Field Diary

Field Diary (יומן שדה)

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

Field Diary 1982 576p WEB-DL fa
A Commentary by OldMan505
‫مستندها و فیلم های فراموش شده ‫در کانال تلگرامی Oldman505@

Tags

webdl
Published on: 2026-07-26
Downloads: 4
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫مستندها و فیلم های فراموش شده ‫در کانال تلگرامی Oldman505@

‫ «دفترچه صحرا» ‫رو کارگردان اسرائیلی

‫آموس گیتای سال ۱۹۸۲ ساخت.

‫این فیلم اشغال ‫نوار غزه و کرانه باختری رو به تصویر می‌کشه

‫و با حمله ارتش اسرائیل ‫به جنوب لبنان تموم میشه.‬

‫ ‫بازار خان یونس ‫نوار غزه‬

خان یونس،شهری بزرگ و مهم در جنوب غزه و پایگاه اصلی رهبران حماس

جلوی خانه بسام شکعه، شهردار نابلس، کرانه باختری.

از من فیلم نگیر

ممنوع نیست، میتونم و میگیرم

‫‬کارت شناساییت رو نشون بده بینم

‫باشه، ولی بگو چرا.‬

‫می‌خوام بدونم کی هستی.‬

‫می‌تونم بهت بگم کیم. ‫- نوچ، مدرک می‌خوام.‬

‫- دلیلی داری که فکر کنی من... ‫- آره، دارم.‬

‫- خب چه دلیلی؟ ‫- مشکوک می‌زنی.‬

‫از چه نظری؟‬

‫اگه خوشت نمیاد، ‫برو پیش قاضی.‬

‫برو با خودش حلش کن.‬

‫مشکوک به چی؟‬

‫هیچی، فقط باید ‫کارت شناساییت رو بهم نشون بدی.‬

‫کارتت رو نشون بده.‬

‫بهت گفت فیلم‌برداری نکنی.‬

‫بهت گفتم فیلم نگیر.‬

‫به دوربین دست نزن، باشه؟‬

‫کارت شناساییت رو نشون بده.‬

‫دستت رو از رو دوربین بردار، ‫فهمیدی؟‬

‫دیگه بسه‌. ‫گفتم فیلم‌برداری ممنوعه.‬

‫حالا کارت شناساییت رو نشون بده.‬

‫من خبرنگارم، ‫حق دارم فیلم‌برداری کنم.‬

دفترچهٔ صحرا

‫ فیلمی از ‫آموس گیتای‬

‫کارت شناساییم رو نشونت میدم، ‫ولی دستت رو از روی دوربین بردار.‬

یالا

‫ به دوربین دست نزن.‬

‫اون فیلم‌برداری رو متوقف می‌کنه.‬

‫ ‫بهت دستور میدم فیلم‌برداری رو قطع کنی.‬

میبینی چیکار داره میکنه؟

‫ ‫نیازی به خشونت نیست.‬ ‫

‫خشونت به‌خرج نمیدم.‬

‫کارت شناساییم رو نشون میدم، ‫فقط دست نزن.‬

‫کارت شناساییت رو بده به من.‬

‫اوایل مه، رونی، نوریت، سار،

‫حاییم و خودم تصمیم می‌گیریم از تشدید اخیر

‫مناقشه اسرائیل و فلسطین، یک «دفترچه خاطرات میدانی»

‫فیلم‌برداری کنیم.‬

‫قصد ما اینه که ببینیم ‫اشغال چطور خودش رو نشون میده.

‫بعداً به انگیزه‌های پشت حمله

‫به لبنان و حوادث بعدش نگاه خواهیم کرد.‬

‫مال اون چی؟‬

‫اونم بهت میده.‬

‫کارت شناساییت رو بیار.‬

‫کسی حق نداره بره تو

‫ببخشید؟‬

‫کارتت رو نشونش بده.‬

‫می‌خوایم با بسام شکعه ‫دیدار کنیم...‬

‫ بسام شکعه شهردار سابق شهر نابلوس تحت بازداشت خانگی دیده می‌شود . او یکی از شخصیت‌های برجستهٔ ملی‌گرای

فلسطینی بود که به خاطر مخالفت‌هایش با اشغال اسرائیل و همچنین با تشکیلات خودگردان فلسطین شناخته می‌شد

