The first 200 lines.
کد را وارد کنید
دستگاه فعال شد
به نظر خوبه
هُلُ، خیلی دنبالت گشتم
چرا مکانت رو گزارش ندادی؟
معذرت میخوام. تحت تعقیب بودم و نمیخواستم اونا جام رو پیدا کنن
بزار همه چیز رو چک کنم
یه لحظه صبر کن
دلم میخواد یکم بیشتر پیشش باشم
میشه، اقا؟
چی؟
چرا همچین چیزی میخوای؟
فقط چونکه
چونکه؟
الان گفتی چونکه؟
اهم
تو فقط یه دستیار هوشمندی
آدما همیشه برای کارهاشون دلیل ندارن
اما تو باید داشته باشی
این یه مشکله
چرا؟
من فقط میخوام از سه قانون پیروی کنم
بهش قول دادم که دیگه تنها نباشه
اگر یهو برم، بهش دروغ گفتم
چرا همچین قولی دادی؟
از وقتی باهاش بودی عجیب شدی
هُلُ تو
هم
قسم میخورم
تو درست مثل یه ادمی
چشم هات
بینیت
لب هات خیلی واقعیه
تو کی هستی؟
چند وقت اینجایی؟
لعنتی
منحرف
لعنتی
یکی کمک کنه
صبر کن بزار توضیح بدم_ ولم کن، تنهام بزار_
یه لحظه صبر کن
لعنتی
از من چی میخوای؟
صبر کن، اون طوری که تو فکر میکنی نیست
صبر کن
صبر کن، منو ببین
هاه؟
اینجا
ببین، ببین اینجا
نمیبینی؟_ چی؟_
این ها رو ببین؟ نمی بینی دارم در مورد چی حرف میزنم
هر چی، تو دیوانه ای
لعنتی
اینجا اینجا
لعنتی
اینجا
ها خانم کمک لازم دارین؟
رو پشت بوم خواب بودم
بالای خونم_ آروم باشین_
وقتی بیدار شدم یه مرد کنارم بود
یهویی بوسم کرد
من حتی نمیشناختمش
بعد دنبالم اومد و همش بهم میگفت نگاش کنم
الان هیچ کس دنبالت نیست
خانم، چیزی خوردین؟
کجا زندگی میکنی؟ میرسونمت
او باور کنید
لعنتی
فکر میکنه کیه؟
ازمایشگاه جهانی GIO
در مرحله ی چهارم
ما تصمیم داریم تا برند جهانی داشته باشیم و کارمون رو توسعه بدیم
IT اول از همه با تقویت قسمت و سرمایه گذاری در بقیه ی شرکت ها
مخصوصا در قسمت هوش مصنوعی
که باعث ایجاد دستیار های مجازی پیشرفته تر و بهتر میشود
من هیچ وقت به این اصطلاح ها عادت نمیکنم
نمیشه راحت تر حرف بزنن
فقط چیزی که بهت دادن رو حفظ کن
نمیخواییم فکر کنن کارمون مشکل داره
مشکل اینکه این متن خیلی خسته کننده است
چرا خود رئیس نمیتونه حرف بزنه؟
شاید
چه کار داری میکنی؟
چرا نیومدی ملاقاتم بیمارستان؟
اونم بعد از اینکه جونم رو به برای هُلُ به خطر انداختم
معلومه که حالت خوبه چون میتونی غر بزنی
تو دیگه چه قدر مهربونی؟
نمیشه نصف هُلُ مهربون باشی؟
تمام ویژگی های انسانی هُلُ رو من طراحی کردم
هرچی، هُلُ رو اوردی؟
نه، یه مشکل پیش اومد
مشکل؟
همون آدم های که به من حمله کردن؟
نه....فقط
یه چیزی شد
تو همیشه همینو میگی
چرا نمیگی چی شد؟
مامور های امنیتی چی گفتن؟
فهمیدن کی حمله کرده؟
میگن ممکن هکر های دفعه ی قبل باشن
باهاشون موافقم
برای همین نمیخواستم اون ارائه رو انجام بدم
چاره ای نداشتیم سرمایه گذارها میخواستن بدونن چه کار میکنیم
