Tell Me Lies

Tell Me Lies

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Tell Me Lies S01E05 1080p WEB H264-CAKES
Tell Me Lies S01E05 720p WEB h264-TRUFFLE
Tell Me Lies S01E05 2160p WEB h265-TRUFFLE
Tell Me Lies S01E05 WEBRip x264-XEN0N
Tell Me Lies S01E05 480p WEB x264-RMTeam
Tell Me Lies S01E05 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Tell Me Lies S01E05 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Tell Me Lies S01E05 WEB XviD-RMX
A Commentary by Namdar
🅱️🅼🅱️ نـــامـــدار | ʙᴀᴍᴀʙɪɴ.ᴄᴏᴍ ☚

Tags

web
1080
720p
720
webrip
x264
brip
480p
480
x265
hevc
xvid
Published on: 2022-10-20
Downloads: 86
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫واسه چی مامانت رو سی‌جی صدا می‌کنی؟

‫اِم، خودش مزیت مامان ‫خطاب شدن رو از دست داد.

‫سلام به استیون دی‌مارکوی معروف.

‫سلام میسی، حالت چطوره؟

‫همدیگه رو می‌شناسین؟

‫جفتمون اهل بی‌ویلیم.

‫- دیروز کی باهات تماس گرفته بود؟ ‫- مامانم بود.

‫کار به شدت تخمی‌ای ازش سر زده بود،

‫من هم نمی‌تونم درست و حسابی ببخشمش.

‫سعیم رو کردم.

‫تحمل مامان من هم دشواره.

‫با بابام که اصلا صحبت نمی‌کنم.

‫وقتی شش ساله بودم، ترکمون کرد.

‫این یکی پژمرده نمی‌شه.

‫درگیر کسشعرهای استیونم.

‫دارم خیلی حماقت می‌کنم. ‫انگار خودم نیستم.

‫می‌تونی با افراد دیگه‌ای هم باشی.

‫اون پسره که باهاش آشنا شده بودیم چطوره؟

‫مکس رو می‌گی.

‫هنوز هم می‌خوای با هم شام بخوریم؟

‫- بفرمایین. ‫- ممنون.

‫بهترین قهوه دنیا رو برات دم می‌کنم.

‫قهوه محبوبم همینه.

‫هوم. به‌به.

‫وای، پشم‌هام.

‫- چیه؟ ‫- اِم، باید برم وسایلم رو جمع کنم.

‫مامانم الان می‌رسه.

‫اگه نیاز بود کسی نجاتت بده، ‫بهم خبر بده.

‫ممنون.

‫راستی، اگه نتونستیم صحبت کنیم...

‫مگه تلفن نداریم؟

‫صرفا جهت احتیاط، کریسمس مبارک.

‫خیلی‌خب.

‫کریسمس مبارک دخترک عجیب‌الخلقه.

‫مترجم: «نـــامـــدار»

‫سلام.

‫نمی‌دونستم نیستی.

‫مگه قرار نبود دیشب بری؟

‫اتفاقات اجتناب‌ناپذیر رو ‫به تعویق انداختم.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫بیا تو.

‫تا دیروقت بیدار بودی؟

‫آره، با یه سری از دخترها ‫خیلی مست کردیم.

‫دارم روانم رو آماده می‌کنم ‫که دو هفته پیش مامانم باشم.

‫بیا بغلم.

‫- من رو بو کردی؟ ‫- اوهوم.

‫آخه خیلی بوی خودت رو می‌دی.

‫بیش از همیشه بوی خودت رو می‌دی.

‫احتمالا بوی سویشرتمه.

‫- ‫- وای خدایا، ببخشید.

‫جواب بده.

‫سلام، چی شده؟

‫سلام، همین الان وارد محوطه دانشگاه شدم.

‫خیلی‌خب، یه دقیقه دیگه پایینم.

‫خیلی‌خب، خداحافظ.

‫شرمنده‌ام، قرار بود یه ساعت دیگه برسه.

