Heartland

Heartland

Download Farsi Persian Subtitle

Season 17

Release info

Heartland CA S17E04 1080p WEBRip x264-BAE en
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 17 قسمت 4 Heartland CA S17 1080p WEBRip x264-BAE زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2026-02-26
Downloads: 10
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 193 lines.

آنچه در هارتلند گذشت... خب

هنوز توی اون رابطه‌ای؟ جدیه؟

آره. آره، هستم

آره، راستش در مورد کلویی

ازش خواستگاری کردم

دوستت دارم. لازم نیست تو هم بگی. درک می‌کنم

تو باهوش و مهربونی. به خیلی چیزها اهمیت میدی

مامان عجله کن، می‌خوام قبل از کلاسم سوارکاری مایلی رو ببینم

باشه

مامان

هی

چیزی نیست عزیزم

دوباره خواب بد دیدی؟

من همین‌جام

نمی‌ذارم هیچ اتفاقی برات بیفته، خب؟

اما... پس مایلی چی؟

مایلی

حال مایلی خوب میشه

عزیزم، چرا اینا همه توی کیسه‌ان؟

می‌تونی بندازیشون دور. دیگه عروسک اسبی نمی‌خوام

حالا که امروز صبح انقدر زود بیدار شدیم

می‌خوای بریم سوارکاری؟

چرا راکی اینجاست؟

خب، پدربزرگت ازم خواسته یه نگاهی بهش بندازم تا بهش کمک کنم

نمی‌خوام برم سوارکاری، مامان

لیندی، می‌دونم اتفاقی که برای مایلی افتاد ترسناک بود، اما

همش میاد جلوی چشمم

می‌دونم

می‌دونی، گاهی بهترین راه برای فراموش کردن یه چیز

اینه که باهاش روبرو بشی

لحظات ترسناک فقط خاطرات بدی هستن

که باید ازشون بگذریم

خودش اومد! هی! - سلام بابا

از دیدنت خوشحالم. - منم همین‌طور

خب؟ چه حسی داره؟

خاطرات رو زنده می‌کنه؟

آره. آره، واقعاً

بیا بریم جات رو اوکی کنیم قبل از اینکه بقیه جمع بشن

می‌بینمت

امیدوارم زود ببینمت

فکر کنم. - هی

مواظب خودت باش، باشه؟ فعلاً

سلام

ممنون

مایلی! خوشحالم می‌بینمت

خداروشکر از بیمارستان مرخص شدی

چون اونجا واقعاً افتضاح بود

دیدی؟ حالش خوبه. عالی نیست؟

آره! - مربی‌ت هم حالش خوبه

لیندی تو رو هم زود بیدار کرد؟ - اوه، نه

خودم بیدار بودم

تازگی‌ها خواب باهام قهر کرده

خب، کافئینم رو خوردم

حالا دیگه می‌تونم تنهایی برم سر کار

تنهایی؟ چرا؟ پس تیم کجاست؟ - خب، شین رسید

اوه؟ شین... شین به این زودی اومد؟

واو، باشه. - خوبی لو؟

امیدوارم اومدن شین باعث بی‌خوابی‌هات نشده باشه

نه، معلومه که نه. خیلی هم عالیه. فقط

می‌دونی، آخه

من و ایمی یه کم استرس داشتیم

آخه خیلی وقت گذشته

همه‌چی خوب پیش میره

مشتاقم شین رو ببینم و باهاش وقت بگذرونم

یعنی بعد از جلسه‌ی کمیته‌ی رقصت

درسته، وقتی قبول کردم اسپانسر بشم

برای جشن رقص محلی، فکرش رو نمی‌کردم

که قراره مراقب بقیه هم باشم، ولی از انجامش خوشحالم

و فکر می‌کنم خیلی نوستالژیک و رمانتیک بشه

و راه خوبی برای آشنایی با بقیه‌ست، پس

لازم نیست انقدر از رقص تعریف کنی لیزا. به نظر سرگرم‌کننده میاد

یه جورایی به سبک قدیم باحاله. - خب، من دیگه برم

سبک قدیم. واقعاً خوشحال شدم

خب، سخت‌ترین قسمتش راضی کردن پارکر برای اومدنه

رقص اصلاً توی فازش نیست. - پارکر چطوره؟

احساس می‌کنم خیلی وقته ندیدمش. این ورا آفتابی نشده

آره؛ از وقتی کارش رو توی رستوران ول کرده، خودمم به زور می‌بینمش

ولی فکر کنم این جشن رقص برای هردومون خوب باشه

آره

خوشحالم تیم ازم خواست راکی رو بیارم. اسب خوبیه

آره. ته‌وتوی قضیه رو درمیاریم

فقط خوشحالم حالت خوبه. - نه، کاملاً خوب نیست

هنوز منتظر جواب آخرین ام‌آر‌آی هستم، ولی دکترها

نگرانن که شاید استخون دنبالچه‌ام ترک خورده باشه

آره، و اگه این‌طور باشه، کل فصل رو از دست میده، که یعنی

فرصتش برای راهیابی به فینال مسابقات رودئوی کانادا رو از دست میده

مایلی، متاسفم. - اشکالی نداره

همیشه سال بعد هم هست. ولی من... بهتره دیگه برم

هی

ببین کی اینجاست

سلام ایمی

خیلی وقت گذشته، نه؟

از دیدنت خوشحالم. خوش اومدی

ممنون

لوگان، مایلی... ایشون پسرم شینه

سلام. از آشنایی‌ت خوشبختم. - منم همین‌طور

