The first 200 lines.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
لئو؟ ديرمون ميشه
اوه؟ ديروز توي جاده کلدن سيل اومده
اوه؟ از خطوط پشتي ميريم
تمام روز بيروني؟- آره-
بايد چندتا قطعه رو برم بگيرم تامينکنندهش توي لانگريجه
گفتم توي راه مدرسه به خونه جکي ميريم
تا لئو بتونه چايشو اونجا بخوره
خيلي خوب اگه ديرم بشه، تماس ميگيرم
باي لئو- باي، بابا-
دوستت دارم
!تو، کتتو بپوش
بيا اينجا
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
صبح بخير، سارا
سليا
دير شده بود، نشده بود؟- يک کم دستم بند بود-
ناهار ويژه من ميزو ميچينم
اگه با اين ليوانها شروع کني
بفرماييد، بچهها
دوتا براي آقايون کشاورز
ميتونم براتون سس بيارم؟
مرسي عشقم
...حالا؟- يک قهوه، لطفا-
چاي با شکر
الو؟
يک راست برو داخل و لباسهاتو عوض کن
!مامان؟
!مامان؟
صبح بخير، قربان
تارا دانينگ، سي و دو ساله
شوهرش ديروز مفقود شدنشو گزارش داده
بعد از اينکه دنبال پسرش توي مدرسه نرفته
آخرين بار توي روستاشون ديده شده
امروز صبح حوالي ساعت نه و نيم
ما دقيقا ميدونيم اون روز
چه لباسهايي تنش بوده
شوار جين دنيم، آبي يک تاپ راه راه و يک ژاکت بنفش رنگ
و يک کت تيره رنگ
ماشين هم از جاي قبليش مفقود شده
يک ولوي استيشن کلاسيک
صبر کن آمادهايم
اينو يک حادثه بحراني تلقي ميکني؟
اين در تمام رسانههاي اجتماعي پخش شده
طوفاني آتشزا که ديروز اتفاق افتاده
دويست نفر از اعضاي يک روستا پيام گروهي فرستادند که
تارا داينينگ کجاست؟
آره پر از تئوريهاي توطئه مفيد بود
اسم تعديلکننده سايمون بنميش بود
صاحب ميکده روستا با نام تو تابز
مادر جوان با يک فرزند پنج ساله
چهرهاي محبوب در روستا
ميتوني ببيني قضيه چطور تمام ميشه
کريس، ميتوني از سامانه رديابي پلاک خودرو، درخواست پشتيباني کني
ببين ميتوني حرکت ماشينو رديابي کني؟
معاون شارون براي جمع کردن گروه پيش هم
به صورت خونه به خونه در کلدن بهت نياز دارم
خيلي خوب- رئيس؟-
من ترتيب يک جلسه مطبوعاتيو ميدم يک درخواست عمومي ميدم
دارن؟ من يک جلسه توجيهي غير قابل گزارش
فقط براي خبرنگاران معتبر ميخوام- خيلي خوب؟ و بعد-
توي روستا ميبينمت- خيلي خوب-
بايد براي اين يکي سريع بجنبيم، کارول
آره، من هم به اندازه تو ميخوام پيداش کنم، قربان
يک مفقودي از خونه داريم که سرتيتر اخبار شده
اسمش تارا دانينگه
ديروز از کلدن ويل، مفقود شده
تا همين الان هم توي کل رسانههاي اجتماعي خبرش منفجر شده
گودوين حس ميکرد که کمک تو ميتونه براي اين کار خيلي باارزش باشه
راستشو بخواي، من هم همينطور سريعا به جواب نياز داريم
آره هيچ سرنخي وجود داره که بتونيم باهاش ادامه بديم؟
تا الان که هيچي
شوهرش اونو مفقود شده گزارش داده
زمانيکه دم مدرسه دنبال پسرش نرفته
تا الان باهاش حرف زدي؟
فردا به اونجا ميرم
اونها توي مزرعهاي حدود يک مايلي روستا زندگي ميکنند
خيلي خوب، آدرسو برام بفرست اونجا ميبينمت
اولين بارمه که يک کارآگاه ميبينم
الان چند ساعته که اون مفقود شده
اين پرونده به جرايم جدي ارجاع شده
اونها دارند تمام تلاششونو ميکنند تا اونو پيدا کنند
ميتونم اينو بهتون تضمين کنم آقاي دانينگ
ميدونم که قبلا براي پليس اظهاريه پر کردي
اما دوست داريم تلاش کنيم و از اول شروع کنيم
خيلي خوب، باشه
آخرين بار کي همسرتو ديدي؟
ديروز صبح، سر صبحانه قبل از اينکه لئو رو به مدرسه برسونه
و نگرانياي در مورد رفتارش داشتي؟
چيزي که يادم باشه، نه
حرکات ديروز خودت چي؟
تمام روز، بيرون بودم
به يک سيمپيچي جديد نياز داشتم
براي ماشيني که دارم تعميرش ميکنم
خوب، اولين بار کي متوجه شدي که اون ميتونه مفقود شده باشه؟
خوب، از مدرسه تماس گرفتند و گفتند دنبال لئو نرفته
بايد حدودا ساعت چهار ميبود
سعي کردم با گوشيش تماس بگيرم اما فقط زنگ ميخورد
بايد صد بار باهاش تماس گرفته باشم
هيچ دوستي توي روستا چي؟
