Dr. Terror's House of Horrors

Dr. Terror's House of Horrors

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Dr terrors house of horror 1965
A Commentary by [email protected]
توسط محسن تاج الدینی

Tags

bluray
Published on: 2026-02-03
Downloads: 24
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

خانه وحشت دکتر ترور - 1965

کارگردان : فردی فرانسیس

قطار سریع‌السیر ۷.۵۵ به مقصد بردلی تا پنج دقیقه دیگر از سکوی ۳ حرکت خواهد کرد

قطار سریع‌السیر ۷.۵۵ به مقصد بردلی تا پنج دقیقه دیگر از سکوی ۳ حرکت خواهد کرد

ببخشید

متأسفم

اوه ، متأسفم

ببخشید ، فکر‌کنم اینجا جایی برای یک نفر دیگه هست ، درسته؟

بله ، بفرمائید

متشکرم

خیلی متأسفم که مزاحمتون شدم

هیچ اشکالی نداره

متشکرم

اوه ، خیلی متأسفم

خیلی متشکرم

هی ، چه دسته ورق‌های بامزه‌ای، رفیق چطوری با اینا پوکر بازی می‌کنی؟

اینا ورقهای تاروت هستند

تو با تاروت آشنا هستی؟

نمیتونم بگم آشنا هستم اما قبلاً این کارت‌ها رو دیدم

دکتر شرک دکتر متافیزیک؟

علمی که نخستین اصول طبیعت و اندیشه رو بررسی می‌کنه

و بی‌معنی

شرک یه کلمه آلمانیه ، مگه نه؟ معنیش میشه ترس، وحشت، یا یه همچین چیزی

ترجمه دقیق‌تر ، یعنی وحشت

چه اسم بی‌مسمایی چون من آدم بسیار ملایمی هستم

با این حال ، گاهی چیزایی پیش‌بینی می‌کنم که ترسناک هستند

با اینا؟

بله ، اینا کلید هستند

کلید؟

کلید چی؟

حکمت باستانی

ورق‌های تاروت ، کتاب مصوری از زندگی و پاسخی به عمیق‌ترین پرسش‌ها هستند

سوالات فلسفه و تاریخ و گاهی وسیله ای برای پیش بینی

فال بینی؟

به نوعی

چه جوری؟

در درون هر یک از ما دو سرنوشت وجود داره طبیعی و مافوق طبیعی

این ورقها به سمت بخش ماورا طبیعی اون سرنوشت جذب میشن

مثل یک قطب اهن ربا که قطب مخالف رو جذب می‌کنه

بخش ماورا طبیعی؟

عجیب و غریب ، ناشناخته ، ترسناک، اسرارآمیز

هر یک از ما ممکنه در برهه‌ای از زندگی‌مان باهاش روبرو بشیم

این دسته ورق میتونه ما رو از قبل آگاه کنه من اسمشو گذاشتم خانه وحشت

چطوری کار می‌کند؟

شخصی که قراره فالش گرفته بشه سه بار کارت‌ها رو لمس می‌کنه

بعد برشون می زنه و رو میکنه چهار کارت اول سرنوشت اونو پیش‌بینی می کنند

کارت پنجمی بهش یاد میده که چطور سرنوشت خودشو تغییر بده

البته اگه تغییر ممکن باشه

واقعاً ما باید همه این مزخرفات رو تحمل کنیم؟

ضرری که نداره

طالع‌بینان، معتقدان به ارواح، خوانندگان رپ همه شون یه مشت دیوانه هستند

بارها و بارها فاش شده که این جماعت چه شارلاتان‌هایی هستند

نمیدونم ، نمیدونم یه بار یه کولی بهم گفت...

