The first 200 lines.
کارت تمومه، سلیطه
بنال ببینم به چی زل زدی؟
لعنت به این شانس
انگار شانست بدجوری ریده، خوشگله
حالا خودم سزارینت میکنم
مرتیکهی پدرسو
سبزیجاتت رو بخور
اینجاست
یالله، بجنبید
کجاست؟
اوناشا، اونجاست
بزن بیرون! اون طرف
دیدینش درجا بکشیدش
این دیگه کدوم گوریه؟
پس اون دختره کدوم گوری رفت؟
بگیریدش
یا ابلفضل
ای خدا! لعنت بهش
یالله، زور بزن. زور بزن
دستم
میدونی از چی بدم میآد؟ نه
از این نرهخرهای چهل سالهی دماسبی حالم بهم میخوره
با اون دماسبی خفن به نظر نمیای... زود باش
نه جوون نشونت میده نه باکلاس
خیلیخب، داره میآد. یالله
یه زورِ محکم بزن
این چه کوفتیه؟
دارم خونریزی میکنم. دارم تموم میکنم
انقدر وول نخور، داری نشانهگیریم رو خراب میکنی
عجب آشغالیه
بزنیم به چاک
بابت زایمانِ کثیف عذر میخوام، مامان
باید ساکت باشیم
یه چیزی بدین این فسقلی بخوره
باریکلا جناب قهرمان. باریکلا
چرا میخواستین این زن رو بکشین؟
چیز خندهداری هست؟
اوه، داشتم یه شعرِ مسخره یادم میآوردم
خب، "یکی بود یکی نبود، یه زنی بود که زایید"
"سه تا توله داشت، اِسی و مَسی و جَسی"
"میگفت عشق و حاله موقعِ پس انداختن"
"ولی موقعِ شیر دادن دید که شده جهنم"
"وقتی دید برای جَسی ممهای نمونده"
بدجوری منو به دردسر انداختی
ولی حالا تلافی میکنم
این به اون در، مگه نه؟
ببین، این جدیدترین مِدله
اسلحه فقط وقتی شلیک میکنه که
اثر انگشت صاحبش رو بشناسه
اینجوری امنیتِ اسلحهها بیشتر میشه و آمار جرم هم میآد پایین
بگیریدش
تو دیگه کی هستی؟
خانوم، اسمت چیه؟
عجب ممههایی
لعنت بهش
برید به درک، مرتیکههای عوضی
این به اون در، جناب قهرمان
این به اون در
بندازینش اون تو. یالله
داشتم برمیگشتم سراغش، رئیس
نه، خودم فهمیدم
ببین، من از اون رئیسهای خایهمالی نیستم که دست رو دست میذارن
و با بادِ معدهی خودشون گرم میشن
وقتی بقیه دارن جون میکَنن
ثانیهها هم مهمن، مگه نه؟
خب، چطور شد که اینجوری ریده شد تو کار؟ هان؟
تو مخفیگاه همه چی داشت ردیف پیش میرفت
که یهو زنه اسلحه کشید
آخه کی فکرشو میکنه یه زن حامله روت اسلحه بکشه، هان؟
اون مَردی که همراهش بود کی بود؟
نمیدونم
بعد از اینکه زنه جیم شد، ردش رو تا اینجا زدیم
این یارو هم همین دور و برا پلک میزد
تو ایستگاه اتوبوس
یعنی تصمیم گرفتیم بعداً به حسابش برسیم
ولی تا رفتیم سراغِ زنه
پرید وسطِ معرکه. میفهمی؟
اسلحه کشید و شروع کرد به تیراندازی سمتِ ما
و اونجا بود که... اونجا بود که شـ
آهان. باشه... شما رسیدین
آروم باش. بشین
خیلیخب
اوه، خوبی؟
باشه
داری سعی میکنی بهم بگی
که یه آدمِ آس و پاس اومده نجاتش داده؟
عجب بساطی شدهها، نه؟
دیگه این اشتباه رو تکرار نمیکنم
خب، منم یه تیکه سُرب تو کونم دارم که یادم بمونه
باشه
درکت میکنم
کونِ لقت
بذار این یادت بندازه که دیگه هیچوقت جلوی من گند نزنی
لعنتی
مجبورم نکن برای گرفتنِ بچه بکشمت
بکش عقب
عزیزم، این معامله دیگه داره تموم میشه
ببین، همین الانم بلیطِ برگشتم به خونه رو گرفتم
باشه؟
باشه
منم دوستت دارم
آره. فعلاً
میدونی چرا اسلحه از زن بهتره؟
