The first 200 lines.
تقديم به تمام پارسـي زبانان جهان
زيرنويس از ميثم ططري
. مراقب باش، برادر - . باشه -
« استاد جوان »
، شيرِ طلايي به اين مدرسه مطلق داره هيچوقت هم اينجا رو ترک نميکنه، درسته؟
و بخاطر اون هيچکس نميتونه ! ما رو شکست بده
! زودباش ! يه کاري بکن
! خب، دارم کار ميکنم - ! آره، معلومه -
... بالا، پايين، چپ، راست
... چپ، راست، چپ، چپ، راست
. همهچيز آمادهـست - . بله، استاد -
لباسها رسيدن؟ - . نه، خواهر "هار" قراره بيارِتشون -
! استاد، خواهر "هار" رسيدن
! سلام استاد
. سلام خواهر - . سلام خواهر -
! خيلي ممنون
. بياين ! بالاخره لباسهاتون رو تموم کردم ! بياين امتحان کنيد
. هرکي مالِ خودش رو برداره
. در هم و برهمـشون نکنيد
! تو هم بيا بردار
! برادر - ! الان ميام -
! لباست اينجاست، برادر
! برادر
! برادر - ! برادر -
! برادر
حالت خوبه؟ - . پام صدمه ديده -
کي اين سطل رو گذاشته اينجا؟
. کارِ پسر يتيم است - من؟ -
! کمکم کنيد پاشم - ! کمکش کنيد -
! يه نفر يه صندلي براش بيارِ
. اي بابا، تويِ چه موقع بدي زمين خوردي
! برادر "جينگ" بايد سر شير رو حمل کنه
فکر کردي بدونِ اون ؛ ميبازيم، درسته؟
! من کارم بهتر از توِ - ! آره، ميدونم -
ظاهراً بايد يکي ديگه رو بايد . جانشينـِش کنيم
من، استاد؟ ... ولي من نميتونم
! نه، منظورم تو نبودي که
خب، "لانگ"؟
. لانگ" از پسش بر نمياد که" - . اگه اون نتونه، من ميتونم -
! من انجامش ميدم - شما دوتا؟ -
! ساکت باشيد
. لانگ" انجامش ميده"
، روستاييان و هم شهريان عزيز
امسال براي ما سالي پُر از آرامش . و برکت به ارمغان آمده است
، و بر طبق سنتـِمون
. بازم امسال جايزهاي رو در نظر گرفتيم
که مدرسه هنرهاي رزميِ "چينگ - فان" و ، وايي" برايِ به دست آوردن جايزه مسابقه بِدن"
تا ببينيم کدوم از مدارس، سال آينده برايمان . صلح وصفا به ارمغان مياورند
اون ديگه چه جور جايزهايه؟
. جادويِ سبز - چي؟ -
. اگه نتونيم بگيرمش اونوقت صورتم سبز ميشه
. توش حلقهايِ 8 اژدهاست
. کارشون خوبه
. عاليه
. آره، کارش درسته
. به نظر امسال تيم خوبي دارن
. امسال فقط چندتا تکنيک مختلف ياد گرفتن
. چِن"، تو دُمـش رو بگير"
. همه آماده باشين . بريد سر موقعيتتون
کدومشون؟ - . شير سياه -
مطمئني؟ - . البته -
! ديوونهاي
شرطها چطوريه؟ - ، ده به يک واسه شير سياه -
. دو به يک هم واسه شير طلايي - دو به يک؟ -
. البته . همه ميدونند شير طلايي ميبره
. مگه ديوونه شدم شرطي بهتر از اين ببندم
. روز خوش، سرم حسابي شلوغه - . رو سياه شرط ميبندم -
. برو ته صفت
گفتي شير سياه؟ - . آره -
. پس همين الان بليط تو پُر ميکنم - . ممنون -
! زودباش ! از پسش بر مياي
فکر ميکني بتوني؟ - . سعيمو ميکنم -
. دمُ بگير بالا
. اونا هيچوقت از پسش بر نميان
! بريد بالا ! ادامه بديد
! نذاريد بيان بالا
! نذاريد بيان بالا
. خوبه . آفرين
! هل بده، برادر
. چِن"، شالت"
. باشه
چِن"، تو حاضري؟ - . آمادهام -
. دارم ميرم پائين
برادر؟
! ما برادر همديگه نيستيم ! اگه ميخوايش پس بگيرش
... ولي
! منو بکش بالا - . باشه -
! ولش نکني، ها
چرا داري اين کار رو ميکني، برادر؟ . اين بر خلاف قوانينه
. قوانين رو وللش . من پول گرفتم تا اين مسابقه رو ببرم
. و ميخوام همين کار رو هم بکنم
! بيخيال، اين کار رو نکن
! نذار بيفته
! بگيرش - ! ساکت شو ! برو سراغِ جايزه -
! زودباش ! برو بگيرش
! آفرين، کارت خوب بود
! ما بُرديم ! ما بُرديم
کي سرِ شير رو ميرقصوند؟
! خب، بريد شير طلايي رو تحويل بگيريد
