The South (Sur)

The South (Sur)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The South (1988) DVD
A Commentary by soroush007
زیرنویس از من نیست، فقط در اینترنت پیدا کردم و آپلود کردم

Tags

DVD
Published on: 2021-10-04
Downloads: 46
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

سر ميز روياها

...يه شب

...در بخش جنوبيِ شهر

...دوستانم از زندگيشون

تو اين سالها که نبودم تعريف کردن...

:و يه نفر گفت

ادمار مارتينز دنبالت ميگرده

ال نگرو؟ امکان نداره

اون سالهاست که مرده

اونو اواخر دهه 60 ديده بودم

...و خوب يادم مياد

سرشار از اميد بود...

:هميشه بهم ميگفت

...جنوب آينده ست

آينده اي که پيش رو داريم...

و حقيقت داشت

ال نگرو ...دوستم که مدتها مرده بود

...اونجا بود

توي خيابون تاريک...

داري يه فيلم در مورد عشق ميسازي؟

چي؟

ميدونم

چي باعث شد همچين فکري کني؟

دست بردار خودت که ميدوني

...داستان زندگيمون هميشه

داستانهاي عاشقانه بوده...

با من بيا

برات داستان يه دوست عزيز رو تعريف ميکنم

...شايد داستانهاي بهتري وجود داشته باشه

...ولي اين مثل يه مادر پير ميمونه

...ما رو دوست داره

!و اذيتمون ميکنه...

پايان ديکتاتوريِ نظامي

آزاد شدي؟

تازه فهميدم

...اسمش فلوريل بود

...و پنج سال زندان بود

...من تا حدودي مقصر بودم

روياي رفتن به خانه

...داستاني که ميخوام براتون تعريف کنم

در مورد بازگشتش و اون شبِ...

...يک شب بسيار طولاني

و بسيار وحشتناک...

فلوريل

داره ميره؟

...امکان نداره

کيه؟

فلوريل اچيگوين

نميشناسمت

دون گويو اونجاست؟

نه...خيلي وقته اينجا رو فروخته

!سلام، رفيق قديمي

حالت چطوره، امادو؟

چه انتظاري داري؟

فقدان تمام محله رو پُر کرده

خبري از ميز روياهامون نيست

!چه چيزايي ياد گرفتيم

!چه چيزايي

...بعد از اون کار با اميليو

يجورايي از هم فاصله گرفتيم...

...پدرت، با رماتيسمش

...رازتي، با بدبختيش

ديگه نيومدن...

و اونجا رو ببين ...گوردو رو ميبيني

...به مدت 30 سال

...ميشنيدم که پشت سرم ساز ميزنه

نميتونم بخاطر مردن ببخشمش

...صداي آکاردئونش

بهم قدرت آواز خوندن ميداد...

...اون نوا رو با خودش برد

منم تحليل رفتم...

ديگه نميتونم بخونم

بلوندي؟ خوابي؟

...چطور ميتونن آزادش کنن

اونم وقتي تا ساعت 11 اونجا بودم؟...

!اينم از شانس من

روسي، چي شده؟

آزاد شده زد به پنجره

کجاست؟

بزودي مياد اينجا

!منو ببين

فيدو کوچولو بيدار شده

بيا، ميخوام بخورمت

بابا رو آزاد کردن

ميخوام تو تختت بخوابم

...باشه، فردا، فردا

خوشحال نيستي؟

...رانهاي کوچولوت

...کفل کوچولوت

ميتونم درسته بخورمت

...خيلي دوسِت دارم

!پسر عزيزم

!پسرم

ميدونستم برميگردي

حس کرده بودم

روسي و فيدو رو ديدي؟

هنوز نه

!بالاخره اومدي

هنوز حوصله گله گاوها رو داري؟

شوخي ميکني؟

اوضاع چطوره؟

...اين کشور به سراشيبي افتاده

ورشکست شده...

ديگه خبري از اتحاد نيست

بعد از اين همه سال چه انتظاري داشتي؟

جادو؟

!بزودي انتخابات شروع ميشه، بابا

کي ما رو بياد خواهد آورد،فلوريل؟

تو کي هستي؟

!ال نگرو

آره، دوباره سر و کله ام پيدا شد

!تا کسي فراموشم نکنه

تو کي هستي؟ - !همون مرحوم -

کي؟

نترس، منم جناب مرحوم

!بدجوري دلم ميخواست زندگي کنم

!برگردم

...به خيابونهام، به محله ام

تو برو، رامونچيتو ساعت 6 ميبينمت

...وقتي فکرشو ميکنم تو اين سالها

!چه چيزايي رو از دست دادم...

چرا برگشتي؟

!براي تفريح

مردن خيلي کسل کننده ست

اتفاقي نميفته

شوخي ميکني؟

نه! يه چيزي بهت بدهکارم

...باهات ميام

برگشتن به اين راحتي نيست

!آسون نيست

...به محض اينکه ميميري

چيزاي زيادي ميفهمي... هيچ رازي باقي نميمونه

همه چي مقابل چشمات اتفاق ميفته

همه چيزو ميشنوي و ميبيني... همه چيزو ميفهمي

...دسيسه ها، حيله گريها، کلک سوار کردنا

هرچي که فکرشو بکني...

...من...تو...روسي

چي داري ميگي؟

!عصباني نشو...من مُردم

!ناراحت نشو

فکر بد نکن

کدوم احمقي حرفتو باور ميکنه؟

!مرحوم

!ال نگرو 5 ساله مرده

صبر کن...درسته، حق با توئه

کي حرف يه مرده رو باور ميکنه؟

صبر کن...همينجا اتفاق افتاد

اوناهاش...مراقب باش داره فرار ميکنه

ال توردو رو يادته؟

کي، همون پليس کارخونه بسته بندي گوشت؟

پليس امنيتي

دست نگه دارين

!خفه شو، وگرنه ميکشمت

چيکار داري ميکني؟

اين کاربوراتور ـه، درسته؟

کمک ميخواي؟

...يالا

!استارت نزن

مثل يه احمق شروع به کار کردم

و چي فهميدم؟...

!دارن همه چيزو ميبرن

البته، کارتو بکن

تلويزيونم همينطور؟

!اون مال مادرم ـه

!توي اين هواي سرد

کارتو بکن

توردو، اينکارو با من نکن

مزخرف نگو، روشنش کن

روشنش کن

چي گير من مياد؟

!خطر

روشنش کن

ميبيني چقدر راحت روشن شد؟

!خب، حالا از اينجا برو

!بزن بچاک

چطور ممکنه؟

...فکر ميکردم خيلي باهوشم

ولي اون ابله بهم شليک کرد...

!خداي من، محله‌ام

قبلا يه چيز ديگه بود

از زمان ما خيلي عوض شده

آدمو ميترسونه

پاس بده، بِردي

...فلوريل

براي اينکه اذيتش کنيم ...بهش ميگفتيم پرنده کوچولو

چون واقعا ميتونست پرواز کنه...

تقريبا باهم بزرگ شديم

توي خيابونا و کارخونه بسته بندي گوشت

تو گروهمون همه جور آدم داشتيم

...از پرگرينو بگير که بچه شمال بود

...تا يه فرانسوي

...روبرتو

...که يکم لنگ ميزد

يه تکنسين سردخانه...

ميخواين يه چيزي رو بدونين؟

من و فلوريل هيچوقت دوستاي صميمي نبوديم

شايد بخاطر اينکه من خيلي ازش بزرگتر بودم

عضو پرشور اتحاديه

اون هيچوقت خودشو درگير چيزي نميکرد

!چه کنايه آميز

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left