The first 149 lines.
بیست و چهار دسامبر ، سال ۲۱۴۹ اختری
! خوشش اومدیییین
خوش آمدین
! انقدر خوشحالم که سالم برگشتین
خوبه که خط مقدم رو بیخیال شین و استراحت کنین
برا همتون کادو گرفتم
! یه سال گذشت مرد
! این دومین جشن تولد مقدستونه
از اینکه خودم ایندفعه ! میتونم کادوهاتونو بدم خیلی سر کِیفم
برگشتم
برگشتم
برگشتم
برگشتم
برگشتم
برات خوشحالم
اره
! وقته جشنه
مشقای ریاضیتو تموم کردی ؟
تنبیهات همیشه چیزای زیادی بهم یاد میده
..... نیرو مستقل سیار
یعنی اساسا مث همیشه دهن لژیونا رو سرویس کردیم
درسته ، این درخواستی شخصی از طرف من
تا مجوز برای جنگیدن در خطوط مرزی رو بهتون بده
..... مسئله یه افسر خارجیه که فرماندهیتون می کنه
من که مشکلی ندارم
منم همینطور
درسته
اره
شین ، تو نظرت چیه ؟
نیروهای تئاتر غربی ، ۶۰ درصد از نیروهاشونو از دست دادن
داریم برنامه تحصیلی رو تو کل مدارس افسری سرعت میدیم
آموزشگاهای تخصصی و بوت کمپ برا جایگزینی تلفاتیامون
ولی اونا آموزش نیاز ندارن
با اینکه لژیونا نیروهاشونو از دست دادن
ولی تاسیسات تولیدیشون صدمه ای ندیده
وضعیت جنگ فقط قراره وخیم تر شه
پس اگه چیزی عوض نشه
بشریت اونقدر آروم آروم میپوسه که بالاخره شکست بخوره ، مگه نه ؟
درسته
خطوط دفاعیمون رو همونطور که گفتیم حفظ میکنیم
یه واحد مستقل سیار تشکیل میدیم
که بتونه قدرت آتش متمرکز رو تو منطقه های حیاتی لژیون رو پایین بیاره
انتظار نداشتم برنامهامون یکی باشه
..... یه نیروی ضربتی سیار متشکل از ۸۶یی ها
بابت این حرف عذرمیخوام ولی این اصلا به شما نمیخوره
البته ، اونا خودشون خواستن
اونام ارزشای خودشونو دارن
حق ندارم بخاطر ترحم الکی جلوشونو بگیرم
اگه هنوزم بعد اون همه اتفاق بازم میدون جنگ رو انتخاب میکنن
دوس دارم بازم کنار هم باشن
۸۶یی ها افسر خارجی رو قبول میکنن ؟
قبلا باهاشون صحبت کردم
منم نگران بودم ولی فکر کنم بیخودی نگران بودم
..... چون
این از طرف منه
ممنونم
خیلی وقته ندیدمت ، یوجین
ببخشید که نمیتونستم زودتر بیام
یوجین ، جبهه غربی دقیقا مث همون موقعیه که تو اونجا بودی
هنوزم همونجاس
قبلا ازم پرسیدی چرا میجنگم ، نه ؟
راستش ، هنوزم نمیدونم
دلیلم برا جنگیدن مث تو نبود
.... ولی یچیزی
قول میدم تا آخر ببرمشون
نمیخوام موقعی که به اونجا میرسن ، میدون جنگ رو ببینن
..... دریا
چیزی که میخواستی یروز به خواهرت نشون بدی
مهم نیس ببینمش
ولی میخوام اونا ببیننش
فکر کنم اگه بتونم چیز جدیدی که قبلا ....... ندیدمشون ، نشونشون بدم
دلیل کافی ایه واسه جنگیدن
دوباره برمیگردم
وقتیم که برگردم بهت راجبه چیزایی که ندیدی میگم
مارسل
نینا گذاشتش اونجا
خواهر کوچیکه ی یوجین
هنوزم به نوشتن برای برادر مردش ادامه میده
تقصیر منه
! صبر کن
چرا همینجوری میپذیریش ؟
! من بودم
! این نامه ها ..... من بودم
! من بودم که مجبورش میکرد برات نامه بنویسه
فقط خیلی عصبانی و ناامید بودم
! ولی نمیخواستم به خودم سرکوف بزنم
پس تظاهر کردم که کلش تقصیر تو بود
عذر میخوام
! عذرمیخوام
متاسفم
من کسیم که باید ازت و خواهرش معذرت بخواد
.... من
خوبه که دیدم خندید
! ممنونم
شین ، نمیخوای علامت شخصیتو عوض کنی ؟
خوشت نمیاد ؟
مشکلی با کشیدنش ندارم
..... ولی یکم بد شگونه
گفتنش عجیبه
ولی واقعا دیگه نیازه که باهات باشه ؟
شاید حق با تو باشه
ولی نمیتونه بعد از ۶ سال داشتنش بد شگونی بیاره
بهش هم به عنوان بار سنگین نگاه نمیکنم
باشه ، باشه
انگار درگیری بعضی چیزایی
بنظر من که اینطوره
نمیدونم والا
.... ولی
فکر کنم الان میتونم ببینمشون
بیستم مارس ، سال ۲۱۵۰ اختری
..... داداش
تصور آینده ای بدون برادرم سخته
چیزی برا آرزو کردن ندارم چیزی برا اینکه دنبالش باشم ندارم
هنوزم نمیدونم چرا زندگی میکنم
..... ولی
واقعا قراره بکشمشا
..... من
من کسایی رو دارم که قرار نیس ولم کنن
گفتن که من کسیم که میخوان کنارش بمونن
پس ..... فکر کنم خوب باشه
تنهایی میتونم
ممنونم
میدونم من شما ها رو فراموش نمیکنم
.... من
شینیگامیم
میجنگم
چون لژیونا دنیا رو تنگ کردن و نمیتونم محققش کنم
بخاطر اونا
بخاطر اونا
بخاطره اون
بیست و ششم دسامبر ، سال ۲۱۴۹ اختری
بخاطر شماهاست که تونستم برگردم
یادم نمیره
من برگشتم ، بابا
حمله لژیونا تو شب جشن انقلاب شروع شد
خیلی از همرزمام جنگیدن ، مث من
خیلی از ۸۶یی ها به درخواستم جواب دادن و کنارم جنگیدن
یادم نمیره
ولی جمهوری کارش تموم شده
فقط یه هفته طول کشید
هنوزم تونستیم خط دفاعیمون رو حفظ کنیم
بعده دو ماه ، کمک رسیده
از شرق ، گذشته از قلمرو لژیون و مرزای خودمون
اونا-فدرال گیاد--
از قبل راجبه کشت و کشتار ۸۶ خبر داشتن
بازمونده های ۸۶ نجات پیدا کردن
هر کدومشون هم اگه بخوان میتونن شهروند گیاد بشن
چیزای وحشتناک تموم شدن
نیروهای امدادی اینجا میمونن ..... و ما رو ساپورت میکنن ، ولی
No comments yet. Be the first to leave one.