Page Eight

Page Eight

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Page Eight 2011 BRRip
A Commentary by asadi007
با تشکر از مترجم

Tags

brrip
Published on: 2011-12-14
Downloads: 57
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.آه! ما تا حالا همديگه رو نديديم

.دارم آشغال ها رو بيرون مي ذارم .اجباراً

مي خواييد من تا پايين پله ها ببرمشون؟- .نه، نه، نه، ممنون-

.خودم بعداً مي برمشون

من يه ساله که دارم اينجا زندگي مي کنم .ولي تا حالا چشمم به شما نيافتاده .من نانسي پيرپن هستم- .جاني واريکر-

حالتون چطوره؟- .خوشحال ميشم شما رو به صرف يه نوشيدني دعوت کنم-

.ولي به نظر مي رسه شما مهمون داريد

.دقيقاً

.به همين خاطر ازتون مي خوام بياييد تو

پس شما يه وب سايت راه اندازي کرديد؟

.درسته .يه جاييه که مردم مي تونن با هم ارتباط برقرار کنن

حرف زدن از طريق يه دستگاه .براي مردم آسون تر از حرف زدن مستقيمه

جدي؟

بهترين جا براي حرف زدن زن و شوهرها، داخل ماشينه .چون شونه به شونه ي هم مي شينن

.مجبور نيستن به همديگه نگاه کنن- شما اينو کشف کردي؟-

.در واقع مادرم اينو کشف کرده

اين قضيه جالبه ولي خبرهاي بدي برات دارم رالف .مي خوام بندازمت بيرون

منظورت چيه، همين الآن؟

تقصير منه. اصلاً يادم نبود به جاني قول دادم .که در مورد اين رمان صحبت کنيم

جاني رمان نويسه؟- .آره-

به اين زودي ها مي بينمت؟- .معلومه. بهت زنگ مي زنم-

.عالي شد که خونه ات رو ديدم

.آره

.منم از ديدنت خوشحال شدم

.اوه، خدا .منو ببخشيد. معذرت مي خوام

.لازم نيست معذرت خواهي کني فکر مي کنم شما اين مرد جوون رو دعوت کرديد .و بعد نظرتون عوض شده

.بله. همين طور بود- اين رمان مال کيه؟-

.خوشحال ميشم اگه بمونيد و يه گيلاس شراب با من بزنيد

.نمي تونم .بايد برم خونه

.چون من خارج از عُرفم

.بايد برام توضيح بدي

...خوب، خيلي وقته که کسي رو دعوت نکرده بودم و

تا حالا همچين اتفاقي براي شما افتاده؟

که يه دفعه بفهمي اشتباه کردي؟

!نه

پس

موقعي که اومديد شما رو ديدم

.انگار خدا شما رو فرستاده بود

.خيلي عجيبه که قبلاً هرگز شما رو نديدم

شما تنها زندگي مي کنيد؟

امشب بايد کار کنم .اگه اشکالي نداره

.اوه، خداي من .خيلي معذرت مي خوام

.اگه بازم اين اتفاق افتاد بهم زنگ بزن

.ديگه اتفاق نمي افته

به چي داري فکر مي کني، جاني؟

به چي داشتي فکر مي کردي؟

چرا ازم پرسيدي به چي دارم فکر مي کنم؟

.از يه مدير مسئول بعيده .کسي که رئيس منه

.فکر کردم جالبه .لازم نيست بهم بگي

.اصلاً هم جالب نيست .اونم تو يه آسانسور لعنتي

.خشمت رو کنترل کن، جاني

مي تونم از يه راه ديگه بفرستمت .اگه دوست داري

"من که ازت نپرسيدم، "تو چي فکر مي کني؟

.چون کله ي من پوکه .به همين خاطر

اوضاع اونقدر بده که ديشب رفتم خونه .رو نگاه کردم X Factor و

ديروز سه شنبه بود رو شنبه ها نشون ميده X factor .پس مي دونم داري دروغ ميگي

.دروغ نميگم .امتحانت مي کنم

.جيل- .صبح بخير، پسرا-

.نيم ساعت ديگه ميام سراغتون .تو دفتر کار جيل

.صبح بخير، مونا

.صبح بخير

.پس يه عالمه چيز اتفاق مي افته .يه عالمه ترافيک

اين يعني چي؟ تقاطع ها؟

.بين چيزاي ديگه

.اين ساختمون غرق اطلاعاته

.اطلاعات از گوش هامون داره مي ريزه بيرون

خب که چي؟- نکته ي دشوار اينه که عاقبت .کِي يه نفر يه چيزي بهت ميگه که مهم باشه

.واکنشي نداري

.اون فکر مي کنه مي تونه به من گستاخي کنه فکر مي کنه مي تونه هر جوري که دلش خواست با من رفتار کنه .چون هر دومون يه زن مشترک داشتيم