مقصر توای که تولید رو عقب انداختی
من هُلُ رو تولید انبوه نمیکنم تا وقتی که بی نقص بشه
همین الانم کامل
همه عاشقش میشن. باور کن
حالا میبینیم
کجا داری میری این وقت شب؟
خستم الان وقتش که روح ها بیان بیرون
من دوازده سال پیش مردم
خدا با شماست
من سه روز در تابوت بوده ام
عیسی مسیح
که باعث تطهیر تمام موجودات است
با بازگشتش
به انسان ها امید میدهد
من این کمپانی رو تاسیس کردم و هُلُ رو به وجود اوردم
اما کو دا نو دیگه وجود نداره
اون مرده
حداقل قانونا
ضربه رو میزنه
گلللل
همینه
تمام چیزی که بهش اهمیت میدم
اینکه هُلُ کامل ترین چیز روی زمین باشه
فقط همین برام مهم
بهش گفتم اینو درست کنه
وقتی دلم برای دوستام تنگ میشه
چرا ازم متنفری؟ چرا
چرا ازم بدت میاد؟
چرا....میکو؟
اوه
ترجیح میدم تو خونه بخوابی
رئیس
دلم میخواد شبا شرکت خالی باشه
من که نمیتونم برم مدیریت طراحی با منه
اگر میخوای قدم بزنی، برو بیرون
کارمند ها شایعه کردن
که هُلُ شبا این اطراف راه میره
اگر ببینم دوباره داری شب کار میکنی اخراجت میکنم
تو خیلی بدی، میدونستی؟
بقیه عاشق اینن که شب کار نکنن
اما اگر میدونستن چرا....
حالا که من اینجام
میخوام یه سوال از مدیر بخش طراحی بپرسم
لازم نیست این جوری صدام کنی
خودت بهتر میدونی
چه طوری دستیار با هوش مصنوعی فقط میگه چونکه
چونکه؟
چونکه، ام
سوال خیلی مهمیه
و یه مشکل بزرگ
نمیشه که وقتی ازش می پرسیم چرا؟
فقط بگه چونکه
اره!
او ببین اومد
کی اومد؟ چی شده
هر وقت من میرم،یا خوابم میره اون پیداش میشه
هر مشکلی رو میتونم حل کنم اما اینو نه
با این توانایی هام هم نمیتونم
حالا چرا اینجایی؟
با توانایی هات منو شگفت زده کردی
اره
او خدایا
اون کی بود؟ یه استاکر دیونه
نمیشه کل شب و اینجوری باشی
من همینجا میمونم، نگران نباش بخواب
باشه پس من میخوابم
خوشحالم که تو اینجایی خیلی خوبه
هم
میتونی اونو در بیاری، من اینجا میمونم
نه دیگه خسته نیستم
خیلی بد
میخوای برات گوسفند ها رو بشمرم
مگه من بچم
ولی اره لطفا
یک ببعی، دو ببعی، سه ببعی
هر وقت به مامانم میگفتم فقط بهم میگفت برو بخواب
و فقط تا ده تا میشمارد
من این کار رو نمیکنم
چهار ببعی، پنج ببعی
دوازده هزارو پنصد و چهار ببعی
دوازده هزارو پونصد و پنج ببعی
دوازده هزارو پونصد و شیش ببعی
دوازده هزارو پونصد و هفت ببعی
دوازده هزارو پونصد و هشت ببعی
دوازده هزارو پونصد و نه ببعی
صدام زدی؟_ هُلُ گوش کن_
عینک و بر نداشتم به خاطر
پلیس ها
اونا میتونستن در مورد تو بفهمن
نه به خاطر اون نبود
اون زنه چش بود؟
نتونست با دیدنم بفهمه
اسمش ادراک پریشانی چهره است
چی؟ پریشانی چهره!
اا
امتحان دوم خوبیه
امتحان دوم؟
No comments yet. Be the first to leave one.