Patience

Patience

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Patience S02E05 The Runes 1080p ALL4 WEB-DL AAC2 0 H 264-NESTED
A Commentary by NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Tags

webdl
Published on: 2026-02-10
Downloads: 62
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫مرسی.

‫- کمی شامپاین میل دارین خانم؟ ‫- ممنون.

‫لورنس.

‫میدونی، فقط میخواستم بگم ‫من بدون تو هیچی نیستم.

‫چرند محض نگو.

‫اینو نگاه کن، عجب نمایشیه!

‫اینا وایکینگ ها هستن.

‫- مثل علف گربه میمونن. ‫- وایکینگ ها؟

‫نصف این زنا نمیدونن ‫باید برات مادری کنن یا...

‫کم کم وقتشه، ساموئل.

‫بهت افتخار میکنم.

‫خبرنگارا.

‫لباسات چروک شده.

‫امیدوارم واسه این آماده باشن.

‫و، ممنون بابت ناهار،

‫سورپرایز خیلی قشنگی بود.

‫زیادی سورپرایز شدی؟

‫نه، با کارای یهویی و بی برنامه مشکلی ندارم.

‫ولی ترجیح میدی که ‫از قبل خبر داشته باشی.

‫خب...

‫برنامه کل هفته رو ردیف میکنم.

‫آره. خب، آره، عالی میشه.

‫برید یه اتاق بگیرید بابا، شما دوتا.

‫اشکال نداره، اون فقط داره شوخی میکنه....

‫میبینمت. آره، من...

‫یه شاعر وایکینگ یه بار گفت...

‫..نذار هیچ مردی واسه جادو کردن ‫خط های رون رو حکاکی کنه...

‫...مگه اینکه اول یاد بگیره ‫چطوری خوب بخونتشون.

‫خب، خوندن خط های رون یعنی چی؟

‫وایکینگ ها، هر جا که میرفتن ‫از خودشون مدرک به جا میذاشتن...

‫...روی چوب ها حکاکی میکردن، ‫روی سنگ ها حکاکی میکردن.

‫اونا یادداشت هایی از آدما به جا گذاشتن...

‫...از جاها...

‫و از اتفاقاتی...

‫ببخشید. اوم...

‫که دنیای ما رو شکل دادن.

‫اینا...

‫اینا...

‫نه!

‫نه!

‫ساموئل؟

‫چی؟

‫ساموئل؟

‫ ‫فصل دوم - قسمت پنجم

‫اوردوز کرده؟

‫شاهدا میگن احتمالا ‫مست یا نئشه بوده.

‫ترجیح میدم قبل از حدس زدن ‫منتظر گزارش سم شناسی بمونم.

‫منطقیه. بازرس هانتر؟

‫یه جور تشنج میتونه ‫زاویه ای که باهاش افتاد رو توجیه کنه.

‫فیلم غش کردنش ‫توی اینترنت هست.

‫خدا. مردم اصلا ‫وقت رو تلف نمیکنن، نه؟

‫به نظر من که بهش دارو خوروندن.

‫از روی حدسه یا تجربه؟

‫راستش، من تا حالا حتی بو هم نکشیدم.

‫خدا. باستان شناس راک استار ‫ویدئوش پربازدید شد.

‫یه نگاه بنداز ببین توی ‫منو چی هست، میشه؟

‫قراره همینجا ناهار بخوریم؟

‫ببین آخرین بار چی خورده. درسته.

‫- واسه تو هم ته موندشو میارم. ‫- نه، مرسی.

‫تقدیمی به راگنال ‫گات فریت سون.

‫راگنال گات فریت سون.

‫این اسمو میشناسم.

‫حاکم وایکینگ قرن دهم ‫توی یورکشایر.

‫- عالی. احتمالا نمره تاریخت 20 بوده. ‫- آره.

‫کاش بیشتر دقت میکردم.

‫زیادی مشغول لاس زدن با جیسون ‫پالینجر پشت آلونک دوچرخه ها بودی.

‫باشه.

‫این سنگ رون یه سال پیش ‫توی اخبار بود.

‫توی نروژ پیدا شد و ‫به اون حاکم وایکینگ ربط داشت.

‫هنوزم مردم از تندنویسی استفاده میکنن؟ ‫چه قدیمی.

‫آخه کی میتونه اونو بخونه؟

‫من میتونم تندنویسی رو بخونم.

‫- البته. نورس باستان هم بلدی بخونی؟ ‫- نه.

‫خب، اینجا رو ببین، میگه...

‫میگه، سنگ رون جعلیه.

‫آقای کرافت پارسال سرپرست ‫حفاری یارلزبرگ بود، آره.

‫اون یافته خیلی مهمی واسه ‫دانشگاه بود، مگه نه؟

‫چیز خیلی عجیبی بود.

‫آره. علاقه ساموئل هنری به ‫این سنگ رون چی بود؟

‫مطمئن نیستم. ‫باید از آقای کرافت بپرسین.

‫مرد بیچاره. داغون میشه.

‫اون و ساموئل ‫دوستای خیلی صمیمی بودن.

‫ساموئل هنری رو خوب میشناختین؟

‫بله، از وقتی که اینجا دانشجو بود.

‫پسر خیلی گلی بود.

‫باورم نمیشه.

‫بابت از دست دادنش متاسفم.

‫باشه.

‫این دفتر آقای کرافته.

‫لورنس؟

‫ببخشید مزاحم شدیم، پلیس اومده.

‫بفرمایید.

‫دانشجوی نابغه ای بود، ساموئل.

‫شما استادش بودین؟

‫اوایلش، آره.

‫گاهی انضباط نداشت، ‫اما واقعا نابغه بود.

