The Son - Second Seson

The Son - Second Seson

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Son S02E01 WEB h264-TBS
The Son S02E01 720p WEB h264-TBS
The Son S02E01 1080p WEB h264-TBS
The Son S02E01 480p WEB x264-RMTeam
The Son S02E01 720p WEB HEVC x265-RMTeam
A Commentary by Omid_98
ترجمه از امید | iMovie-DL.Co

Tags

web
720p
720
x265
HEVC
x264
480p
480
1080
Published on: 2019-04-29
Downloads: 31
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...آنچه در "پسر" گذشت

ترجیح میدم بمیرم تا یه برده باشم

!کی دکل منو منفجر کرده؟

بذار مردم بدونن که قلباً یه "کومانچی" هستی

مثل قدیما داریم مردم رو می‌کشیم

این به یه عادت تبدیل شده

این سالن مخفی‌گاه منـه

من با یه مرد متأهل فرار نمی‌کنم

قیر

و یه مایل تا

اون طرفِ حصار همسایه‌م هست

پدرو گارسیا» بدون جنگ تسلیم نمیشه»

اون دینامیت رو آماده کنید

بجنب

.:: Omid_98 ::. ترجمه و زیرنویس از @omid98gh

خودشـه؟

آره

بابا؟

چیزی نیست

چیزی نیست

بیا

بیا پسرم

بذار این زنجیرا رو باز کنم

خب

«صبح بخیر «پیت

از ریش‌ـت خوشم میاد

«سوار ماشین شو «نایلز

چشم سرهنگ

بهتر شد

خوبه «جوناس»، خوبه

خوبه

اون تیکه

شنیدیش؟ اون جوک رو شنیدی؟

چی؟

جوک

مردم فکر می‌کنن «باک» سرد و بی‌روحه

ولی اون ما رو

با ساختن چندتا نقل قولِ گوش‌نواز از آهنگ‌های معروف سرگرم کرده

"تو آلمان بهش میگن "نقل قول عالی

همین کارو تو این قسمت کرده

...ببین، این خط

،از آهنگِ گروه مشهور آلمانی کروت و روبن" ــه"

فهمیدی جوک چی بود؟

فکر ‌کردم جوک‌ها خنده‌دارـن

خب، واسه یه آلمانی خنده‌داره

تو معلمت رو کشتی؟

.نه، نه، نه اون... اون حالش خوبه

"خب، بریم سراغ "آریا

خیل‌خب

پیداش کردی؟

دزدیدن اسب دیگه غیر ممکنه

.گاوچرونای لعنتی تعدادشون زیاده نزدیک بود گیر بیفتم

چند تا جاده میونِ مزرعه‌ها از اینجا تا "لوس هررا" هست

،اگه خوش شانس باشیم

یه نفر ما رو سوار می‌کنه

باید لباسات رو عوض کنی

نمی‌تونیم تو این طویله بمونیم

.متاسفم باید به راه‌ـمون ادامه بدیم

الان نمی‌تونم بفهمم چی تو فکرتـه

ولی میخوام... ازت میخوام یچی رو بدونی

.بابام بخاطر کاری که کرد تاوان پس میده بهت قول میدم

به هر قیمتی که شده دل و روده‌ی اون حرومزاده رو می‌ریزم بیرون

.مهم نیست چی به سرم میاد میخوام بکشمـش

نه، این کارو نمی‌کنی

چی؟

شنیدی که

تو ضعیفی

همیشه ضعیف بودی

سرـت رو ببر عقب

خوبه

اصلاً چطور پیدام کردی؟

،این اطراف با پول خرج کردن

می‌تونی "صندوقچه‌ی گمشده" رو از زیر خاک بیاری بیرون

بچه‌ها چی فکر می‌کنن؟

فکر می‌کنن تو یه قهرمانی

تو بهشون چی گفتی؟

،خب، برای تعقیب راهزنا از مرز به طرف مکزیک رفتی

و این آخرین چیزی بود که ازت شنیده شد

و کدوم بچه‌ای نمیخواد باور کنه که

باباش یه جنگجوی افسانه‌ای‌ـه؟

می‌دونی، راجب این کشور وحشی حرفای زیادی زده شده

سرزمینی که هیچ علاقه‌ای به

دنبال کردن مردمش توی هر لحظه نداره

مثل تگزاس

.از زندگیت خوشت نمیومد می‌تونستی پیشرفت کنی. مهاجرت کنی

.بری یه جای دیگه یه آدم جدید باشی

وقتی دارم حرف می‌زنم روت‌ـو برنگردون

نمی‌دونی چی به سر این خونواده آوردی

حفره‌ای که بجا گذاشتی

.هیشکی غصه نخورد هیشکی نقل مکان نکرد

همه‌ـمون به برگشتنـت امیدوار بودیم

چهار ماه صبر

چهار ماه تردید

مثل جهنم بود ولی موفق شدیم

و تو پیدا شدی

اگه برگردی، به صلاح همه‌ست

سالی» رو خیلی ناراحت کردی و» قلب بچه‌ها رو شکستی

و دلم نمی‌خواد دوباره این چیزا رو ببینم

باید بهم قول بدی از دل‌ـشون در بیاری

،و اگه نتونی

برات یه اسب می‌خرم و می‌فرستمت بری

و به همه میگم که مکزیکی‌ها کشتنِ‌ـت

«جینی»