که قراره یه هدیه غیر منتظره بگیرم همان روز زیر یه کبوتر راه رفتم و باقی ماجرا

کارت‌های تاروت یه موضوع جدی هستند کارت‌ها حقیقت رو پیش‌بینی می‌کنند

همیشه حقیقت ماوراءالطبیعه

هر کسی اینو باور کنه هر چیزی رو باور خواهد کرد

شاید دوست داشته باشید از آینده‌تان باخبر شوید؟

فقط کارتها رو بر بزن

آقایان ، باید به شما هشدار بدم این بدون شک یک مقدمه‌ی از پیش تمرین‌شده است

یک حقه اعتماد به نفس نخ‌نما شده شما میتونی هر قدر بخوای دیگران رو فریب بدی

اما لطفاً منو وارد این ماجرا نکن

من چطور؟

باشه ، من بازی می‌کنم

نمی‌ترسی؟

خب، اگر قراره این اتفاق برای من بیفته دیگه از چی باید بترسم؟

بسیار خوب

سه بار به کارت‌ها ضربه بزن

من هیچ نوع دستکاری نمیکنم

آن‌ها از دستان من برای دستکاری خودشون و ارائه سرنوشت شما استفاده می‌کنند

ارابه

کاهن بزرگ

ماه

جادوگر

خوبه ، بله ، بله این کارو بکن

بله حتماً ، خداحافظ

مثل اینکه سرت شلوغه

بله ، من رو پروژه موریسون کار می‌کنم

خب ، عجله‌ای برای این کار نیست

این نامه امروز صبح از طرف اون زن ، بیدالف که خونه تو بهش فروختی، رسید

اون میخواد تغییرات ساختاری مهمی ایجاد کنه

و فکر می‌کنه شما تنها معماری هستی که میتونی انجامش بدی

نگفته چه نوع تغییراتی

مگه مهمه؟

یه بیوه تنها ، ثروتمند و زیبا

من بودم خوشحال میشدم چند روزی در آن جزیره باهاش بگذرونم

متشکرم آقا

هی

هی ، آقای جیمی

چقدر از دیدنت خوشحالم

انتظار نداشتم برگردید ، قربان

خانم بیدالف نامه نوشته و از من خواسته

در مورد تغییر خانه بهش مشاوره بدم کسی تو خونه هست؟

دختر بزرگ من

والدا ، خانم خونه تشریف دارن؟

طبقه بالا پدربزرگ

بفرما تو

آخرین باری که دیدمت ، تقریباً همین ‌قدری بودی

اوه آقای داوسون ، چقدر عالی فکر نمی‌کردم به این زودی اینجا باشی

وقتم آزاد بود و طبیعتاً به خانه علاقه‌مند شده بودم

ضمناً از اینکه برای این کار به شرکت من مراجعه کردید ، بسیار سپاسگزارم

والدا ، لطفاً اتاق مهمان رو برای آقای داوسون آماده کن

بیا اینجا

انگار خیلی تغییر نکرده دقیقاً چه تغییری مور نظر شماست؟

چیزی که من اساساً میخوام اینه که اون دیوار رو حذف کنم

برای ساختن یه اتاق بزرگ مثل یه سالن رقص

فکر نکنم مشکلی باشه ، مگه نه؟

نه ، اصلاً

اما خونه قدیمیه باید قبل از اینکه تصمیم بگیرم

دقیقاً بررسی کنم

خب ، فکر کردم خودت بهتر از هر کس دیگه میدونی

بله ، درسته

خانواده من قرن‌ها اینجا زندگی کردند تا اینکه مجبور شدم بفروشم

اما با این حال فکر کردم بهتره پی ها و دیوار هارو بهتر بررسی کنم

خب، من باید حدود یک ساعت یا بیشتر به روستا برم

خب ، اگه چیزی خواستی از کالب یا والدا سؤال کن

ممکنه یه سوال شخصی بپرسم؟

اگه خیلی شخصی نباشه

چرا باید زن زیبایی مثل شما باید خودشو در جزایر هبرید دفن کنه؟

