The first 200 lines.
کلکته - 1946
کارگردان : جان فارو
پرواز شماره 17649 کلکته - دینجان ساعت ده و نیم به دینجان میرسه
از آب و هوای کلکته اطلاع حاصل کنید
هربرت زود تر تمام کن اونا تو کلکته منتظرم هستند
سفر خوبی داشتی؟ بله اما عجله کن
من باید برم کلکته
چشمت چی شد؟
خوردم به یک فیل
بچه های شما عجله کنید
دفعهی بعد برات دو بطری ویسکی میارم
بسیار خوب بیل
سلام داون
سلام آقای کانینگهام خبری از نیل و پدرو داری؟
اونا ساعت ۸:۱۲ صبح از کونمینگ پرواز کردند با هنگوور؟
چیزی نگفتن الان باید این طرف تپه باشن
باهاشون تماس میگیرم
هواپیمای ۱۷۶۵۰ ، اینجا دینجان
هواپیمای 17650 ، موقعیت شما چیه؟
۳۲ کیلومتری غرب گذرگاه حدود ۶۰۰۰ فوت
کانینگهام کجاست؟
از این همه کوه با قلههاشون نمیترسی؟
آنقدر عصبی که ناخنهامون رو می جویم
ببین ، من دارم برمیگردم کلکته مهمانی منو فراموش نکن، سه شنبه شب
خیلی مهمه
به زودی میبینمت باشه
موتور سمت راست خاموشش کن
بار رو خالی کن باشه
کار خودته
آروم باش ، بعداً می پری اول از شر همه اینا خلاص شو
۱۷۶۵۰ تماس با دینجان
دینجان ، بگوشم
موتور سمت راست ما از کار افتاده
ما محموله رو خالی میکنیم
در تماس باشید
داریم میریم پایین عجله کن
کجایی؟ در رشته کوه ناگار
اون سطل زباله پرنده رو یه کاریش بکن
هر کاری بتونم میکنم
منظره قشنگیه اما هرگز فکر نمیکردم از نزدیک ببینمش
ما فرود اومدیم یه مکانیک و یه میل لنگ برامون بفرستید
باشه ، میل لنگ برات میارم
خیلی آروم
نگهش دار
اومدش
چراغ راهنما رو روشن کنید زود باشید بچه ها
بیاین کمک کنید
بالاخره رسیدی چرا دیر کردی؟
این جای تشکرته
من در کلکته قرار ملاقات داشتم و برای کمک به شما به اینجا اومدم
ما قطعات جدیدی آوردیم که میتونید تعویض کنید
چطوره با نخ ببندیمشون؟ بچهها امشب یه کم بدخلق هستن
مراقبش باش ، باشه؟ بله ، مراقبم ، خیالت راحت
یه سیگار بهم بده
تازگی دعوا کردی؟ کجای چشمت آسیب دیده؟
ولش کن ، داریم برمیگردیم شهر یه نوشیدنی برات میخرم
نه ، چایکارها تو شهر هستن و خیلی هم سرسختن
هوا برای دعوا خیلی گرمه
دعوا نه ، فقط بحث بیا بریم
نظرت چیه نیل؟
یه آبجوی خوب حالمو خوب میکنه بریم دست و صورتمون رو بشوریم
باید موتور رو پیاده کنیم
ممنون
بسیار خب ، چه اهمیتی داره؟
قبل از عزیمت شما به کلکته
میخوام بگم چرا این مهمونی رو گرفتم
اون کیه؟ بگو من... من قراره ازدواج کنم
قراره چیکار کنه؟
میخواد ازدواج کنه
واسه چی؟
شاید برات عجیب باشه... ولی من عاشقشم...
ما خیلی از اشتباهاتت رو درست کردیم اما این یکی رو نباید مرتکب میشدی
این دفعه اشتباه میکنی ، اون دختر خوبیه
از یه خانواده خوب از آمریکا
روز خوبی داشته باشی بله، عالی
اون وضعیت ما رو میدونه نمیخواد ما رو از هم جدا کنه
اون که نمیخواد ما رو از هم جدا کنه، مگه نه؟
تو ساده لوحی ، بیل
تو به اندازه کافی تجربه داری که بدونی اونا چی میخوان : ثبات
حل و فصلش کن
اگه هر سه تامون از اون در بریم بیرون خودت دقیقاً میدونی
نمیتونی پاهاتو زیر میز نگه داری؟
ببخشید عزیزم
یه شوخی کوچیک، ها؟
میتونم کاری کنم لبخندت رو قورت بدی
ببخشید بچهها صبر کن ، تو چیزی گفتی؟
خیلی زر میزنی
تو هم میخوای؟
روز خوبی داشته باشی عالی
اون کجاست؟
یالا بلند شو
بذار یکی دیگه بهش بزنم بشین
یه نوشیدنی کوچک برای رفع خستگی
تو به همسر نیاز نداری بلکه یه محافظ لازم داری
میتونی پرواز کنی؟ البته که میتونم
بابت اتفاقی که افتاده متاسفم... واقعاً میتونی؟
باید در مورد جینی بهت بگم خب ، بهمون نشون بده
ما سهشنبه شب نامزدی مون رو جشن میگیریم
باشه ، ما اونجاییم برو بالا
امشب به اندازه کافی ازت دیدیم
لبخند بزنید بچه ها
برو دیگه منتظرتون هستم ، فراموش نکنید
یه کم کلکته حالمو خوب میکنه
در بازکن بطری داری؟ واسه چی؟
برای اینکه آبجومون رو تموم کنیم
بدش به من صبر کن
سلام، مک ، سلام خوشحالم برگشتی
سلام انگار میخواد برف بیاد ، درسته؟
سلام خوش تیپ من
سلام مری خبر جدیدی نیست؟
انگار هیچ مشکلی نیست ، مگه نه؟
نه ، ما مشکلی نداریم
نیل ، رئیس میخواد تو رو ببینه
حدس بزن چرا با این محموله ما...