لئو قرار بود به صرف چاي به خونه يکي از همکلاسيهاش بره
ديشب با مادرش صحبت کردم
اون چيزي نشنيده بود
مطمئني که کسي وجود نداره که از قلم انداخته باشي؟
خوب، تارا توي کافه روستا کار ميکنه
به صورت نيمه وقت وقتي بهش نياز هست، کمک ميکنه
تارا ميتونه احتمالا، به ديدار يکي از بستگانش رفته باشه
هردو والدينش، فوت کردند
چند وقته شما دوتا ازدواج کرديد؟
دقيقا هفت سال شده
و اوضاع خونه چطوره؟
مشکلاتي وجود دارند که بايد ازشون اطلاع داشته باشيم؟
اين چه جور سواليه؟
فقط يکي از اون سوالهايي که بايد بهش جواب داده بشه
آقاي دانينگ، همين
تارا ميتونه گاهي يک کم افسرده بشه
اما داروها براي همين هستند
اوه خيلي خوب پس همسرت، دارو مصرف ميکنه؟
اختلال دوقطبي در اون تشخيص داده شده
و اين... افسردگيها
تا حالا نگران خودکشي ...کردنش بودي يا؟
اون هيچوقت !چنين کاري نميکنه
ببين، من ميفهمم
که ميخواي ازش محافظت کني آقاي دانينگ
اما به نقطهاي ميرسي
که بايد با ما روراست باشي
فکر ميکني اگه هيچکدوم از اينها بيرون ميومد، چه اتفاقي ميفتاد؟
ميگفتند بيثباته
يک جورهايي، مادر نامناسبيه- هيچکس نميخواد اينو بگه-
اما اگه ميخواي بهمون کمک کني که سعي کنيم و پيداش کنيم
ما بايد تمام حقايقو بدونيم
دارم بهتون ميگم !يک نفر اونو برده
!بابا
خبري نشد؟- سارا، خواهرم-
اون به لئو کمک ميکنه
بازرس کارآگاه فارمن هستم من مسئول اين پروندهام
به چندتا روزنامهنگار برخورد کردم
که توي خط پارک کرده بودند
آره، گوشيم تمام صبح زنگ ميخورد
گوش کنيد شايد بهتر باشه بخاطر اين قضيه لئو اينجا نباشه
باشه
برو توي اتاقت، پسرم
فقط داريم حرف ميزنيم- باشه، بابا-
همهش ميپرسه مامانش کي به خونه مياد
ما براي انجام يک اظهاريه عمومي به اجازهت نياز داريم
...هرچه زودتر حقايقو بفهميم
در عين حال
پيشنهاد ميکنم که با هيچکس صحبت نکنيد
و بايد يک نمونه دي.ان.اي بگيريم براي رکوردهامون
يک چيزي از سارا
يک شانه مو يا مسواک
قطعا براي اين کار خيلي زوده؟
نه، همين الان داريم يک پروفايل تهيه ميکنيم
و بعد هرچيزي که بتونيم پيدا کنيم
بعدا ميتونيم باهاش مطابقت بديم اين فقط براي
جلوگيري از نگرانيتونه- ببينم چيکار ميتونم بکنم-
من با اين ظرفها شروع ميکنم
فقط ولشون کن- خيلي واسه من طول نميکشه-
!گفتم ولشون کن
اون از نگراني عقلشو از دست داده
ما فقط ميخوايم ببينيم که اون در امنيت، به خونه برميگرده
ما ميدونيم که اون پيوند خوبي با اين روستا داشته
هيچکس چيز بدي در موردش نگفته
مشخصا تو هم احساساتي نشون ندادي
اون قبلا تهديدش کرده که ترکش ميکنه
هيچکدوم از کارهاي باب به اندازه کافي، خوب نبودند
اما اون بهم گفت که همسرش سر عقل مياد
خيلي مطمئن به نظر نميرسي
اون وارد اين حال و هواهاي بد ميشه
گاهي روزها ادامه دارند
چيه؟ فکر ميکني تارا به ميل خودش رفته؟
يک مدتي اوضاع خوب نبود
اين تنها چيزيه که من ميگم
من بايد برگردم
پس اون افسرده است، ناراحته دارو براش تجويز شده
پروفايلي که ما دو ساعت پيش پر کرديم نيست
خوب، چيه؟ اون بيخبر رفته
و فرزند خودشو ترک کرده؟
نميدونم، شايد اون فروپاشي رواني داشته يک توهم
ميدوني؟ پيش مياد
اما اگه قبلا تهديد کرده که ميره
پس چرا همسرش در اين باره چيزي نگفت؟
احساس شرم
گناه
داستانشو بررسي ميکنيم
توي ايستگاه ميبينمت
همه اينها براي چيه؟
اوه، ميدوني؟ دارم به تغيير دکوراسيون فکر ميکنم ميدوني؟ يک طرح جديد
نورپردازي کمتر
من واقعا از اوضاع همينطوري که هست، خوشم مياد
اوه، اينجا خستهکننده به نظر مياد، آني
و اگه ميخوايم يک گروه از جوانانو جذب کنيم
بايد روي آينده، سرمايهگذاري کنيم
اوه، صبر کن، صبر کن
ده سال ديگه خودتو کجا ميبيني؟
نميدونم
جزاير قناري ميتونه خوب باشه
...پس
خوب ما اينجا رو راست و ريست ميکنيم خيلي خوب پرنده کوچولو؟
خودمونو در دوران بازنشستگي ميبينيم و اين يک ماجراجويي ميشه
No comments yet. Be the first to leave one.