The first 200 lines.
تقديم به تمامي پارسي زبانان کاري از
يک روز بهم گفت : " ميخواد صحرا و بيابان رو فراموش " کنه جنگ و دعوا ديگه فايده اي نداره
" ولي چطور ميتونم فراموش کنم "
" صحرا جاييه که زندگي من از اونجا آغاز شده "
اين سرزمين جايي است که مرگ نه تنها پايان نيست" " بلکه آغز همه چيز است
داستان قيل از اينکه اصلا بدونم يه داستان هست آغاز شد
صداش رو قبل از اينکه بدون کي هست شنيدم
تلاش براي رسيدن به حقيقت بخشي از تلاش براي رسيدن به مقام والاي انسانيت هست
و تنها راه رسيدن به اين حقيقت چيزي نيست جز فدا کردن
استعداد و هوش و روح مستعدترين مردمان آمريکا
خوشحالم ميبينمتون ، خانم ميسلو کلاس ها هنوز شروع نشدن ؟
مطمئن نيستم امسال بخوام تدريس کنم
حال مادرتون چطوره ؟
خوبن ، ممنونم
دوست دارم اسپانيايي ياد بگيرم کتابي رو پيشنهاد ميکنيد ؟
اسپانيايي ؟ خوبه حتما بايد کتابي داشته باشيم اجازه بدين نگاه کنم . اسپانيايي ، چقدر جذاب
نمونه کاامل يک نويسنده افتخار دارم که
که خالق اين آثار فوق العاده رو بهتون معرفي کنم " آمبروس بيرس "
خانم ها
خانم هاي تحسين کننده
... کوته فکر
... طرفدار حق راي ، زنان احمق آمريکايي
و مردان
ميتونم درباره نوشته هايي که دچار
تحريف شده اند براتون صحبت کنم
يا باهاتون همراه بشم و کمکتون کنم که محصولات فرهنگيتون رو
به بالاترين پيشنهاد بفروشين
خام ها آقايان آقي " بيرس " حالشون خوب نيست
فقط ريه هام خوب نيستن
هر لقطي که به کار ميبرم تنها تنها نشئت گرفته از ذهن کاملا سالم و روشن منه
اگرچه که لغات و جملاتي هم ويراستار من اضافه ميکنه
بله
هميشه تلاش کردم که به حقيقت پايبند باشم
هر روز که ميگذره ، بيشتر به اين فکر ميکنم که هر لغتي که نوشته ميشه ، ماندگار خواهد بود
و به طريقي
ذهن بشريت رو باز و شفاف کنه
... من
... هر روز زندگي خانوادمو قرباني و فدا کردم
هر لحظه و هر روز زندگي فرزندانم رو
به خاطر چي؟ که بنويسم و شما بخونيد در حالي که انتشاراتي من
روز به روز ثروتمندتر ميشه
و قدرت بيترس رو بدست مياره
نوشته هاي من در خدمت حقيقت نيستن در خدمت ناشر من هستن
و حالا بعد از اين سخراني باشکوه
درباره اين 14 جلد متاب بي محتوا و بي معنا
من با همشون خداحافظي ميکنم
من مستقيم به چهره شما نگاه ميکنم
و با افتخار با تمام نوشته هام
خداحافظي کنم
اميدوارم که ديگه هيچ وقت شما رو نبينم
اونروز نتونستم چهرش رو ببينم
اون کاري رو کرد که من هيچ وقت جرات انجامش رو تا اون زمان نداشتم
اون با دنياش خداحافظي کردن
همون کاري که پدرم 15 سال قبل کرده بود
هريت ف من آماده ام
" هريت "
هنوز آماده نشدي که ديرمون ميشه
من نميام چي گفتي ؟
من واسه اون جشن مسخره همراه تو به آرلينگتون نميام
ديگه نميام
اين جشن سالينه جنگ کوبا است
همرزمان پدرت اونجا خواهند بود
ميدوني اگه نريم چه فکرهايي دربارمون ميکنن ؟
چيکار ميکني ؟
