The first 191 lines.
جوتسوی انبساط جزئی!
لعنتی!
به تجهیزات برق آسیب نزن!
خودم میدونم!
نمیتونی در بری!
لعنتی!
چو-چو اینا رو میسپارم به تو!
باشه!
شیکادای، این با من!
لعنت بهش!
بگیر که اومد!
جوتوسوی فلج سایه ای، با موفقیت انجام شد!
انفجار
لعنتی!
ممنون!
شیکادای! عجب ضربه ی کاری ای بود!
خدا رو شکر که به موقع رسیدم ولی به سختی!
شاید نباید فقط از جوتسوی فلج سایه ایت استفاده کنی هوم؟
آره، ببخشین.
میرم ببینم صدمه ای ایجاد نشده باشه.
شیکادای یه جورای کم طاقت به نظر میرسه.
اخیراً یه خرده شرایطش سخت بوده.
باید توی روشی که از جوتسوی فلج سایه ای استفاده میکنم بهتر بشم.
تیم ترجمه ی کارا تقدیم میکند ارائه ای از دهکده ی مخفی برگ @naruto_channel مترجم: Yasaman
یک ماه قبل
یک ماه قبل
من برگشتم.
ها؟ داری الان میری بیرون؟
ازم خواسته شده که توی مهمانی لرد فئودال شرکت کنم.
اشخاص مهم سرزمین باد هم اونجان، بنابراین...
چه دردسری!
کاریش نمیشه کرد.
باید برم و گارا رو پشتیبانی کنم.
کی اینجاس؟
انچو ساما.
اون پیرمرده؟
تصمیم شیکادای
تصمیم شیکادای
لعنتی!
تصمیم شیکادای
تماری هم به اون مهمونی دعوت شده.
تماری هم به اون مهمونی دعوت شده.
چرا تو نمیری؟
مهمان های افتخاری امشب
لرد فئودال و سیاستمدارهای سرزمین باد هستن.
طبیعیه که فقط کسی که خویشاوند کازه کاگه ساما هست
یعنی تماری، شرکت کنه.
تو معاون ارشد هوکاگه ای.
در واقع، تو برای دهکده ضروری ای!
من اصلاً توی اون مهمونی جایی ندارم.
ههه یادت رفته که
وقتی شما دوتا داشتین ازدواج میکردین چه اتفاقی افتاد؟
شایعه ای از شن مخفی پخش شده بود که
تو آدم تازه به دوران رسیده ای هستی که پرنسسشون رو دزدیدی!
اونا فقط شایعه بودن!
لطفاً به خاطر همچین چیزی ناراحت نشو.
شایعه درست کردن خودش یه توهینه!
این ثابت میکنه که اونا قبیله ی نارا رو دست کم گرفتن.
اگه میدونستم اینطوری میشه،
اون موقع که فرصتش رو داشتم تو رو یه سیاستمدار میکردم.
من هیچ علاقه ای به سیاست ندارم. خیلی دردسره.
به خاطر همین رفتاره که پسرت تأثیر عکس گرفته!
چه مدته که شیکادای تصمیم گرفته به عنوان یه گنین خطر نکنه؟
شنیدم که هنوز خیلی مونده
تا به جوتسوی سایه ای مسلط بشه.
باید بهت بگم که ارزیابی های شیکادای
در طول آخرین امتحانات چونینی بالاتر رفته.
در مورد جوتسوی سایه ای هم به سختی داره تمرین میکنه.
پس به وقتش...
استفاده از جوتسوی سایه ای به معنای
به عهده گرفتن مسئولیت قبیله ست.
فکر نمیکنی که براش یه ننگه
که اینقدر بدون مهارت بمونه؟!
بعد از آخرین نبرد بزرگ نینجایی خیلی از اعضای قبیله مون از خدمات نظامی فعال بازنشسته شدن.
از حالا به بعد
تو و پسرت باید رهبری رو به دست بگیرین و به قبیله نیرو ببخشین!
خیلی خوب میفهمم.
ولی این بار رو به دوش میگیرم.
نیازی نیس به عهده ی شیکادای بذاریمش.
فقط یادت باشه مأموریتت رو در زندگی از یاد نبری.
همم؟ شیاکادای، برگشتی؟
قربان.
من امید زیادی به تو دارم.
مثل پدرت نشو.
بابا...
نمیدونستم برگشتی خونه.
چرا بیشتر باهاش برخورد نکردی؟
اون پیرمرد فکر میکنه چون بزرگ قبیله س
هر چی که دلش میخواد میتونه بگه!
ما به انچو ساما از زمان بابای من مدیونیم.
بابا، من...
نیاز نیس عجله کنی!
همه چیو با سرعت خودت انجام بده.
امروز
چی شده شیکادای؟
ما دوباره به خاطر جوتسوی فلج سایه ای گند زدیم.
دوباره؟
این چهارمین گند متوالیه.
خفه شو.
