The first 200 lines.
!نــــــوش
بيترمن"؟"
چرا داري صورتت رو اصلاح مي کني؟
"براي اينکه شخصيتِ "رابين !ريش نداشت
بيترمن"، ما اينکارو فقط داريم" .واسه خنده انجام ميديم
ما که مبارزان واقعي جرم و جنايت نيستيم، نه؟
و اگر هم بوديم، من تو رو به عنوان اولين انتخابم .براي همراهم انتخاب نمي کردم
!کفش هات رو نگاه !اونا کفش هاي شوفريتِ، درسته؟
!شکمت هم که تابلوئه
آقاي "بک"، مطمئني که ميخواي اينجوري به بنياد خيريه مادرت بري؟
.فکر کنم لباس رسمي (کت شلوار مشکي) ميخواد
!اين لباسم که مشکيه
،فقط اينکه "هابسن" گفت .هيچ دردسري درست نکنين
چجور دردسري ممکنه از يه بازيه بي خطرِ بالماسکه بوجود بياد؟
ها؟
.ماشين رو که قبلاً خريدم
فکر مي کني دارن تعقيبمون مي کنن؟
مسخره نشو! اين ماشينِ بتمنِ !ما دوستاي اوناييم
!راننده، ماشين رو بزن کنار
چطوري سرعت رو کم کنم؟
!ترمزهاي اين لامسب کجاست؟ - فکر مي کني اين دکمه چيکار مي کنه؟ -
.از پليسا آدرس خيريهِ مادرت رو بپرس
.فکر کنم اين مسئله ديگه بيفايده شده باشه
.بهشون بگو توي يه موزه ست - !ما يه مجسمه عزيز رو داغون کرديم -
.بايد آدرسش همين طرفا باشه
.ازت ميخوام يه چند لحظه اي حرف نزني
.شب بخير. سرکار چه مشکلي پيش اومده؟
!"تو بازم مست کردي، "آرتور
نه. من از دفعه قبلي که همديگه رو !ديديم مست باقي موندم
"زود باشين، "بتمن" و "رابين .از ماشين بياين بيرون. يالّا
!مي تونم به يه معظل جدي اشاره کنم؟
آيا گذاشتن اين تخم ها واقعاً لازم بود؟ !ممکنه در آينده منجر به تصادف بشن
.باشه، راه بيوفتين، زود باشين
مي دوني، دوست ندارم اينقدر !نزديکِ اين خايه ها بشم
.بهتون حق ميدم
(شهرِ "گاتهام" (شهري که بتمن در اون زندگي مي کرد !در امن و امانه
.اوه، پسر
اگر امکانش هست براي خسارتي که ...به گاوِ طلايي تون زدم يه چک امضاء کنم
.همه مون مي تونيم به کارمون برسيم .تا ديگه حرفي نباشه
.يا اينکه نه. برگردين.زود باشين - ....براي چي؟ -
ما رو به زندان مي برين؟ - .آره -
!داريم ميريم زندان !"داريم ميريم زندان، "بيترمن
.آره - .مي دونستم اينروز فرا ميرسه و اون امروزه -
...همه چي خوب و مرتبه
ولي سقوط بازار سهام نيست .که باعث نگراني ما شده
.(نگراني شما برحقِ جناب رئيس (دانشگاه
"ولي بهتون اطمينان ميدم که "آرتور .اين روزها يکمي جدي تر شده
.اون به سرمايه گزاري علاقمند شده - .عاليه -
عذرميخوام يه لحظه اجازه ميدين؟ - .حتماً -
وارث کمپاني "بک" در رانندگي» «با سرعت غيرمجاز دستگير شد
عذرميخوام "ويوين"، دانشگاه نميتونه روي سرمايهگزاري ...شرط بندي کنه، قرار نيست که اين هزينه
.روي سرمايه گزاري که آينده نامعلومي داره وقف بشه
!آرتور" مثل يه کشتيِ بدون لنگر مي مونه"
.شايد وقتشه که اون رو به يه کشتيِ ديگه ببنديم
!تيتو"! "تيتو"! توي جنگِ خروس ها مي بينمت" .بهتر از اون چيزي بود که فکر مي کردم
عجب! تو پولِ آزاديه همه رو دادي؟
بنظر يکمي ناعادلانه بود که ما ميرفتيم .و اونا اون تو باقي مي موندن
اين ولخرجي بيهوده رو توي اين رکود اقتصادي چطور توجيح مي کني؟
!نکته خوبي بود
...آه، رکود اقتصادي
!پولِ مجاني
!مالِ شماست
