The first 200 lines.
زيرنويس از مهدي shine021
فارس فارس
در فیلمی از طارق صالح
لینا خدری
عمرو واکد
و زینب ترکی
شیرین دعبیس
شروان حاجی، احمد خیری، نائل
دنیا مسعود، صهیب نشوان
طراحی صحنه: راجر روزنبرگ
فیلمبرداری: پیر ایم
موسیقی: الکساندر دسپلا
تدوین: تیس اشمیت
طراحی لباس: ویرجینی مونتل
طراحی گریم: سارا رایسانن
تهیهکننده اجرایی: امیل ویکلود
طراحی صدا: هانس مولر
تهیهکنندگان: یوهان لیندستروم، لیندا مطاوی، لینوس اشتور تورل، الکساندر ماله-گی
عقـــابهای جمهــــــوری
ده هزار برای روباه الماس.
سه هزار برای صاعقه.
مسابقه بهزودی شروع میشود.
حسام، سه هزار برای صاعقه.
شرطبندی دیگه بسته، مسابقه شروع شد.
خیلی دیره، مسابقه شروع شد!
بسیار خب، بجنبید!
کات!
عالی بود.
فوقالعاده بود.
مطمئنی؟ نباید خیلی لوس باشه.
انگار مستقیم از فیلم آنتونیونی اومده.
- باشه. - خب، همگی آماده!
بعدش کلوزآپ رولا.
آقای جورج فهمی؟ پسرتون سه بار تماس گرفته. - بهش پیام بده.
بگو توی جلسهام. یه جلسه طولانی و خستهکننده.
و بگو که دلم براش تنگ شده.
- امروز تولدشه. - لعنتی.
بخر...
براش یه ساعت بخر.
برایتلینگ ناویتایمر.
فرعون سینما جورج فهمی رولا حداد
تولدت مبارک، رامی
اونو ببین! محشره، مگه نه؟ هنر شیر.
بازش کن.
برایتلینگ ناویتایمر. طراحیشده برای بریتانیاییهایی که -
بعد از جنگ جهانی اول، عراق رو اشغال کردن.
این ساعت متعلق به صدام بود.
ممنون پدر.
او هیچوقت دیر نمیکنه.
عشق جوانی، چه زیباست!
بهخاطر همینه که دوستدخترت همسن منه؟
کی اینو گفته؟ مادرت؟
- توی اینترنت خوندم. - هر چی میخونی رو باور نکن.
سلام.
سلام.
چطوری؟
این مایه، همونی که ازش برات گفتم.
- چه عطر خوبی داری. - ولش کن.
- من عطر نمیزنم. - بشین.
- چی میخوری؟ - من استلا میخورم.
آبجو دوست داری؟ پس ازت خوشم میاد.
- چطوری؟ - خوبم. تبریک میگم.
ممنون. این چیه؟
- دو تا استلا. برای من و اون. - برای من هم بیارید.
نمیخوام داستان رو لو بدم، ولی عالیه.
- خوندیش؟ - آره.
دندانهای سفید - زادی اسمیت
باید این رو بخونی.
چطور با هم آشنا شدید؟
- خالد رو میشناسی. - کی؟
وقتی داشتیم جتاسکی میروندیم.
اون پسرخاله مای هست.
و مای عاشق پینک فلوید هست.
پدر اونا رو به من معرفی کرد.
سلیقهت خوبه.
- دیروز چیکار کردی؟ - فیلم دیدم.
اون مرد داره اذیتم میکنه.
- ازش بخواه بره. - باشه.
اسمش بو تراوای هست. یه فیلم فرانسوی.
به کارگردانی کلر دنی.
- اون واقعاً معرکهست... - واقعاً.
تصویربرداری، موسیقی...
باید حتماً ببینمش.
موفق باشی.
بریم خونه، اگر فقط میخوای با گوشیت ور بری.
جورج! عزیزم!
فوزی.
یاسر اسلام.
جورج فهمی.
- همو میشناسید؟ - البته. اون یه افسانهست.
بهخاطر شما بود که بازیگر شدم.
مادام سوزان. جورج فهمی.
از دیدنتون خوشبختم. چه زیبا هستید.
شما هم بازیگر هستید، مثل پدرتون؟
او پدرم نیست. ما فقط دوست هستیم.
بله، من بازیگرم.
فوقالعادهست.
اون کیه؟
نپرس.
- زن یکی از کلهگندههاست. - چقدر کلهگنده؟
راستی، جورج...
ما بخشی از گروهی از هنرمندان هستیم، -
که با خائنان به کشور مقابله میکند، -
کسانی که ارتش و رئیسجمهور را بدنام میکنند.
