Hierarchy

Hierarchy

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

Hierarchy 2025 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
A Commentary by Samurai_EP

Tags

webdl
machine_translated
Published on: 2026-06-27
Downloads: 11
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ صبح‌ها شما را بیدار می‌کند ‬

‫شب‌ها آدم را به خواب می‌برد.‬

‫ سریع حرکت می‌کنه... ‬

‫ اما در عین حال کند. ‬

‫ می‌خزد و می‌خزد بدون اینکه دیده شود، به درون شکاف‌ها می‌رود. ‬

‫ تو هنوزم تشنه‌ی اونی... ‬

‫ حتی با اینکه بهت غذا میده ‬

‫ تو هنوز تشنه‌ای... ‬

‫ علیرغم وعده‌هایش که هرگز خشک نمی‌شود. ‬

‫ این یه ماده مخدره ‬

‫ اگر هوشیار نباشی... ‬

‫ تو را در بر خواهد گرفت. ‬

‫ و بعد متوجه می‌شوی که دیگر اختیار اوضاع دست خودت نیست ‬

‫ چیز دیگری کنترل را به دست گرفته است ‬

‫و نمی‌خوابد.‬

‫ چون یه بار که بیدارش کردی ‬

‫ هیچ راه برگشتی وجود نداره ‬

‫ همش از خودم می‌پرسم چطور سر از این آشغال درآوردیم ‬

‫ تا وقتی که بفهمم... ‬

‫ من هرگز آن را انتخاب نکردم. ‬

‫ من در آن متولد شدم ‬

‫باشه، ساکت شو.‬

‫باشه، من اینو مختصر و مفید میگم .‬

‫می‌دونی که من دوست ندارم حرفم رو تکرار کنم، پس دفعه‌ی اول گوش کن.‬

‫ما دو بازیکن اصلی را شناسایی کرده‌ایم .‬

‫این استرلینگ آگولور است...‬

‫...معروف به استون.‬

‫-خفه شو! اون یه عضله‌ست ‬

‫خفه شو! به من دست نزن! (خفه شو!)‬

‫-بهت که گفتم پولت رو میگیرم. -خفه شو!‬

‫ استرلینگ احتمالاً یکی از خطرناک‌ترین آنهاست ‬

‫از گروه.‬

‫ او گذشته‌ی شناخته‌شده‌ای دارد در گذشته ‬

‫ خیلی زودرنج ‬

‫ و او فوق‌العاده باهوش است. ‬

‫ به دلایلی، به نظر می‌رسد همه این افراد از او پیروی می‌کنند. ‬

‫ اون رهبره ‬

‫او در شرکت آهن و فلز کار می‌کند.‬

‫ اون یه عضله‌اس ‬

‫روزها مهندس، شب‌ها یه خلافکار عوضی.‬

‫شریک او داریوس وایتهد است.‬

‫معروف به ریچ.‬

‫هی! بشین.‬

‫- بشین گورتو گم کن-- - فقط ۱۲ سالمه ‬

‫ او به جرم نگهداری غیرقانونی اسلحه گرم متهم شد . ‬

‫ این حرامزاده یه تک تیرانداز متحرکه ‬

‫ در هفت سال خدمت در ارتش ‬

‫ میزان موفقیت او هرگز کمتر از ۹۳٪ نشد. ‬

‫ داریوش همچنین حسابدار است. ‬

‫ وقتی خورشید بالا می‌آید، او در شرکت‌های نیتروس کار می‌کند ‬

‫ زیر نظر بخش مدیریت مالی ‬

‫او اتاق را مثل یک میدان جنگ می‌خواند.‬

‫ - اون مغز متفکره. - پول من کجاست؟! ‬

‫- توی دستشوییه! - دستشویی؟‬

‫ اینا خیلی کثیفن ‬

‫بهتره از خدات بخوای که توی دستشویی باشه.‬

‫ اما آنها فوق‌العاده باهوش هستند. ‬

‫ آنها همه چیز را محاسبه می‌کنند. ‬

‫ و آنها مانند حیوانات حرکت می‌کنند. ‬

‫حالا، البته که آنها به هیچ وجه نمی‌توانستند از پسش بربیایند‬

‫که همه کارها را خودشان انجام دهند.‬

‫بعضی وقت‌ها، آنها همدستانی هم دارند.‬

‫ لتیسیا لوبوس ‬

‫ او در بیشتر موارد سابقه‌ی نسبتاً پاکی دارد ‬