چطور ميتوني اينقدر نسبت به خاطرات پدرت بي تفاوت باشي
من بي تفاوت نيستم ، فقط صادقم
از حالا ميخوام نسبت به خاطرات پدرم صادق باشم
نميدونم چت شده
چندتا از اون قرص هاي اعصاب رو بخور
چندين ماه که ديگه خودت نيستي نامزديت رو به هم زدي
اون نامزدي يه دروغ بيش نبود . مثل دروغ جمع آوري پول
براي 15 مين سالگرد
... به عنوان خانوداه عاشقي که
مردش رو با افتخار در ميدان جنگ از دست داده اينا همش دروغه
هريت ، مواظب حرف زدنت باش
نميخوام مواظب باشم
قرص هم نميخوام
نميخوام به مراسم ترحيم پدر پرافتخاري برم که هنوز زندست
مادر ، بزار رک و پوست کنده بهت بگم زنده ميفهمي زنده ، زنده تر از ماها
نميفهمم درباره چي حرف ميزني
شما يک " ويدو " نيستين مادر
اون برنگشت چون ميخواست با شما زندگي کنه
همسرتون شما رو ترک کرد
و حالا شما ميخواين همون کاري رو بکنيد که اون با شما کرد
تو هم ميخواي منو از سر خودتون باز کنيد
بدون اينکه کوچکترين حرفي بزنيد
نامه تارخش بر ميگرده به ماه اکتبر چندوقته اين نامه رو داري ؟
چطور به خودت جرات دادي اينو ازم مخفي کني ؟
چرا پيشنهاد رو رد کردي ؟ احساساتت رو از دست دادي ؟
اين تها کار احساسيي بوده که توي تمام زندگيم کردم
من و استخدام کردن
جدي که نميگي ، تو نميتوني خدمتکار يه خانواده مکزيکي بشي
تو يک دخترتحصيل کرده بمستقل هستي
من دختر نيستم مادر من يه دختر ترشيده هستم
مستقل نيستم . درست مثل خودت داريم با حقوق بازنشستگي که حقمون نيست زندگي ميکنيم
چرا سعي نميکني واسه يه بارم که شده درست به مسائل نگاه کني
ميدوني هريت
تو خيلي شبيه پدرت هستي
يکي ديگه اون بالاست
بشکه ها رو توي خيابون همينجوز رها کردن
ميگن توي ويلا نميشه الکل مصرف کرد
من " هريت ويدو " هستم بله اتاقتون آمادست
استفاده از الکل مجازاتش مرگه
اميدوارم از اقامتتون اذت ببريد ميخوام يه تلگراف بفرستم
آره
دارن بر عليه 8 خانواده مهم توي مکزيک اقدام ميکنن
اون ها دشمنان انقلاب و ملت معرفي کردن
کار ديگه است که بتونم واستون انجام بدم ؟
هوارد ، صداتو نميشنوم
ولي اين مقصدش ميراندا هست
ميشه همين الان بفرستينش ؟
اونها منتظر تلگراف من هستن هرکاري از دستمون بربياد انجام ميديم
ولي بعصي وقت ها اونها خطوط رو قطع ميکنن و ارتباط رو مختل ميکنن
ميراندا هم به عنوان يکي از دشمنان معرفي شده
همين الان توي روزنامه خودم اعلامش کرديم
ببخشيد کمکي نيميتونم بکننم اقتضاي کار و حرفه ماست
حرف هايي که زدين يعني چي ؟
چي هوهو الان درگير يه انقلاب هست
منطقه ميراندا توسط دولت فدرال کنترل ميشه شما نميتونيد بريد اونجا
شايد بهتر باشه برگردين خونه
نه ممنون
ديگه هيچ وقت روزنامه نميخرم
انگليسي متوجه ميشي ؟
البته که نميشي
دارم آخرين نامه خودمو مينويسم
هميشه براي همه چيز به آخرين باري وجود داره
اگه يه روز شنيدي جلوي مکزيکي ها قيام کردم و با لباس مندرس
تير خوردم ، بدون که اين راه خوبي واسه مردنم بوده و هست