از تو بعیده خرابکاری کنی شیکادای.
خیلی عجیبه که تازگیا اینقدر درگیر اون جوتسو شدی.
نشدم.
عادت کردی همه چیو به عهده ی من و چو-چو بذاری.
حالا که حرفش شد...
شیکادای، تنها جوتسویی که میتونی استفاده کنی فلج سایه ایه؟
نه خیرم.
قدیما توی سبک باد خیلی خوب بودی. نه؟
شیاکادای، مامانت خواهر کازه کاگه ساماست، مگه نه؟
دیگه نمیتونم ازش استفاده کنم.
این دیگه یعنی چی؟
مهم نیس، هست؟
الان من جوتسوی فلج سایه ای رو دارم.
یه جوتسوی مخفی قبیله که نسل به نسل منتقل شده!
پسر حسودیم شد
که میتونی از جوتسویی استفاده کنی که پر از سنت و تاریخه.
خانواده ی من همچین چیزایی ندارن.
فقط یه دردسره، همین.
فقط کلی به مسئولیت پذیری تاکید میشه.
در واقع، منم که به خونواده ت حسودی میکنم دنکی.
با این حال خونواده ی من اصلاً باحال نیس.
شرکت به خاطر بابا موفق شد
به خاطر همین فشار زیادی روی منه.
اوه که اینطور.
به عبارت دیگه هر دومون توی یه وضعیم.
هر دومون وسط کارهای خانواده مون گیر کردیم، ها.
جونین
چونین
گنین
میز پذیرایی
ملاقات کننده های سرزمین باد به زودی میرسن اینجا.
برای چی میان؟
برای بررسی تکنولوژی برق دهکده ی مخفی برگ.
قصد دارن که به زودی یه نیروگاه برق توی صحرا بسازن.
نیروگاه؟
این مث همون تجهیزاتی نیس که ما تازگی ازش محافظت کردیم؟
درسته. و اون تجهیزات هم جزو برنامه ی سفره.
همه چی قراره برای مدتی پر جنب و جوش بشه.
حالا، مأموریت ما چیه؟
ما توی آماده باشیم.
آماده باش؟ منظورت مث یه استحراحته؟
استراحت نیس، اما...
اگه اتفاقی بیفته ما باید سریع اقدام کنیم.
به خاطر این که تیم ما اخیراً یه خرده ضعیف عمل کرده...
فهمیدم.
هر چی بکاری همونو برداشت میکنی، نه؟
چرا همه تون به من نگاه میکنین؟
ولی یه خرده عجیبه.
تیم ما تنها تیمیه که آماده باشه.
چقدر از اعتماد بقیه رو از دست دادیم؟!
خب، فقط باید به تلاشمون ادامه بدیم تا اعتماد بقیه رو جلب کنیم.
-باشه. -باشه.
لعنتی!
شیکادای...
انچو ساما؟
پس بهت دستور داده شده که به صورت آماده باش باشی.
ها؟
به لرد فئودال درخواست دادم که
که از پیش قراول بودن تو جلوگیری بشه.
برای چی این کارو کردین؟
تو سعی داری که جای پدرت رو بگیری
و اعتبار قبیله ی نارا رو برگردونی درسته؟
خوب پیش نمیره، نه؟
به نظر میرسه داری همه ی تلاشتو میکنی ولی با این وضع
فقط اثر عکس داره...
در واقع، آبروی پدرت رو میبری.
و راستی...
شیکادای، برو به سمت سیاست.
لرد فئودال ایککیو دایمیو دنبال نامزدهایی میگرده که
بتونن سیاست مدارهای با مهارتی بشن.
ترتیب دادم که با اون آموزش ببینی.
آموزش سیاست مدار شدن؟
برای همینه که از مأموریت فعال ما جلوگیری شده؟
در حال حاضر، شیکامارو به تنهایی داره بار کل قبیله ی نارا رو به دوش میکشه...
متوجه شدم.
به نظر میرسه میخوای تلاشی بکنی.
اما زمان زیادی میبره تا به جوتسوی فلج سایه ای مسلط بشی.
درست مثل شوگیه. )شوگی: شطرنج ژاپنی)
خیلی وقت ها نمیتونی با حمله جلویی از سد یه معضل بگذری.
در نتیجه، بایدعاقلانه از مهره هات استفاده کنی تا رقیبت رو سرنگون کنی.
هر زمانی، ممکنه یک استراتژی جدید نیاز باشه.
من مقدمات رو انجام میدم.
اما فکر نمیکنی این یه فرصت خوبه که برای پدرت مفید باشی؟
این خیلی ناگهانیه...
برای من نینجا بودن_____
میتونی اونم ادامه بدی.
ها؟
دو سال.
فعلاً، برو و دو سال آموزش ببین.
تحت آموزش لرد فئودال بودن خودش خیلی آبرومندانه ست.
حالا چی میگی؟
اگه با این موافقت کنم،
No comments yet. Be the first to leave one.