‫ اما شواهد نشان می‌دهد که او و استرلینگ در گذشته روابطی داشته‌اند ‬

‫ جیر پیرس ‬

‫او سه سال در خارج از کشور خدمت کرد.‬

‫او به طرز ننگینی اخراج شد.‬

‫صبر کن. یه لحظه صبر کن. می‌خوای شرط رو بالا ببری؟‬

‫ و بعدش ازیکیل رایت هست .‬

‫ او همچنین به دلیل فعالیت‌های کلاهبرداری از خدمت معاف شد ‬

‫مطمئنی می‌خوای این کار رو بکنی؟‬

‫بیا انجامش بدیم. شماها منو نمی‌شناسید.‬

‫- کارآگاه کیپ. - درسته.‬

‫حالا ریچ برادر بزرگتر استون است.‬

‫این دو برادرخوانده هستند.‬

‫هر دو در یک پرورشگاه بزرگ شدند‬

‫از آنجایی که آنها خیلی سرحال بودند. (or: وای، خیلی سرحال بودند.)‬

‫همیشه یه مشت دردسر بوده.‬

‫هر دو به زندان رفتند، سپس هر کدام پنج سال در خارج از کشور خدمت کردند.‬

‫هر دو به بیش از دوازده جنایت و قتل مرتبط بوده‌اند .‬

‫حتی برای یک مورد هم پین نشده‌ام .‬

‫چیزی که آنها را تا این حد دست نیافتنی می‌کند، غیرقابل پیش‌بینی بودنشان است.‬

‫آنها هرگز همزمان در یک مکان نیستند .‬

‫آنها با هم سوار یک ماشین نمی‌شوند ، با هم کار می‌کنند.‬

‫آنها حتی با هم ناهار هم نمی‌خورند .‬

‫تنها زمانی که ممکن است آنها را زیر یک سقف پیدا کنید‬

‫ وقتیه که دارن مرتکب جرم میشن ‬

‫یا به ملاقات مادرخوانده‌شان بروند،‬

‫ فرانسیس پریچت در بومانت. ‬

‫فرانسیس یک پرستار و مراقب بازنشسته است.‬

‫او فرشته نگهبان محله است.‬

‫او پسرانی را که شروع سختی داشته‌اند، به فرزندی قبول می‌کند.‬

‫و آنها را به درستی پرورش می‌دهد.‬

‫دو تا از آن پسرها؟ وایتهد و آگولور.‬

‫پس حداقل دوازده قتل اتفاق افتاده و یکیشون هنوز دستگیر نشده؟‬

‫یعنی اینقدر خوبن که خداروشکر.‬

‫وایتهد به دیدن زمان نزدیک‌تر شد‬

‫برای یک سرقت بانک در سال ۲۰۰۹، اما او آن را شکست داد.‬

‫آگولور با همان جرم مرتبط بود اما او هم فرار کرد.‬

‫کارآگاه، پرونده میگه برادرهای بیشتری وجود دارن؟‬

‫همانطور که گفتم، مامان پریچت‬

‫در طول این سال‌ها پسرهای زیادی را به خود جذب کرده است .‬

‫تنها کسی که نگرانش هستیم دریسکول بورس است.‬

‫از طرف دریس می‌آید.‬

‫ او در حال حاضر به جرم قتل درجه دو به ۱۵ سال زندان محکوم شده است ‬

‫ دریسکول جیمز بورس ‬

‫ فکر می‌کنید حکمی که تا الان گرفته‌اید چی شده؟ ‬

‫ با جرمت جور درمیاد؟ ‬

‫ قطعاً. ‬

‫احساس می‌کنم هر ثانیه‌اش لیاقتش را داشته‌ام.‬

‫ هشت سال پیش یک سرقت از بانک به چپ تبدیل شد ‬

‫ دریس تنها کسی بود که گیر افتاد. ‬

‫چه تضمینی داریم؟‬

‫که دوباره دلخور نشید، آقای بورس؟‬

‫آن مکان برای انسان‌ها در نظر گرفته نشده است .‬

‫برای حیوانات در نظر گرفته شده است.‬

‫من به آنجا تعلق دارم، به انجام کار صادقانه.‬

‫و پیروی از خدا.‬

‫ به نظرم خیلی چیزا یاد گرفتی ‬

‫ درباره‌ی خودتان، آقای بورس. ‬

‫ این روند ممکن است ادامه پیدا کند. ‬

‫بدینوسیله به شما آزادی مشروط اعطا می‌کنم .‬

‫ این تصمیم ظرف ۲۱ روز آینده قطعی خواهد شد . ‬

