Star Trek: Starfleet Academy

Star Trek: Starfleet Academy

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Star Trek Starfleet Academy S01E02 1080p WEB h264-ETHEL
A Commentary by amirluminox
🔷 ترجمه‌ از امیرعلی ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-02-06
Downloads: 37
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ ترم پاییز

‫توی تمام این سال‌ها، یه چیزو خوب فهمیدم که عین حقیقته.

‫اگه می‌خواید به کهکشان خدمت کنید...

‫تخت‌خوابتون رو مرتب کنید.

‫یه چیز دیگه هم هست.

‫سر وقت بیاید سر کلاس.

‫شاید چیز خاصی به نظر نیاد،

‫ولی همین کارهای کوچیک، خدمت ‫ دانشجوهای دیگه محسوب می‌شه.

‫مثل یه کوکِ ساده می‌مونه،

‫بعدش یکی دیگه و یکی دیگه،

‫تا وقتی که چیزی بزرگتر از اونچه که فکرش رو می‌کردید ببافید.

‫یه نقش و نگار موندگار.

‫همون نقش و نگاری که اسمش ‫ناوگان ستاره‌ایه، همون که تاریخه.

‫و حالا، لحظه‌ای که همه‌تون منتظرش بودید.

‫موتاژئوسیلوس آرنیوپولوس.

‫مخاطی که خودش رو تکثیر می‌کنه.

‫یه شیشه لجن.

‫پاشید وایستید.

‫شنیدم ترم بعد قراره کرم‌های کدو شاخدار فرنگال رو بدن بهمون.

‫لطفاً دیگه هیچ‌وقت کنار من وا نستا.

‫هر کدوم از شما قراره به مدت پنج روز از یه نمونه مراقبت کنه.

‫راحته، نه؟

‫کور خوندید.

‫این مخاط خیلی رمانتیکه، زود با طرفش جوش می‌خوره.

‫اگه حتی یه ذره‌ش به پوستتون بخوره،

‫شروع می‌کنه به تکثیر شدن...

‫تا وقتی که از فرق سر تا نوک پا بپوشونتتون،

‫اون‌وقت مجبور می‌شید با هم زندگی کنید

‫و تعطیلات رو هم برید پیش مامان و باباش.

‫ما هم مجبور می‌شیم با یخ ‫زدنش توسط یه ماده خنثی‌کننده،

‫کمک کنیم از هم جدا بشید.

‫اینجوری نمره‌تون می‌شه "جیم".

‫نمره جیم؟ چطوری ممکنه بیفتیم؟

‫اگه بکشتتون.

‫به کلاس بیولوژی فرازمینی خوش اومدید.

‫وقتی اون فاجعه "سوختن" اتفاق افتاد،

‫فدراسیون مجبور شد زمین رو ترک کنه.

‫آکادمی ناوگان ستاره‌ای متروکه شد.

‫نقش و نگار ما، تاریخ ما، طوری از ‫هم پاشید که دیگه وصله بردار نبود.

‫هر چی می‌خواید درباره زمان حال بگید،

‫ولی یه مزیت نسبت به بقیه زمان‌ها داره،

‫اونم اینه که مال خودمونه.

‫درس اسطوره‌شناسی تطبیقی فرازمینی

‫صد سال پیش از چارت درسی حذف شد،

‫درست وقتی که تمرکز ناوگان ستاره‌ای از شناخت کسایی که

‫توی این جهان باهاشون شریک هستیم،

‫تغییر کرد به دفاع از خودمون در برابر اونا.

‫قربان، افسانه‌ی آفرینشی هم داریم

‫درباره یه موش فضایی زبون‌دراز ‫که یه سفینه فوق‌پیشرفته رو

‫به خطر انداخت فقط چون ‫می‌خواست به مامانش زنگ بزنه؟

‫یا یکی درباره یه پسر ماهی‌نمای عقده‌ای

‫که چون یه دودول ماهی کوچولوی ‫فسقلی داره، ناراحت و تنهاست...

‫دانشجوها، توی خیلی از فرهنگ‌ها، نرهاشون رو

‫توی این مرحله از فوران هورمونی می‌فرستن تو دل طبیعت

‫تا یا برای خودشون مرد بشن

‫یا بمیرن.

‫ما از اون فرهنگ‌ها نیستیم. فعلاً.

‫شما اولین ورودی‌های کادر افسری هستید

‫که بعد از بیشتر از صد سال به این پردیس برگشتید.

‫جایی که با همسایه‌های محترمون ‫توی دانشکده جنگ توش شریکیم.

‫موسسه‌ای که افسرهایی رو تربیت کرد

‫که ناوگان ستاره‌ای رو توی دوران "سوختن" قوی نگه داشتن.