«جوناس». «چارلز»

فکرِ دیدنِ اونا

تنها چیزی بود که منو زنده نگه داشته

میخوام این حرفا رو بهشون بگی

قول میدم

خوشحالم که برگشتی پسر

* پــســر * "فصل 2 . قسمت 1"

دیدی، اون نمایش "60 دقیقه‌ای" منو ثابت کرد

،به این قوم کلی پول میدی

،و تموم کاری که میکنن شمشیر کشیدن رو همدیگه‌ست

قبل از ما توی چادر زندگی می‌کردن

حالا دارن توی توالت‌های طلایی می‌رینن

بهت میگم چیه

این «حسین» احمق داره به ریش اوپک می‌خنده

و میگه سهمیه بندی براش اهمیتی نداره

خب، این قیمت هر بشکه رو کاهش میده

ببین کِـی گفتم

بخاطرش جنگ به پا میشه

شاید فردا نشه ولی بالاخره میشه

دیکی» باید قطع کنم»

رزا»، قسم می‌خورم که»

سعی کردی 85 تا شمع بذاری روش، مگه نه؟

درسته

اینو از مغازه‌ی "باسکین رابینز" خریدیم

خدای من

می‌دونیم که موردعلاقتـه

عاشقتـونم

واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم

حالا چه آرزویی بکنم؟

لعنتی، همیشه همین آرزو رو می‌کنم

بریم شامپاین باز کنیم

یادمه که پدربزرگم

روی همین پله‌ها به افتخار مهمون‌ها می‌نوشید

البته، اون همسن من بود

نمیخوام بهتون بگم چند وقت گذشته

اون چند ساله که مرده

ولی هنوز احساس می‌کنم توی گوشم زمزمه می‌کنه

معمولاً ناسزا میگه، ولی حرف‌ـش درسته

ما با اجدادمون در ارتباطیم

حداقل من اینجوری فکر می‌کنم

و با مکان‌ها هم ارتباط داریم

مثل این خونه‌ی کثیفِ قدیمی

و این سرزمینی که روش راه میریم

همه‌شون بخشی از وجود منـه

شایدم بخشی از شماست

رزا، مادربزرگت، «اینز»، وقتی من بچه بودم

از این خونه نگهداری می‌کرد

همون کاری که مامانت کرد، و حالا تو می‌کنی

.این یه میراثـه و یه مفهوم خاصی داره

بچه‌هام همه‌جای کشور پخش شدن

و دارن زندگی خودشون رو می‌کنن

از این بابت ناراحت نیستم

ولی دلم برای اینجا بودن‌ـشون تنگ شده

،و اینجا بودنِ شما خیلی برام ارزش داره

خب، الان خیلی احساسی شدم

بسلامتی میراث

این تمام چیزیه که آخر بهش می‌رسین

مرسی خانم

از چیزی که در مورد میراث گفتین خوشم اومد

یولیسیس» هستی، درسته؟»

بله خانم

مردم‌ـت اهل کجان؟

زیاد از مرز دور نیست

تا حالا خونه رفتی؟

نه

،شرط می‌بندم که والدینت برای انتخاب این اسم

کلی مطالعه کردن

اونا خیلی کتاب خوندن

پدربزرگ و مادربزرگم هم همینطور

تو لونه‌های زنبور رو از بین بردی؟

بله خانم

ازم انتظار داری بهت انعام بدم؟

اوه، نه خانم

ولی یه چیزی هست

بگو، زود باش

،اگه تو اصطبل‌هاتون به کمک نیاز داشتین

می‌تونم مفید باشم

از 10 سالگی دارم سوارکاری میکنم

فقط خواستم بدونید که مهارت‌های دیگه‌ای هم دارم

خیلی تخم داشتی که اونجا بودی

هرگز کسی رو بخاطرش تنبیه نکردم

با «خورخه» صحبت می‌کنم

ببینم می‌تونه یه جای خالی توی اصطبل برات پیدا کنه یا نه

مرسی خانم مک‌کالو

ولی فقط یه فرصت داری

،اگه اتفاقی برای اسب‌هام بیفته

مستقیم می‌فرستمت جنوب

نا امیدتون نمی‌کنم

باید بهتون بگم که

زنای مکزیکی زیاد خوشکل نیستن

ولی من طرفدارـشونم

من هر نقصی رو که

باعث کاهش جذابیت ظاهرشون بشه، پیدا می‌کنم

اونا یه مشت کدو تنبل‌ـن

...همونطور که "میزوریان" میگه

بهم میگی چرا «نیلز گیلبرت» اینجاست؟

بهش حقوق میدم. اون مفیده

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left