‫ هرگونه رفتار بد بین الان و بعدش ‬

‫ منجر به لغو فوری این کمک هزینه خواهد شد. ‬

‫ پس انتخاب‌های خوبی داشته باش. -وای، رفیق.‬

‫ از دردسر دوری کنید آقای بورس. ‬

‫از دیدنت خوشحالم.‬

‫-دلم برات تنگ شده بود، رفیق. -دلم برات تنگ شده بود. برای هر دوتون.‬

‫یو، مامان. ببین کی رو پیدا کردیم.‬

‫مامان!‬

‫ به احتمال زیاد ‬

‫ این برادر کوچکتر احتمالاً ‬

‫ کوچک‌ترین نگرانی ما ‬

‫ او باید حداقل برای دو سال دیگر زندانی شود ‬

‫باشه. سوالی، نظری، یا نگرانی‌ای دارید؟‬

‫خوبه. بریم سر کار.‬

‫خدای عزیز، ما می‌خواهیم از تو تشکر کنیم‬

‫برای اینکه دوباره ما را دور هم جمع کرد.‬

‫از شما می‌خواهیم که این غذا را متبرک کنید،‬

‫این هدایای توست که به زودی دریافت خواهیم کرد‬

‫از بخشش تو، به واسطه مسیح، پروردگار ما.‬

‫-آمین. -آمین.‬

‫-آمین. -و خدا...‬

‫خدایا شکرت که دوباره بهم لطف کردی و اجازه دادی خانواده‌ام رو ببینم.‬

‫ اونو دیدی؟ ‬

‫ این یه حرکت قدرتی بود ‬

‫می‌بینی، دریس داره به من و ریچ خبر می‌ده ‬

‫ همه چیز داره عوض میشه ‬

‫ و یه فیل گنده تو اتاق ‬

‫ که هیچکس در موردش حرف نمیزنه ‬

‫می‌بینی، دریس برای ما وقت گذاشت.‬

‫ -اون رپ رو گرفت. -آمین.‬

‫ و بهتره باور کنم که اون در عوض یه چیزی ازت می‌خواد ‬

‫چی، رفیق؟ انگار همتون روح دیدید.‬

‫دارم بهت میگم، ۲۳ ساعت شبانه‌روز توی سلول،‬

‫اگر تو خدا را پیدا نکنی، او تو را پیدا خواهد کرد.‬

‫فقط از دیدنت خوشحالم عزیزم.‬

‫استرلینگ، داریوش،‬

‫به برادرت بگو اوضاع کار چطور بوده.‬

‫هوم... آره، شماها مشغولین؟ سرتون شلوغ بوده؟ اوضاع چطوره؟‬

‫خانه قشنگ به نظر می‌رسد.‬

‫آره، قبلاً، امم، خوب بوده.‬

‫هوم.‬

‫-استرلینگ. -هوم؟‬

‫اوضاع کار چطوره؟‬

‫خوبه که.‬

‫هوم.‬

‫داشتم فکر می‌کردم استرلینگ می‌تونه برات یه کار پیدا کنه‬

‫پایین در کارگاه ساختمانی.‬

‫نه، من نمی‌توانم.‬

‫منظورم اینه که، ...‬

‫ما تازه دیروز دو کارگر آخرمان را استخدام کردیم.‬

‫روزنه‌های ما تازه بسته شده است.‬

‫-داریوش؟ -هوم؟‬

‫باشه.‬

‫آره، امم...‬

‫می‌تونم یه کار تو اداره پست پیدا کنم.‬

‫- خیلی خوب میشه. - نه، نمیشه.‬

‫گوش کن، دریس، الان نه.‬

‫خیلی زوده، نه؟ تازه اومدی بیرون.‬

‫باشه؟ آروم آروم برو.‬

‫چند هفته اینجا بمون. با مامان وقت بگذرون.‬

‫من و ریچ مطمئن میشیم که از نظر مالی خوب باشی.‬

‫- خوبی؟ - آره.‬

‫نیازی به عجله در کارها نیست.‬

‫گرفتمت. -شرط می‌بندم. بفرمایید.‬

‫مامان، ممنون که مراقبم بودی اما...‬

‫فکر کنم این دو نفر اینجا، میدونن چه نوع کاری‬

‫دارم سعی می‌کنم وارد بشم، پس...‬

‫دریس‬

‫چی؟‬

‫فکر می‌کردم آن روزها دیگر تمام شده است.‬

‫مامان، نگران نباش - هی.‬

‫هر چقدر هم که دوست داشته باشم بمانم،‬

‫راستش باید برم بیرون. آره.‬

‫من هم باید برم بیرون، مامان.‬

‫غذا فوق‌العاده بود.‬

‫تو هیچ نگرانی نداری .‬

Hierarchy subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left