‫ما از خدمات همیشگی‌شون ممنونیم

‫و مشتاقانه منتظر همکاری باهاشون هستیم.

‫اگه فکر کردید آموزش رزمی فقط مال دانشکده جنگه،

‫سخت در اشتباهید. بلند بگید!

‫وظیفه! شرف! خدمت!

‫بلندتر!

‫وظیفه! شرف! خدمت!

‫افتضاحه.

‫درگیری تاکتیکی فقط درباره دفاع شخصی نیست،

‫هرچند که دفاع شخصی رو هم یاد می‌گیرید.

‫ربطی هم به اسلحه نداره.

‫نه. این کلاس...

‫درباره منه!

‫پدرم بهم یاد داد که پیروزی یعنی زندگی.

‫مادرم هم بهم یاد داد که امروز، روز خوبیه برای مردن.

‫یه روزی، همه‌تون زل می‌زنید تو چشم مرگ

‫و اونم بهتون زل می‌زنه. بله!

‫مرگ چشم داره!

‫و هیچ‌کدوم از دانشجوهای من

‫مثل یه ترسو و بزدلِ بی‌عرضه باهاش روبرو نمی‌شن.

‫من خودم شکمم رو سفره می‌کنم

‫و با محتویاتش خفه می‌شم، قبل از اینکه ‫حتی یکیتون بذاره ترس پیروز بشه.

‫صدام رو می‌شنوید؟

‫شما نباید با ترس زندگی کنید!

‫من همیشه آدم‌های دررو رو سریع می‌شناسم.

‫دموکراسی توی یه "مکان" زندگی نمی‌کنه.

‫توی "تلاش مستمر" زنده می‌مونه.

‫پس برید دنبالش، کشف کنید و نوآوری داشته باشید.

‫با شجاعت برید به جاهایی که هیچ‌کس تا حالا نرفته.

‫باعث افتخار منه

‫که بازگشت همه‌تون رو به آکادمی ‫ناوگان ستاره‌ای خوش‌آمد بگم.

SANDS Movie :زیرنویس پارسی اختصاصی

✦ @ amirluminox | Amir Luminox ترجمه از ✦

‫« پــیــشــتــازان فــضــا: آکــادمــی اســتــارفــلــیــت »

‫متخصص کربس، به آزمایشگاه علوم ۷.

‫دارم بهت می‌گم، عالی از پسش براومدم.

‫کاش منم اعتماد به نفس تو رو داشتم.

‫- همه‌ش به راه رفتنته، رفیق. ‫- شاید.

‫ولی کیلب، اگه توی زندان توروتان می‌موندی،

‫دستات رو از ته قطع می‌کردن و می‌شدن دو تا کنده.

‫آره، ولی اونجا عرقِ دست‌سازِ زندان داشتیم،

‫و مجبور نبودم بشینم کتاب

‫استراتژی‌های نظامی ژنرال کلینگون رو بخونم...

‫آژرگ کی‌تاموشتی.

‫جسارت نباشه جیدن، ولی یکم خشک می‌نویسه.

‫اتاق‌هامون مشخص شد.

‫- من هیچ‌وقت اتاق نداشتم. ‫- با هم شریکیه.

‫یعنی با بقیه؟ این دقیقاً خودِ...

‫هم‌اتاقی.

‫- ...فاشیسمه. ‫- نه بابا.

‫تازه با وجود هم‌اتاقی، آدم چطوری می‌تونه...

‫- سکس کنه؟ ‫- دقیقا منظورم همینه.

‫سعی کن با هم‌اتاقی جدیدت کل‌کل نکنی

‫حداقل تا ده دقیقه اول.

‫- کلاس می‌بینمت. ‫- فعلاً.

‫توی نقشه‌برداری ستارگان می‌بینمت، برات جا می‌گیرم.

‫راستش... هیچ‌وقت فرصت نشد ازت تشکر کنم

‫که کمک کردی از شر اون دزدای ‫دریایی فضاییِ قاتل خلاص بشیم.

‫باید اعتراف کنم، یه جورایی شجاع بودی.

‫نه؟ قهرمانانه همه رو نجات دادی.

‫اونم بعد از اینکه ما رو تو خطر مرگ انداختی.

‫خدا می‌دونه تا امتحانای میان‌ترم زنده می‌مونم یا نه.

‫این اتاق منه.

‫مال منم هست.

‫وایسا، یعنی ما با هم...

‫هم‌اتاقی‌ایم؟

‫نه.

‫می‌بینمت.

‫راستی یه نصیحت:

‫تا شش ماه اول با هیچ‌کس ردیف نکن.

‫اینجوری می‌فهمی کی واقعاً روانیه.

‫خداحافظ.

‫نصیحت حکیمانه‌ای بود.

