The first 200 lines.
نمیزارم اینجوری تموم بشه .
من ... چرا اینجام ؟
مخالفم ، این هیچ کمکی به "کانکی" نمی کنه .
با وجود این ، شانسمون واسه نجات "کانکی" بیشتر میشه .
بهتره تو تیم ما باشه .
اصلاً تو چرا زندهای ؟
"برو گوشت بدن خودتو بخور" ، پیشنهادت رو انجام دادم .
نتیجه اش رو داری میبینی .
و حقیقت شگفت انگیزی کشف کردم ، خیلی خوشمزهام .
من مخالفم ، این دنبال خوردن "کانکی"ـیه .
نگران اون نباش .
من باهاشم ، دست از پا خطا نمی کنه .
"یومو-کون" وضعیت ، "سیسیجی" چطوره ؟
به محض انتقال ساکنین بخش ،
حمله می کنن .
"آنتیک" تو سایه "سیسیجی" حرکت می کنه .
کسی حرفی نداره ؟
کانکی ....
بیدار شدی ؟
اتاقمو دوست داری ؟
"تاتارا-سان" گفت بدرد نمی خوری ...
منم آوردمت واسه خودم .
خیالم راحت شد .
دوست داشتم اینجارو ببینی ....
از همون لحظهای که دیدمت .
نه ...
حتی قبل از اینکه ببینمت ، پس بی زحمت ،
ناامیدم نکن .
محلول "آرسی" ....
وقتی وارد بدن "غول" میشه ،
نمیزاره "کاگونه" فعال بشه .
اون وقت ، بدنت آسیب پذیر میشه .
حتی چاقوی منم میتونه گوشتتو بشکافه .
درست ... مثل آدما .
نمیشه به "غول"ها تزریق پوستی انجام داد .
ولی یه جا هست که میشه ازش استفاده کرد .
اونم ... بافت چشمه .
گزارش وضعیت :
دو ماه از تصرف فروشگاه می گذره .
تعداد پانصد "غول" ، تو سیستم ما ثبت شده ،
و طی هفته گذشته به سرعت ، تعدادشون افزایش داشته .
مادو-سان ...
ورودی اصلی بخش ....
بیا .
این چیه ؟
"مادو" بهمون سفارش کرده بود .
گفت ، اینو بدیم بهت .
برش دار ،
بعد از شروع عملیات ، تیم "ای" به محل خودش میره .
تیمها "سی" و "بی" طبق برنامه، محوطه رو چک می کنن .
با همه توانم ازش استفاده می کنم .
فقط وقتی شرایط زمین به نفع ، ما شد اجازه حرکت دارید .
هیچ غیر نظامی تو بخش نیست .
راه بیوفتین ، بچهها .
بله .
"سیسیجی" و پلیس در ورودی ، بخش 11 آماده هستند .
فرمانده عملیات کسی که مقر ، "غول"ها رو شناسایی کرده ،
محقق ویژه "ماروده ایتسوکی"ـست ،
شهروندان عزیز ما با همه وجودمون ، برای امنیت شما تلاش می کنیم .
تنها ازتون می خواییم به ما اعتماد کنید .
بیایید دست در دست هم ، بخش 11 رو آزاد کنیم .
حرفای محقق ویژه "ماروده" رو شنیدیم .
کانکی ...
به استودیو بر می گردیم .
چندمی بود ؟
پونصد و پنجاه و نه ....
پونصد و پنجاه و دو ....
دوباره خوب میشه .
پونصد و چهل و پنج ...
تمیزش کن .
چشم ...
کانکی ....
بانجو-سان ؟
بانجو-سان ؟
مطمئن باش یه راهی پیدا می کنم و نجاتت میدم .
فقط تحمل کن .
چرا ... منو ... ؟
چرا ... منو ... ؟
شنیدم "ریزه-سان" مُرده .
بهم نگفتی چون نمی خواستی ، ناراحت بشم ، درسته ؟
تو پسر خوبی هستی .
"شو" و "هارو" واسه من کار می کنن .
می تونی بهشون اعتماد کنی .
"کانکی" طاقت بیار .
حاضرید ؟
"اوتا-سان" شماهم میایید ؟
البته که میام ، "کانکی-کون" برام مشتری مهمیه .
همه جمع شدیم ؟
بریم .
چیزی شده ؟
آه ...
"آمون" حالا که باهاش جنگیدی ، در موردش چی فکر می کنی ؟
شبیه بقیه "غول"ها نیست .