شوهرم مرد خیلی خوبی بود

مدت زیادی طول کشید تا مرگشو تحمل کنم

در واقع بعد از مراسم خاکسپاری نوعی فروپاشی روانی داشتم

دکترها گفتن که من به استراحت کامل و مکانی ساکت نیاز دارم

پس اومدم اینجا

اما حالا تصمیم گرفتی که دوباره به نژاد بشر بپیوندی ، درسته؟

چرا اینو میگی؟

خب ، چون میخوای این اتاقو به سالن رقص تبدیل کنی

برای سرگرمی نیست

میدونی ، شوهرم یه باستان‌شناس بود

مجموعه بزرگی از نمونه‌های بسیار ارزشمند از سراسر دنیا داشت

قصد دارم اینجا رو به نوعی موزه برای یادبود شوهرم تبدیل کنم

خونه قشنگیه هر وقت دلت خواست میتونی به ما سر بزنی

متشکرم

صدای چی بود؟

چیزی نشنیدم

والدا

والدا

بله آقا

ببخشید که مزاحمت شدم میدونی کلید سرداب کجاست؟

نه آقا ، نمیدونم

میشه از پدربزرگت بپرسی؟

بله آقا

این قفل اخیراً روغن‌کاری شده

عجیبه ، من این کار رو نکردم

بفرما ، چراغ قوه

کالب

بله

لطفاً بیا پائین

کالب ، میدونی این چیه؟

باید تابوت کازمو والدمار باشه

کازموی گرگ نما ، بیش از دویست سال پیش

کازمو والدمار ادعا کرد که این خانه واقعاً متعلق به اونه

و اینکه اجداد من ازش دزدیدن

و قول داد یه روز برمیگرده

اون سوگند خورد جای صاحبخانه رو میگیره

و دوباره شکل انسانی به خودش خواهد گرفت

قبرش هرگز پیدا نشد

اما تمام مدت

در دیوارهای این سرداب بوده

نه در تمام مدت

این گچ تازه است

می خوام بفهمم توی تابوت چیه

بیا کمک کن

یه چیز قوی تر لازم داریم

بیا

اوه خانم بیدالف

شما ندیدی چیزی از خونه بیرون بیاد؟

نه ، مگه چی شده؟

هیچی ، بذار کمکت کنم

متشکرم

تنها چیزی که در مورد زندگی تو این جزیره دوست ندارم

وضعیت مغازه هاست

لطفاً بذارشون اونجا

اوه ، می‌بینم کلیدو پیدا کردی

نه ، نه ، کالب کلید یدکی داشت

مجبوری اونجا کار کنی؟

آر ه ، فکر کنم

خب ، فکرمیکنی کارت چقدر طول بکشه؟

فقط یه مدت کوتاه ، خانم بیدالف

از وقتی که به اینجا نقل مکان کردی کسی تو زیرزمین بوده؟

خب ، گمان می‌کنم کارگرها اونجا بودن من که نبودم چرا میپرسی؟

مهم نیست

باید ببینمت والدا

برو به اتاقت و درو قفل کن ، زودباش

کالب ، افسانه چی میگه؟

کازمو بر میگرده و از صاحب خونه انتقام میگیره

میدونستی که امشب والدا یادداشتی برام گذاشت و گفت که باید منو ببینه؟

حتماً چیزی در این مورد میدونسته

اسلحه داری؟

آره

برو بیارش

میخوای چکار کنی؟

امشب چیزی از تابوت بیرون اومده

یه چیز شیطانی و عجیب

نمیدونم چرا والدا رو کشت

اما میدونم قراره چه کسی رو بکشه

جد بزرگم این صلیب رو از شمشیر نقره‌ای ساخته بود

شمشیری که کازمو رو کشته

از آن زمان تاکنون برای محافظت در خانه آویزان شده

میخوام ذوبش کنم و ازش گلوله های نقره ای بسازم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left