بیل کجاست؟
نمیدونم ، حتماً وسط مه
من دارم میرم پیش رئیس ، اینو رمزگشایی کن من نمیفهمم... پایین ، عزیزم
درست مثل خونه
سلام ، مشغولی؟ سلام نیل
بشین
میدونم چی بهت گذشته
تو با این کار ، کار خوبی انجام میدی
ادامهی این آهنگ خوشحالم که به خونه برگشتی
سیگار بکش
ممنون ، چی شده؟
چی رو داری از من پنهان میکنی؟
یه خبر بد
خب؟ بیل کانینگهام
خب؟
دیشب فوت کرد
تصادف کرد؟ نه ، تو شهر به قتل رسید
کار کی بوده؟ نمیدونم
جسدشو در یه کوچه تو بازار پیدا کردیم
چطور کشته شد؟ با بند کفش خفه شده
هنوز دور گردنش بود
در مورد نامزدش چیزی میدونی؟ نه، هیچی نمیدونم
من دارم میرم مرخصی اما پلیس رسیدگی میکنه
من خودم میخوام اونا روبگیرم پدرو هم همینطور
فردا یکی از شما باید مسافرین رو به چانکینگ بیاره
بعدش آزاد هستی
باشه ، پدرو این کارو میکنه
بعد میبینمت نیلز؟
میدونم چه احساسی داری اما اگه قاتلو پیدا کردی، به پلیس گزارش بده
وثیقه هام داره تموم میشه
برای قتل وثیقه وجود نداره
اون اینجاست ، ردیف سوم
مرگ با طناب دار دور گردن قشنگ نیست
البته
از پشت بهش حمله شده؟ آره
شما سه نفر خیلی با هم دوست بودید
شما تو همان هتل هستید؟ آره
چند وقته با هم زندگی میکنید؟
از وقتی که چانگکینگ رو ترک کردیم
همین برات کافیه؟ آره
گفت منتظر ماست
بریم
فوقالعاده بود ، مارینا ممنون، پاول
من دوستان آمریکایی شما رو میبینم
ببخشید
شرمنده ممنون
بلند نشو
سلام، مارینا از بیل خبر داشتی؟
آره آقایان چی میل دارن؟
دو تا ودکا و دو تا ویسکی
دیدم که داشتن خودشون رو برای مهمانی آماده میکردن همه چی آماده بود : گلها ، همه چی
بیل از من یه آواز خواست که بارها خونده بودم
بنظرت کار کی میتونه باشه؟
دختری که قرار بود براش جشن بگیریم کیه؟
اون یه دختر نیست یه آمریکایی زیباست ، ویرجینیا مور
دیشب با هم بودیم، داشتیم درباره مهمونی حرف میزدیم قبلاً دیده بودیش؟
نه
میدونی کجا زندگی میکنه؟ تو هتل شما ، هتل امپریال
از کجا در باره بیل شنیدی؟
اونا مقدمات رو به حالت تعلیق درآوردند کی مهمونی رو لغو کرد؟
احتمالاً خودش آقای لاسر دستور داد
لاسر کجاست؟ تو دفتر
اتاق بازی ، ببخشید... نیل
خوشحالم که اینجایی
مارینا...
دوست ندارم ببینم دختری مثل تو داره خودشو ضایع میکنه
وقت گذراندن با نیل اون مرد خیلی خوبیه ، اما با زنها...
یه سری عادتها داره اون هرگز عوض نمیشه
اما من نمیخوام اونو عوضش کنم چرا فراموشش نمیکنی؟
اون دقیقاً همانطور که هست به من میاد
بسیار خوب
اون واقعاً ناراحته برای من بهتره باهاش باشم
سر و صدا نکن من مدت زیادیه رولت بازی میکنم
شرط ۱۰۰ روپیهای من روی ۱۷ بود و تو جا به جا کردی
این افراد شاهد هستند این کلاه برداریه
پولمو بده وگرنه زنگ میزنم به مدیر
ببخشید آقا
فقط سه شرط بود ۱۶، ۱۴ و با فاصله ۱۵ و ۱۸
من پولمو میخوام
چه خبر شده؟
داستان همیشگی ، آقای لاسر اون شرطبندی رو میگه که وجود نداشته
چقدر شرط بستی؟ صد روپیه
به نظر من ۳۵۰۰ روپیه برد داشت
شب بخیر
فکر کنم درب خروجی رو بلدی
آقای گوردون ، آقای بلیک میخواهم با شما صحبت کنم ، لاسر
No comments yet. Be the first to leave one.