یه حس عجیبی داشت .
همم . اینجا هنوز اسمش "جیسون" نشده .
اونو "سیسیجی" دستگیر کرد ، و به بازداشتگاه مرکزی "غول"ها فرستاد .
اونجا ، چطور بگم ؟
محقق مسئول یه مقدار مشکل داشته .
پونصد و پنجاه و نه ...
پونصد و پنجاه و دو ...
بیشتر .
بازم بیشتر .
زیر شکنجه شدید ،
شخصیت دیگهای درون خودش خلق می کنه .
واسه محافظت از خود واقعیش .
و ...
قاطی کرد .
از اونجا یه بی رحم تمام عیار شد .
زندگیش با شکنجه میگذره .
از اون موقع بهش میگن "جیسون" .
زودتر از اونی که فکر می کردیم اومدن ؟
آره .
برادرای "بین" شما تو ساختمون اصلی مستقر شید .
بله .
"کیریشیما" محوطه
بله .
بریم "اِتو" ، بقیهاش با تو "نورو" .
"یاموری" کو ؟
چه میدونم کجاست .
عوضی ، وقت گیر آورده .
ضعیف همیشه لگدمال میشه ،
بهش حمله می کنن ، بهش تجاوز میشه ،
نـ-نـه ... بس کن ...
آرامش قبل طوفان ؟
دویست و بیست و سه ....
دویست و
چرا به "سیسیجی" حمله شده ؟
دشمن برتری منطقه رو داره ، و از "کاگونه" مثل سپر استفاده می کنه .
غولهایی که تو ارتش بودن ؟
لعنتی ، شوخیت گرفته .
بدش من .
ترسوها عرضه دارید ، از سوراخ موش بیایید بیرون .
بیا .
بی نظیره ...
اون چیه ؟
موتور شماست .
هوی ، کی گفت میتونی به موتورم دست بزنی ؟
با اجازه .
وایستا .
هوی ... تو ... هوی ، آروم ، آروم ، نه ، نه ، واستا .
عصر همه بخیر
عصر همه بخیر
عصر همه بخیر
عصر همه بخیر
عصر همه بخیر
بخیر
حمله .
هی ، شما عضو کدوم گروه ـید ؟
گروه "آنتیک" .
از جهت ساعت 3 داره میاد .
تعداد 10 تا .
با "امریو" ترتیبشو میدم .
تعداد 10 تا ، از جهت ساعت 9
هیراکو .
مسیر بلوک جنوبی پاکه .
حواستونو خوب جمع کنید .
"شینوهارا" هستم .
ساختمون اصلی و ورودی طبقه دوم تحت کنترل ماست .
منتظر دستوریم .
می خوام به 3 واحد تقسیم بشید ، و پارکینگ رو از داخل پاکسازی کنید .
بقیه باید از عهده بالا بر بیان .
دریافت شد . بعلاوه "سوزویا"رو نمیبینم .
نمیزارم بدون اینکه موتورمو پس بده بمیره .
یکی رو بفرست جلوشو بگیره .
دریافت شد .
تو میتونی ، آفرین ، آفرین ، آفرین .
زود باش .
نمیر دیگه .
چطور میتونه .
ممنونم ...
"کانکی-سان" از طرف ، "بانجو-سان" اومدیم .
گفت : "هر جور شده نجاتت میدم ، تسلیم نشو ."
"کانکی-سان" دوباره میاییم .
مطمئن باشید ،.. حتماً نجاتتون میدیم .
"کانکی" کجایی ؟
اینکه ... ؟
واستا .
اینجا چکار می کنی "رابیت" ؟
این همون یارو ؟
مادو-سان .
بزنید ، شلیک .
چی ؟
شلیک کنید .
بالا .
بی فایده است .
اثر نداره .
از چیزی که فکر می کردم سریع ترن .
همه سر جاهاشونن .... مشکلی نیست .
به نظر همه موفق شدن .
"ایریمی-سان" عالیه .
مطمئنم یه روز تو هم می تونی .
"کایا-چان" حرکات "سیسیجی" چطوره ؟
به سه گروه تقسیم شدن ، دارن پیشروی می کنن .
هممم ...
پس گزینههای زیادی نداریم .
بهتره یکم زمان بخریم .
"کایا-چان" مراقب "هینامی-چان" باش .
بله .
تو ... تو یکی رو ...
اون دفعه هم اینقدر قوی بود ؟
No comments yet. Be the first to leave one.