‫شاید بتونیم بقیه‌اش رو ‫به تعطیلات محول کنیم؟

‫وقتی نیم ساعت بیشتر با هم فاصله نداریم،

‫ندیدنت خیلی غیرعادی می‌شه.

‫آره، حتما.

‫- موافقی؟ ‫- اوهوم.

‫ایول، به نظرت چه روزی ‫همدیگه رو ببینیم؟

‫اِم... خودت چه روزی راحت‌تری؟

‫فردای کریسمس روز خیلی خوبیه ‫و آدم هیچ کاری نداره.

‫- خیلی‌خب. ‫- خیلی‌خب.

‫خیلی‌خب، باید برم.

‫خیلی‌خب.

‫- خداحافظ. ‫- خداحافظ.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫اجازه داری تنهایی پشت فرمون بشینی؟

‫اگه شخص گواهی‌نامه‌داری ‫همراهم باشه، مشکلی نیست.

‫عه، پس فقط اومدنی قانون‌شکنی کردی.

‫احسنت.

‫خب... حال و هوای خونه چطوره؟

‫خب، عاشق اعیاده، از همین روی...

‫به طرز عجیبی حال و هوای خوبی داره.

‫آها.

‫- سلام. ‫- میگرنش عود کرده.

‫تو اتاقش دراز کشیده، ‫واسه همین بهش گفتم سر و صدا نمی‌کنیم.

‫از دیدنت خوشحالم.

‫همچنین.

‫مسیر چطور بود؟

‫خوب بود.

‫چند وقته که خوابیده؟

‫یه ساعتی می‌شه.

‫مطمئنی بهتر نیست بریم بهش سلام کنیم؟

‫خودش تأکید کرد بیدارش نکنیم.

‫خیلی‌خب.

‫خوردنی نداریم؟ غذا نداریم؟

‫یه سری غذای منجمد...

‫صبر کن، صدای مایکروویومون خیلی بلنده.

‫استیون اومده؟

‫اومده؟

‫آره مامان.

‫ببخشید که سر و صدا کردیم.

‫سلام مامان.

‫- وای... ‫- عیدت مبارک.

‫واسه چی نیومدی بهم سلام کنی؟

‫ببخشید، باید می‌اومدم.

‫وینس گفت میگرنت عود کرده.

‫اشکالی نداره.

‫بیا بغلم.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫دفعه دیگه یه راست بیا بهم سلام کن.

‫ببخشید.

‫می‌بخشمت.

‫«بهم دروغ بگو»

‫«فصل یکم، قسمت پنجم» ‫«کریسمس تخمیتون مبارک»

‫- صبح به خیر. ‫- سلام.

‫سلام، بیدار شدی.

‫- آره. ‫- اِم، برات نامه اومده.

‫عه.

‫دعوت‌نامه مراسم یادبود میسیه،

‫بیست و هفتم تو خونه‌شون ‫تو بی‌ویل برگزار می‌شه.

‫وای، تسلیت می‌گم.

‫بهتره بری.

‫- وای خدایا! ‫- چیه؟

‫واسه شرکت تو سمینار ‫نویسندگی پیشرفته قبول شدم.

‫- می‌دونستم قبول می‌شی. ‫- وایستا ببینم، سمینار دیگه چیه؟

‫واسه ترم بعدیه.

‫به ندرت سال اولی‌ها رو قبول می‌کنن.

‫چه عالی!

‫خب، اِم، به نظرت می‌تونم با پسری...

‫که باهاش رابطه داری آشنا بشم؟

‫- چی؟ ‫- همون پسر بی‌ویلیه رو می‌گم.

‫- جورجیا. ‫- مامان!

‫صرفا گفته بودم با یکی وقت می‌گذرونی...

‫و تأکید کردم حق نداره ‫معنی «وقت گذروندن» رو...

‫موشکافی کنه.

‫آفرین.

‫وای، یه چیزی بگو دیگه.

