Season 1

Release info

Ganbare! Nakamura-kun!! S01E08 WEB-DL DUAL 1080p x264
A Commentary by Ehsan_Cn
°°مترجم : احسان°° ○○@Ehsan_Cn○○

Tags

webdl
Published on: 2026-05-14
Downloads: 30
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 186 lines.

‫هیروسه. بریم.

‫متأسفم. امروز کار دارم.

‫چی؟ کاری داری؟

‫آره. با یه نفر دیگه قرار دارم.

‫خیلی خب.

‫ناکامورا.

‫بیا با هم به خونه بریم.

‫باشه.

‫بعدش چاییش رو ریخت.

‫راستی، فردا چه کلاس‌ هایی داریم؟

‫ورزش و، اِ...

‫بازم یادت رفت؟

‫آه، باشه. ‫بعداً توی لاین بهت پیام میدم.

‫ممنون، ناکامورا. ‫همیشه حواست به همه چی هست.

‫این رو میگی، ولی شرط می‌بندم تنبلی میکنی، ‫چون میدونی میتونی روی من حساب کنی.

‫اینطور نیست.

‫مطمئنی؟

‫خب، فردا می‌بینمت.

‫کسی دور و بر نیست.

‫اوه، امروز حسابی توی کاره.

‫هی، آروم باش. میدونم دوستم داره، ‫ولی این دیگه خیلیه.

‫وایسا. اگه عقب نکشه...

‫آخ، آخ!

‫آخ، آخ، آخ!

‫آخ، آخ، آخ!

‫بس کن دیگه، ایچان! ‫ولم کن!

‫میدونستم خوابه.

‫ای بابا.

‫اسم من ناکامورا اوکوتو هست.

‫من فقط یه دانش‌ آموز دبیرستانی عادی و سالمم.

‫و خجالتی و همجنسگرا هستم.

‫امیدوارم اینا از بین برن.

°°مترجم : احسان°° ○○@Ehsan_Cn○○

‫ ‫

‫عجب، برنزه شدی.

‫سفر چطور بود؟

‫خیلی گرمه.

‫صبح بخیر.

‫هی، هیروسه.

‫صبح بخیر.

‫آخ، هنوز هم خیلی گرمه.

‫واقعاً.

‫هیروسه توی ترم دوم هم هنوز بامزه‌ست.

‫مگه نه؟

‫این اولین تعطیلات تابستونم ‫بعد از دوست شدن با هیروسه بود.

‫بفرما.

‫ولی واقعاً اتفاقی نیفتاد.

‫با این حال، نیازی به نگرانی نیست.

‫هر چی باشه، ما دوستیم.

‫درسته. حالا وارد فصل دوم شدم.

‫مدام به هم نزدیک‌ تر میشیم، ‫و بعد...

‫خلاصه اینکه، خواب امروز صبح پیشگویانه بود.

‫فقط مسئله زمانه که اون اتفاق بیفته.

‫میرم با هیروسه حرف بزنم.

‫الان دیگه هیچ کاری برام غیرممکن نیست.

‫چی؟ اوه!

‫اوه، سلام ناکامورا.

‫هی.

‫هان؟ اوه.

‫صبح بخیر.

‫گند زدم!

‫فقط باید میگفتم «صبح بخیر!»

‫عوضش گفتم «هی»، در حالی که ‫من هیچ‌ وقت اینطوری حرف نمیزنم!

‫ولی باید چیکار میکردم؟

‫وقتی با اون چشم‌ های درشت و گرد ‫بهم نگاه میکنه، چطور حرف بزنم؟

‫خب، بهتره برگردم.

‫گند زدم!

‫هیروسه-کون، صبح بخیر.

‫هی.

‫این هم اون سی‌ دی که بهت گفته بودم.

‫خیلی وقت بود میخواستم بهش گوش بدم.

‫ممنون. نتونستم هیچ‌ جا آنلاین پیداش کنم.

‫لعنت بهت، اوموری.

‫چطور انقدر راحت باهاش حرف میزنی، ‫وقتی از من خیلی معمولی‌ تری؟

‫اون توی تست شجاعت هم همینطور بود.

‫دوست بودن از دوران دبستان ‫واقعاً انقدر تأثیرگذاره؟

‫ولی خیلی خوش‌ شانسه.

‫وقتی دوست بچگی هم باشید، ‫میتونید به همدیگه سی‌ دی قرض بدید.

‫خیلی خوش‌ شانسه.

‫آره.

‫هی، هیروسه.

‫لباس ورزشت همراته؟

‫آره. چطور؟

‫الان ورزش داریم. ‫میشه لباس تو رو قرض بگیرم؟

‫دارم التماس میکنم. ‫امروز با نیئو کلاس ورزش داریم.

‫باشه، قبوله.

‫دمت گرم.

‫اون قراره لباس ورزش هیروسه رو بپوشه؟

‫کاش منم توی یه کلاس دیگه بودم!