خيلي بهتر از مردن به دلايل بيماري ، پيري يا افتادن از راه پله است
براي غريبه اي در مکزيک
اين مرگ آسوني به حساب مياد
شما خانم : ويدو " هستين ؟
بله خودمم اسم من " فروتوس گارسيا " هست
شما از ميراندا تلگراف دريافت کرديد ؟
اون ها شما رو فرستادن ؟
سفر طولاني در پيش داريم قبل از طلوع آفتاب بايد راه بيوفتيم
سال نو مبارک
ساک و بارشو بهمون ميده
غريبه فکر ميکنه هيچ مکزيکي نميتونه فريبش بده
اگه خانواده ميراندا برن چي ميشه ؟
اگه خانواده ميراندا برن چي ميشه ؟
ولي اونها به اين زن تلگراف زدن گفتن بياد
حالا اگه برن چي ؟
من به ژنرال ويا قول کرسمس رو دادم فراموش که نکردي ؟
ما به ژنرال ويلا ملحق ميشيم و شهر " اجيناگا " رو ميگيريم
دليل خاصي داري که اينجوري به من زل زدي ؟
تا مردي به سن شما نديدم که اين همه مشروب بخوره
انقلاب ها چيزهاي زيادي رو به ما ياد ميدن مثلا اينکه در هر جنگي
مردمان مست هميشه بر انسان هاي هوشيار غلبه کردن
انسان مست هميشه بهتر حرف ميزنه تا اينکه بخواد تيراندازي کنه
فکر ميکني من مستم نيستي ؟
روزنامه فروش ، بيا به کمکت نياز دارم
شايد دوست داشته باشين واسه شام بهمون ملحق بشين
نه متشکرم
ميخوام همراتون بيام کجا ؟
دنبال " ويا " ميگردم
چيکارش داري ؟
ميخوام بجنگم . براي انقلاب
فروتوس
ما اينجاييم ، ژنرال
چي شده ؟
نگاه کن فاتسو چطوري ميدوه . نگاش کن
سلام ، واسه مبارزه آماده اي ؟
مونسالو ، با قطار برو توي " هاسيندا " منتظرم باش
اونجا ميبينمت " پدريتو " موفق باشي
اون يارو کيه ؟
يه غريبه احمق سوار بر اسب سفيد
(اسب هم بايد غريبه باشه ( اسب مکزيکي نيست
وايسا ديدنمون
مامورهاي فدرال دارن ميان خانم
از ماشين پياده شين بهتره که اونا شما رو ببينن
آه خيلي زيباست
بدون اينکه بفهمم
از مرز ميان محدوده تحت کنترل اقلابيون و
فدرال ها گذشتيم
کاسيميرو ، اين زنه کيه ؟
اومده به بچه هاي ميراندا درس بده
بهش بگو خيلي دير اومدي
آهاي خانم معلم خانواده ميراندا از اينجا رفتن
اين يه تله است
چه خبره ؟
نيروهات کجا هستن ؟ چرا حمله نميکني ؟
توي قطار همين نزديکيا منتظر دستور من هستن ، ولي تعدادشون خيلي کمه
ما اومديم ميراندا رو ببريم ، حالا حتي چندتا گروگان هم نداريم
بايد بهمون کمک کنيد
تو " آتولفو " هستي ؟ بايد واسه افرادم يه پيام ببري
چرا حرکت نميکنيم پس ؟
چطوري تونستن بيان اينجا ؟
تو که گفتي دره امنه
اين همون فرمانداريه که بهش تلگراف زدن
آقاي ميراندا ؟ من مديرشون هستم
صداشون کنيد لطفا ايشون رفتن
نه ايشون به من تلگراف زدن
ما تلگراف زديم تا به کسايي که خطوط ارتباطي رو قطع کرده بودن حقه بزنيم
به خاطر شما تلگراف نزديم خانم محترم
تا حالا همچين چيزي نديدن مگه نه ؟
وايسا وايسا
وايسا پير خرفت
ببخشيد آقايون کسي ميتونه به من بگه
کجا ميتونم " پاکو ويا " رو پيدا کنم ؟
No comments yet. Be the first to leave one.