‫خب، چه بدونم. ‫همدانشگاهی هستیم.

‫- اوهوم. ‫- می‌خواد وکیل بشه.

‫وکیل بشه، خوشم اومد.

‫مطمئنم خوشت میاد.

‫خیلی خوشحالم که اومدی خونه.

‫من باز می‌کنم.

‫گاس، هیس.

‫سلام لوسی.

‫چند وقتی می‌شه که ندیده بودمت.

‫کریسمس مبارک.

‫کریسمس مبارک جیمز.

‫از «بیرد» خوشت میاد؟

‫آره، خوبه. بدک نیست.

‫عه، سلام جیمز. ‫واسه چی اومدی اینجا؟

‫عذر می‌خوام، بهتر بود ‫قبلش تماس می‌گرفتم.

‫نه، چرت و پرت نگو، بیا تو.

‫می‌خوای این‌قدر جلوی در ‫نگهش داری که یخ بزنه؟

‫- اشکالی نداره. ‫- من این‌ها رو می‌گیرم.

‫- حالت چطوره؟ ‫- اومدم همین رو بیارم.

‫خیلی لطف کردی.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫این دیگه چه کاری بود؟

‫چیکار کردم؟

‫خیلی بی‌روح برخورد کردی.

‫زیاد میاد اینجا؟

‫خب، نمی‌دونم زیاد از نظرت چقدره، ‫ولی چطور مگه؟

‫لوسی.

‫واسه چی جوراب بابا رو آویزون کردی؟

‫چون پدربزرگ و مادربزرگت ‫این هفته بهمون سر زده بودن...

‫که هدایاشون رو بذارن اینجا.

‫یعنی واسه اون‌ها آویزونش کردی؟

‫با خودم گفتم خوششون میاد. ‫پدر و مادرش هستن دیگه.

‫ما که سه ساله آویزونش نکردیم.

‫جورابه دیگه. ‫چه اشکالی داره؟

‫آخه آویزون کردنش ‫واسه حفظ ظاهر رو درک نمی‌کنم.

‫نگران چی هستی؟ ‫که خیال کنن به حد کافی ناراحت نیستی؟

‫عجب.

‫این جونور رو از کجا پیدا کردین؟

‫ایشون آقا پسره.

‫کنار در گاراژمون بود.

‫از همسایه‌هامون پرسیدم، ‫ولی گربه اون‌ها نبود.

‫بو می‌ده، عنش هم بدبوئه.

‫زیاد نگهش نمی‌دارم،

‫تا وقتی بتونم براش ‫خونه پیدا کنم نگهش می‌دارم.

‫آها، خب، احتمالا اگه این‌قدر ‫بهش غذا نمی‌دادی،

‫خودش تا حالا خونه پیدا کرده بود.

‫گربه‌ها تو این مسائل زرنگن.

‫امروز خیلی خوشگل شدی مامان.

‫- راست می‌گه. ‫- اوهوم.

‫ولی تو که نیومده بودی بهم سلام کنی.

‫خب، وینس خبر مهمش رو ‫باهاتون در میون گذاشته؟

‫قراره برگردم بی‌ویل زندگی کنم.

‫چی؟ کارت چی می‌شه؟

‫چه سوال مسخره‌ای.

‫می‌تونه هر جایی حسابدار باشه دیگه.

‫تو لانگ بیچ بهم پیشنهاد کار دادن.

‫عه، یعنی یهو به این نتیجه رسیدی ‫که دیگه از شهر خوشت نمیاد؟

‫خوشم میاد، ولی مامان اینجاست.

‫حقوقش چقدر از شهر کمتره؟

‫خیلی‌خب استیون، باید بریم سوپر.

‫بریم.

‫مرسی که کمکم کردی استیون.

‫راستش تو فکرش بودم...

‫که شاید بد نباشه همه‌مون رو ‫شب کریسمس به صرف غذا مهمون کنم.

More Farsi Persian subtitles for Tell Me Lies

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left