The first 200 lines.
آره، راستش در مورد این قرار گذاشتنها مطمئن نیستم
یعنی فکر کنم به جایی رسیدم که
دیگه فقط میخوام به خودم برسم
چندتا لباسِ راحتی خیلی خوشگل از سنگاپور خریدم
یعنی معرکهان، صبر ندارم امشب برم حموم
و فقط لطافتِ ابریشم رو روی پوستم حس کنم
یه جورایی باید دست از دنبالشون دویدن برداری
اونوقت شاید بتونی چندتا دستِ قوی پیدا کنی
که بدنت رو ماساژ بدن
میگم، یعنی زیادهخواهیه اگه یه مردِ مهربون بخوام؟
با مرام و معرفت؟
یکی که اولِ کاری نپرسه «پلیآموری دوست داری؟»
میدونی که این روزا بحثش خیلی داغه؟
بذار بهت بگم، این اپلیکیشنهای دوستیابی اصلاً به درد نمیخورن
میدونی، انگار باید واقعاً برم تو اجتماع
و با یه مرد رو در رو حرف بزنم
اصلاً نمیدونم هنوز بلدم این کار رو بکنم یا نه
خب، اون بازیگره تو پروازِ هاوایی چی؟
گفتی ازش خوشت اومده. باهاش رفتی بیرون
اه، بهش زنگ بزن
نه بابا، معلوم شد فقط دنبالِ
کارهای خاکبرسری توی هواپیما بوده
خب، گوش کن
جولیان یه دوست توی کلانتری داره
که به نظر میاد هیکلش ردیفه. نه، نه
نه، من با پلیس قرار نمیذارم
میدونی که من عاشقِ آدمهای هنری و آزادمنشم
عزیزم، اون واسه دورانِ بیست سالگیمون جذاب بود
ولی الان مردی میخوایم که شغلِ حسابی داشته باشه
پسانداز و آینده داشته باشه. نمیتونیم که بیپول بمونیم
دختر، من اصلاً به مرد احتیاج ندارم
چه بامزه! منم قبلاً همین رو میگفتم
خب، رابطهت با جولیان داره جدی میشه؟
فکر کنم. مرسی
الان حدود پنج ماهه که با همیم
مردِ خوبیه. اوهوم
آره، اونقدر خوبه که آدم باورش نمیشه واقعی باشه
خب، من دیگه رسیدم خونه، پس
فعلاً. باشه عزیزم
سلام مامان. - سلام درو
این هفته حالت چطوره؟
همه چی خوبه. شکایتی ندارم
قرصات رو خوردی؟
پهلوم یه کم ورم کرده. مامان
نمیدونم چطور اینطوری شد
باید هر روز قرصات رو بخوری
میدونم باید چیکار کنم ولی پهلوم اصلاً
آره، خب اگه... - خودش خوب میشه
نه، نه، نه، گوش کن، اگه تا هفته دیگه ورمش نخوابید
میبرمت دکتر
بازم دکتر نه
خسته شدم از بس معاینهم کردن و بهم ور رفتن
باشه مامان، دوستت دارم
بعداً بهت زنگ میزنم. یه کم استراحت کن، باشه؟
منم دوستت دارم عزیزم
اوه
دختر، این گوشیها دارن حرفامون رو شنود میکنن
تا گفتم یه مرد میخوام، یه ایمیل واسم اومد
در مورد این اپلیکیشنِ جدید به اسم «لاو مچ»
لطفاً امتحانش کن
خب، اینو گوش کن
نوشته اپلیکیشنِ ما از بقیه بهتره
چون توسطِ دکترهای روانشناس ساخته شده
آدما پیچیده و منحصربهفرد هستن
و تستهای روانشناسیِ ما یه کیسِ کاملاً مناسب رو تضمین میکنه
میدونی که همهش چرنده، نه؟
ولی یعنی تبلیغاتشون حرف نداره
آره، اونقدر به سیستمشون اطمینان دارن
که هزینه اولین قرار رو خودشون میدن
اوه، پس حتماً باید انجامش بدی
چی از دست میدی مگه؟
راست میگی. امتحانش میکنم
باشه عزیزم، شامم رسید، باید برم
فعلاً
فرم رو پر میکنم و بهت زنگ میزنم
سلام عزیزم. ممنون گلم
این واسه منه؟ البته که هست
ممنون
خب، اوضاع چطوره؟ خوبه
امشب شبِ طولانیای میشه
اوم، اشکال نداره یه کم پیشت بمونم؟
تازه کارم تموم شده. میتونی بمونی
ولی حواسم رو پرت نکن عزیزم. باشه
فقط میام اینجا میشینم
بیا. خب
میخوام بشنومش
جالبه
خب، حس میکنم امشب مردِ رویاهات رو پیدا میکنی
امیدوارم
اون موقع که من مجرد بودم، کیسها اینقدر خوب نبودن
ببین، اینا باعث میشه آدم دلش بخواد دوباره مجرد بشه
فقط... فقط یه ذره
باشه دوستِ من؟ آره
