی، روسکو؟
-بله؟ -ناهار چی داریم؟
کاهش سرعت ضربهای؟
با سرعت ثابت ۱۰.۵ متر بر مجذور ثانیه.
من هنوز دارم همه سیستمها رو زیر نظر دارم.
لازم نیست نگران اون باشی. -میدونم. فقط...
من باید یه کاری بکنم، میفهمی؟
من نگران تو هستم.
این چیزیه که تمام شب بهش فکر میکنی؟
من به خیلی چیزها فکر میکنم.
به اندازه کافی آب نمینوشید؟
اگر مایل باشید، میتوانم نمونههای خاک را بررسی کنم.
نه، به اندازه کافی خیس به نظر میرسد.
فقط یه لحظه بهم فرصت بده.
مانیتورها نشان میدهند که خاک به اندازه کافی مرطوب است.
اممم. ممنونم. (Mah-huh. متشکرم.)
سطح اکسیژن رو چک کردم، یه کم پایین بود.
آیا به نخلهای توی گلخانه نگاه میکنی؟
-چقدر کم؟ -این یه تفاوت خیلی کوچیکه،
اما باید سلامت گیاه را در مدت اقامتتان بررسی کنید.
چقدر مینیمال؟
چه تفاوتی در اکسیژن مشاهده کردید؟
کمی کمتر از ۱٪.
حداقل، اما اکسیژن حاصل از گیاهان باید پایدار باشد.
باشه. باشه.
وای. خدای من.
آره، اینا به نظرم زیاد سالم نیستن .
چه بلایی سرشان آمده؟
نمیدانم. آنها مریض هستند.
نمیدونم باکتریاییه یا قارچی یا چی، اما، اممم،
باید گلخانه را ضدعفونی کنیم.
من از تمام گیاهان بیمار نمونه جمع آوری خواهم کرد
تا بتوانیم عامل آلودگی را پیدا کنیم.
نباید هیچ آلودگی وجود داشته باشد.
خب، وجود دارند.
مامان؟ صدای منو میشنوی؟
نه. خیلی... متاسفم، نمیتونم... نمیتونم صداتو بشنوم.
صبر کن. من فقط میرم بیرون.
صدای من را میشنوی؟ الو؟
ببخشید، پذیرایی زیاد خوب نیست.
صدایم را میشنوی؟
آره، آره، آره. آره، ببخشید. من... من زیر زمین بودم.
امم، همه چیز... آره. آره.
اممم، دو بار زنگ زدی. خب، چه خبر؟
ام-هوم.
این یعنی چی؟
باشه، اما... چرا این کار رو نکردی، اممم...
اون... اون... مهم نیست. مهم نیست.
دکتر چی گفت؟
باشه. راستش، میتونم با یکی حرف بزنم؟
هنوز اونجایی؟ چون من میتونم...
اوه.
هی، روسکو؟
شما اکنون ۴.۵٪ از تودهی مفید کف دست خود را از دست دادهاید.
عالیه. میخواستم ازت بخوام یه داستان یا یه جوک یا یه همچین چیزی برام تعریف کنی.
اوه، متاسفم.
فکر کردم داری درخواست بهروزرسانی وضعیت میکنی.
اشتباه من.
صد در صد اون چیزی که میخواستم بشنوم نبود.
مطمئناً، این منطقی است.
اما ممنون.
چرا خورشید به دانشگاه نرفت؟
چرا؟
چون از قبل یک میلیون درجه داشت.
یه دقیقه داشتی... انگار داشتی میلرزیدی.
این یه جورایی سکسیه.
یه جورایی؟
خیلی... منظورم اینه که خیلی سکسی بود.
من تا حالا همچین حس شدیدی نداشتم ...
بدون، میدونی، امم...
امم، ببخشید، فقط... مگه تو... نیستی؟
یعنی تا حالا ارگاسم نداشتی؟
-نه، منظورم این نیست. -نه، فکر نمیکردم.
-من باید برم دستشویی. -خوبه. این... من...
-نه، من فقط... -آخی، میدونی؟
من هیچوقت، میدونی، از...
مهم نیست.
هی، من، اممم... خیلی خوشحالم که پیام دادی.
آره، خوشحالم که منم پیام دادم.
آره، راستش... راستش انتظار همچین چیزی رو نداشتم.
اه، یه مسواک هست. زیر سینکه.
-اگر مثل من برای بهداشت دندان ارزش قائلی... -نه، من... من باید صبح زود بیدار شوم.
آره، منظورم اینه که، من هم همینطور.
من... من باید به پرواز ونکوور برسم.
چی-تو ونکوور هست؟
مامان من.
اوه. نمیدونستم اهل... هستی.
کانادا. آره. (چیزی که معامله رو بهم میزنه؟)
خیر.
اممم، ج... پس فقط یه ملاقات بود؟
امم، راستش یه جورایی سنگینه. خب، من... من فقط... امم...
مشکلی نیست. میفهمم... من فقط یک وسیله جنسی هستم، پس...
-درست فهمیدی. -درسته.
اوه.
میبینمت. بهت پیام میدم.
خانمها و آقایان، ما اکنون در ونکوور فرود آمدهایم.
احساس ناتوانی میکنم.
چون تو هستی.
خب، چه کار کنیم؟
اگر 30 درصد از برگهای نخل خود را به این دلیل از دست بدهیم، چه میشود ؟
-این یعنی شکست ماموریت. -کل ماجرا؟
بله.
پانزده؟
این همچنین به معنای شکست ماموریت خواهد بود.
باشه، ده؟
-شکست ماموریت. -حاشیه خطای قابل قبول چقدر است؟
شش درصد.
مطمئن نیستم چی انقدر خنده داره، کواکلی.
جان نوزادان در خطر است.
رفیق، این یه حاشیه خطای خیلی کوچیکه.
نباید آلودگی وجود داشته باشد که بر سلامت نخل تأثیر بگذارد.
نمیدانم به تو چه بگویم. آنها بیمارند.
سیستم بسته نباید اجازه ورود هیچ عامل بیماریزای خارجی را بدهد.
چقدر تا الان ضرر کردیم؟
پنج درصد.
باشه. اممم، بیا روی یه آنتیبیوتیک، یه ضدویروس کار کنیم.
بیا بفهمیم این چیه. آره؟
آمادهسازی اون نمونهها رو تموم کن،
و امیدواریم بتوانیم DNA این آلودگی را توالییابی کنیم.
گوچا
چی؟ هی. وای. (چی؟)
-اوه، صبر کن، خواب بودی؟ -سلام.
نه، من نبودم.
داشتم... داشتم دراز میکشیدم. داشتم به چشمام استراحت میدادم، اما خواب نبودم.
اوه، نه، یادم رفت که آنجا چقدر دیروقت است.
اینطور نیست. نه، این... من کاملاً بیدارم.
-داری دروغ میگی. -من دروغ نمیگم.
ببین، من کاملاً بیدارم.
کاملاً بیدار. آمادهی صحبت. بوم.
سلام.
-ههه .
میخوای سالنامهام رو ببینی؟ - اه، خیلی مشتاقم.
باشه.
خیلی خب.
No comments yet. Be the first to leave one.