.قضيه ي من، مال خيلي وقت پيشه- .تو همه ي زن هات مال خيلي وقت پيشن-

لازمه جيل، حتماً در مورد زن هام بدونه؟- .همه در مورد زن هات مي دونن-

.بنابراين هدف من اينه .من هر دوي شما رو با هم صدا زدم

.مي خوام يه منبع رو با شما به اشتراک بذارم

و قبل از اينکه از اين جلوتر بريم .خدا خيلي هيجان زده ست

چرا خدا هيجان زده ست؟- ،حدس مي زنم خدا هم مثل همه ي وزراي داخلي ،وقتي يه پرونده ي فوق محرمانه رو بهش ميدن .نمي تونه جلوي خودشو بگيره

شما بايد اينو بخونيد و در موردش فکر کنيد يه لحظه صبر کن

"آمريکايي ها هم پيمان ما هستن"

.هيچ وقت از دست اين توهم اذيت نشدم- جاني به روابط خاص اعتقاد نداره، مگه نه؟-

اونا اون چيزي نيستن که تو گفتي، همکاران مشترک هستن؟

.حتي تو هم نمي توني از همين حالا ادعا کني که اينو خوندي

.چشمم به کلمات خاصي افتاد .نتيجه گرفتم که قراره به خاورميانه برگرديم

.ما هميشه تو خاورميانه ايم

.من از شغل هاي ايماني خوشم نمياد .کلاً چيزاي مربوط به ايمان رو دوست ندارم

خودت هنوز ايمان نداري، جاني؟

.خورشيد صبح طلوع مي کنه .مي خوام ساعت شش يه نوشيدني بزنم

.اين ايمان منه- جدي؟ خيلي از مردم به کليساي تو ميان. ها؟-

.بيشتر مردم. بيشتر مردم به کليساي من اعتقاد دارن

.وقتي کاملاً اونو خونديد، دلتون مي خواد با من حرف بزنيد

.اين کشور در خطره .خطر جدي

.مشکل ما اينه که هميشه نمي تونيم ماهيت خطر رو بهتون بگيم

اگه بگيم، اطلاعات محرمانه رو افشا کرديم ...و اين چيزي نيست که من مايل باشم

اينجا يه ذره تنگه، نه؟- اين رستوران يه ذره تنگ نيست؟ .رولو-

من فکر کردم اينجا به خاطر حرفه اي ها- جاي سوزن انداختن نيست؟ .واسه همين ساعت 11:30 غذا مي خوريم-

.هيشکي ما رو نمي بينه، به غير از دوست هاي تو

حالت چطوره، جاني؟

من خوبم، رولو. خودت چطوري؟- .دارم سعي مي کنم به شغل جديدم عادت بگيرم-

.اميدوارم بتوني در مورد يه تحقيق کمکم کني

چه تحقيقي هست؟

.اسمش نانسي پيرپنه

.اسم قشنگي داره

چيزي در موردش مي دوني؟- قراره قبل از اينکه ناهار بخوريم، بريم سراغ کار؟-

.در حين ناهار خوردن ميريم سراغ کار

بهم اجازه نميدي اولش يه نوشيدني بزنم؟

.خوش تيپ شدي- .ممنون-

...شما خودتون خيلي خوش قيافه ايد

هنوز از تک نفره کار کردن خسته نشدي؟

...چه باربا

.داره وزن زياد مي کنه- .مبارکه، تو خبر داري-

.تو در مورد شغل جديدم ازم نپرسيدي

اونچه رو که نوشتي خوندم- .ولي بعضي جاهاش رو نفهميدم جدي؟-

مگه تو عقل کل نيستي؟ درجه اي دانشگاهي ست در بريتانيا "double first" اصطلاح) .و به کساني اعطا مي شود که در دو رشته موفقيت کسب کنند (براي مأنوس بودن ترجمه، آن را عقل کل معني کردم

.راستش من زرنگ نيستم، رولو .من چيزي رو که بهش "مغز درجه يک" ميگن، ندارم .تو درجه يک بودي