‫چطور انضباط نداشت؟

‫پسر جوون، با پیشینه جالب، ‫یه کم عجیب غریب.

‫غیرممکنه که همینطوری مُرده باشه.

‫خیلی پر انرژی بود.

‫خیلی سرزنده بود.

‫اجازه هست؟

‫و هیچ ایده ای ندارین چرا داشت ‫رون حفاری شما رو نشون میداد؟

‫ما ایده هامون رو آزادانه با هم میگفتیم،

‫و ساموئل یه مقاله خیلی خاص ‫درباره کدهای رون نوشت.

‫ساموئل هنری توی حفاری نروژ بود؟

‫علاقه زیادی به کارم نشون میداد.

‫تشنه دانش بود.

‫حرفای امروزش انگار ‫خیلی ها رو جمع کرده بود.

‫ساموئل همیشه توی جلب کردن ‫توجه بقیه عالی بود...

‫...یه مهره ارزشمند واسه دانشگاه.

‫توی تبلیغات خیلی از من بهتر بود.

‫خب، شما یافته هاتون رو درباره

‫حفاری نروژ چاپ کردین، مگه نه؟

‫- توی کتابم؟ ‫- بله.

‫واسه تقاص گناهام، آره.

‫بیا...

‫...یه نسخه بردار.

‫بیا. این یکی اصلا امضا شده است.

‫و ساموئل هیچوقت حرفی از ‫جعل کردن بهت نزده بود؟

‫جعل؟ نه.

‫جعل چی؟

‫سنگ رون.

‫نمیخوام اینجا از خودم تعریف کنم،

‫اما طبق گفته والهالا تایمز،

‫من یکی از برجسته ترین ‫متخصصای وایکینگ توی کشورم.

‫اگه اون رون جعلی بود...

‫...من میفهمیدم.

‫یه گارسون گفت یه زن واسه ‫ساموئل هنری

‫قبل حرف زدنش لیموناد سفارش داده.

‫خیلی خب. اونجا کلی زن بوده.

‫آره. مو مشکی، 30 و چند ساله، ‫توی دانشگاه کار میکنه.

‫اون چیه؟

‫وقتی اون پایین بودم پرسنل آشپزخونه

‫واسم یه ساندویچ بیکن ‫و آووکادو درست کردن.

‫- اوه. واسه هممون گرفتی؟ ‫- چی؟

‫کار تیمی رویاها رو میسازه.

‫عاشق بیکن و آووکادوام.

‫ببخشید، داری چیکار میکنی؟ نکن...

‫لطفا از من فیلم نگیر.

‫آخه جلوی دوربین خیلی خوب میافتی.

‫7 ثانیه ازت که خیلی شیک ‫با پرونده هات وایسادی،

‫یه کپشن باحال میذاریم و ‫یه آهنگ ترند.

‫نه فکر نکنم، دارم کار میکنم.

‫با باکستر هماهنگ کردم.

‫باید جوون ترها رو جذب کنیم.

‫باشه، خب هیچکس نگاهش نمیکنه،

‫و من فقط باید برگردم سر کارم.

‫فقط بذار یکم فیلم بگیرم، ‫یکی دوتا تست میکنیم، امتحان میکنیم.

‫لطفا؟

‫فقط کافیه خودت باشی.

‫فقط پیشنس. ‫بقیه کارا با من.

‫خب، شانس بیاری اگه کسی ‫نگاهش کنه.

‫خودتو دست کم نگیر.

‫علائم وازواسپاسم کرونری داریم،

‫که معمولا علتش

‫فشار خون بالاست... فشار خون بالا،

‫استرس، یا مصرف مواد مخدر تفریحی.

‫درسته.

‫همچنین توی بدنش ‫داروی ضدافسردگی هم بوده.

‫دکترش واسش ضدافسردگی تجویز کرده بود

‫واسه اضطراب و افسردگی.

‫خب. پس با مصرف ام دی ام ای، ‫احتمال سندروم سروتونین هست؟

‫به نظر من، آره.

‫ممکنه کسی چیزی توی نوشیدنیش ریخته باشه؟

‫شاید، اما سندروم سروتونین

‫مطمئن ترین راه واسه ‫کشتن یکی نیست.

‫واقعا میتونسته یه تصادف باشه؟

‫میدونی، با اون مواد زدناش و اینا؟

‫آره. یعنی نئشه کردن

‫- قبل یه سخنرانی مهم، باورت میشه؟ ‫- نه.

‫خب، شاید یکی میخواسته ‫بدنامش کنه.

‫آره، لابد میدونستن ساموئل قراره ‫بگه یه جعل اتفاق افتاده.

‫هی، پیشنس.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫الیوت.

‫برنامه ات رو واسم نفرستادی.

‫چیو؟

‫جدول زمانی هفته رو.

‫واقعا که فایل اکسل و اینا ‫نمیخوای، میخوای؟

‫اوم، نه، نبودم... فرقی نمیکنه...

‫نه، چیزه... متاسفم.

‫فقط... مهم نیست.

‫- پیشنس! ‫- فعلا.

‫جای قشنگیه. اشکالی نداره اگه...؟

‫ممنون ناتالی. خب...

‫تو و ساموئل با هم بودین؟

‫توی این یکی دو سال اخیر رابطه مون...

‫...هی قطع و وصل میشد.

‫میتونم بپرسم کی رابطه رو تموم کرد؟

‫ساموئل.

‫5 ماه پیش.

‫وضعیت روحی ساموئل کلاً چطوری بود؟

‫فکر کنم...

‫...نوسان داشت.

‫وقتی حالش خوب بود، ‫عالی بود.

‫اما میتونست یه جوری...

‫...توی خودش بره، فکر کنم.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left