The first 148 lines.
راهنما
زيرنويس از soheil9669 91/8/27
ما مردم سرزمين طلوع هستيم
اين سرزمين براي نسل هاي بيشماري خانه ما بوده
يه پيشگويي هست ، از موجودي ميگه كه سريع ميدوه
و به سفيدي برفه
وقتي كه ديده بشه تغييرات زيادي به دنبالش هجوم ميارن
نميتونه با ما بمونه
پوستش ... چشمهاش
مثل يه جور روح شيطاني ميمونه كه هيچوقت آفتاب رو نديده باشه
يه اهريمن
اون اهريمن نيست
يه پسر بچه هست
ذاتش عوض نميشه
مثل پدرانش اونم تبديل به هيولا ميشه
اگه ما اين بچه رو توي سرما ولش كنيم تا بميره
اونوقت كيه كه هيولائه ؟
پسره
سرنوشتش اينه كه بين آدمها باشه
ميمونه
تو كي هستي كوچولو ؟
اين جونورو بكش
تو پسر من نيستي
بذار كمكت كنم
روح
بجنب ، بيا بريم
يالا ، اين بالا
واسه تجارت بهاري زود رسيديد
از كي تا حالا يه راهنما واسه تجارت سفر ميكنه ؟
واسه چيزي بيشتر از تجارت اومدم
ببين ،اونه که لال هست
واسمون بزن
خوشگله . نيست ؟
موقع شكار زمستانه يه بهمن اومد
چند نفر مردن ؟
سه گروه از چهار گروه شكارچي
از بينشون ، اون پسره بود كه جاي منو گرفت
كس ديگه اي رو انتخاب كرده بودي ؟
يكي از اونا ميشه
اما كدومشون ؟
هنوز نميدونم
دخترت ديگه بزرگ شده راهنما
و ما هم ديگه پيرمرد شديم
بعضي وقتا پيرمرد حساب ميشي
امشب جشن حلقه شجاعان رو داريم
شايد بتوني رهبر مراسم باشي
چي ميبيني ؟
پيشگويي
داره به حقيقت مي پيونده
مردم سرزمين طلوع هميشه يه راهنما داشته اند
تجارت ما مردم رو مجبور ميكنه
كه يه جانشين انتخاب كنن
دخترم
هنوز بايد راه راست رو پيدا کنه تا بتونه اينجا باشه
هنوزم توسط اهريمن هايي از گذشته خودت شكار ميشي
تا وقتي باهاشون رو به رو نشي
هرگز نخواهي دونست كه واقعا كي هستي
پس راه خودمو پيدا خواهم كرد
پسرم
اگه نتونم يه شجاع باشم
پس كي هستم ؟
تو به دنيا اومده بودي كه يكي از وايكينگها باشي اما يكي از ما هستي
خداحافظ
خداحافظ . سال ديگه ميبينمت
ببين چي پيدا كردم . يه فلوت
يه فلوت داري
خداحافظ پسرم خداحافظ پدر
واسه مدت طولاني نميرم
خداحافظ مادر
مراقب باش پسرم هي !! روح
نه ،برو
بيا
تنهايي خيلي دور نشو
چجوري هميشه انقدر جدي به نظر مياي ؟
من اينجام كه مراقب تو باشم
مراقب عروسك من هم هستي ؟
مراقب هر دوتون هستم. قول ميدم
باهاش برو
مادر
صبر كن
براي ميزبانمون يه كم احترام قائل بشيد
حتي با اين وجود كه فكر ميكنن ما وحشي هستيم
بايد با افتخار باهاشون رفتار بشه
مرگ با شمشير
اين يكي با بقيه فرق ميكنه
شايد بتونه از شمشير استفاده كنه
قبل از اين كه خودشو زخمي كنه ازش بگيرش
دستاشو واسم بياريد
اين وحشي روش هاي ما رو ميدونه
دستاش كجاست ؟
گمش كردم
لعنت به تو
ما رو به سمت دهكده بعدي راهنمايي ميكنه
ميخوام همشون كشته بشن
خوبه . همشون رو ميکشيم و قبل از اين كه مستقر بشيم اينجا رو پاکسازي ميکنيم
پدر ، اون رد پاها
فرار كنيد
خونريزي داره
نزديكه
بايد بخوابه
منم همينطور
چه خوابي ميبيني ؟
نبايد مي برديمش داخل ترسم از اينه كه خطرناك باشه
دوست ما ترسناك نيست
اين تيرها علامت وايكينگها رو دارن
اونها دنبالش هستن
اگه اينجا بيان چي ؟ همتون رو ميكشن
از مرداي از كار افتاده بگير تا زن و بچه
ممكنه يه نفرتون رو زنده بذارن كه به دهكده بعدي ببرتشون
اما اولش زبونت رو ميبرن كه نتوني به بقيه هشدار بدي
ديدم كه اينكارو ميكنن
دهكده خودت چي ؟
اونا مردن
اونا ردپاتو تا اينجا تعقيب ميكنن
بهتون گفتم كه منو ترك كنيد
بايد گوش مي كرديد
پس وايميستيم و مبارزه مي كنيم
همشون اين اسلحه ها رو حمل ميكنن
و پوششي دارن كه تيرهاي سنگي نميتونه سوراخش كنه
فرار كنيد ، ممكنه زنده بمونيد
ميخواي مبارزه کني ؟
دنبال غار بگرديد
شما دو نفر بايد مردم ما رو به سمت خليج هدايت كنيد
ارتفاعات غربي از وسط كوه ها
وقتي به علامت ما توي سرچشمه رسيديد دامنه شرق رو دنبال كنيد
بهار به زودي مياد
و دامنه غربي امن نيست
خطر ريزش بهمن وجود داره
به اندازه كافي تلفات داشتيم
تو چكار ميكني ؟
تا اونجا كه بتونم ازشون ميكشم
و بعدش ؟
بعدي وجود نداره
پدر
نميتوني همينجوري بذاري بره
اون بايد راه خودشو پيدا كنه
قلبش پر از كينه هست
برو ! برگرد
برو ! با بقيه برو
بجنبيد ، عجله كنيد
حركت كنيد ! يالا
عروسكم
اين دره اي هستش كه همه مسيرها به اينجا ميرسن
آره
اينجا باهاشون برخورد مي كنيم
دختره رفته
راهنما بهمون گفت كه با هم بمونيد
كه به خليج برسيد پس ميتونيم مثل موشها قايم بشيم
No comments yet. Be the first to leave one.