.آره. ببين کجا رسيدم

.من روزنامه نگارم- .تو يه روزنامه نگاري که هنوز براي ما کار مي کني-

جدي؟- مگه حقوق نمي گيري؟-

با اين حقوق چيکار مي تونم بکنم؟ يه خونه تو تاسکني بخرم؟

کِي؟ با کي؟

با يه گارسون؟

نمي توني بري و يه کم آمارش رو در بياري؟

من تو بخش خارجي کار مي کنم چرا بايد علاقه اي به نانسي پيرپن داشته باشم؟

.پس مي دوني اون کيه- .تو هميشه سريع بودي، جاني-

.به اندازه ي کافي زرنگ نبودي، ولي هميشه سريع بودي

انگليس يه کشور کوچيکه، مگه نه؟- .تو بهم بگو-

.منظورم اينه که چند فرهنگيه، بدون شک

.اسم خيلي از پاپتي ها، شده شاه و ملکه

.ولي در واقع چيزي عوض نشده .به دست همون جماعت قبلي داره مي چرخه

جدي؟ .نمي دونم کي انگليس رو مي چرخونه

.بانکدارها اين کارو مي کردن و حالا ببين چه بلايي سرشون اومده

من دارم ميگم، هنوز مردم زيادي به نام هاي .بارون و واريکر و پيرپن وجود دارن

.نانسي تو دمشق به دنيا اومده .پدرش متخصص زبان و فرهنگ عربيه

چه جور عربي؟

عشق صحرا، يه چيز تو اين مايه ها؟ لورنس عربستان؟

چرا مي خواي بدوني؟- .چون در موردش کنجکاو شدم-

چه جور کنجکاوي؟

نمايش نامه نويسي؟ اون نمايش نامه نويسه؟

.اون داشت آشغال ها رو بيرون مي ذاشت .وانمود کرد که برخورد ما تصادفيه

تو چاپلوسي نکردي؟

.نه

پرونده در مورد چيه؟ نمي خواي نشونم بدي؟

مي دوني؟

!(فکر نمي کنم بخوام (نشونت بدم

اين چه وضعشه؟ .اونا ميگن بايد يه رمز عبور جديد بگيرم .ايني که به من دادن موقتيه

چه خبرته؟- مي خواي از کوره در بري؟-

.معلومه که نمي خوام از کوره در برم- آخرين بار کي از کوره در رفتم؟ .تاريخ 7/7-

...دقيقاً. از کوره در رفتم چون بمب گذارهاي انتحاري، 56 نفر رو

تو خيابون هاي لندن کشتن و ما حتي به خيالمونم نمي رسيد... .که قراره اين اتفاق بيافته

.من به خاطر اينکه رمز عبورم مسدود شده از کوره در نرفتم

.نه .تو واقعاً شيريني

کي رمزها رو عوض مي کنه؟ کي دستور ميده رمزها رو عوض کنن؟

فکر مي کني کي؟

نظرت در مورد پرونده چيه؟

نظرم در موردش چيه؟- .آره-

.هنوز تمومش نکردم .هنوز مطلب رو نگرفتم

لازم نيست اشاره کنم که به هيچ وجه .اين پرونده نبايد از اداره بيرون بره

.نظام پايه ي طلا

.نمي دونستم مياي

قول داده بودم ميام، درسته؟- .فکر مي کردم رفتي خارج-

کي اينو بهت گفت؟- .مامان-

.مامان اينو گفت .اون هميشه مي دونه تو کجايي

مي دونه؟ از دنياي ماورا الطبيعه، نه؟

عالم غيب؟

.بابا- .دخترم-

.بايد اينو برام توضيح بدي

مي خواي بعدش بريم شام بخوريم؟

.فکر کردم پسراي زيادي تو صف وايستادن. واسه غلامي .گفتم حتماً نمي خواي با من شام بخوري

نمي خوام؟

.من بيشتر از تو از اين چيزا متنفرم

.سلام، جاني- مکس، خداي من، تو اينجا چيکار مي کني؟- .کلکسيون مي زنم-

.آثار دختر مشهورت رو کلکسيون مي کنم

در واقع، تنها چيزي که تو رو به من مي رسونه ...يه خانواده ي ارزشمنده

هنوز همون جاي سابقي؟- .معلومه که آره. ازش خوشم مياد-

چرا بايد عوضش کنم؟ تو چي، مکس؟

دفاع؟ تدارکات دفاعي؟

.تنها شغلي که هيچوقت متحمل ضرر نميشه .بدون رکود و ثبات

.راستي اين روزا يه کم پول واسه جشن جمع کردم

.منو نگاه نکن، من غير سياسي ام

تو غير همه چيزي، مگه نه جاني؟

.يه روزي مجبور ميشي يکي از جناحها رو انتخاب کني

.يادت باشه، مردم وسط راه کشته شدن

دعوت نامه ي من به دستت رسيد؟- .نمي دونم، رسيد؟ يادم بيار-

.برات نوشتم، تجديد ديدار هم دانشگاهي ها- .اوه، آره، فکر کنم يه چيزي به دستم رسيد-

.يه کارت بهم بده، بهت زنگ مي زنم- .من کارت ندارم-

.من وب سايت دارم

.بيدار شو، جاني

.قرن 21ه

.بازم شما

.به نظر مي رسه تو همه جا هستي

چرا تعجب کرديد؟ .کارم اينه. آشنايي با مردم

.از جمله دختر شما

.خوشکله

اين کارم منه، يادتونه؟ .مردم رو در دسترس قرار بدم

بگذريم، چطور شد که نانسي از رمان شما خوشش اومد؟

تا حالا چندتا رمان نوشتيد؟

چرا مي خواي بدوني؟

.دارم ازتون سؤال مي کنم .ازتون يه سؤال شخصي پرسيدم

.اولين رمانمه

...خب

.نگفتي نظرت چيه

.نه- چرا نه؟-

.اينطوري به من نگاه نکن- چرا نه؟-

More Farsi Persian subtitles for Page Eight

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left