‫لعنتی. خیلی خوش‌ شانسه.

‫الان داره لباس ورزش هیروسه رو می‌پوشه و...

‫نه، بهتره بهش فکر نکنم.

‫کلاس بعدی باید عوض کنیم؟

‫توی یه ساختمون دیگه، درسته؟

‫هی، وایسا.

‫هان؟ کتاب درسیم کجاست؟

‫هی، تو. ‫حواست باشه قفلش کنی.

‫چی؟

‫ممنون که منتظر موندی.

‫من آخری‌ هستم؟ ‫چه دردسری.

‫هی، هیروسه. ‫من بعدش ورزش نداشتم... هان؟

‫هیروسه کجاست؟ ‫کلاس رو عوض کرده؟

‫آره.

‫ببخشید، میشه اینا رو روی میز هیروسه بذاری؟

‫اوه، باشه.

‫ممنون.

‫لباس ورزشی هیروسه.

‫نه، نه، نه! ‫من از قبل یه سابقه دارم.

‫دیگه نمیتونم به لیست جرم‌ هام اضافه کنم.

‫بوی عرق میده.

‫پس بوی مرد اینجوریه.

‫یکم زیاده.

‫نه، وایسا. وقتی فکر میکنم که ‫این بوی هیروسه‌ست، میتونم تحملش کنم.

‫حتماً خیلی فعالیت داشته.

‫آه، نباید این کار رو میکردم.

‫ولی هیچ‌ وقت فکر نمیکردم هیروسه ‫بتونه همچین بوی مردانه‌ ای بده.

‫وقتی قبلاً بوش کرده بودم انقدر تند نبود.

‫فقط یه بوی کوچیک...

‫واقعاً یه جنبه وحشی داره؟

‫ناکامورا.

‫رفیقم باش.

‫هی، هیروسه.

‫تودوروکی.

‫ببخشید. در نهایت امروز ورزش نداشتیم. ‫میتونی اینا رو پس بگیری.

‫آره؟ اگه دوباره به لباس ‫ورزش من نیاز داشتی خبرم کن.

‫ممنون.

‫یکی غش کرد!

‫اون... اون لباس هیروسه نبود... ‫لباس... لباس...

‫هی، حالت خوبه؟

‫خیس عرق شدی.

‫نگران نباش. می‌برمت.

‫ببخشید.

‫بیا به درمانگاه ببرمت.

‫ببخشید.

‫اشکالی نداره.

‫نه، واقعاً. ‫خیلی، خیلی معذرت میخوام.

‫هی، اون‌ یکی چه جذابه. مگه نه؟

‫اون لباس دبیرستان کیتاست.

‫شاید برم باهاش حرف بزنم.

‫چی؟

‫ببخشید. منتظر کسی هستی؟

‫چی؟

‫اوه، آره. منتظر دوست صمیمیم هستم.

‫ممنونم.

‫حالا که بهش فکر میکنم، ‫اون کار مثل لیس زدن فلوت یکی دیگه بود.

‫من یه منحرفم.

‫اگه کسی بفهمه...

‫متهم، ناکامورا، دستگیر شده.

‫خیلی چندش‌ آوره. ‫باورم نمیشه کسی همچین کاری کنه.

‫همون یاروئه.

‫چندشه.

‫واقعاً تأسف‌ باره.

‫گند زدی.

‫نه، وایسا!

‫هیروسه!

‫دیگه هیچ‌ وقت این کار رو نمیکنم.

‫ناکامورا، حالت خوبه؟

‫آره. خوبم.

‫عذاب وجدان داره خفه‌م میکنه.

‫هنوز هم رنگت پریده.

‫میخوای تا خونه باهات بیام؟ ‫مسیرمون یکیه.

‫پرسیدم میخوای با هم به خونه برگردیم؟

‫چی؟ امکان نداره. چی گفت؟ ‫با هم به خونه برگردیم؟ چی؟ غیرممکنه.

‫من و هیروسه؟

‫پرسیدم میخوای با هم به خونه برگردیم؟

‫ها؟ چی؟ اِ، مطمئنی؟!

‫اِ، آره، اگه تو بخوای.

‫امکان نداره.

‫غیرممکنه.

‫ممنون.

‫چیز مهمی نیست.

‫خدا من رو فراموش نکرده.

‫خدایا شکرت.

‫توی دانگوگائوکا زندگی میکنی، درسته؟

‫ها؟ آره.

‫ها؟ یهو سرحال شدی.

‫احتمالاً خودت میتونی تا خونه بری.

‫چی؟

‫نه، لطفاً...

‫شوخی کردم. ‫باهات میام.

‫این پسره رو!

‫هیروسه-کون.

‫هان؟ کو-چان.

‫خیلی وقته ندیدمت.

More Farsi Persian subtitles for Go for It, Nakamura-kun!!

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left