یعنی کلاً یه هفته شده
ولی گزینههای خیلی خوبیان
این یکی که شبیه «آقای سیبزمینی»ـه
عینک آفتابی نداره و کلاه گذاشته. اصلاً بهش اعتماد ندارم
این ژست رو نگاه کن
خب، کاری که باید بکنی اینه:
عکسا رو چاپ کن تا بتونم چشماش رو ببینم
آره، خیلی وقته با جولیان میپری
این بیشتر شبیه بازجوییِ پلیسه
اینطور نیست. این انتخابِ اولِ منه
خوشتیپه، نه؟ دکتر هم هست
فقط یه دستبند کم داری تا ببرتت بازداشتگاه
ولی این انتخابِ اولِ منه
آره، هیچچی رمانتیکتر از این نیست که جوری رفتار کنی
انگار مرتکبِ جرم شدی
ولی ببین رفیق، من اینو میخوام
میسون گرین
یعنی نگاش کن
نمیبینی؟
نه، نه، نه، نه. تو اون دکترِ جذاب رو میخوای؟
منظورت چیه؟ نگاش کن، فوقالعادهست
غروبِ خورشید رو ببین
رمانتیکه
من میسون رو میخوام
باشه، هر چی تو بگی
میدم جولیان یه آمارِ دقیق از سابقهش دربیاره
نیازی نیست چون خودِ «لاو مچ»
این کار رو انجام میده
خب، پرسوجوی دوباره که ضرری نداره
فقط منم و اون و مامانم و پدربزرگم
بعدش هم که میدونی، خواهرم فوت کرد
و مادرم بعد از اون دیگه آدم سابق نشد
یعنی واقعاً تا پای مرگ بردش
خب، مامانِ منم شش ساله که مریضه
آخ، سخته
آره
هر کسی یه مشکلی داره، مگه نه؟
درسته. تو چی؟
من؟ بذار ببینم
ما یه خانوادهی پرجمعیتِ شش نفره بودیم
پدر و مادرم وقتی هشت سالم بود طلاق گرفتن
و دوباره ازدواج کردن و
پدرم همیشه توی سفر بود
درامر بود و من از این کار متنفر بودم
متنفر بودم، ولی آخرش خودم هم لنگه اون شدم
آره، منم همینطور. منم دقیقاً عینِ مادرمم
آره؟ بله
بهترین و بدترین ویژگیهاش رو دارم
واو. خب، همونطور که گفتی، همه ما مشکلاتِ خودمون رو داریم، نه؟
درسته
یه لحظه صبر کن
صبر ندارم حضوری ببینمت
خب، از میسون بگو
خب، حدود یک ساعت فاصله داره
باشه. ولی، خب
میخواستیم همدیگه رو ببینیم اما برنامههامون
با هم جور نشد
خب، کی قرار میذارید؟
قرارِ رسمیمون همین آخر هفتهست
خب، کجا میرید؟
نمیدونم
ولی شاید عجیب به نظر بیاد، پس قضاوتم نکن
باشه؟
واقعاً حس میکنم کیسِ کاملیه
درو عاشق شده! ناراحت نیستم
گوش کن، تو دل رو زدی به دریا
بهت افتخار میکنم
واقعاً باید از تو ممنون باشم که باعث شدی
دوباره به عشق ایمان بیارم
باشه، شنیدم چی گفتی. شنیدم
شنیدم که کلمهی «ع» رو گفتی، ولی
اوه، باورت میشه؟
آره، بیخیالش میشم
باشه
تشنهمه. شاید شراب داشته باشن
میرم یه چیزی بگیرم بخورم
میشه واسه من یه آب بگیری لطفا؟
اون ویدیوها اصلاً حقِ مطلب رو ادا نمیکردن
میسون؟
سلام. سلام
ببخشید، تو اینجا چیکار میکنی؟
گفتی روزای تعطیل اینجا میدوی
منم گفتم شانسم رو امتحان کنم
اوه، اوکی
پس ریسک کردی که بیای منو ببینی؟
آره
یعنی، مخصوصاً با این همه هوش مصنوعی و این فیلترها
میخواستم از نزدیک و... حضوری ببینمت
درسته، آره
ریسک کردی که بیای منو ببینی و خب، من اینجام
دیشب گفتی کاش میتونستم
فردا ببینمت. فقط همینطوری گفتی؟
نه، نه، نه، من
فقط شوکه شدم که واقعاً اومدی، میدونی؟
ولی خب، عالیه. از دیدنت خوشحالم
سلام
آره، خب
واسه اولین بار که همدیگه رو میبینیم
من اینطوری خیسِ عرق و داغونم
نه، تو زیبایی
واسه یه پیکنیک توی پارک عالیه
پیکنیک؟ آره
یه زیرانداز و یه سری از غذاهایی که دوست داری آوردم
یا میتونیم یه چیزی سفارش بدیم
این خیلی بامزهست
خیلی زود بود؟ نه
اشکالی نداره، اشکالی نداره. پیکنیک رمانتیک به نظر میاد
No comments yet. Be the first to leave one.