‫ترجیح میدیم با آدم خودمون دیدار کنیم‬

‫تا اینکه سراغ ‫مقامات بریم.‬

‫آموس!‬

‫آموس!‬ ‫آموس!‬ ‫داره منو بازداشت می‌کنه. ‫چرا؟‬

چمی دونم

‫چرا داری بازداشتش می‌کنی؟‬

‫به تو مربوط نیست.‬

‫- می‌تونم کارت شناساییم رو پس بگیرم؟ ‫- نه.‬

‫اول باید در موردش ‫استعلام بگیرم.‬

‫یعنی چی؟ ‫داری کارتم رو ضبط می‌کنی؟‬

‫استعلامم رو می‌گیرم، ‫بعد می‌تونی پسش بگیری.‬

‫همین‌جا می‌مونی، نه؟‬

‫همین‌جا می‌مونم.‬

‫چرا داری بازداشتش می‌کنی؟‬

‫اونو بسپر به من.‬

‫مدارکت کجاست؟‬

‫استعلامش رو بگیر.‬

‫- کارت شناساییت کجاست؟ ‫- تو کیفمه.‬

‫درش بیار، قبل اینکه ‫با دوربین بزنم صورتت رو خرد کنم.‬

‫کارتت رو نشون بده.‬

‫گیدی، برو کمکش کن کارت شناساییش رو پیدا کنه.‬

‫گذاشتمش تو کیف کوچیک زرد.‬

‫کنار دستمال‌های تمیزکننده لنز.‬

‫- این منطقه ممنوعه است؟ ‫- فعلاً بله.‬

‫خوش‌تیپم؟ ‫برات جذابیتی دارم؟‬

‫اونش دیگه بستگی به خودت داره.‬

‫می‌تونیم کارت شناساییمون رو پس بگیریم؟‬

همیشه همین طوره؟

همیشه، تو خوش شانسی که ... (نامفهوم)

قبل تر

شاید یه هفته پیش، یه روزنامه نگار آمرکایی رو خیلی زدن

اینجا؟ اره همین اینجا

کلی زدنش با پا میزدن تو سرش

بی دلیل فقط واس اینکه اومده بود اینجا

بعد که خوب زندنش گذاشتن ما بیایم بهشون کمک کنیم

خب حالا بگو زندگیت چطوره با این وضعیت؟

ما باید تحمل کنیم تا حق خودمون رو بگیریم

صحیح

و حقیقت برملا خواهد شد

اگر حق با نباشه هم معلوم میشه

قبول میکنیم اگه ما درست نمیگیم

خیلی ها میان اما هیچی نشده

اونا از همه چیه این خونه خبر دارن

با تلسکوپ هاشون (دوربین) همه چی زیر نظر دارن بخوابیم، بشینیم، بخوریم همه چی رو میدونن

با تلسکوپ هاشون همینطوری

از کجا؟ از همین جلو، از اون ور، از این ور

ازتون عکس میگیرن؟ عکس نه، زیر نظرمون دارن

‫از زمان جنگ ۱۹۶۷، اسرائیل

‫علاوه بر جاهای دیگه، کرانه باختری و نوار غزه رو

‫که جمعیت متراکمی از فلسطینی‌ها داره اشغال کرده.

‫منابع زمین و آب برای توسعه ‫شهرک‌های اسرائیلی مصادره شدند.‬

‫علاوه بر این، تلاش‌هایی برای پراکنده کردن ‫رهبری فلسطینی‌ها صورت گرفت.