میخواهید ملحق شوید؟
چه کسی جرئت دارد از رئیسجمهور انتقاد کند؟
و چرا؟ اقتصاد در حال شکوفایی است.
قطعی برق نداریم. قیمتها معقول هستند.
همه چیز عالی و فوقالعاده است.
ما باید از کشورمان محافظت کنیم.
دشمنان همه جا هستند.
بهتر است که پنهان شویم.
من دلیلی نمیبینم که چرا یک هنرمند -
نتواند یک میهنپرست باشد.
بله. حق با شماست.
ببخشید، اسمتان...
مهم نیست.
به هر حال فراموشش میکنید.
سوزان.
- شبیه پدرم حرف میزنی. - چی؟
منظورت چیست؟
مدیر برنامههایت باید برای من یک تست بازیگری ترتیب میداد -
برای سریال جدید. او از من خوشش نمیآید.
او از هیچکس خوشش نمیآید.
همه فکر میکنند به خاطر شغلم با تو هستم.
عبدالفتاح السیسی قانون جدیدی را امضا میکند، -
که برای کاهش تورم، یارانههای سوخت را محدود میکند...
خانم رولا حداد آمد، بگویم خوابید؟
نه، بگو بیاید داخل.
۸۵ درصد مصریها از این پیشنهاد حمایت میکنند.
بفرما بنشین.
چی شده؟
- به خانهام آمدند. - چه کسانی؟
میخواهند درباره تو یک مصاحبه تلویزیونی انجام دهم.
- چرا؟ - باید بگویم که تو از اسلام متنفری.
و اینکه به پیامبر توهین کردهای و مزخرفات دیگر.
و اینکه من از کار کردن با تو خودداری میکنم.
از چه چیزی میترسی؟
نگران نباش.
آنها نمیتوانند هیچ کاری کنند.
این کشور تو را دوست دارد.
تو رولا حداد هستی.
آنها میتوانند هر کسی را بشکنند.
حتی تو را.
من هر تصمیمی بگیری کنار میآیم.
میفهمم.
- میخواهی برسانمت؟ - رانندهام بیرون منتظر است.
این چیست؟
آنها حتی ازدواج هم نکردهاند.
ما همیشه به اخلاق، ایمان و سنتها احترام میگذاریم.
به کدام ایمان اشاره میکنید؟
طبق ایمان ما و وحی پیامبر -
تمام کارهایی که میکنید گناه است.
آیا میدانستید که ابن هیثم در مصر زندگی میکرد -
وقتی در قرن یازدهم اصول نورشناسی را مینوشت؟
او خود را به دیوانگی زد تا از انتقام حکومت در امان بماند.
او یکی از بزرگترین دانشمندان زمان خود بود.
آن زمان ما پیشرو بودیم.
امروز چه هستیم؟
در سریالهای ترکی غیراخلاقی غرق شدهایم.
"فرعون سینما"، -
که تمام کشور را مجذوب خود کرده است.
انگار قانون جاذبه شامل حال شما نمیشود.
شما و دوستان فاسدتان اعتبار کشورمان را لکهدار کردهاید.
اما ما به آن پایان میدهیم.
همین حالا تمام میشود.
یعنی چه؟
پایان باید دوباره فیلمبرداری شود.
جدی میگویی؟
در راه هدایت مصر به سوی آیندهای روشن
عبدالفتاح السیسی
استودیوی ملی مصر
- صبح بخیر. - صبح بخیر.
بفرمایید.
- این چیه؟ - گابی دستور داد جابهجایش کنیم.
اتاقک من ۱۵ سال است اینجاست.
در قراردادم نوشته شده! به فوزی زنگ زدی؟
به فوزی زنگ بزن.
- اتاقک جورج فهمی جابهجا شده. - بده به من.
الو؟ من جایگزین شدهام!
بله.
با یاسر اسلام.
- او آنجاست؟ - نمیتوانید بروید داخل!
چطور میتوانید جورج فهمی را جایگزین کنید؟
فرعون سینما را! برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول -
برای «انتخاب غیرممکن».
«اولین مصری در فضا» سودآورترین فیلم آن سال بود!
و شما او را با یاسر جایگزین کردید؟
کسی که با نقشهایی که جورج فهمی رد کرده بود، کارش را ساخت.
دیوانهای؟
این احمقانه است!
آرام باش.
میدانم که او ستاره بزرگی است. فقط آواز بخوان!
جورج فهمی، آنها دنبالت هستند.
تو از حقوق بشر و دموکراسی حمایت میکنی.
دموکراسی؟
حقوق انسانها و حیوانات؟
چه کسی چنین حرفی زده؟
دفعه بعد به آنها بگو که من تروتسکیست هستم.
تروتسکیست؟ مزخرف نگو!
No comments yet. Be the first to leave one.