‫- اوه، عمراً! ‫- ای بابا، شوخی‌ت گرفته؟

‫- نگهبان! نگهبان! این یکی رو نه. ‫- نه، اصلاً و ابداً. راه نداره.

‫- به هیچ وجه. ‫- تا ابد نه!

‫- نه! ‫- ازت متنفرم!

‫بخش آزمایشگاه‌های زیستی تقریباً آماده‌ست،

‫ولی این تأمین‌کننده‌ای که برای

‫نمونه‌های مخاطِ فرازمینی ازش استفاده می‌کنیم، اصلاً خلاقیت نداره. هیچی.

‫قبول دارم که نژاد آرنیوپولوس سگ‌جونه،

‫ولی خیلی خسته‌کننده و عادیه.

‫فرقی با فرنی نداره.

‫- باشه. ‫- اما اون نژاد کماگورا که

‫درخواست داده بودم، جون‌داره، آتیشیه.

‫- واو. ‫- اون بچه‌ها می‌تونن کلی چیز

‫- از یه همچین مخاطی یاد بگیرن. ‫- اومم.

‫نمی‌خوای جواب اون‌ها رو بدی؟

‫اوه، فدراسیون داره آماده می‌شه

‫تا مقر حکومتی جدیدش رو دوباره بسازه.

‫- آهان. نامیبیا هم کاندید شده. ‫- بله.

‫- سنگاپور چی؟ ‫- پاریس چطور؟

‫جایی که همیشه بوده. اونم جزو گزینه‌هاست.

‫- برگه درخواست رو داری؟ ‫- آره.

‫ممنون جناب صدراعظم. مخاطِ خسته‌کننده تو کتم نمی‌ره.

‫دکتر، من تقریباً هر کاری می‌کنم

‫تا این بحث تموم بشه.

‫امر شما دستورمونه، صدر اعظم. ‫- خیلی ممنونم.

‫- فعلاً. روز خوبی داشته باشی. ‫- باشه، فعلاً.

‫دو تا چیز دیگه. هیئت نمایندگی بتازوئیدها به زودی می‌رسن.

‫ما یه ناوگان از شاتل‌های فدراسیون رو فرستادیم

‫- به عنوان نشونه‌ای از حسن نیت. ‫- اومم.

‫مجمع ویژه شورای دیپلماتیک

‫تشکیل جلسه می‌ده و ما فردا شب هم یه مهمونی شام

‫- به افتخار اونا برگزار می‌کنیم. ‫- سلام.

‫- کارل. استنلی. ‫- سلام.

‫- درود. ‫- لاریندا.

‫تو بتازوئیدها رو وقتی که عضو فدراسیون بودن می‌شناختی.

‫چقدر احتمال داره دوباره برگردن؟

‫بعد از اون "سوختن" لعنتی، هر از دست دادنی ‫دردناک بود، ولی از دست دادن بتازوئیدها

‫واقعاً کفه ترازو رو جابه‌جا کرد.

‫واسه همین، فقط همین که ‫دارن میان خودش جای شکر داره.

‫- دقیقاً. ‫- اون مورد دوم چی بود؟

‫تو به ادکلن اعتیاد داری؟

‫اینا که به همه چی گیر می‌دن، چرا به این یکی گیر نمی‌دن؟

‫تو هم مثل یه موشِ واقعی زیر تختت خرت و پرت قایم می‌کنی.

‫- تازه، هیچ‌وقت نمی‌خوای تختت رو مرتب کنی؟ ‫- واسه چی باید این کارو بکنم؟

‫جدی می‌گم، انگار با یه حیوونِ طویله هم‌اتاق شدم.

‫راستی، کی به موز حساسیت داره؟

‫- اصلاً همچین چیزی وجود داره؟ ‫- آره ابله،

‫وجود داره!

‫دانشجوها؟

‫الان دقیقاً کجایید؟

‫سوال کنکوری نپرسیدم.

‫توی دفتر شما.

‫ها؟

‫جناب صدراعظم، ما دانشجوهای آکادمی ‫ناوگان ستاره‌ای هستیم که روی

‫سفینه "آتنا" خدمت می‌کنیم.

‫درسته. اگه یه بار دیگه یادتون بره،

‫جفتتون رو از دریچه خروجی پرت می‌کنم بیرون.

‫میر، خبردار وایستا یا بزن به چاک.

‫چی می‌خواید؟

‫ما نمی‌تونیم توی یه...

‫- ...اتاق باشیم. ‫- چرا؟

‫یه مشکل پزشکیِ به‌شدت خصوصیه.

‫- جدی؟ ‫- آره.

‫حساسیت شدید به فریادهای ایشون،

‫هر بار که یه جورابِ مچاله شده رو شوت می‌کنه

Star Trek: Starfleet Academy subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left