سلام. - خوشحالم برگشتی

نگرانت شده بودم

آره، منم همین‌طور

خب، قضیه‌ی راکی چیه؟

فکر می‌کنی بتونی درستش کنی؟ - نقشه‌مان همینه

لوگان قراره کمک کنه

خب، کی می‌تونم برادرت رو ببینم؟

اوم، برادر ناتنی‌م. قبلاً دیدیش

توی مراسم نام‌گذاری با هم بودین

مامان، اون موقع من فقط چند روزم بود

حالا اصلاً باید چی صداش کنم؟

دایی ناتنی‌ت؟

دایی من؟ - نظرت چیه فقط بگی شین؟

وای خدای من، شین! ببین چقدر بزرگ شدی

واسه خودت مردی شدی

توی کلبه همه‌چی خوبه؟ چیزی لازم نداری؟

عالیه، ممنون. خیلی لطف کردین که گذاشتین اونجا بمونم

شوخی می‌کنی؟ تو خانواده‌ی مایی! کیتی رو یادت هست؟

البته، مگه میشه خواهرزاده‌ی ناتنی‌م رو فراموش کنم؟

و اینم لیندیه

به به، ببین کی اینجاست

لیزا، جک، خیلی وقت بود ندیده بودمتون

آره، خیلی وقت شده

باورش سخته

قدیما

اون گاوچرون کوچولویی بودی که همه‌جای اینجا می‌دوید

حالا نگاه کن، چه جوون برازنده‌ای شدی

اوه، واقعاً همین‌طوره. خب، بیایین درباره‌ی برنامه‌ها حرف بزنیم

فکرم اینه امشب یه شام ساده بخوریم و فردا یه بساط کباب‌خوری بزرگ راه بندازیم

شین خواسته یکی ببرتش تا گشتی توی مزرعه بزنه

دوست داره دوباره با اینجا آشنا بشه

اوه، آره. ایمی، لو چطوره شما ببرینش؟

اوم، من خیلی دوست دارم، ولی باید با راکی تمرین کنم

و همین‌طور لوگان، که همین الان بیرون دیدیش

خب، می‌دونم که لو سرش خلوته

ممنون که گفتی! در واقع باید کیتی رو برسونم کافه مگی

من می‌تونم ببرمش. برای جلسه‌ی کمیته‌ی رقص میرم شهر

خب، عالیه، پس حل شد

باشه

ببین، استایلش عالیه، نه؟

اوه، آروم، آروم! (شیهه کشیدن وحشیانه)

می‌تونی دوباره پخش کنی؟

چی شده؟ چی دیدی؟ - آروم، آروم

اونا

آره، درست قبل از اینکه مامان و بابام بفهمن رسیدم خونه

یه لحظه

سلام. - سلام، چطوری؟

عالی، خوبم، آره. پیامم رو درباره‌ی جشن رقص گرفتی؟

ببخشید، کلاسا رسماً زندگی‌م رو گرفتن

آره، معلومه. خب، می‌خواستی با هم بریم یا...؟

در واقع قراره با دوست پسرم، سایمون، برم

دوست پسر داری؟

نمی‌دونستم با کسی هستی یا اصلاً از کسی خوشت میاد

یهویی شد. توی یکی از کلاسهام باهاش آشنا شدم

خب... برات خوشحالم

تبریک می‌گم، فکر کنم

هی، شاید بتونی با ما بیای جشن

یا می‌تونیم همون‌جا همدیگه رو ببینیم و با هم باشیم

بهت پیام میدم

شرط می‌بندم دلت برام تنگ شده بود، نه؟ (خنده)

باشه، من که دارم از گشنگی می‌میرم

خب لو، شنیدم توی انتخابات چی شد

متاسفم

نمی‌دونستم خبر داری

آره. بابات اکثر خبرهای هارتلند رو بهم میگه

همیشه شنیدن خبرهای جدید خوبه

باعث میشه حس کنم هنوز بخشی از شمام

درسته، خب، می‌دونی که بابا هم همه‌چی رو درباره‌ی تو به ما میگه

مثلاً خبرهای بزرگ رو شنیدم، قضیه‌ی نامزدیت؟

خیلی بهت تبریک میگم و به... و به

کلویی

وکیله. توی دانشگاه با هم آشنا شدیم

درسته، آره، البته

ما رو ببین، هر سه تامون اینجا پیش هم

این عالیه

می‌دونی چیه، چطوره مسئولیتِ

منوی اون کباب‌خوری بزرگ فردا رو من به عهده بگیرم؟

راستش اصلاً نگرانش نباش

نه، این کمترین کاریه که می‌تونم بکنم. - باشه

حله

خب، این‌ها مهمیزهای ضربه‌گیر هستن. مثل مهمیزهای معمولی نیستن

یه میله‌ی صاف دارن، برای همین خیلی نرم و ملایم هستن

اسب رو اذیت نمی‌کنن، فقط کمک می‌کنن مسیر رو تشخیص بده

توی مسابقات بشکه‌سواری از اینا استفاده می‌کنن؟

نه همیشه، ولی بعضی وقت‌ها

آروم باش، راکی

آروم

هی، آروم بگیر. آروم بگیر

آروم، آروم

خوبی؟ - آره

حالا می‌فهمم مشکل سرعت نیست. مشکل از ابزارهاست

وقتی داشتی باهاش کار می‌کردی، از مهمیز استفاده کردی؟

خب، مایلی چی؟ اونم درست قبلش امتحانش کرد، مگه نه؟

خب، وسایلش همراهش نبود

فکر کردم مهم نیست

چطور یه چیز به این واضحی رو نفهمیدم؟

نه، اشکالی نداره. درستش می‌کنیم

Heartland subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Heartland

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left