! خيلي خب،وسايلُ جمع کنيد
! هنوز که اونجا نشستين
! بيا، ميخوام برم پول شرط بنديم رو بگيرم
! احمقها ! پولـمو از دست دادم
، من شير سياه ميشم . تو هم شير طلايي
. بيا
. بيا بشمارش . اصلاً نميخوام ناراضي باشي
. حساب خوب ، دوستايِ خوب رو به ارمغان مياره
. و سال ديگه همين موقع
. ولي اونا ميفهمن
پس چرا به حرفم گوش نميديُ و نمياي تو مدرسهـمون درس بخوني؟
نظرت چيه؟
. بهمش فکر ميکنم
استاد، بُرديم؟
. بفرمائيد چاي، استاد
. خب، ما باختيم . حالا هرچي بود گذشت
! برگردين سر تمرينات
! "لانگ"
! تو مسئول باختمون تو مسابقه بودي
، واسه تنبيهايت . بايد 100 بار اون ميز رو بلند کني
. پشتـمو صابون بِکش
پشتـمو واسم کيسه ميکشي؟
فکر کردي خدمتکارتم؟
. اوه، بي خيال بابا . مگه تو خواب ببيني
. اينقدر تنبل نباش
! خودت پشتتُ کيسه بِکش - ! ساکت باش -
چرا بايد من اينکار رو بکنم؟
. تو فقط کاري که ميگم بکن . بجنب
. سلام - . از اونطرف -
. نگران نباش، راهُ ميدونم . ناسلامتي اولين بارم نيست که
! اينقدر صداتو بلند نکن . استاد تو اتاق خوابشونن
، اگه اينقدر خجالت ميکشي . پس اينقدر بترس تا اون استادتون بفهمه
چرا تو داري زحمت ميکشي منو مياري اينجا؟
! سلام عليکم خوش تيپ ! بازم منم
. برادر - پس استاد چي؟ -
منظورش از "بازم منم" چيه؟ - . نگران نباش -
. برادر، زياد طولش ندي ها
. بذار من نگران اين قضيه باشم . حالا از اينجا برو بيرون
. بيا باهام بازي کن
. بلند شو ديگه، خوک چاق
. استاد داره مياد
! استاد
داري چيکار ميکني؟ - . هيچي . اينجا خيلي خنکتره -
اينجا خنکتره؟ - . آره -
! داري خفهام ميکني، جناب
... نه، نه
فکر کردي داري چيکار ميکني؟
! به جان خودم هيچي
! استاد، ديگه اين کار رو نميکنم
! ميدونم نميکني
! برو کنار ببينم - ! تو -
، اينجا مدرسه هنرهايِ رزميـه ! نه فاحشه خانه . برو بيرون
. جوش نزن، منم وقتـمو اينجا به هدر نميدم
چه خبره؟ مگه دختر نديدين؟
! شالِـت رو بده ببينم
مدرسه "وايي"؟ چرا اونا اين پول رو بهت دادن؟
. توضيح بده - ... من -
! بگو ببينم چيکار کردي؟
! حرف بزن
! بدش به من ! گفتم بدش به من
جينگ کيونگ"؟"
! "جينگ"
معنيِ اين چيه؟
مدرسه "وايي" چرا بهت پول داده؟
برادر بهتون نگفته؟
. من واسه مدرسه "وايي" بازي کردم
! من که چيزي نگفتم ! من نگفتم
! برو بيرون
! برادر - ! گفتم برو بيرون -
! با همتونم
... استاد
چطور جرأت ميکني به من بگي استاد؟
نميفهمي چيکار کردي؟
! تو به مدرسه خيانت کردي
يادت نمياد وقتي يه بچه بودي داشتي تو خيابونها زندگي ميکردي؟
... تو و "لانگ"، داشتين بدون هيچ لباس يا
غذايي تويِ کثافتها و موشهاي کثيف ! زندگي ميکردين
و کي بود که شماها رو آورد اينجا؟
ده سال تمام تلاش کردم تا ، شماها رو مثلِ بچه خودم بزرگ کنم
، و هرچي که در توانمه رو بهتون ياد بدم . بدونِ هيچ انتظاري
بعد اينجوري جواب منو ميدين؟
چرا اين کار رو کردي؟
. لانگ" يه شاگرد پيش پا افتادهاست"
. تو تنها کسي بودي که بهش اطمينان داشتيم
آخه نميفهمم چطور تونستي ! همچنين کاري رو بکني
. باورم نميشه، اون بهمون خيانت کرده
شنيديد، بچهها؟
خب؟
! اون بايد اخراج بشه
خب؟
. نه، خواهش ميکنم ! شما هميشه آدم خوبي بوديد
! ميدونم اشتباه کردم
! من ميرم
... برادر - ! از سر راهم بريد کنار -
! استاد
! برادر ! برادر
، ديگه هچوقت به اينجا بر نگرد شنيدي؟
! برادر
! برادر
شنيدم استاد "کيم" قراره چند روز . ديگه محاکمه بشه
، اگه يه کاري نکنيم . ميفرستنش زندون
No comments yet. Be the first to leave one.