!باشه، رکود اقتصادي تمومه !حالا توي رونق اقصادي هستيم
.خيلي شجاعانه بود .عجب انعطاف شگفت انگيزي از خودت نشون دادي
"سلام، "هابسن - .صبح بخير "آرتور". و دوستش -
"تيفاني"
اوه، خوبه که اسمش يادته !و با اطمينان صداش مي کني
!من يه ارتباط روحي رواني با لامپ خودم ايجاد کردم
"تيفاني"، ايشون دايه منه، "هابسن" .بهترين دوستم توي کلِ دنيا
دايه؟ - !اون فقط از نظر ظاهري مثل بزرگ سالاست -
...خب اون طرفِ خندقي از شامپاين که اسمش رو
ديشب" گذاشته بودي چه احساسي داشتي؟"
.فوق العاده بود
.مادرت تماس گرفت .ميخواد امروز تو رو ببينه
ويوين"؟ فکر مي کني "ويوين" چرا ميخواد امروز منو ببينه؟"
.اصلاً معني نداره
...بعد از نابود کردنِ يه مجسمه مشهور در دنيا
،و دور ريختنِ $78,000 از دستگاه خودپرداز !نمي تونم تصورش رو بکنم
اون ميخواد اينجا بمونه؟
پيشنهاد مي کنم که بهش اجازه ندي .به سينه هات عادت کنه، عزيزم
.اون يه خصلت معتاد کننده اي داره !تا وقتي که 6 سالش شد سينه هامو ول نمي کرد
"هابسن"
مجبور ميشدم به نوکِ سينه هام !سُس فلفل بزنم که ازم جدا بشه
.اون خانم حتي يکبار هم با سينه بهم شير نداده - .علي رغم تمام تلاش هايي که انجام داد -
!هي، اون کيفِ منه
.اوه
.نمي دونم اون چجوري رفته داخلِ کيفم "نمي دونم، "آرتور
احتمالاً يکي از همون رازهاييه !که هرگز کشف نخواهد شد
مثلاً قتلِ جان اف. کندي !قاپ زدن ساعتِ من
!اوه، اون واقعاً مالِ خودمه - .آفرين، عاليه -
.يه چيزي که مالِ خودته توي کيف دستيت بود
.نه، تو نبايد بري سراغ عکس هاي دوربينم
"آرتور" - .اوه، نگران اين چيزا نباش -
کارِ خيلي بي ادبانه ايه !تجاوز به حريم خصوصيه
اوه، داري ميري؟ .من از اين تصميمت 100% حمايت مي کنم
ميخواي بري تاکسي بگيري !يا کنار خيابون وايسي اوتو بزني؟
!شما آدمها عجيب و نژادپرست هستين
"خداحافط، "تيفاني
،بهت زنگ مي زنم .البته اگر تلفنم رو ندزديده باشي
!اون مجسمه بي ارزش دمِ دري رو اگر خواستي بردار
!بذارش سرِ جاش
با بقيه دوستاي جديدت هم "الان خداحافظي کن، "آرتور
.اونا بايد به دنياي واقعي برگردن
"اوه، من از دنياي واقعي متنفرم، "هابسن .اگر ايرادي نداره، ميخوام کارهام رو امروز توي تختم انجام بدم
"هابسن"
.صبحانه. الان
.بگير
!"هابسن"
هابسن"؟"
!"هابسن"! "هابسن"! "هابسن"
!"هابسن"! "هابسن" - چيه؟ -
سايمون" و "گارفنکل" همجنس باز" !مابينِ خيابونِ 61 اوم و پارک
.ببين
!عجب هدف يابي اي !اينم يکي ديگه از استعدادهاي به هدر رفته اتِ
!تخم هاتم بشور !درست و حسابي
خدا مي دونه که اون دختر چه بيماري !عجيب غريبي بين لنگ هاي خودش داشته
!اوه، "هابسن" ورژنِ آسياييِ خودت رو از دست دادي
،اه! تو خيلي عجله مي کني .بيش از اندازه سخت مي گيري
"من اينجا رو دوست ندارم، "هابسون - .معلومه دوست نداري. چون آدمها اينجا کار مي کنن -
ولي يه آسانسور هستش .که تو بايد دکمه شو فشار بدي
.همون نقره ايه
آقاي "بک"؟
.مادرتون الان شما رو مي بينه
.نگران نباش "آرتور"، زياد طول نمي کشه .بعدش باهم کارتون تماشا مي کنيم
"سلام، "آرتور
"اوه، سلام، "سوزان
از اون دور نديدم که داري از اين ...راهروي براقِ شفاف
!يه راست به سمتِ من مياي...