‫بسام شکعه، شهردار نابلس، در یک بمب‌گذاری

‫پاهایش رو از دست داد. اون بعداً

‫تحت نظر خانگی قرار گرفت و دسترسی به اون ‫توسط ارتش محدود شد.‬

هر انسانی دوست داره عزت انسانی داشته باشه چرا با یه آدم دیگه اینطوری رفتار میکنن

میریم مغازه بهمون سنگ پرت میکنن ها ها، نمی تونیم بریم هیچکجا

حتی اگه اونها اسراییلی هم باشن؟

هیچ احترامی سرشون نمیشه

اما بعضی وقتها نه

اگه مخالف اونها باشن من به انگلیسی نمیتونم حرفش رو پیدا کنم

به عربی بلدم نه به انگلیسی

اگه اونها موافق شما نباشه هیچ احترامی بهش نمی ذارن

اونها نمی ذارن هیچکسی آزاد باشه

‫مزرعه توت‌فرنگی نزدیک تل‌آویو. ‫کارگرها زنان فلسطینی هستند.‬

زنهایی که اینجا کار میکنن نمیخوان توی فیلم تو باشن

‫- چرا؟ ‫- نمی‌خوان.‬

‫به دوربین نگاه کن.‬

کتک میخوای؟

‫حالت رو می‌گیرم!‬

‫- اینو می‌کوبم تو سرت. ‫- نیازی به خشونت نیست.‬

‫نیازی نیست خشونت به‌خرج بدی!‬

‫پس برو مجوز بگیر!‬

‫شما فقط زبان خشونت رو می‌فهمید.‬

‫- هدفت چیه تو اصلا؟ ‫- به اون دست نزن.‬

‫اگه می‌خوای وارد بشی، ‫مجوز بگیر.‬

حالا هم هری

زنا دوست ندارن ازشون فیلم بگیری

لباس مناسبی ندارن

نمی خوان آقا نمیخوان

دستات به دوربین نخوره

‫برو گمشو!‬

‫برو خونه‌ت!‬

‫لازم نیست دق‌دلیت رو ‫سر دوربین خالی کنی.‬

‫اصلاً حرف گوش نمیدی.‬

‫تنها راهش خشونته؟‬

‫فقط همین رو می‌فهمید.‬

‫مرکز شهر نابلوس ‫کرانه باختری‬

‫پخش اخبار رادیو اسرائیل.‬

‫«یکی از اهالی روستای بنی‌نعیم ‫در بیمارستان الخلیل درگذشت،‬

‫قربانی تیراندازی ‫در شرایطی مبهم.‬

‫به نظر می‌رسه غیرنظامیان ‫میان تیراندازی متقابل گیر افتادند.‬

‫ناآرامی‌های جدیدی ‫در یهودیه و سامریه رخ داده.‬

‫سنگربندی‌های سنگی ‫خیابان‌های الخلیل رو مسدود کردند.‬

‫خودروها هدف قرار گرفتند.‬

‫در بیت‌لحم، گردشگران ‫داخل خودروی خود زخمی شدند.‬

‫نابلس و رام‌الله ‫شاهد درگیری‌های شدید بودند.‬

‫تظاهرکنندگان پرچم‌ها و شعارهای ‫فلسطینی سر دادند‬

‫«و به خودروها سنگ‌پرانی شد.‬

‫«اعتصاب نسبی در ‫یهودیه و سامریه اعلام شد.‬

‫«حکومت نظامی در ‫شهرهای اصلی برقرار مونده.‬

‫«شهرداران شهرهای ‫کرانه باختری تصمیم گرفتند‬

‫«در طول بحث‌های شورای امنیت ‫به اعتصاب ادامه بدن.‬

‫«در اورشلیم شرقی، ‫از اعتصاب حمایت شد‬

‫«و بیشتر مدارس تعطیل شدند.‬

‫«تظاهرکنندگان سنگ پرتاب کردند ‫و لاستیک آتش زدند.‬

‫«در اورشلیم، ‫۴ پلیس زخمی شدند‬

‫«وقتی سنگ به ماشین‌شون خورد...»‬

«...از گاز اشک‌آور استفاده شد ‫و حکومت نظامی برقرار شد‬

‫«تا آرامش در رفح برقرار بشه...»‬

‫«تا آرامش در رفح برقرار بشه...»‬ ‫

‫«...نیروهای امنیتی در رام‌الله ‫مستقر شدند‬

‫«تا جلوی ساکنان رو بگیرند‬

‫«که تظاهرات نکنند.‬

‫«با این حال امروز صبح، هزاران ‫نفر از ساکنان جمع شدند‬

‫«و سنگ پرتاب کردند ‫و لاستیک آتش زدند.‬

‫«سازمان‌دهندگان، ‫که برخی پرچم‌های سیاه داشتند،‬

‫«می‌خواستند جلوی ایجاد ‫مرز جدیدی رو بگیرند‬

‫«که شهر رو به دو نیم می‌کرد،‬

‫«با سنگ‌پرانی به حفارانی ‫که برای کار آمده بودند.‬

‫«پس از تلاش‌های بی‌نتیجه ‫برای متفرق کردن جمعیت،‬

‫«از جمله شلیک‌های ‫هوایی،‬

‫«نیروهای امنیتی به ‫گاز اشک‌آور متوسل شدند.‬

‫«مردی که دچار سوختگی شده بود ‫در بیمارستان بستری شد.‬

‫«حکومت نظامی اعلام شد ‫و خیابان‌ها سریعاً خالی شدند،‬

‫«خیابان‌هایی پر از ‫سنگ و چماق.‬

‫«ارتش در حال گشت‌زنی در شهر است‬

‫«زیر باران پراکنده سنگ‌ها.‬

‫«شش نفر برای ‫بازجویی بازداشت شدند...»‬

‫«شورای امنیت ‫قرار است برای بررسی تشکیل جلسه دهد‬

‫«در مورد شکایت ثبت شده ‫توسط اردن علیه اسرائیل‬

‫پس از آشوب‌ها ‫در یهودیه و سامریه.‬

‫«گزارش آریه‌ مکل، ‫از نیویورک.‬

‫«شورای امنیت ‫امشب تشکیل جلسه می‌دهد‬

‫«تا شکایت رسمی اردن رو‬

‫«که به نمایندگی از ۲۲ کشور عربی ثبت شده بررسی کنه.‬

‫«عرب‌ها هنوز پیشنهادی ‫ارائه نداده‌اند‬

‫«اما در سازمان ملل تصور میشه ‫خواستار‬

‫«محکومیت اسرائیل به خاطر خشونت‬

‫«علیه ساکنان محلی‬

‫«و به دست گرفتن کنترل منابع آبی‬

‫«و زمین‌های آنان شوند.‬

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left