نمیدونم
چون رو اسلحه میشه صداخفهکن گذاشت
قربان، هدف رو رویت کردیم
تقاطع خیابون سوم و جفرسون، داره میره سمتِ پارک
دور بزن
یالله! بابا
یالله. خیلیخب
دخترِ کوچولوی بابا کیه؟
نگران نباش بچه. یه آدمِ حسابی پیدات میکنه
وای خدای من، اینو ببین
یکی یه بچه رو اینجا ول کرده
اوپس
ریدم به این شانس
خوش برگشتی، آقای اسمیت
کینتانا کجاست؟
صبر کن اسمیت، بانو دونا با مشتریه
وایسا، نمیتونی بری بالا
اوه، آره، جونم
اسمیت؟ خوشت میآد، نه؟
در ضمن، فکر میکردم بانو مری بیشتر به سلیقهت بخوره
نمیتونی بری بالا
شرمنده رفیق، بار تعطیله
نوبت رو رعایت کن اسمیت
به همه میرسه، عجله نکن
من نه، مرسی. به لبنیات حساسیت دارم
فقط بگو چی میخوای اسمیت
عجب فانتزیهایی
میخوام یه مدتی از این بچه مراقبت کنی
پنج هزار تا
با این پول یه دو هفتهای لازم نیست لنگات رو بدهوا کنی
پاکی؟
میدونی که من مثل دخترهای پیشاهنگ، پاکم
پس انجامش میدی
برو به درک، اسمیت
از کجا معلوم بچه رو ندزدیده باشی؟
نمیخوام شریک جرمِ آدمربایی بشم
بچه رو ندزدیدم، بهم اعتماد کن
به تو اعتماد کنم؟
من حتی اسم واقعیت رو هم نمیدونم
تو واقعاً کی هستی، اسمیت؟
من یه پرستار بچهی انگلیسیام
و خیلی هم خطرناکم
فقط یه روز بچه رو نگه دار، کلِ مایه مالِ خودت
بیخیال شو بابا
خیلیخب
فعلاً
شیرِ مادر
بزن بریم
بچهی این خانوم باید شیر بخوره
هر چی دایه و فاحشهی شیرده
و ممهی آماده به کار تو این شهر هست رو برام پیدا کن
قبلاً هم بهت گفتم اسمیت، قدمت رو چشم ما نیست
تو این سرزمینِ شیر و عسل
یه کم خامه برای قهوهم میخوام و یه سری جواب
متاسفم
بزنید به چاک، بچهها
یه لحظه منو با این، اه... تنها بذارید
کافه لا ماما
آروم باش. شل کن
دخترکِ هرزهی من
همین چند وقت پیش یه مَرد با یه بچه اینجا بود
آره. یه عوضیِ تمامعیار
میخواست بچه رو نگه دارم
اسم این مَرد چیه؟
اسمیت
آقای اسمیت
من از کجا اسم واقعیِ کوفتیشو بدونم؟
یه چند باری پیشم اومده بود
اون موقعهایی که کارِ معمولی میکردم
همیشه هم همین اسم رو میگفت... اسمیت
باورت نمیکنم
فکر کنم بیشتر از اینا دربارهش میدونی
انعامبدهی گدایی بود
هر چی بیشتر شلیک کنه، داغتر میشه
اگه چیزی ازش میدونستم بهت میگفتم
و هر چی نزدیکتر بشم، دردش خیلی بیشتر میشه
چه خبرا دکتر؟
اوه، تو یه خرگوشِ بلا و ناقلایی
ولی نه اونقدری که فکر میکنی
آره؟
اون یه ششلولهست
من شش تا تیر رو شمردم
تیرت رو خالی کردی
آره، خب خودت چی؟
اون نُه میلیمتریِ تو هم خالیه
آره، هشت تا رو پشتبوم زدی، یکی تو دستشویی
خشاب دوم رو هم تو زمینِ بازی خالی کردی
با اون اسلحهای هم که از آدمِ من گرفتی نمیتونی شلیک کنی
اوه، نه. خب، میبینی که مثل اسلحه خودم
اونم قفلِ اثر انگشتی داره
اوه، جدی؟
شرط میبندی؟
هیچچی مثل یه کارِ دستیِ مشتی نمیشه
وسایلت رو جمع کن. داریم میریم
یه کلمه از حرفات رو هم نمیفهمم
ولی دقیقاً میدونم داری چی میگی و اصلاً هم قصد ندارم عذرخواهی کنم
لعنت بهت اسمیت. ممکن بود اونجا غزلِ خداحافظی رو بخونم
No comments yet. Be the first to leave one.