من يه تماس تلفني بهت مديونم، درسته؟
!از ژانويه تا الان
.ما 3 ماه باهم دوست بوديم .تو يهويي غيبت زد
(وقتي "هوديني" (شعبده باز معروف !خودشو ناپديد کرد، کار خيلي باحالي بود
.هوديني" يه شعبده باز بود" !اون عادت داشت ناپديد بشه
.من متوجه منظورت شدم - .فکر کردم بهتره بيشتر توضيح بدم -
ميدوني، تو تنها مردي هستي که !من باهاش خوابيدم و بعدش باهام بهم زدي
واقعاً؟ - .واقعاً -
...خب، مي توني منو آدمِ رمانتيکي بدوني
ولي اعتقاد دارم اون دوستيمون... ...بايد شاملِ کارهاي احمقانه اي
.نظيرِ حرف زدن ميشد
قراره با تو چيکار کنيم، "آرتور"؟ - !منو در جنگل رها کنين -
!با سگ ها بيوفتين دنبالم
.توي ملاقات با مادرت موفق باشي
"بيا تو، "آرتور
.اوه، سلام، آينده اينجاست
سلام "ويوين"، از زماني که توي !رَحِم ـت بودم تو رو بخاطر ميارم
"آرتور"
"خب، امروز "آرتور .قراره يه صحبت دوستانه باهم داشته باشيم
.بعدش يه صحبتِ جدي
،و در نهايت !ميخوام باهات اتمامِ حجت کنم
به نظرت چطوره؟
!به نظرم تأثير صحبت هامون با وُدکا بيشتر ميشه
.شنيدم که مشغولِ خوشگذروني هستي
،درست برخلافش .معمولاً سرم شلوغه
،يکي از اين چکمه هاي مخصوص اسب سواري گرفتم .يکمي هم بوسيله "بيترمن" ترسونده شدم
اول فکر کرديم که يه غده درآورده، بعدش معلوم شد که اون !فقط تلفن همراهش بود که توي جيب پشتيش گذاشته
.ولي با اينحال دورانِ نگراني بود ديگه
خب، تا اينجاش که خيلي خوب پيش رفته! صحبتمون بطور !شگفتآوري گرم بوده. بهترين صحبت مون تابحال بوده
.مي دونم که رابطمون هرگز ايدهآل نبوده
نه، خواهش مي کنم .نميخواد خودت رو سرزنش کني
...آره، مادري کردنت جزو نقاط قوتت نبوده
ولي منو با اون لباس دوست داشتنيه ميموني .بعنوان نماينده خودت معرفي کردي
.مي دوني، گاهي اوقات خوشحالم که اون مُرده
"گمون کنم منظورت پدرمه نه آقاي "تيکلز
.چون اون هرگز مجبور نبود اين رو ببينه
،اگر بي طرفانه بخوام بگم !اون 2 تا دختر بهم گفتن که بالاي 18 سال هستن
.و اينکه اونا مرد نيستن .فهميدن اين موضوع خيلي وحشتناکه
اين آدمِ رذل دوست داشتني کيه که شلنگ تخته رو !انداخته بيرون، ولي چشماش مثل ستاره مي درخشه؟
!عجب وضعيت مضحکِ قابل بخششيه
کي مي تونه با چيزي غير از اون عضوِ لذت بخشش اينقدر جذاب باشه؟
.تبريک ميگم - ...چطور مي توني اون هوشِ قابل توجهت رو -
!سرِ حماقت هايي مثل اين تلف کني؟
!کاملاً ساده ست ...من اون رو حماقت در نظر نمي گيرم
درواقع يه موهبت نبوغ گونه در به مبارزه !طلبيدن مرگ همراه با خوشي مي دونم
توجيح تو اينه؟ براي همين بود که ماشين "بتمن" رو داغون کردي؟
.آره، همينطوره صحبت هامون تمومه؟
.بگير بشين
وقتي تنها وارث شرکتي به بزرگيه شرکت ما .دستگير ميشه، سرمايه گزارانش وحشت زده ميشن
.اين مزخرفات بايد تموم بشه
همونجور که مرد جذاب و قهوه اي رنگي (اوباما) که ...الان داره اين کشور رو مي چرخونه که گفت
الان وقتش رسيده که... .رفتارهاي بچه گانه کنار گذاشته بشه
!فکر نکنم بتوني "قهوه اي رنگ" صداش کني
.بنابراين به يک راه حل رسيدم
"سوزان جانسون" - .جالبه -
.خوش لباسه !اختلالِ شخصيتيش هم لب مرزه
چطور اون يه راه حلِ؟
!"تو قراره که باهاش ازدواج کني، "آرتور
!چرا؟ - .سوزان" زنِ بسيار جذابيه" -
.دوست داشتنيه، آره .قطعاً اون حيوون رو تحتِ کنترل خودش داره
،زني توانا، و با اراده اي راسخ براي کمک به افرادِ محتاج !البته براي وقتي که يه دوربين اون اطراف باشه
"راستش، اگر يه سري فيلمِ ويدئويي از "سوزان !ميخواي، بايد بياي به آپارتمانِ من
!يکي دارم که برات بسيار هيجان انگيزه - ..."شرکتِ جهانيِ "بک -
.نسل به نسل بوسيله خاندان "بک" اداره شده
...با "سوزان" که يکي از ما هستش
خيالِ سرمايه گزاران از اين راحت ميشه که .سيرِ پيشرفتِ شرکت به پايان نخواهد رسيد
از کي تا حالا اينقدر بدگمون شدي؟
ازدواج يه وسيله نيست که .باهاش از وجهه شرکت محافظت کرد
!ازدواج براي قانوني کردن حاملگي هاي ناخواستهست
"اگر همچين احساسي داري، "آرتور .پس برام چاره اي باقي نميذاري
،از اين لحظه به بعد !دسترسيت قطع ميشه
منظورت چيه "قطع ميشه"؟ از تو و چي قطع ميشم؟
No comments yet. Be the first to leave one.